«شهناز شهبازی» بازیگر سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به شرایطی که موجب دور ماندن وی از فضای حرفهای شده است، اظهار داشت: این انتخاب خودم نبوده؛ چیزی نبود که من تصمیم بگیرم که دیگر نمیخواهم کار کنم یا میخواهم از این فضا دور باشم. تصمیم شخصی من نبود. یکسری عوامل و شرایطی که در سینما و تلویزیون و حالا پلتفرمها که پدیده جدیدتری هستند، به وجود آمد و من متأسفانه خانهنشین شدم. متأسفانه مورد بیمهری تلویزیون هم قرار گرفتیم؛ سینما که جای خود دارد.
او ادامه داد: واقعاً میتوانم بگویم هزار دلیل دارد و در عین حال نمیدانم دلیلش چیست. خیلی به این موضوع فکر میکنم. انگار یک قانون نانوشته در این حرفه وجود دارد؛ شما مدتی کار میکنید، حالا نمیگویم خیلی پرکار بودم، اما کار میکردم، بعد انگار یک نیروی نامرئی تصمیم میگیرد که دیگر نباشی، کنار بروی و دیگر نخواهند با تو کار کنند. خیلی عجیب است.
بازیگر سریال های «روزگار قریب» و «ستایش» با اشاره به سابقه فعالیت خود در سینما و تلویزیون بیان کرد: شغل من همین است و شغل دیگری ندارم. از سن کم وارد این حرفه شدم. شاید سوپراستار یا چهره شاخصی نشدم، اما حداقل برای خودم کارنامه خوبی دارم و همین موضوع دلگرمکننده است.
وی افزود: قبل از اینکه ازدواج کنم، با خیلیها کار کردم؛ با کارگردانان برجستهای مثل آقای عیاری و خیلیهای دیگر. در کارنامهام هم کارهای خوبی دارم. وقتی به کارنامهام نگاه میکنم، میبینم حداقل پنج کاری که انجام دادهام، از کارهای ماندگاری بودهاند که بعد از این همه سال همچنان در آیفیلم و جاهای دیگر تکرار میشوند.
شهبازی با اشاره به برخی آثار تلویزیونی خود تصریح نمود: «خانه سبز»، «روزهای زندگی»، «هزاران چشم»، «خانه به دوش» و «روزگار قریب» از جمله آثاری هستند که در آنها حضور داشتم. در «روزگار قریب» نیز دومین همکاری من با آقای عیاری بود و پیش از آن در «هزاران چشم» با ایشان همکاری کرده بودم.
این بازیگر با اشاره به برخی برداشتهای نادرست درباره همکاریهای حرفهای خود اظهار داشت: خیلی به گوشم خورده که من را جایی معرفی کردهاند و آدمهایی که آنجا بودند، گفتهاند: «خانم شهبازی با کسی کار نمیکند و فقط با همسرش کار میکند.» در حالی که اصلاً صحت ندارد. قبل از اینکه ازدواج کنم، با خیلیها کار کردم؛ با کارگردانان برجستهای مثل آقای عیاری و خیلیهای دیگر.
بازیگر فیلم های سینمایی «دختران خورشید» و «مرد بارانی» در ادامه با اشاره به دور ماندن چندساله خود از فضای حرفهای و تغییر نسل عوامل سینما و تلویزیون گفت: الان نزدیک دو سه سال است از این فضا دورم و یک نسل جدید از عوامل پشت صحنه وارد سینما و تلویزیون شدهاند؛ بهخصوص دستیاران کارگردان که ممکن است سن کمتری داشته باشند، کارهای من را ندیده باشند و اصلاً من را نشناسند. بنابراین من از این گردونه خارج میشوم.
این بازیگر ادامه داد: کسانی هم که پیشکسوتتر هستند و قبلاً با آنها کار کردهام، حالا خودشان کارگردان شدهاند و آدمهای معروفی هستند؛ آن هم جای خود دارد. یک جورهایی دیگر انگار اصلاً من را نمیشناسند.
شهبازی با تأکید بر اینکه این وضعیت تنها مختص او نیست، بیان کرد: موضوع دیگری هم هست که فقط مختص من نیست. خیلی از دوستانی که از من پیشکسوتترند و بسیاری از بازیگران قدرتمند، سالهاست در خانه نشستهاند، بدون اینکه دلیل مشخصی داشته باشد.
بازیگر مجموعه تلویزیونی «خانه به دوش» با اشاره به تغییر معیارهای انتخاب بازیگر و ورود چهرههای فعال در فضای مجازی به عرصه بازیگری اظهار داشت: یادم هست یک سال به دفتری رفتم. چند نفر از این اینفلوئنسرها و بلاگرها وارد شدند. اصلاً نمیخواهم درباره این افراد ذهنیت خاصی ایجاد کنم یا توهینی داشته باشم؛ فقط میخواهم بگویم چه شرایطی به وجود آمده بود و عوامل چطور تلاش میکردند برای آنها نقش پیدا کنند تا بازی کنند.
وی افزود: به نظر من این موضوع به امثال ما که بیحاشیه هستیم و اهل هیچ داستانی نیستیم، خیلی آسیب زد. اینستاگرام به نوعی بلای جان امثال ما شد. این افراد ممکن است تجربهای در بازیگری نداشته باشند. البته من خودم در اینستاگرام بسیاری از بلاگرهای درستحسابی و باسواد را که حرفی برای گفتن دارند دنبال میکنم و نمیخواهم خدای نکرده به کسی توهین کنم. مسئله من معیار انتخاب است.
این بازیگر با انتقاد از بیتوجهی به سابقه و رزومه حرفهای بازیگران گفت: این خیلی فاجعه است و معیار بسیار اشتباهی است. هیچکس نمیپرسد رزومهات چیست، با چه کسانی کار کردهای، چند سال است فعالیت میکنی و چقدر از عمر و جوانیات را برای این حرفه گذاشتهای. اینها برایشان معیار نیست. انگار هرچه آدم بیربطتر باشد، در این حرفه جایگاه بهتری پیدا میکند و اصلاً نگاه نمیکنند که تو چطور و چقدر کار کردهای.
«شهناز شهبازی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: الان من در ایران هستم، زنده و سالمم، آماده کارم، اما هیچکدام از دوستان قدیم و جدید تماس نمیگیرند که بگویند دوست داریم با تو همکاری کنیم و سر کار بیایی. این روالی است که همیشه وجود داشته. قسم میخورم اگر همین فردا اتفاقی برای من بیفتد و دیگر چشم باز نکنم، نمیدانید چطور اینستاگرام بعضیها پر میشود از عکسها و خاطراتی که با من داشتهاند؛ اینکه «من سر فلان کار با او بودم» و از این حرفها. اما الان که هستم، هیچکس سراغم را نمیگیرد. فردای اتفاق همه یادشان میافتد که شهبازی هم هست، فلانی هم هست و... متأسفانه این خصلت این حرفه است.
ارسال نظر