«رضا مقصودی» فیلمنامه نویسبا سابقه سینما که در جدیدترین اثر خود نگارش فیلمنامه یک انیمیشن را به عهده گرفته بود با اشاره به اقتضائات مخاطب کودک اظهار داشت: مخاطب اصلی انیمیشن، کودک و نوجوان است. کودک و نوجوان نگاهش به محیط و اطراف خود با نگاه بزرگسالان فرق میکند. طبیعتاً نگاهی که ما بزرگسالان به مصائب و مسائل اطرافمان داریم، آنها ندارند. آنها خیلی ساده نگاه میکنند و شاید بیدغدغهتر و بیمشقتتر به مسائل نگاه کنند. سایه مسائل جانبی که در کشور وجود دارد، آنطور که بر ما بزرگسالان میافتد، بر آنها نمیافتد. حتی در مورد جنگ هم مثل ما فکر نمیکنند؛ خیلی آنی میترسند و آنی هم حالشان خوب میشود. در نتیجه، ما به شکل دیگری به این مخاطب نگاه میکنیم و برای او اثر تولید میکنیم.
نویسنده انیمیشن سینمایی «دلاوران هفت دریا» در مورد اینکه چطور فیلمنامه می تواند به عنصری برای رقابت با انیمیشن های باکیفیت بین المللی در دسترس کودکان قرار بگیرد؛ تصریح نمود: به هر حال، در سینما اگر قرار باشد با بزرگان سینمای دنیا رقابت کنیم، باید چیزی برای ارائه داشته باشیم. در مورد تکنولوژی، فناوریهای روز و این مسائل، ما خیلی حرفی برای گفتن نداریم. البته در سالهای اخیر اتفاقاتی افتاده و گامهایی برداشته شده است. بچههای بسیار خوبی کار کردهاند و به نظر من آثار خیلی خوبی ساختهاند و بعضی از آنها نیز جالب بودهاند، اما به هر حال ما در این زمینه چند گام عقبتر از آنها هستیم.
وی تاکید کرد: در بخش دیگری، بهخصوص در زمینه مضمون، پرداخت و داستان، میتوانیم حرفهایی برای گفتن داشته باشیم. میتوانیم داستانهای جدیدی داشته باشیم و از زوایای جدیدی به مسائل نگاه کنیم. اگر در این بخش حرفی برای گفتن داشته باشیم، احتمالاً میتواند برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب باشد.
مقصودی در پاسخ به چرایی ضعف فیلمنامه در آثار کودک بیان کرد: اصلاً یک بحث اساسی در زمینه فیلمنامه در کشور داریم؛ چه در حوزه کودک و نوجوان و چه در حوزه بزرگسال. ما در فیلمنامهنویسی با یک مسئله اساسی مواجهیم و یکی از بخشهای آن این است که سراغ اقتباس نمیرویم. گویی اساساً اقتباس کردن در سینمای ایران تبدیل به یک تابو شده که نباید به آن نزدیک شد.
او ادامه داد: من هم در این زمینه مسئله دارم، چون سفارش فیلمنامه را از تهیهکننده میگیرم. هیچ تهیهکنندهای تا به حال حتی یک اثر به من پیشنهاد نداده که بگوید بیا این را اقتباس کن. یک بار، حتی یک بار، در طول ۳۰ سال فعالیت فیلمنامهنویسی من، یک تهیهکننده، تلویزیون یا هر جای دیگری به من نگفته است که فلان اثر را اقتباس کن. این موضوع دلیل دارد. در حالی که در همین ایران و در همین کشور، قصههای خوبی برای کودک و نوجوان نوشته میشود که اگر دستمایه تولید یک اثر انیمیشن قرار بگیرد، میتواند به یک کار موفق تبدیل شود.
این نویسنده با اشاره به اینکه چطور اقتباس می تواند مشکلات فیلمنامه در سینمای کودک را مرتفع سازد؛ اظهار داشت: یکی از مسائل اصلی همین است؛ چون به هر حال نویسندهای که برای کودکان قصه میپردازد، کار تخصصی انجام میدهد و متخصص این حوزه است. ما میتوانیم اثر او را بگیریم و به قالب دیگری تبدیل کنیم. اما کسانی که سفارشدهنده کار در این زمینه، بهخصوص در بخش دولتی هستند، هیچوقت این کار را انجام نمیدهند. یا حداقل در مورد من، چنین اتفاقی نیفتاده است که بگویند این اثر را بگیر و اقتباس کن.
وی افزود: نکته دیگر این است که ما در بخش سینمای جدی و سینمای بزرگسال، در عرصه فیلمنامهنویسی پیشرفتهای خوبی داشتهایم؛ اما در حوزه کودک و نوجوان، بهخصوص سینمای کودک و نوجوان، طی یک دهه اخیر افت شدیدی کردهایم. دیگر فیلم کودک و نوجوان نمیبینیم. شما ۲۰ یا ۳۰ سال پیش را ببینید؛ اصلاً یک ژانر سینمای کودک و نوجوان داشتیم و برای آن جشنواره برگزار میشد. در جشنوارههای جهانی برای فیلمهای کودک و نوجوان جایزه میبردیم، اما سالهاست که در جشنوارههای بینالمللی، فیلمهای کودک و نوجوان ما جایزهای نمیگیرند.
این فیلمنامه نویس با بیان این مطلب که جشنواره بینالمللی اصفهان هم دیگر صرفاً برگزار میشود که بگوییم زنده است؛ تصریح نمود: فیلمی برای آن نداریم و حاضر نیستیم در حوزه کودک و نوجوان سرمایهگذاری کنیم. البته شرایط روز هم مؤثر است. دسترسی به فیلم آنقدر فراوان شده و امکان تماشای فیلم برای مردم آنقدر آسان شده است که تولید فیلم برای این مخاطب بسیار سخت است.
او ادامه داد: ۳۰ سال پیش پلتفرمی وجود نداشت، تعداد کانالهای تلویزیونی پنج یا شش کانال بیشتر نبود و ما اجازه ورود فیلم خارجی به ایران را هم نداشتیم و واردکنندهای وجود نداشت. در نتیجه، مخاطب فقط فیلم ایرانی میدید و هر چیزی که جلوی او قرار میگرفت، تماشا میکرد. امروز هر لحظه که اراده کنند، فیلم سینمایی خارجی در دسترسشان است.
«رضا مقصودی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: ساختن فیلم برای مخاطب کودک و نوجوان کار سختی است. مخاطبی که دیگر حوصله ندارد و مینشیند اینستاگرام نگاه میکند و فیلمهای یکدقیقهای، دهثانیهای و پنجثانیهای میبیند. خود من اگر در اینستاگرام فیلمی را ببینم که ۳۰ ثانیه باشد و به ۳۵ ثانیه برسد، ردش میکنم؛ چون حوصلهاش را ندارم. اینستاگرام در این جامعه بیحوصلگی ایجاد کرده است. مخاطب دیگر حوصله ندارد و اصلاً نمینشیند؛ حتی ممکن است به سینما هم نرود.
ارسال نظر