دوشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹ - ۱۵:۵۸

نویسنده چهل سالگی در گفتگو با خبرگزاری سینمای ایران:

"نگار" قهرمان خاموش چهل سالگیست

مصطفی رستگاری-نویسنده

مصطفی رستگاری: در چهل سالگی، شخصیت" فرهاد" هدایت کننده کنش هاست و "نگار" قهرمان خاموش داستان است.

رستگاری به خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت: زمانیکه رمان چهل سالگی از سوی علیرضا رئیسیان به منظور اقتباس سینمایی پیشنهاد شد ، نگران نتیجه کار و نوع عکس العمل مثبت یا منفی خانم طباطبایی بودم اما ایشان پس از اولین نمایش فیلم در سینما فرهنگ از آنچه که تبدیل به یک اثر سینمایی شده بود ابراز رضایت کردند.
وی افزود: من در مرحله اقتباس تلاش کردم تا پیرنگ اصلی شخصیت ها و خط اصلی داستان حفظ شود با در نظر گرفتن این مسئله که یک اثر اقتباسی تنها در کلیت به رمان وفادار است و هنگام تبدیل شدن به اثری تصویری قطعا اجزایی به آن افزوده می شود.

دلالت در سینما مبتنی بر تصویر است
رستگاری در ادامه تصریح کرد: تفاوت ادبیات و سینما در این است که در ادبیات دلالت بواسطه کلمات اتفاق می افتد و در سینما بواسطه تصویر، به بیان دیگر در ادبیات کلمات با مکانیزم تحلیل سرو کار دارند . در سینما فیلمی که بر اساس رمان ساخته می شود در برخورد اول برای تماشاگری که داستان مکتوب اثر را خوانده باشد غریب است زیرا ، به ازای تک تک خوانندگان یک رمان تصویر سازی ذهنی از فضای قصه وجود دارد و زمانی که این قصه توسط یک تفکر واحد تبدیل به فیلم می شود این تصاویر ذهنی بعضا مغشوش می شود و این یک سیر طبیعی است اما دراما در زبان یونانی به معنای کنش است تنها چیزی که از درون شخصیت ها برونی می شود و در قالب تصویر قابل روایت است و من خط طلایی و دراماتیک چهل سالگی را تشخیص داده و شروع به روایت تصویری داستان نمودم.
چهل سالگی همچون "پادشاه و کنیزک" مفاهیم ازلی را مطرح می کند
وی اظهار داشت: در برخورد نخست با رمان "چهل سالگی" داستان "پادشاه و کنیزک "به ذهنم متبادر شد این قصه مفاهیم بزرگ و ازلی را مطرح می کند ، دوری و نزدیکی عشق انسانی و عشق الهی ، بحث قضاوت و حقیقت . و چهل سالگی پتانسیل روایت این موضوعات را داشت.

در چهل سالگی عنصر" تصادف" آزار دهنده نیست
نویسنده فیلمنامه "چهل سالگی" افزود:
حضور فرهاد در پرونده نگار شاید به نوعی تصادف باشد اما آزاردهنده نیست این حضور زمینه ساز آشنایی این دو شده است زمانی تصادف آزار دهنده می شود که خارج از منطق درام و غیر منتظره باشد . شاید در مقایسه، بازگشت نامزد قبلی نگاربه کشور زمانیکه تبدیل به آهنگساز مشهوری شده است و حضور همزمان نگار در اداره موسیقی و سپردن مدیریت برنامه های وی به نگار تصادفی تر باشد اما در درام عنصر تقدیر نقش بسیار مهمی دارد ، قهرمان در عالم واقعیت به مصاف واقعیت می رود و برخلاف عالم خیال و معنا که در آن دوری و نزدیکی وجود ندارد و همه چیز حاضر است، آدم ها در عالم ماده زمان می برد که به آن اتفاق نهایی برسند.
 
فرهاد پس از صحبت با استاد، خودش را به یک جریان روان ناگزیر می سپارد چنانکه در فصل نخستی که دستش را از فرمان اتومبیل بر می دارد تصادف می کند و بار دوم به جای قدم زدن در راه ، اینبار راه است که او را با خود می برد و فرهاد به این سیر تن می دهد. و در سکانس پایانی با ضربه چکش دادگاه فیلم در این محکمه به پایان می رسد که البته به صلاحدید آقای رئیسیان صحنه نواخته شدن موسیقی به عنوان فینال کار انتخاب می شود.

شخصیت های "چهل سالگی" در حال رسیدن به بلوغند
درام نیاز به واسطه دارد و دختربچه نیز در اینجا به عنوان یک واسطه عمل می کند در رمان ، این دختر 20 ساله است در واقع تجسم دوران جوانی زن اما در تصویر این دختر در آستانه بلوغ قرار گرفت و در کنار او نیز سایر شخصیت ها همچون فرهاد از ورای محکمه ای که تشکیل داده و نگار و حتی همکار نگار نیز رفته رفته به یک بلوغ شخصیتی از جنس آگاهی می رسند .فرهاد هدایت کننده کنش داستان است و در درام بار کنشی درام را بر عهده دارد و نگار قهرمان خاموش داستان است . در فصل پایانی وقتی نگار از حضور در کنسرت امتناع می کند و در برابر آائینه نشسته و همزمان با گروه در سالن شروع به نواختن می کند در حقیقت یک همزمانی معنوی اتفاق می افتد .
آدم های "چهل سالگی" به شدت ایرانیند
زمانی یک درام موفق عمل می کند که بومی باشد فرهاد و نگار داستان همچون الگوی زن و مرد تعریف شده ایرانی عمل می کنند شاید دستگاه شنود یک عکس العمل منطقی مرد ایرانیست همچنین امتناع نگار از حضور در کنسرت بر خلاف پذیرش اولیه نیز چنین است
انتهای پیام/الف


ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.