چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۳

تابوشکنی مرحله ای در سینمای ایران (۱)

سینمایِ شهوت برانگیز یا شهوت برانگیزیِ سینما؟!

تابوشکنی مرحله ای در سینمای ایران (۱)

سینماپرس: صنعت سینما از نخستین سال‌های ورود خود به ایران، اساس کار خود را برای جذب مخاطب، بر اصل تابوشکنی قرار داده است؛ تابوشکنی‌ای که به صورت مرحله‌ای گسترده می‌شود و این همه در حالی است که گذر از تابوهای اخلاقی و دینی مهمی که نشان از برنامه‌های پنهان و آشکار قدرت های سلطه گر، در دوران قبل از انقلاب اسلامی داشته و با  سوء مدیریت نهادهای متولی سینمایی در دوران پس از انقلاب، شرایط فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور را امروزه به وادی ولنگاری فرهنگی کشانده است.

سید وصال مهدوی / هر فرهنگ و جامعه ی زبانی، در بطن خود دارای مجموعه‌ای از تابوها (Taboo) می باشد؛ مجموعه ای از رفتارها، گفتارها یا امور اجتماعی که برطبق رسم و آیین یا مذهب و ... که بنا به فرهنگ آن جامعه و ارزش‌ها و نگرش‌های آن متغیر می باشد. به عنوان مثال تابوهای زبانی (Linguistic Taboo) و یا خوردنی‌های تابو (Food Taboo) در میان مسلمانان با تابوهای زبانی و یا تابوهای غذایی مردم غیرمسلمان ساکن در آمریکای جنوبی یا اروپا از تفاوتی ویژه برخوردار می باشد و این در حالی است که عموم تابوهای اجتماعی (Social Taboo) و بالاخص تابوهای رفتاری (Behavior Taboo) نیز به همین ترتیب بوده و بسته به فرهنگ هر جامعه، تابوهای رفتاری آن جامعه با جوامع دیگر متفاوت بوده و در برخی موارد از اختلافات جدی برخوردار می باشد و این همه درحالی است که می توان تابوهای مشترکی بین جوامع مختلف را نیز یادآور شد.



البته باید توجه داشت که تابوشکنی (Breaking Taboo) در ذات خود نه امری مثبت و نه منفی است. به عبارتی دیگر اگر تابوشکنی نسبت به امری خیالی و زاییده تفکری غیرمنطقی و نتیجه پذیرش بی چون و چرای تعبد بدون تفکر باشد؛ حتی میتواند با در نظر گرفتن بایدهای جامعهشناختانه امری مثبت تلقی شود و اما اگر شکستن تابو نسبت به تجربیات عملی و علمی یک جامعه که برگرفته از تفکر و یا تعبد منتج شده از تفکر صورت بگیرد، امری مذموم و مغرضانه تلقی شده و در این موارد است که شکستن تابوهای یک جامعه را می بایست در صورت های مختلف تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ فرهنگی، قتل عام فرهنگی و ولنگاری فرهنگی مورد توجه و ارزیابی قرار داد و در مجموع میتواند به عنوان کارویژه ی اصلی نفوذ فرهنگی (Cultural Influence) تصور شود.



قطعا روی سخن این نوشتار شکستن تابو (Breaking Taboo) در جوامع مختلف به همین طریق دوم آن است؛ یعنی تابوشکنیای که نتیجه سلیقه افراد خاص و یا سیاستهای خاص است و نه نتیجه فرآیندهای علمی و فقهی صحیح و برگرفته از تفکرات یک جامعه و این گونه از تابوشکنیها است که در قاعده نفوذ فرهنگی (Cultural Influence) سبک زندگی مردم آن جامعه را به کُل تغییر میدهد و تجربه ثابت کرده است این گذر از تابوهای اخلاقی و مذهبی میتواند مضرات جبران ناپذیری را در آن جامعهها پدید آورده و در نهایت به استحاله فرهنگی و هویتی یک جامعه منتج گردد.




تاریخ هنری در جای جای دنیا نشان داده است که گذر از تابوها در جامعه هنری خطی بی‌پایان دارد که به محض شکسته شدن تابوی کوچکی در مقطعی زمانی، بلافاصله در سال‌های بعد می‌توان انتظار آن را داشت که تابوهای بزرگتری همراستا با تابوی قبلی شکسته شوند و این اصل خدشه ناپذیر وجودی را میتوان در پدیده بزرگ قرن بیستم، یعنی صنعت سینمای جهان به خوبی ملاحضه و مشاهده نمود.



بر این اساس سینمای اوایل قرن بیستم سینمای محترمی شمرده میشد و این احترام تا به آن سطح بود که نسل اولیه تهیه کنندگان و کارگردانهای مطرح صنعت سینمای جهان همچون آلیس گی بلاش (Alice Guy-Blaché)، دیوید دی (David di Donatello Award)، دی دبلیو گریفیث (D. W. Griffith)، سیسیل بی دمیل (Cecil B. DeMille) و... محل اقتباس‌ آثار سینمایی خود را کتاب مقدس (Bible) میشمردند و سعی میکردند سبک زندگی مردم و توده های مختلف اجتماعی را همراه با توصیههای اخلاقی به سمت انسانست بیشتر رهنمون باشند و اما این همه در حالی بود که پس از گذشت چندی، تابوشکنیهای پی در پی فیلمها که متناسب با نیازهای جامعه  ی برآمده از نظامات انسان محور و مادی گرای چپِ سوسیال و راستِ لیبرال موجب شد تا اعتراضاتی هر چند محدود را در سطح کلیسا ایجاد و برخی از روحانیون ارشد مسیحی را به موضع گیری در باب برخی آثار سینمایی کشاند.



فیلم سینمایی اکستازی (Ecstasy) محصول سال ۱۹۳۳ میلادی، که در ایران با عنوان خلسه معرفی گردید، نخستین اثر سینمایی شاخص در صنعت سینمای جهان بود که صراحتا اعمال جنسی را بر روی پرده نقره ای سینما به تصویر درآورد و به نمایش عمومی گذاشت.



فیلم سینمایی اکستازی (Ecstasy) در روزگار خود اقدام تابو شکنانه ی ویژه ای بود که به نویسندگی و کارگردانی گوستاف ماخاتی (Gustav Machatý) صورت پذیرفت؛ یک فیلم درام رمانتیک که به سه زبان آلمانی، چکی و فرانسوی، در کشور چکسلواکی تولید گردیده بود و طی آن بازیگر زن یهودی الاصل این اثر سینمایی، یعنی هدی لامار (Hedy Lamarr)، که در نقش همسر یک پیرمرد ایفای نقش می نمود؛ برای نخستین بار به عنوان یک بازیگر زن سینما در مقابل دوربین به صورتی کاملا برهنه تصویر گردید و سکانس های مختلفی از برهنگی او در حال دویدن در جنگل  و همچنین تصویر نمای نزدیک وی در حالت اُرگاسم و ... در مجموع سبب شد تا این اثر سینمایی به عنوان شاخصه ای از برای تابوشکنیهای گسترده ی بعدی در صنعت سینمای جهان مبدل گردد.



فیلم سینمایی اکستازی (Ecstasy) با توجه به ساختار تابوشکنانه ی خود در ترسیم صحنه های شنیع و مستهجن جنسی که تا به آن زمان در صنعت سینمای جهان بی سابقه بود؛ اگر چه در ابتدای اکران عمومی خود به سرعت از پرده سینماهای ایالات متحده و برخی سینماهای دیگر در سراسر جهان به پایین کشیده شد؛ اما کمتر از هفت سال طول کشید تا تغییر رویکرد نظارت و ارزشیابی آثار سینمایی در آمریکا سبب شود تا این اثر شاخص سینمایی، بار دیگر بر سَردَر سینما های آمریکا قرار گرفته و به جذب مخاطب گسترده در گیشه های فروش سینما  در ایالت های مختلف بپردازد.




بر این اساس برهنگی یکی از نخستین تابو هایی بود که به صورت آهسته و بدون اینکه نهادهای فرهنگی و اجتماعی متوجه اتفاق تدریجی آن در عالم فیلم و در صنعت سینما باشند، شکسته شد و این همه در حالی است که بدون شک شکست قُبح و تابوی ترسیم اعمال جنسی در رسانه-صنعت و هنر سینمای همهگیر آن روزها، برای سردمداران صنعت پورن بهترین راهکار تبلیغات ایدئولوژیهای بازاریشان به حساب میآمد و مخاطبان این فیلمها را هرچه بیشتر به سمت سبک زندگیای که آنها در سر میپروراندند، رهنمون میساخت.



البته شکستن تابو (Breaking Taboo) و از بین بردن قُبح و شکست خط قرمزهای عرفی و شرعی توسط فیلمهایی در ژانرهای متنوع سبب شد تا به مرور زمان، نهادهای روانشناسانه و جامعهشناسانه را هم به مقابله با برخی آثا و تولیدات سینمایی وادار ساخت و در مجموع مطالبه این نهادها جهت تصفیه فیلمها و آثار سینمایی کار را به جایی رساند که نظام ریتینگ (Rating system) به عنوان راهکاری ابتدایی و البته بسیار کارآمد از برای جوامع مختلف فرهنگی، جهت کنترل این دست تابوشکنیها، به کار گرفته شد.



یکی از جمله فراگیر ترین نظامات ریتینگ، سیستمی است که توسط انجمن تصاویر متحرک آمریکا (Motion Picture Association of America (MPAA)) مورد استفاده قرار می گیرد؛ سیستمی که به درجه‌بندی فیلم‌ها و مجموع تولیدات سینمایی در ایالات متحده اختصاص داشته و تمامی خروجی صنعت سینمای آمریکا را در شش سطح و گروه اصلی G؛ PG؛ PG-۱۳؛ R و در نهایت NC-۱۷ تفکیک و دسته بندی می نماید.



درجه G عنوان اختصاری از برای سطح General Audiences می باشد و عنوانی است که در سال ۱۹۶۸ میلادی مورد قرارداد نظام ریتینگ سینمای آمریکا واقع گردید و تا به امروز از برای آثاری مورد استفاده قرار می گیرد که از قابلیت تماشای عمومی برخوردار بوده و همه سنین، بدون هیچ گونه محدودیتی قادر به تماشای این فیلم‌ها می‌باشند.



درجه PG عنوان اختصاری از برای سطح Parental Guidance Suggested می باشد و از سال ۱۹۷۲میلادی از برای آثاری مورد مورد قرارداد نظام ریتینگ سینمای آمریکا واقع گردید که از قابلیت تماشای عمومی برخوردار نبوده و تصمیم‌گیری در مورد تماشا و یا عدم تماشای این آثار بر عهده والدین می باشد.



درجه PG-۱۳ عنوان اختصاری از برای سطح Parents Strongly Cautioned می باشد و محصولات و تولیدات سینمایی را با هشدار جدی به والدین در مورد تماشای آن مواجه می سازد؛ عنوانی که از سال ۱۹۸۴ میلادی، عموما به فیلم هایی اطلاق می شود که با وجود آنکه حاوی خشونت، سکس و برهنگی نمی باشند، اما در مجموع به سبب وجود صحنه های عاشقانه و همچنین سکس پنهان و یا مصرف مواد مخدر و ...، تماشای آن از برای جوانان کمتر از ۱۳ سال نامناسب ارزیابی می شود.



درجه R عنوان اختصاری از برای سطح Restricted می باشد و سطح هشدار جدی تری را از برای تذکر به والدین و خانواده ها مطرح می سازد؛ عنوانی که از سال ۱۹۶۸ میلادی به آثاری اطلاق می شود که اصولا تماشای آن از برای جوانان و نوجوانان از محدودیت ویژه ای برخوردار است و بالاخص جوانان زیر سن ۱۷ سال موظف هستند تا به همراه والدین و به طور کل سرپرست خود، به تماشای آن بنشینند و عموما فیلم ها را شامل می شود که حاوی کلمات رکیک، خشونت، سکس و نمایش استعمال مواد مخدر و ... می باشد.



درجه NC-۱۷ عنوان اختصاری از برای سطح Adults Only می باشد و عنوانی است که از سال ۱۹۹۰ میلادی مورد قرارداد نظام ریتینگ سینمای آمریکا تا به امروز از برای آثاری مورد استفاده قرار می گیرد که به هیچ عنوان قابلیت تماشای عمومی از برای افراد زیر سن ۱۷ سال برخوردار نمی باشد و به سبب مناظر واضح سکس یا کلمات ناخوشایند و یا خشونت زیاد و ... دارای ممنوعیت مطلق تماشا از برای جوانان می باشد.




اما در این میان صنعت سینما در ایران نیز تا حدودی مسیری مشابه با آن‌چه گذشت را پیمود و به این ترتیب سینما از نخستین سال‌های ورود خود به ایران، اساس کار خود را برای جذب مخاطب، بر اصل تابوشکنی قرار داده است؛ تابوشکنیای که به صورت مرحله‌ای گسترده میشود و می‌توان از آن با عنوان اصل تابو شکنی مرحلهای یاد کرد و این همه در حالی است که گذر از تابوهای اخلاقی و دینی مهمی که نشان از برنامههای پنهان و آشکار قدرت های سلطه گر، در دوران قبل از انقلاب اسلامی داشته و با  سوء مدیریت نهادهای متولی سینمایی در دوران پس از انقلاب، شرایط فرهنگی و بالاخص سینمایی کشور را امروزه به وادی ولنگاری فرهنگی کشانده است.



ادامه دارد...