سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۶

نقد شفاهی فیلم های در حال اکران؛

«بمب؛ یک عاشقانه» فیلمی نارس و ناکامل و «کلمبوس» و «میلیونر میامی» ۲ شبه کمدی ناموفق دیگر هستند

بمب؛ یک عاشقانه-کلمبوس-میلیونر میامی

سینماپرس: جبار آذین منتقد و مدرس سینمای کشور همزمان با اکران ۳ فیلم سینمایی «بمب؛ یک عاشقانه» به کارگردانی پیمان معادی، «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی و «میلیونر میامی» به کارگردانی مصطفی احمدی گفت: بمب؛ یک عاشقانه» فیلمی نارس و ناکامل که حتی یک ترقه عاشقانه هم نیست و «کلمبوس» و «میلیونر میامی» ۲ شبه کمدی ناموفق دیگر هستند که ترکیب فیلم های نازل و سطح پایین شبه کمدی در سینمای کشور را کامل تر کرده اند!

این منتقد سینما در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: پیمان معادی بازیگر و کارگردانی با استعداد است. حضور او در برخی آثار متفاوت و گاه متمایز و جایزه آور سینمایی او را جزو سینماگران قابل اعتنای کشور قرار داده است. او در عرصه بازیگری، غیرکلیشه ای ظاهر شده و متفاوت بودن فیلم هایی که در آن ها ایفای نقش کرده به شهرتش افزوده است.

وی ادامه داد: پیمان معادی پس ازکارگردانی نخستین فیلم سینمایی قابل تامل خود «برف روی کاج ها» در فیلم تازه و دومش از طریق سینما نقبی به گذشته زده، به خاطره بازی پرداخته و نوستالژی خود از دوران دفاع مقدس و شرایط اجتماعی و جامعه آماج موشک ها و هواپیماهای بعثی آن روزگار را به تصویر سینما کشیده است. سال ۶۶ و جنگ، در فیلم معادی بستر و بهانه ای است تا او راوی یک ماجرای عاشقانه نارس و ناکامل باشد؛ ماجرای عشق به سردی گراییده یک زوج جوان به دلیل یک سوءتفاهم!

آذین سپس با بیان اینکه با آنکه کارگردان «بمب؛ یک عاشقانه» تمام بضاعت و تلاش خود را برای بازآفرینی شرایط اجتماعی دهه ۶۰ با صحنه سازی های شبیه آن دوران به کار برده است، اما مصنوع بودن فضاسازی های خانه و خیابان، از سر و روی فیلم می بارد اظهار داشت: همین تصنعی بودن صحنه آرایی ها به باور فیلم و آدم ها خدشه وارد کرده است. بزرگترین مشکل فیلم پیمان معادی، نداشتن داستان است و چون فیلم او فاقد قصه است، فیلمساز کوشیده با ۳ روایت کمتر متصل به یکدیگر روایت عشق یخ زده میترا و ایرج، روایت عاشقانه آن دختر و پسر نوجوان در پناهگاه و روایت مدرسه، فیلمش را جمع وجور کند ولی روایت های پا در هوای فیلم، نتوانسته اند به مقبولیت، جذابیت و باورپذیری ذوب شدن یخ های قهر وآشتی ایرج ومیترا بینجامند.

این مدرس سینما خاطرنشان کرد: از همین رو فیلم، به جز قهر وآشتی این زوج، آن هم بدون هیچ گونه توضیح داستانی وتصویری، چیزی برای گفتن ندارد. بدون داستان بودن این فیلم باعث شده است تا فیلمنامه این اثر دارای ساختار منسجم و محکم دراماتیک نباشد، پردازش شخصیت ها ناقص رها شود و فیلم از جذابیت لازم برخوردار نباشد.

وی تأکید کرد: فیلم دوم معادی، گرچه فیلم بدی نیست لیکن در میان فیلم های قصه گو جای چندانی ندارد وصرفاً تجربه ای برای فیلمساز در ساخت آثار بدون قصه و متکی  به روایت است، اما چون از بازی ها و کارگردانی قوی برخوردار نیست و در پرداخت کامل وتاثیر گذار و جذاب روایت ها هم به توفیق نرسیده است، جایگاهی شاخص در کنار فیلم های مهم و ماندگار ایرانی ندارد.

آذین سپس به نقد یکی دیگر از فیلم های روی پرده پرداخت و گفت: نام ششمین فیلم سینمایی هاتف علیمردانی، بدون هیچ شباهت محتوایی و ساختاری، یادآور درام آمریکایی «کلمبوس» ساخته کوگونادا است. کارنامه سینمایی علیمردانی، از نظر مضمون و گونه سینمایی متنوع است. درمیان کارهای او از کارگردانی فیلم برای کودکان تا آثار اجتماعی به چشم خورد.
وی افزود: این سینماگر جوان این بار در تازه ترین فیلمش، شانس و توانایی های خود را در حوزه کارگردانی فیلم های کمدی محک زده است. از همین رو «کلمبوس» او یک جورهایی در ردیف کمدی های اجتماعی رایج سینمای کشور محسوب می شود. با این ویژگی که کارگردان این فیلم کوشیده برای توفیق در گیشه، از هر چیز که  بتواند در «کلمبوس»، ایجاد شوخی و خنده کند، استفاده کرده است. این گونه است که در این فیلم از روابط و شوخی های کلیشه ای و امتحان پس داده فیلمک های داخلی و آثار کمدی تجارتی آمریکایی بهره گرفته شده است.
آذین ادامه داد: «کلمبوس» با آنکه در کمدی سازی، مانند اکثر فیلم های شبه کمدی روی پرده این روزهای سینمای بدون در و پیکر ایران، فاقد نوآوری و خلاقیت است و جز تکرار موقعیت ها، دیالوگ ها و خنده سازی هایی که مشابه آن را در سایر فیلمک های مدعی کمدی دیده ایم، چیزجدیدی ندارد اما بسان عده ای از نازل سازان، سعی نکرده با لودگی و تمسخر و هجو مناسبات خانوادگی و اجتماعی، برای خود مشتری جذب کند با این همه چون ازخلاقیت و نوگویی نشان ندارد و از سطحی و پیش پا افتاده ترین موضوع ها و شوخی ها استفاده کرده است جایگاهی مناسب در میان اندک کمدی های خوب سینمای ایران ندارد.
این منتقد با تأکید بر اینکه استفاده تبلیغاتی از تصویر تبلیغاتی «ترامپ» هم  در ازدیاد تماشاگر برای «کلمبوس» تاثیرگذار نبوده است اظهار داشت: به کارگیری بازیگرانی مانند فرهاد اصلانی، سعیدپورصمیمی و هانیه توسلی با آنکه بازیگرانی توانا هستند ولی کمدین نیستند و در ایفای نقش های کمدی استعداد مناسب از خود نشان نداده اند و همچنین ضعف آگاهی و نشناختن مولفه ها و مختصات گونه سینمای کمدی و فیلمنامه و کارگردانی متوسط از «کلمبوس» فیلمی ساخته است که همه چیز در آن یافت می شود به جز طنز و کمدی هدفمند و نشاط آور وسرگرم کننده!
وی خاطرنشان کرد: کمدی سازی، تخصص و سواد و تجربه، فیلمنامه کمدی و کمدین می خواهد و فیلم علیمردانی این عناصر و عوامل را ندارد. سینمای کمدی ایران برای رهایی از نازل بودن، کلیشه و درجا زدن به کمدین، کمدی نویس و کمدی ساز نیاز دارد. «کلمبوس» هر آنچه راکه می توانست در گیشه ضامن فروش فیلم باشد در خود جای داده است و با آنکه ممکن است در غیبت آثار خوب کمدی در سینمای ایران، بدون مشتری نباشد اما مادر چندقلو های ناقص شبه کمدی است!

این منتقد سینما سپس به نقد فیلم «میلیونر میامی» پرداخت و اظهار داشت: فروش میلیاردی برخی فیلم ها و فیلمک های طنز و شبه کمدی در بازارمکاره  مافیا زده اکران سینمای بدون صاحب کشور، سبب گسترش تب کمدی سازی و دامن زدن به توهم میلیاردر شدن سینماگران با سابقه و بدون سابقه سینمایی وکمدی سازی شده  است بدون آنکه هیچ گونه کوششی از سوی این نوع فیلمسازان برای رهایی از نازل سازی و ساختن آثار استاندارد و قوی و جذاب کمدی به چشم بخورد.

وی افزود: مصطفی احمدی هم از جمله سینماگرانی است که در دام کمدی سازی گیشه ای افتاده است. او که پیشتر فیلم «نزدیک تر» را ساخته است، فیلم دوم خود را در ژانر کمدی کارگردانی کرده است. «میلیونر میام»، نام فیلم جدید روی پرده او است. فیلمی که به تأسی از تب تند بازار کمدی فروشی و تقلید از کمدی سازان گیشه ای ساخته شده است.  

آذین متذکر شد: «میلیونر میامی» با بازی متوسط چهره های شناخته شده بازیگری کشور از جمله: حمید فرخ نژاد، طنازطباطبایی، صابر ابر و آتیلا پسیانی، بدون هیچ نوع نوآوری و قدرت بازیگری در نقش های پرداخت نشده و داستانی کم مایه تولید شده است. این فیلمک هم پر از دم دست ترین شکل ها و شیوه ها، موقعیت ها، حوادث سطحی و رخدادهای قلقلکی به اصطلاح خنده داراست و سعی  شده با ادا و اطوار و شکلک و حرف ها و شوخی های کلیشه ای، تماشاگرسرگرم و شاید جیب او خالی شود.

وی در پایان گفت: «میلیونر میامی» یک فیلمک شبه کمدی حادثه ای زیر متوسط گیشه ای است و ویژگی و امتیازقابل بحثی ندارد. احمدی و «میلیونر میامی» اش، قربانی نامدیریتی و بی سر وسامانی سینما و تسخیر بازار اکران توسط فیلمک های بازاری بدون هنر و محتوا و نازل شبه کمدی شده است. این فیلمساز هم بدون حساب و کتاب، درون استخر خالی از آب کمدی سازی شیرجه زده است!