شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷

«علی اکبر ثقفی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«سینما» تبدیل شده به یک فضای «فردگرایانه»/ «مدیر سینمایی» باید «دغدغه» داشته باشد/ «اهالی سینما» سراغی از همکاران خود نمی‌گیرند و حال یکدیگر را نمی‌پرسند

علی اکبر ثقفی و مهدی میامی در مراسم تشییع پیکر مرحوم خسرو امیرصادقی

سینماپرس: «علی اکبر ثقفی» با انتقاد از عملکرد مدیریت سینمایی کشور و بیان این مطلب که مدیر سینمایی باید دغدغه داشته باشد؛ گفت: بخش عمده فعالیت مدیریتی ما به صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش و اعمال ممیزی محدود شده است. نه در اقتصاد فیلم به تهیه‌کننده مشاوره داده می‌شود، نه زمانی که یک فیلم با مشکل مواجه می‌شود، حمایت جدی صورت می‌گیرد و نه وقتی یک هنرمند خانه‌نشین می‌شود و سال‌ها بیکار می‌ماند، کسی سراغ او را می‌گیرد و می‌پرسد چه وضعیتی دارد و چه کاری می‌تواند انجام دهد.

«علی‌اکبر ثقفی» تهیه‌کننده و کارگردان سینما در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سینماپرس، با بررسی وضعیت کنونی سینمای کشور و با انتقاد از عملکرد مدیریتی سینما در بوجود آمدن شرایط فعلی، اظهار داشت: بخش عمده فعالیت مدیریتی ما به صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش و اعمال ممیزی محدود شده است. نه در اقتصاد فیلم به تهیه‌کننده مشاوره داده می‌شود، نه زمانی که یک فیلم با مشکل مواجه می‌شود، حمایت جدی صورت می‌گیرد و نه وقتی یک هنرمند خانه‌نشین می‌شود و سال‌ها بیکار می‌ماند، کسی سراغ او را می‌گیرد و می‌پرسد چه وضعیتی دارد و چه کاری می‌تواند انجام دهد.

تهیه کننده فیلم سینمایی «های کپی» با بیان این مطلب که وضعیت مدیریت در سینما شبیه برق ایران شده است؛ مدیران مدام می‌آیند و می‌روند؛ تصریح نمود: اگر بخواهم روشن‌تر مثال بزنم، مدیری می‌آید و با اطمینان می‌گوید «من صددرصد این وضعیت را درست می‌کنم». مثل یک تریلی یخ است؛ وقتی می‌آید، پر است و وقتی می‌رود، یخ‌ها آب شده و چیزی باقی نمانده است. بعد وقتی می‌پرسید شما که گفته بودید این زیرساخت‌ها را درست می‌کنید، پاسخ می‌دهد: «من دیگر مسئول نیستم.» و همه‌چیز دوباره به مسئول بعدی واگذار می‌شود.

وی افزود: در یکی از همین نهادها، بنیاد فارابی، ۲۵ فیلم ساخته شده است. خب خروجی این ۲۵ فیلم چه بوده! حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان برای این فیلم‌ها هزینه شده، اما فیلم‌ها کجا هستند! کدام‌یک از این آثار موفق بوده‌اند! چه کسی پاسخگوست! در حالی که اگر بخش خصوصی بخواهد حتی یکی از این فیلم‌ها را بسازد، ممکن است کاملاً متضرر شود.

ثقفی متذکر شد: مدیر سینمایی باید دغدغه داشته باشد. باید برای هر حوزه کارگروه تشکیل دهد و پیگیر نتیجه کار باشد. مدیران میانی که زیرمجموعه مدیران ارشد هستند، طبیعتاً بدون داشتن مسیر و اختیار مشخص نمی‌توانند تصمیم‌های اساسی بگیرند. رئیس سازمان سینمایی یا رئیس صداوسیما باید مسیر را مشخص کند، بگوید چه کاری باید انجام شود و خودش هم برای آن وقت بگذارد.

تهیه کننده فیلم سینمایی «روسی» با بیان این مطلب که باید شرایطی ایجاد کنیم که اگر قرار است مثلاً برای یک فیلم هزار میلیارد تومان هزینه شود، اشکالی نداشته باشد، اما هم‌زمان ۵۰۰ میلیارد تومان هم برای تولید ۱۰ فیلم دیگر اختصاص پیدا کند؛ اظهار داشت: با ۵۰۰میلیارد میتوان ۱۰ فیلم دیگر ساخته شود. مشکل این است که تمام سرمایه و توجه را روی یک یا چند پروژه متمرکز می‌کنیم و از تولید آثار متنوع و ایجاد فرصت برای فیلم‌سازان دیگر غافل می‌شویم.

این سینماگر با اشاره به ورود سرمایه های مشکوک به سینما، بیان کرد: به نظر من تهیه‌کننده واقعی کسی است که حاضر باشد دست در جیب خودش کند و برای تولید فیلم سرمایه‌گذاری کند. اما امروز یک‌سری پول‌های بادآورده وجود دارد و بعضی افراد هم به واسطه نفوذ یا ارتباطات خانوادگی به منابع مالی دسترسی پیدا می‌کنند و وارد این حوزه می‌شوند.

او ادامه داد: بعضی بانک‌ها هم، نمی‌دانم دقیقاً با چه سازوکاری، به برخی افراد منابع مالی می‌دهند. مثلاً اگر پدر من مدیر یا صاحب یک بانک باشد، طبیعی است که تهیه‌کننده‌ها و کارگردان‌ها برای ارتباط گرفتن با من و استفاده از این منابع مالی تمایل بیشتری داشته باشند. البته جذب سرمایه برای سینما به خودی خود اشکالی ندارد و اتفاقاً اگر بتوانیم سرمایه جذب کنیم و آن را وارد سینما کنیم، بسیار خوب است. مسئله این است که این سرمایه چگونه و با چه منطقی وارد سینما می‌شود.

ثقفی همچنین با اشاره به چالش‌های تأمین مالی سینما و دلایل کاهش فعالیت بخش خصوصی در شرایط کنونی، تصریح نمود: منابع مالی سینما از کجا تأمین می‌شود! بخشی از این منابع از سوی بخش خصوصی تأمین می‌شود، ولی باید بگویم حدود ۹۰ درصد بخش خصوصی عملاً گوشه‌ای نشسته‌اند و ریسک نمی‌کنند. در مقابل، یک‌سری فیلم‌های پروپاگاندا نیز با حمایت‌های دولتی ساخته می‌شوند که در آنها لزوماً بازگشت سرمایه مسئله اصلی نیست. مثلاً بنیاد فارابی بودجه‌ای اختصاص می‌دهد و فیلم ساخته می‌شود.

وی افزود: در چنین شرایطی، تهیه‌کننده عملاً با ریسک جدی مواجه نیست و چه‌بسا در روند تولید، بخشی از بودجه نیز نصیب خودش شود. بنابراین بخش دولتی با استفاده از پول بیت‌المال و امکاناتی که در اختیار دارد، فیلم تولید می‌کند، اما بخش خصوصی به‌سختی می‌تواند در این شرایط دوام بیاورد. اگر بخواهم خیلی صریح بگویم، از هر ۱۰۰ فیلم شاید تنها ۱۰ فیلم بتوانند سرمایه خود را برگردانند.

تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی «کوچه ژاپنی‌ها» و «وحشی» عدم ارزیابی تخصصی و مشخص، پیش از تولید فیلم های سینمایی را از عوامل هدررفت منابع مالی بخش خصوصی عنوان کرد و تصریح نمود: اگر بخواهیم انگیزه شناسی سرمایه گذاری در این فیلم ها را بررسی کنیم متوجه میشویم ابتدا آنها فکر میکنند سرمایه فیلم بر میگردد. گاهی یک نفر فیلمش را به جشنواره‌ای می‌دهد و تصور می‌کند فیلمش در آنجا اول می‌شود. یا در محافل خودشان از فیلم تعریف می‌کنند و می‌گویند «کولاک کرده‌ام». چند نفر هم که شناخت چندانی از فیلم ندارند، مدام از آن تعریف می‌کنند و می‌گویند فیلم فوق‌العاده است. اما وقتی فیلم وارد اکران می‌شود، مشخص می‌شود که در عمل جواب نمی‌دهد.

وی افزود: از طرف دیگر، ما استاندارد مشخصی برای فروش فیلم نداریم. فیلم باید از نظر موضوع و داستانی که روایت می‌کند، به‌روز و متناسب با مسائل جامعه باشد. یکی از مشکلات سینمای ما این است که اساساً آسیب‌شناسی نمی‌کنیم. معمولاً صبر می‌کنیم اتفاقی رخ بدهد و بعد به فکر چاره بیفتیم.

تهیه کننده فیلم سینمایی «مردی که اسب شد» با اشاره به تاثیر درآمدهای هنگفت هنرمندان از محل تبلیغات و افول کیفیت نقش آفرینی آنها در سینما، اظهار داشت: وقتی فردی ۱۰ میلیارد تومان برای یک محصول هزینه می‌کند تا یک سوپرهنرپیشه محصولش را تبلیغ کند، یا ۲۰ میلیارد تومان می‌دهد تا از یک بازیگر برای تبلیغ استفاده کند. طبیعی است که چنین بازیگری دیگر حاضر نباشد در یک فیلم کم‌بودجه بازی کند و با یک دستمزد معمول و معقول کار کند.

ثقفی با بیان این مطلب که ما بازیگری داریم که سالانه در چند فیلم بازی می‌کند و برای یک فیلم مثلاً ۱۵ میلیارد تومان دستمزد می‌گیرد؛ اظهار داشت: در حالی که با همین ۱۵ میلیارد تومان بعضی تهیه‌کنندگان می‌توانند سه فیلم بسازند. اینکه چنین وضعیتی به معیار سینمای ما تبدیل شده، واقعاً یک فاجعه است. البته منظورم این نیست که فروش فیلم اهمیت ندارد، اما امروز حتی برخی تهیه‌کنندگان وقتی پیشنهاد ساخت یک فیلم به آنها داده می‌شود، نمی‌پرسند فیلم‌نامه چیست، آن را بخوانند یا درباره محتوای آن بدانند. اولین سؤالشان این است که فیلم چقدر می‌فروشد و چه کسی در آن بازی می‌کند.

این سینماگر با انتقاد از عدم وجود ساز و کاری مشخص برای دستمزدهای بازیگران در سینما، تصریح نمود: ما یک‌سری بازیگر داریم که اگر یک بازیگر در مقطعی مورد توجه قرار بگیرد، ناگهان همه به سمت او می‌روند. در واقع، مسیر مشخصی برای پرورش بازیگر وجود ندارد که فردی از نقطه‌ای شروع کند و با یک چشم‌انداز مشخص به یک بازیگر موفق تبدیل شود.

وی افزود: در حالی که بازیگران بسیار خوبی داریم که دستمزدهای پایینی دریافت می‌کنند. برای مثال، خانم گلچهره سجادیه را ببینید. در فیلم «دندان مار» چه بازی درخشانی داشته است. شاید امروز به اقتضای سن نتواند نقش زن اول را بازی کند، اما می‌تواند یک مادر بسیار خوب را بازی کند. یا خانم ثریا قاسمی که تا سال‌های اخیر هم بازی‌های بسیار خوبی داشتند.

ثقفی تاکید کرد: مشکل اینجاست که امروز ملاک ما دیگر کیفیت بازیگری نیست؛ ملاک اصلی فروش است. همین مسئله باعث شده بازیگران جدید فرصت پیدا نکنند. در حالی که ما بازیگران بسیار خوبی داریم. در همه حوزه‌ها یک دوره‌ای وجود دارد. حتی اگر یک فرمانده بسیار خوب باشید، بالاخره روزی بازنشسته می‌شوید. اگر رئیس بانک یا استاد دانشگاه خوبی باشید، باز هم یک روز باید جای خود را به فرد دیگری بدهید. سینما هم همین است و این چرخه باید ادامه پیدا کند. امروز گاهی می‌بینیم فردی که ۵۰ یا ۶۰ سال سن دارد، همچنان نقش یک جوان ۳۰ ساله را بازی می‌کند. این مسئله را در فیلم‌ها می‌بینیم و دلیل اصلی آن هم فروش است؛ چون تصور می‌کنند مخاطب به واسطه حضور آن بازیگر بیشتر به سینما می‌آید.

این سینماگر با انتقاد از فضای حاکم بر نگرش اهالی سینما و هنرمندان کشور تصریح نمود: ما سینماگران هم در این وضعیت خیلی مقصریم. بعضی از ما حتی چشم دیدن یکدیگر را نداریم و متأسفانه گاهی از شکست همدیگر لذت می‌بریم. این مسئله هم یکی از مشکلات سینمای ماست.

او ادامه داد: وفاق در سینما وجود ندارد. اگر کسی فیلمی می‌سازد و فیلمش فروش نمی‌کند، بعضی‌ها بیشتر خوشحال می‌شوند. یا اگر یک هنرمند از گردونه سینما خارج شود، متأسفانه می‌بینیم که خیلی‌ها ناراحت نمی‌شوند. اصلاً اهالی سینما سراغی از همکاران خود نمی‌گیرند و حال یکدیگر را نمی‌پرسند.

«علی اکبر ثقفی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: سینما تبدیل شده به یک فضای فردگرایانه یا به گروه‌های خاصی که فقط به دنبال منافع خودشان هستند. این خیلی بد است. مثلا وقتی هنرمندی فوت می‌کند، همه می‌روند، آن هم بیشتر به خاطر اینکه بتوانند در آنجا عکس بگیرند و دوباره خودشان را در فضای مجازی وایرال کنند. این واقعاً یک درد در سینماست. در حالی که باید یک جریان و همدلی در سینما وجود داشته باشد. الان سینما به چند شاخه تقسیم شده است؛ یک عده و تعداد خاصی هستند که فیلم‌های پروپاگاندا و آثار پرهزینه می‌سازند و دولت هم به آنها سرویس می‌دهد، اما بخش عمده اهالی سینمای خصوصی، عملاً بیکار هستند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.