پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

«حکمرانی نخبگان» یکی از اصلی‌ترین آموزه‌های «مکتب امامت»/ چگونه «الیت‌ها» با رزایل اخلاقی عهده‌دار مدیریت در «نظام سکولار» می‌شوند؟!

مکتب امامت در تقابل با سکولاریسم

سینماپرس: واژه «نُخبه» بر مفهوم «گزینش» ، «برگزیدگی» و «تمایز از میان یک مجموعه» دلالت دارد. البته این واژه در خواستگاه اصلی خود یعنی زبان عربی صرفاً به معنای «افراد باسواد» یا «فرهیخته» نیست و «النُّخبة»  به «گروهی از افراد» اشاره دارد که به اعتبار ویژگی، جایگاه، تخصص یا نقش اجتماعی، در شمار «برگزیدگان یک جامعه» قرار می‌گیرند.

محمدرضا مهدوی‌پور/ گذشت ۱۱۸۸ سال قمری از آغاز امامت «آخرین امام معصوم» به عنوان «حجت الله الاعظم» فرصتی مغتنم بود تا طی سلسله یادداشت‌هایی باعنوان «نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم»» در حد بضاعت خود و از «منظر فرهنگی» به مرور ادوار پنج‌گانه در عصر رهبری «بقیه الله الاعظم روحی فداه» مبادرت نماییم. یادداشت‌هایی که در شماره پیشین آن به مناسبت سالروز شهادت «حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها» به موضوع «الگوی چند وجهی «زن تراز» و پرچم‌دار تقابل با پروژه انحرافی در «مکتب امامت»» اشاره شد و حالا در ادامه و به مناسبت فرارسیدن ۱۰ مهرماه به عنوان «روز نخبگان» به مرور و بازخوانی چند نکته دیگر خواهیم پرداخت:

۱/ واژه «نُخبه» بر مفهوم «گزینش» ، «برگزیدگی» و «تمایز از میان یک مجموعه» دلالت دارد. البته این واژه در خواستگاه اصلی خود یعنی زبان عربی صرفاً به معنای «افراد باسواد» یا «فرهیخته» نیست و «النُّخبة» به «گروهی از افراد» اشاره دارد که به اعتبار ویژگی، جایگاه، تخصص یا نقش اجتماعی، در شمار «برگزیدگان یک جامعه» قرار می‌گیرند. پس اگر چه معادل دقیق «نخبگان» در عربی معاصر «النُّخَب» است؛ اما «النُّخبة» نیز برای اشاره به «مجموعه نخبگان» کاربرد دارد. مفهومی که در ادبیات اجتماعی و سیاسی معاصر، به‌ویژه در ترکیب‌هایی مانند «النخبة الفکریة» و «النخبة السیاسیة» و ... از معنایی گسترده‌تر برخوردار شده است. به همین جهت است که در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی غربی، واژه «الیت» (Elite) یا «اِلیـتس» (Elites) دقیق‌ترین معادل برای «نخبگان» محسوب می‌شود. واژه‌ای که با اصالت فرانسوی «élite» وارد زبان انگلیسی شده و معنای «برگزیده» و «انتخاب‌شده» را دلالت می‌کند. از این منظر است که تمامی «پیامبران الهی» و «امامان معصوم» و در مجموع تمامی «متقین» و «اولیای الهی» به عنوان شخصیت‌های برجسته در طول تاریخ اسلام را می‌بایست در زمره «نخبگان» بر شمرد.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۲/ «نخبه» در ادبیات اسلامی و مبتنی بر آموزه‌های «مکتب امامت» به عنوان یک «توصیف ارزشی»، آن انسانِ صاحب استعدادِ پُرکارِ پُرتلاشی است که از «هدایت الهی» بهره گرفته باشد؛ گاهی هم خودش نمی‌داند که این «هدایت الهی» است امّا «هدایت الهی» است. این آنات و لحظات شگفت‌آوری که مکتشفین بزرگ عالم در آن لحظات به یک حقیقتی دست پیدا کردند، کار «خدا» است؛ اینها همان «هدایت الهی» است؛ جاذبه را کشف می‌کند، میکروب را کشف می‌کند و...؛ اینها همان «هدایت الهی» است. از این منظر «نخبه» به معنای واقعی کلمه یعنی انسان دارای استعداد، ‌دارای تلاش و برخوردار از هدایت و «توفیق الهی» زیرا «ایمان» به دلیل آنکه «وَ مَن یُؤمِن بِاللَّهِ یَهدِ قَلبَه» قطعا «هدایت» را به دنبال خودش می‌آورد و به همین دلیل است که اوّلین و بزرگ‌ترین مسئولیّت «نخبگی» شکر خدای متعال است که این نعمت استعداد را به «نخبه» داده است. «شکر» یعنی اوّلا «نخبه» بداند که «نخبگی» یک «نعمت» است و این «نعمت» از جانب «خداند تبارک و تعالی» است و از این جهت «نخبه» در قبال این «نعمت» مسئولیت دارید و آن مسئولیت این است که این «نعمت» را در جای خوداش که مورد رضایت «خداند تبارک و تعالی» است مصرف نماید.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۳/ «حکمرانی نخبگان» یکی از اصلی‌ترین آموزه‌های «مکتب امامت» است. آموزه‌ای که در الگوواره «سیاست اسلامی» به دنبال تحقق مدلی از حکمرانی و شکل دهی به نظامی است که در آن «نخبگان» نقش محوری را در «ساختار قدرت» بر عهده داشته و تصمیم‌گیری و اداره امور عمومی را عهده دار می‌باشند. مدلی که برخلاف نظام‌های مبتنی بر «دموکراسی» (Democracy) به دنبال «توزیع گسترده قدرت» و تمرکز بر نظرخواهی عمومی و میزان مشارکت جامعه در امر حکمرانی نیست و از این جهت است که این مدل از حکمرانی، بیش از آنکه صرفا بر مبنای «انتخاب عمومی» یا «برابری سیاسی» تعریف شود، با برخورداری از دانش، تخصص، شایستگی و مهمتر از همه به فعل رساندن ظرفیت‌های «تقوا» و میزان نیل و رسیدن به جایگاه و برخورداری از شانیت «انسان کامل» پیوند می‌خورد.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۴/ در نگرش سیاسی «مکتب امامت» میزان برخورداری از شأن و جایگاه «انسان کامل» عامل تعیین کننده در «حکمرانی نخبگان» محسوب می‌شود. بر این اساس «حکمرانی حقیقی» و برخوردار از مشروعیت لازم برای اداره امور انسان‌ها، در مرتبه نخست از آن «خداوند تبارک و تعالی» است و این امر در امتداد اراده و «فرمان الهی» در اختیار «پیامبران» و «اولیای الهی» قرار می‌گیرد. شخصیت‌هایی که به واسطه برخورداری از کمالات انسانی، معرفت الهی و شایستگی‌های معنوی، واجد صلاحیت هدایت و راهبری جامعه‌ می‌شوند. از این منظر است که ملاک «نخبگی سیاسی» در این مدل از حکمرانی، صرفاً دانش، تخصص، قدرت مدیریتی یا برخورداری از جایگاه اجتماعی نیست؛ بلکه میزان «قرب الهی» و تحقق کمالات انسانی و و برخورداری از مراتب و شانیت «انسان کامل» است و زیرا «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَیُؤتونَ الزَّکاةَ وَهُم راکِعونَ»!

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۵/ البته «حکمرانی نخبگان» به عنوان یکی از اصلی‌ترین آموزه‌های «مکتب امامت» از تفاوت‌های جدی با آنچه که در «علوم سیاسی غربی» از آن به عنوان «الیتوکراسی» (Elitocracy) تعبیر می‌شود برخوردار است. زیرا نظریه سیاسی «الیتوکراسی» در پیوند با دو مفهوم «شایسته‌سالاری» (Meritocracy) و «تکنوکراسی» (Technocracy) رقم خورده و در این میان «کمالات انسانی» از حیث برخورداری از مراتب و شانیت «انسان کامل» و میزان «قرب الهی» و ... حتی از کمترین جایگاهی در تعیین «صلاحیت حکمران» مبتنی بر این مدل از حکمرانی برخوردار نمی‌باشد. بر این اساس در «الیتوکراسی» صرفا قابلیت‌های فنی و تخصصی مورد ارزیابی واقع می‌شود و توجه به مراتب معرفتی، اخلاقی و معنوی مدیران و مسئولین در جامعه به عنوان امری حاشیه‌ای تلقی می‌شود. در این نگرش با فروکاستن انسان به مجموعه‌ای از توانایی‌های ابزاری، شان وجودی و ظرفیت‌های متعالی انسان را در فرآیند حکمرانی نادیده گرفته شده و اصل حکرانی به معیارهای محدود و مادی تقلیل مفهومی می‌یابد.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۶/ تفاوت اصلی میان «حکمرانی نخبگان» و «الیتوکراسی» را می‌بایست در تعریف متفاوت «مکتب امامت» از مفهوم «نخبگی» و تمایزات آن با تعریف «سکولاریسم» از این مفهوم جست‌وجو کرد. بر این اساس «نخبه» در «مکتب امامت» به عنوان انسانی مورد شناسایی واقع می‌شود که به سبب برخورداری از دانش، تخصص، استعداد یا توانمندی‌های ممتاز، در عرصه‌ای خاص از جامعه برجسته و اثرگذار شده است، انسانی که می‌تواند دارای صفات نیکو و یا رذایل اخلاقی مخصوص خود باشد و از این جهت در زمره «اولیای الهی» یا حتی در گروه «شیاطین انس و جن» مورد تقسیم و دسته بندی واقع شود. پس اگر چه اصل «نخبگی» به خودی خود، بیانگر نوعی تمایز و برتری در ظرفیت‌های انسانی می‌باشد؛ اما در «شریعت اسلام» ظهور و بروز این «نخبگی» در امر اداره جامعه و مدیریت عرصه‌های مختلف اجتماعی، اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و ... نیازمند ویژگی‌های دیگر و جایگاهی فراتر از مرزهای «نخبگی اجتماعی» و یا «نخبگی علمی» و ... است. ویژگی‌های مشخصی که موجب می‌شود تا «نخبه» خوداش را طلبگار از نظام نداند، طلبگار از مردم نداند، خودش را کسی بداند که می‌تواند به مردم خدمت کند و موظف است که این خدمت را در مسیر مورد رضایت «خداند تبارک و تعالی» انجام دهد.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۷/ «سکولاریسم» (Secularism) را می‌توان به نوعی «دین» و «مذهب بشری» و کاملا مادی و غیر الهی قلمداد نمود. «دینی مُدرن» که به تبیین «شریعتی غیر الهی» و کاملا «مادی» با ادعای خوشبختی انسان مبادرت می‌ورزد و از این جهت نظریه سیاسی «الیتوکراسی» یکی از اصلی‌ترین آموزه‌های «سکولاریسم» محسوب می‌شود. شریعتی که در آن شخصیت «الیت» (Elite) با هر میزان از رزایل فردی و اخلاقی در آن به «برانگیختگی» می‌رسد و در «راس امور» قرار می‌گیرد. جامعه‌ای که در آن شخصت‌های جنایتکاران و جنایت‌پیشه‌ای همچون «بنیامین نتانیاهو» و «دونالد ترامپ» و «جفری اپستین» و ... به عنوان «الیت» و «نخبگان» در آن «برانگیختگی» می‌شوند و اداره جوامع و مدیریت عرصه‌های مختلف اجتماعی، اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و ... را عهده‌دار می‌گردند.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

۸/ تمامی «متقین» و «اولیای الهی» در زمره «نخبگان» و انسان‌های ممتاز و برخوردار از شایستگی‌های لازم برای رهبری و هدایت جامعه در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و ... قلمداد می‌شوند؛ اما در مقابل، تمامی «نخبگان» را نمی‌توان در زمره «اولیای الهی» برشمرد. بر این اساس هر «نخبه» ای لزوما واجد شخصیت لازم برای قرار گرفتن در مقام و جایگاه «رهبری جامعه» نیست؛ چراکه معیار «نخبگی» از قید «الیت» بودن تنها برجستگی در توانمندی‌های انسانی می‌باشد و این در حالی‌ است که معیار «رهبری جامعه» بر اساس آموزه‌های «مکتب امامت» و مبتنی بر مدل الگویی «حکمرانی نخبگان» برخورداری از «تقوا الهی» و استمرار در پیگیری و تحقق اصول و فروع «شریعت اسلام» است.

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۵)

ادامه دارد ...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.