جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹

یونس شکرخواه:

مواجهه با رسانه‌های جدید نباید صرفا در سطح استفاده از ابزارها باقی بماند

دکتر یونس شکرخواه در آئین رونمایی کتاب حجت الله ایوبی در نشر ثالث

سینماپرس: یونس شکرخواه استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران و روزنامه‌نگار با تأکید بر ضرورت بازنگری در مفهوم «مرجعیت رسانه‌ای»، معتقد است: فراگیر شدن یک اصطلاح به معنای پذیرفته شدن و مشروعیت آن نیست و مفاهیمی مانند مرجعیت رسانه‌ای، بازنمایی و روایت باید دوباره در فضای ارتباطی امروز مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گیرند.

به گزارش سینماپرس، یونس شکرخواه در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایت‌سازی» مطالبی را عنوان کرده است که بر اساس آنچه در صفحه شخصی این استاد ارتباطات در فضای مجازی منتشر شده، مروری بر این اظهارات خواهیم داشت.

به گفته او، در زیست‌بوم رسانه‌ای معاصر دیگر نمی‌توان رابطه میان سوژه، رسانه و مخاطب را مانند گذشته تعریف کرد و فناوری‌های نوین، از هوش مصنوعی تا شبکه‌های اجتماعی، این رابطه را به طور اساسی تغییر داده‌اند.

ضرورت بازاندیشی در مفهوم «مرجعیت رسانه‌ای»

به باور وی «فراگیر شدن یک واژه یا اصطلاح، هرگز به معنای مشروعیت یا رسیدن به اجماع عمومی بر سر معنا و اعتبار آن نیست. نباید تصور کرد که با رایج شدن یک مفهوم در محافل مختلف، دیگر راه نقد و بازنگری بر آن بسته شده است؛ چه بسا که گاهی ماجرا برعکس است و زمام ما به دستِ زبان می‌افتد، نه زبان به دستِ ما. بنابراین، مفاهیم تثبیت‌شده در حوزه رسانه نیز باید دوباره به بحث و گفت‌وگو گذاشته شوند.»

شکرخواه تاکید می‌کند: «مفاهیمی همچون «مرجعیت رسانه‌ای»، «بازنمایی» و «روایت» نباید به‌مثابه پاسخ‌های فوری و ساده برای مسائل پیچیده‌ی امروزی تلقی شوند. این اصطلاحات نیازمند آن هستند که در «آزمایشگاه فکری» قرار گیرند و از منظرهای مختلف دانشی بازخوانی شوند؛ چرا که زیست‌بوم معنایی جهانِ ما تغییر کرده است.»

استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران در بخشی از سخنانش چنین عنوان می‌کند: «ما دیگر نمی‌توانیم جهان ارتباطات را بر اساس تصورِ سنتی مواجهه‌ی یک «سوژه» آماده و ثابت با یک «ابژه» مشخص تحلیل کنیم؛ زیرا در فضای امروز، هم سوژه و هم ابژه دگرگون شده‌اند و دیگر عناصرِ از پیش تعریف‌شده‌ای نیستند.»

مخاطب فقط مصرف‌کننده‌رسانه نیست

دکتر شکرخواه می‌گوید: «در مواجهه با رسانه‌های مختلف، از هوش مصنوعی گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، جایگاه مخاطب به‌شدت تغییر کرده است. ما در برابر هوش مصنوعی با رسانه‌ای روبه‌رو هستیم که خود را ابزاری برای ارائه پاسخ به مسائل جهان معرفی می‌کند؛ در حالی که شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، با شاخص‌هایی نظیر لایک و فوروارد، نوع دیگری از مقبولیت و مشارکت را شکل می‌دهند. در این میان، نباید تصور کرد که ما صرفاً در حال «مصرف رسانه» هستیم؛ بلکه در واقع، ما نیز در برابر رسانه، خود به نوعی «مصرف می‌شویم». هر رسانه احوال و منطق خاص خود را دارد و همین مسئله، ضرورت بازنگری در مفاهیم «مشروعیت» و «مرجعیت رسانه‌ای» را دوچندان می‌کند.»

اعتبار رسانه‌ای؛ از صحت و دقت تا بی‌طرفی

این روزنامه‌نگار باسابقه با بیان اینکه «در ارزیابی اعتبار رسانه‌ها معمولاً مؤلفه‌هایی مانند صحت، دقت، واقعیت و بی‌طرفی مورد توجه قرار می‌گیرند»، در این زمینه به مفهوم «هژمونی»، اشاره و اضافه می‌کند: برخی رسانه‌ها می‌توانند منطق، ایدئولوژی یا باورهای خود را به شکل یک «اجماع» یا «عقل سلیم» در جامعه عرضه کنند. از این رو، گزینشگری رسانه‌ای نیز یکی از مفاهیمی است که برای فهم قدرت رسانه‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.

رسانه‌ها فقط واقعیت را بازتاب نمی‌دهند

او خاطرنشان می‌کند: «همچنین از دیدگاه بسیاری از نظریه‌پردازان ارتباطات، رسانه‌ها در شکل‌دهی به ادراک انسان نقش دارند و اساساً هر رسانه و هر فضای ارتباطی دارای نوعی سوگیری است. پژوهش‌هایی هم که درباره تأثیر رسانه بر حواس انسان منتشر شده گویای این است که رسانه‌ها تنها اطلاعات را منتقل نمی‌کنند، بلکه می‌توانند در تعدیل یا حتی مصادره برخی از حس‌های انسانی نیز نقش داشته باشند.»

رسانه می‌تواند تعیین کند به چه چیزی فکر کنیم، نه اینکه چگونه فکر کنیم

شکرخواه یادآور می‌شود که «در «برجسته‌سازی»، رسانه‌ها می‌توانند موضوعاتی را در مرکز توجه مخاطب قرار دهند و به این ترتیب تعیین کنند که جامعه درباره چه چیزی فکر کند.» و ادامه می‌دهد: رسانه با قرار دادن یک موضوع در جایگاه تیتر اول یا برجسته کردن آن، به مخاطب القا می‌کند که آن موضوع از مهم‌ترین مسائل روز است؛ اما این به معنای تعیین نحوه فکر کردن مخاطب نیست.

در این زمینه بخوانید:

حسن نمکدوست: روزنامه‌نگاری ایران در اغماست

حتی برخورداری از امکانات، مرجعیت رسانه‌ای ایجاد نمی‌کند

دکتر شکرخواه با بیان اینکه «مفهوم مرجعیت رسانه‌ای باید دوباره مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد»، در این زمینه اظهار می‌کند: حتی اگر رسانه‌ای از امکانات گسترده برخوردار باشد و حمایت‌های حاکمیتی و دولتی نیز دریافت کند، نمی‌توان تضمین کرد که لزوماً به مرجعیت رسانه‌ای دست پیدا کند. برخورداری از امکانات به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده مرجعیت باشد و تاریخ نیز نشان داده است که در بسیاری از تحولات و انقلاب‌های جهان، وجود امکانات رسانه‌ای لزوماً به معنای تحقق مرجعیت رسانه‌ای نبوده است.

بازنمایی؛ وقتی بازتاب‌ها جای واقعیت را می‌گیرند

او سپس به مبحث بارنمایی اشاره می‌کند: «از منظر بازنمایی هم همین‌طور است؛ در دوره مدرن، هنر تا حد زیادی وظیفه بازتاب واقعیت را بر عهده داشت؛ اما در دوره پست‌مدرن، وضعیت تغییر کرد و رسانه‌ها دیگر صرفاً بازتاب‌دهنده واقعیت نیستند. در شرایط جدید، واقعیت نیز تحت تأثیر بازتاب‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد و بازنمایی‌ها می‌توانند بر خود واقعیت اثر بگذارند. در موقعیت «پس‌حقیقت»، در شرایطی قرار گرفته‌ایم که گاه بازتاب‌ها جای واقعیت را می‌گیرند و آنچه در رسانه‌ها ارائه می‌شود، می‌تواند تصویری متفاوت از واقعیت فیزیکی یک پدیده ایجاد کند.»

مخاطب و رسانه؛ دو سوی یک فرآیند معنا

این استاد ارتباطات با تاکید بر اهمیت «درک رابطه میان رسانه و مخاطب»، توضیح می‌دهد: «نه می‌توان مخاطب را تنها عنصر تعیین‌کننده دانست و نه رسانه را به‌تنهایی منشأ معنا تلقی کرد. از نگاه ساخت‌گرایانه، آنچه در نهایت از واقعیت روایت می‌شود، حاصل نوعی تعامل و ترکیب میان رسانه و مخاطب است. رولان بارت نیز درباره «مرگ مؤلف» می‌گوید که معنای اثر صرفاً در اختیار نویسنده باقی نمی‌ماند و برداشت مخاطب نیز در شکل‌گیری معنای آن نقش دارد.»

خبر در حال تبدیل شدن به داده است

دکتر شکرخواه در بخش دیگر این سخنان با موضوع هوش مصنوعی، چنین عنوان می کند: «در زمینه تحولات ناشی از هوش مصنوعی، استنباط من این است که امروزه «خبر» دارد به داده تبدیل می‌شود» و از این رو مفهوم مخاطب نیز دگرگون شده است. شاید بهتر باشد به جای مخاطب، از «پروفایل رفتاری» سخن بگوییم؛ چراکه پلتفرم‌های دیجیتال با تحلیل رفتار کاربران، تصویری از علایق و الگوهای رفتاری آنها ایجاد می‌کنند.
برای مثال در شبکه اجتماعی توییتر، کاربر این شبکه پذیرفته است که جهان را در قالب محدودیت ۲۸۰ کاراکتر تعریف و درباره آن اظهار نظر کند؛ در نتیجه، خود این قالب نیز بر نوع بیان و رفتار مخاطب اثر می‌گذارد.»

روزنامه‌نگاران به سیستم‌های تولیدمحتوا تبدیل شده‌اند

او با اشاره به وضعیت حرفه روزنامه‌نگاری در عصر پلتفرم‌ها، خاطرنشان می‌کند: می‌بینیم که بسیاری از روزنامه‌نگاران عملاً به سیستم‌های تولید محتوا برای سیستم‌های توزیع تبدیل شده‌اند. برای همین است که یونسکو درباره «کالایی شدن ارتباطات»، ابراز نگرانی کرده است؛ چرا که مسئله کرامت انسانی در مسیرهای دیجیتال نیز با چالش‌های جدی مواجه شده است.

باید به ذات فناوری دوباره فکر کنیم

یونس شکرخواه در پایان درباره ضرورت بازاندیشی در ذات فناوری، می‌گوید: «همین بس که مواجهه با رسانه‌های جدید نباید صرفاً در سطح استفاده از ابزارها باقی بماند. باید رابطه انسان با فناوری و رسانه از منظر فلسفی و انتقادی دوباره مورد بررسی قرار گیرد و این مسئله فراتر از مفهوم رایج «سواد رسانه‌ای» است. به نظر من، سواد رسانه‌ای عمدتاً به نوعی سازگاری و آشتی با استفاده از رسانه‌ها کمک می‌کند، اما آنچه امروز مورد نیاز است، نگاهی عمیق‌تر و انتقادی به خود رسانه و فناوری است.»

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.