«محمد تن» فعال سینمایی در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از انفعال عملکردی سازمان سینمایی در زمینه حمایت از هنرمندان و عوامل تولید که متاثر از جنگ بوجود آمده، دچار بحران های معیشتی شده اند؛ اظهار داشت: در این مدت، تولید عملاً تعطیل بوده است. در حوزه تولید هم بسیاری از افراد چشمشان به همین دستمزدهایی است که از کار کردن به دست میآورند. این افراد مانند سلبریتیها سرمایهای ندارند که بتوانند از سود یا پسانداز خود استفاده کنند؛ آنها شبیه کارگران روزمزد هستند، یعنی پولی که دریافت میکنند، صرف هزینههای زندگی روزمرهشان میشود.
وی افزود: در چنین شرایطی باید از آنها حمایت میشد، اما این اتفاق نیفتاد. سازمان سینمایی میتوانست به جای اینکه بودجه ساخت دو فیلم را اختصاص دهد، بخشی از آن را صرف حمایت از این افراد کند. شاید در این صورت دو فیلم کمتر یا حتی پنج فیلم کمتر ساخته میشد، اما وقتی از دستاندرکاران سینما اینگونه حمایت میکردند، مطمئناً آنها در ساخت فیلمهای بعدی با ذوق و شوق بیشتری کار میکردند، بهتر عمل میکردند و کیفیت آثارشان نیز افزایش پیدا میکرد.
او ادامه داد: مهم این است که در تاریخ، هرچه جلوتر میرویم، باید کیفیت کارمان بالاتر برود. ما کیفیت کارمان را با بیشتر ساختن بالا نبردهایم؛ با کمتر ساختن، اما حمایت از افراد و ایجاد زمینه رشد فکری و حرفهای آنها میتوانیم به این هدف برسیم. این رشد، تأثیر بسیار مهمتری دارد تا اینکه به جای چهار فیلم خوب، ده فیلم بد بسازیم.
این سینماگر پیشکسوت با انتقاد از سازو کار مشارکت بنیاد سینمایی فارابی در پروژه های سینمایی تصریح نمود: خود سینماگران هم میدانند و همه ما میدانیم که مبالغی که توسط بنیاد سینمایی فارابی برای فیلمها به عنوان کمک یا مشارکت پرداخت میشود، به شکل درستی محاسبه نمیشود. مثلاً عنوان میکنند ۳۰ درصد مشارکت بنیاد فارابی است، اما در عمل ۷۰ یا حتی ۸۰ درصد سرمایه فیلم را فارابی تأمین میکند.
وی تاکید کرد: این نوع سرمایهگذاریها صرفاً رانت ایجاد میکند. در هنر باید شرایطی فراهم شود که خود هنرمند و خود فیلمساز بتواند فیلمی بسازد که قابلیت جذب مخاطب و فروش در گیشه را داشته باشد. وقتی این کمکها را برای فیلمها انجام میدهند، آیا تاکنون تأثیر آن را دیدهایم! بعد از انقلاب این همه حمایت انجام شده است؛ این حمایتها در نهایت کجا به نتیجه رسیده است!
این فعال سینمایی با اشاره به خلاءهای قانونی در پرداخت های حمایتی پروژه های سینمایی، بیان کرد: معمولاً هزینهها و وامهایی که پرداخت میکردند نیز به همین شکل بود؛ تا زمانی که فیلم به فروش نمیرسید و به سوددهی نمیرسید، بازپرداخت وام انجام نمیشد. در نتیجه، بسیاری از فیلمسازان حتی علاقهمند بودند فیلمشان اکران نشود، چون قرار بود بازپرداخت وام پس از اکران انجام شود. از خدا میخواستند فیلم اکران نشود! آیا کسی که فیلمی را تولید کرده و فیلمش اکران نشده و سرمایهاش بازنگشته است، میتواند دوباره بیاید و فیلم بعدی را بسازد!
وی متذکر شد: اینها نقصهایی است که باید بررسی شود و نباید دوباره تکرار شود. نمیشود مدام همین کارها را انجام داد و حمایتهایی را در نظر گرفت که نتیجهای ندارد. باید شرایطی ایجاد شود که فیلمساز بتواند فیلمی بسازد که خودش مخاطب و گیشه داشته باشد و متکی به این نباشد که از طریق ارشاد یا فارابی برای فیلمش سرمایهگذاری شود.
تن با بیان این مطلب که اگر فیلمی قرار است سفارشی باشد، صددرصد از آن حمایت کنند؛ اظهار داشت: در موضوعات مختلف، مثلاً بحث فرزندآوری یا موضوعات بهداشتی و پزشکی، اگر قرار است فیلمی با هدف مشخص تربیتی، آموزشی یا فرهنگی ساخته شود، باید حمایت جدی و مناسبی از آن صورت بگیرد.
او ادامه داد: اما منِ تهیهکننده یا فیلمساز، طبیعتاً برای موضوعی که صرفاً مثلاً درباره بهداشت باشد، بدون وجود حمایت مالی وارد نمیشوم. چه چیزی بسازم؟ چون سوددهی ندارد. فیلمساز وقتی سرمایهگذاری میکند، سرمایهگذار هم به دنبال سود است؛ حداقل انتظار این است که ضرر نکند. بنابراین حمایت از فیلمهایی که جنبه تربیتی و آموزشی دارند، باید انجام شود و اتفاقاً حمایت خوبی هم از آنها صورت بگیرد؛ منتها این حمایت باید در چارچوبی روشن و شفاف باشد.
این فعال سینمایی همچنین با انتقاد از شیوه سرمایه گذاری نهادهای سینمایی، متذکر شد: من چندین بار هم این مسئله را مطرح کردهام. در بسیاری از فیلمهایی که ساخته شدهاند، نهاد مربوطه عملاً صددرصد سرمایهگذاری کرده است. در این شرایط، عوامل سازنده فیلم دیگر انگیزهای برایشان باقی نمیماند که فیلم خوب از آب درآمده یا نه، اکران میشود یا نمیشود.
وی افزود: فیلمهای زیادی در گاوصندوق ماندهاند و حتی فروش هم نداشتهاند، چون کسی که سرمایهگذاری کرده، ضرری نکرده است. تهیهکننده دستمزد خودش و عوامل را گرفته و تمام شده است؛ حالا فیلم اکران بشود یا نشود، برای او تفاوتی ندارد.
تن تاکیدکرد: اما اگر واقعاً مشارکت شکل بگیرد، یعنی آن نهاد بیاید شریک شود و سرمایه مناسبی بگذارد و در نتیجه فیلم خوبی ساخته شود، آن وقت تهیهکننده نیز به دنبال اکران فیلم خواهد بود. چون فیلمی که دیده نشود، اساساً ارزشی ندارد.
«محمد تن» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: شما ببینید «اخراجیها» فروش خوبی داشت. «افق» را ببینید؛ هنوز هم درباره آن صحبت میشود. فیلمهای دیگری مثل «برزخیها» هم در زمان خودشان در سینما فروش داشتند. اما امروز فیلمهایی ساخته میشوند که اگر پیش از انقلاب ساخته میشدند، شاید جزو بهترین فیلمها انتخاب میشدند. اینکه من نتوانم یک فیلم را همراه دخترم ببینم، چه فایدهای دارد!
ارسال نظر