«حسین تراب نژاد» فیلمنامه نویس سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد جدیدترین اثر خود که با عنوان «دشت مهیار» و به شکست عملیات نیروهای امریکایی در دشت مهیار، جنوب اصفهان خواهد پرداخت، اظهار داشت: ما سفارشی از یکی از نهادها دریافت کردیم و بر همان اساس تحقیقاتمان را آغاز کردیم. یکی از دوستان به اصفهان رفت و با افرادی که درگیر ماجرا بودند، از نیروهای انتظامی و ارتش گرفته تا خانوادههای شهدا و عشایر منطقه، گفتوگو و مصاحبه انجام داد. در کنار آن، تحقیقات میدانی و مطالعات اینترنتی هم انجام شد و چون فاصله زمانی این اتفاق با امروز زیاد نبود و تعداد افراد حاضر در ماجرا هم محدود بود، خیلی زود اطلاعات کاملی جمعآوری کردیم.
وی افزود: بر اساس همین تحقیقات، طرح اولیه را نوشتیم و بعد از توافق، وارد مرحله نگارش فیلمنامه شدیم. الان هم آقای شفیعی به عنوان تهیهکننده در حال انتخاب کارگردان هستند و امیدواریم اگر شرایط فراهم شود، فیلم به مرحله تولید برسد.
نویسنده فیلم های سینمایی «صیاد» و «ماجرای نیمروز: رد خون» در پاسخ به انتقاداتی که نسبت به شیوه روایت آثار دفاع مقدسی، وجود داشت و ژانر دفاع مقدس را با آثار اکشن و در مواردی ضد جنگ مواجه می ساخت؛ تصریح نمود: به نظر من در همه آثار جنگی باید تعادل رعایت شود. هر جا داستان به اکشن نیاز دارد، باید همان اندازه که لازم است از آن استفاده کرد و هر جا روابط انسانی، عاطفه و شخصیتها میتوانند روایت را پیش ببرند، نباید بیدلیل به سمت صحنههای اکشن رفت.
او ادامه داد: البته بعضی سوژهها ذاتاً اکشن هستند؛ مثل «کانیمانگا» یا «حمله به اچ۳». وقتی سراغ چنین موضوعاتی میرویم، طبیعی است که اکشن بخش اصلی روایت باشد و باید با بالاترین کیفیت اجرا شود. اما در بسیاری از آثار جنگی، چه درباره دفاع مقدس هشتساله و چه درباره جنگهای اخیر، نقطه قوت ما صرفاً تجهیزات نظامی نبوده است. ما از نظر فناوری نسبت به دشمن برتری نداشتیم، اما خلاقیت، ایثار، فداکاری نیروها و همراهی مردم باعث شد دست برتر را پیدا کنیم.
وی افزود: به همین دلیل، معتقدم در تولید آثار جنگی باید علاوه بر جذابیتهای اکشن، روی روابط انسانی، اتفاقاتی که میان شخصیتها رخ میدهد، فضای پشت جبهه، تصمیمهای سیاسی و ابعاد انسانی جنگ هم تمرکز کنیم. اگر این عناصر درست کنار هم قرار بگیرند، نتیجه یک اثر ماندگار و جذاب خواهد بود.
تراب نژاد در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه مخاطبان جنگ اخیر را از نزدیک دنبال کردهاند و هنوز خاطره آن تازه است، روایت این اتفاقات چقدر دشوارتر شده است؟ بیان کرد: به طور کلی، درباره وقایع تاریخی بهتر است کمی زمان بگذرد تا بتوان روایت عمیقتر و ماندگارتری از آنها ارائه کرد. به نظر من، از میان مجموعههایی که تا امروز درباره این موضوع در تلویزیون و پلتفرمها ساخته شده، فقط تعداد محدودی قابل توجه بودهاند. دلیلش هم این است که هنوز فاصله زمانی کافی با این اتفاقات ایجاد نشده است.
وی تاکید کرد: همین تجربه را در دوران دفاع مقدس هم داشتیم. بسیاری از فیلمهایی که در همان سالهای جنگ ساخته شدند، بیشتر بر صحنههای اکشن تکیه داشتند و تمرکزشان برای ایجاد جذابیت بر همین مبنا بود. اما آثاری که بر روابط انسانی، احساسات و لایههای عمیق جنگ تمرکز داشتند، چند سال بعد ساخته شدند. در واقع، موج اصلی فیلمهای ماندگار دفاع مقدس از دهه هفتاد شکل گرفت.
نویسنده مجموعه تلویزیونی «فوق سری» با بیان این مطلب که نباید صرفاً برای پر کردن آنتن تلویزیون یا پاسخ دادن به یک نیاز مقطعی، عجولانه آثار جنگی تولید کنیم، اظهار داشت: اگر تعداد زیادی کار کمکیفیت ساخته شود، مخاطب نسبت به این گونه آثار دلزده میشود و وقتی بعداً یک اثر خوب و باکیفیت تولید شود، دیگر آن استقبال و تأثیر لازم را نخواهد داشت. به نظر من تولید آثار نمایشی، با توجه به هزینههای بسیار بالایی که دارد و امروز هم پرهزینهتر از گذشته شده، باید با دقت بیشتری انجام شود. منابعی که در اختیار داریم محدود است و اگر قرار باشد این منابع صرف تولید شود، باید خروجی آن یک اثر باکیفیت باشد.
او ادامه داد: افتخار نیست که بگوییم فیلمنامه را پنج ساعته نوشتیم و فیلم را چهار روزه ساختیم. بیتالمال برای این آثار هزینه میشود و مخاطب هم وقتی فیلم را میبیند، به کیفیت آن نگاه میکند؛ نه اینکه بداند در چه مدت زمانی نوشته یا تولید شده است. البته این به معنای توقف کامل تولید نیست. به نظر من، در شرایط فعلی باید به سمت آثار نمایشی کمهزینهتر رفت؛ آثاری با لوکیشنهای محدود، مثل بیمارستان، کلانتری یا فضاهایی که بتوان در آنها قصهای مرتبط با جنگ روایت کرد. ساخت چنین آثاری هم آسان نیست، اما نسبت به پروژههای بزرگ، منطقیتر و قابل اجراتر است.
این فیلمنامه نویس با اشاره به اهمیت آثار مستند و تاثیر آن بر روند نگارش فیلمنامه آثار نمایشی بیان کرد: در کنار آثار نمایشی، معتقدم حوزه مستند اهمیت بسیار بیشتری دارد. به شخصه فکر میکنم با وجود گذشت حدود یک سال از جنگ دوازدهروزه، هنوز مستند شاخص و تأثیرگذاری درباره آن تولید نشده است. اگر تمرکز بیشتری روی مستندسازی باشد، به دلیل اینکه جنگ رخ داده و واقعیت آن ثبت شده است، تأثیرش بر مخاطب بیشتر خواهد بود.
او ادامه داد: وقتی مخاطب یک اثر نمایشی را تماشا میکند، میداند که روایت از فیلتر تخیل، نگاه نویسنده و کارگردان گذشته و ممکن است به آن جهتگیری داده شده باشد. اما مستند، اگر واقعیت را بیواسطه و صادقانه نشان دهد، میتواند همدلی بیشتری ایجاد کند؛ همدلیای که در شرایط جنگی به آن نیاز داریم.
«حسین تراب نژاد» در پایان این گفت وگو خاطرنشان ساخت: مستند برای فیلمساز یک سرمایه ارزشمند است. بهترین متریال برای ساخت یک اثر نمایشی خوب، مستندهای دقیق و پژوهشهای واقعی هستند. خود من هر زمان بخواهم درباره موضوعی کار کنم، ابتدا سراغ مستندها میروم؛ یوتیوب، آپارات و سایتهای پخش مستند را جستوجو میکنم، هر مستندی که مرتبط باشد میبینم، بعد کتابشناسی انجام میدهم و منابع موجود را بررسی میکنم. شاید همه کتابها را کامل نخوانم، اما آنها را مرور میکنم و نکات و اطلاعاتی را که به کارم میآید استخراج میکنم.
ارسال نظر