«آرمان زرین کوب» تهیه کننده تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس، با اشاره به دلیل فاصله گرفتن سریال سازهای توانمند رسانه ملی در سال های اخیر اظهار داشت: متاسفانه در سال های اخیر موضوعات، آنقدر جذاب و متنوع نیستند که برنامهسازان باسابقه و افرادی که رزومه موفق و تجربه ساخت سریالهای پرمخاطب دارند، برای تولید آنها انگیزه پیدا کنند.
وی افزود: من که در حوزه ملودرام فعالیت میکنم، چند سالی است که تلویزیون از مقوله ملودرام فاصله گرفته است. حالا به هر دلیلی که خود مسئولان بهتر از آن آگاه هستند، دیگر آن ملودرامهایی که در گذشته ساخته میشد و مخاطبان فراوانی را جذب میکرد، کمتر دیده میشود. امروز بیشتر با آثاری مواجه هستیم که یا فضای شیرین و کمدی دارند یا در ژانرهای دیگری تولید میشوند که تلویزیون احساس نیاز بیشتری به آنها دارد.
تهیه کننده مجموعه تلویزیونی «ستایش» با بیان این مطلب که من معتقدم، دستکم در رسانهای مانند تلویزیون، باید سهم ملودرام از سایر گونهها بیشتر باشد؛ زیرا ملودرام روایتگر قصههایی است که مردم ارتباط عمیقتر و گستردهتری با آنها برقرار میکنند؛ تصریح نمود: از سوی دیگر، تولید آثار کمدی نیز کار دشوارتری است. دیگر مانند گذشته نویسندگان و گروههایی که توانایی نگارش کمدیهای موفق را داشتند، در تلویزیون حضور ندارند. بسیاری از آنها جذب شبکه نمایش خانگی شدهاند؛ زیرا شرایط مناسبتری برای فعالیت دارند و یا اساساً امکان کار در تلویزیون برایشان فراهم نبوده است. در نتیجه، هم برنامهسازان و هم افرادی که میتوانند در تولید آثار جذاب و پرمخاطب نقش مؤثری داشته باشند، از تلویزیون فاصله گرفتهاند.
تهیه کننده مجموعه های تلویزیونی «یاور» و «ماه و پلنگ» بیان کرد: من تلویزیون را رسانهای منقضیشده نمیدانم. تلویزیون در همه جای دنیا رسانهای بسیار تأثیرگذار و فراگیر است. در شبکه نمایش خانگی، حتی موفقترین و مشهورترین پلتفرمها نیز در بهترین حالت شاید ۸۰۰ هزار تا یک میلیون کاربر داشته باشند، اما تلویزیون از نظر گستره مخاطب اصلاً قابل مقایسه با پلتفرمها شبکه نمایش خانگی نیست.
او ادامه داد: البته ما در سالهای اخیر، بهویژه در دهه گذشته، با ریزش بسیار شدید مخاطبان تلویزیون مواجه بودهایم و هرچه جلوتر میرویم، این ریزش بیشتر میشود. با این حال، به نظر من، تلویزیون بیش از هر چیز نیازمند یک نگرش تازه، تغییر در سیاستگذاریها و جسارت در پرداختن به سوژههای متفاوت است.
زرین کوب در ادامه گفت و گو در مورد عملکرد سیما فیلم و تاثیر آن بر رکود بوجود آمده در رسانه ملی و کاهش مخاطب مجموعه های نمایشی تولید شده در تلویزیون اظهار داشت: واقعیت این است که ساختار به این شکل نیست که یک مرکز بهصورت مستقل مسئول حوزه نمایش در تلویزیون باشد. حوزه نمایش در تلویزیون به چند بخش و چند سطح مدیریتی وابسته است و در عمل، استقلال کاملی در این حوزه وجود ندارد.
وی افزود: مدیران، گاهی تفکرات و برنامههایی دارند که بر مبنای برداشت و تعریفی است که از رسانه دارند، اما در برخی موارد با موانعی مواجه میشوند یا امکان اجرای ایدههای خود را پیدا نمیکنند. بخشی از این مسئله به محدودیت بودجه بازمیگردد و بخش دیگر به این واقعیت که رسانه ملی، رسانهای است که همه درباره آن اظهارنظر میکنند.
او ادامه داد: هر کسی میتواند نسبت به یک اثر ایرادی بگیرد و بگوید چرا این بخش اینگونه است یا چرا آن بخش به شکل دیگری ساخته شده است. همین موضوع باعث میشود مدیران در تولید آثار نمایشی محتاطتر عمل کنند.
تهیه کننده مجموعه تلویزیونی «بوم و بانو» با انتقاد از تعدد شوراهای مرتبط با جریان تولید در تلویزیون تصریح نمود: مدیران ناچارند همزمان چندین بخش را مدیریت و قانع کنند؛ باید نظر شوراهای مختلف را جلب کنند، نهادهای خارج از تلویزیون را راضی نگه دارند و دیدگاههای متفاوت را به هم نزدیک کنند. به نظر من، حاصل این فرآیند همان چیزی است که امروز مشاهده میکنیم.
وی تاکید کرد: به اعتقاد من، باید اختیار بیشتری در حوزه نمایش به مجموعههایی مانند سیمافیلم داده شود تا بتوانند مستقلتر تصمیمگیری کنند.
او ادامه داد: به یاد دارم در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰، زمانی که قصد ساخت یک سریال را داشتیم، گاهی تنها با ارائه پنج صفحه طرح یا حتی صرفاً با توضیح شفاهی ایده برای مدیر مربوطه، اگر او تشخیص میداد که طرح مناسب است، میگفت: «این خوب است، بروید جلو.» ما نیز کار را آغاز میکردیم و در بسیاری از موارد، سریال موفقی هم تولید میشد؛ زیرا یک نفر تصمیم میگرفت، همان فرد از تصمیم خود حمایت میکرد و در نهایت نیز خود او پاسخگوی نتیجه بود؛ چه نتیجه عالی میشد، چه متوسط و چه ضعیف.
«آرمان زرین کوب» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر امروز نگاهی به گذشته بیندازید، خواهید دید که هرچه از اوایل دهه ۸۰ به سمت امروز حرکت کردهایم، کیفیت سریالها بهتدریج از خوب به متوسط و سپس به ضعیفتر تغییر کرده است. به نظر من، یکی از مهمترین دلایل این مسئله، تعدد دیدگاهها، فشارهای مختلف و دخالتهای متعدد در فرآیند تصمیمگیری است؛ بهگونهای که دیگر یک مدیر نمیتواند بهصورت مستقل تصمیم بگیرد و مسئولیت اداره یک مجموعه نمایشی را بر عهده داشته باشد؛ آن هم در حوزهای مانند نمایش که ذاتاً بسیار مهم و حساس است.
ارسال نظر