«مهدی آشنا» عکاس نمایشگاه عکس «شروع ماجرا» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به تغییر ماهیت جنگ ها و چالش های عکاسان در ثبت وقایع این سبک از جنگ اظهار داشت: همهچیز تغییر کرده؛ حتی خودِ جنگ. دیگر هیچ جنگی شبیه گذشته نیست. وقتی به وضعیت امروز نگاه میکنیم، میبینیم شکل مواجهه با جنگ کاملاً دگرگون شده است. به گفته آلفرد یعقوب زاده، امروز یک پهپاد بالای سرت میآید، ضربهاش را میزند و میرود. دیگر از آن کنشها، درامها و موقعیتهای کلاسیکی که در میدان جنگ اتفاق میافتاد و امکان ثبت مستقیم آن وجود داشت، خبری نیست.
وی تاکید کرد: در چنین شرایطی، ما عکاسان عملاً در حال عکاسی از «پساجنگ» هستیم. یعنی آنچه امروز ثبت میکنیم، نه خودِ لحظه نبرد، بلکه پیامدها، آثار و وضعیتهای پس از آن است. اتفاقاً همین رویدادهاست که باید پوشش داده شود. ما از خودِ جنگ، به آن معنای متعارف، دیگر نمیتوانیم عکاسی کنیم، چون اساساً شکل جنگ تغییر کرده است.
او ادامه داد: امروز هر عکاسی که در تهران یا هر نقطه دیگری مشغول کار است، در واقع دارد از وضعیت پساجنگ عکاسی میکند. اگر من از کف خیابان و از مردم عکاسی میکنم، موضوع اصلیام پساجنگ است؛ حتی اگر همچنان در دل جنگ باشیم و بخواهیم به آن عینیت ببخشیم و تصویرش کنیم، باز هم آنچه ثبت میشود، جلوههای پساجنگ است.
آشنا در پاسخ به دلیل عدم ثبت تصاویر ماندگار جنگ توسط عکاسان در مقایسه با جنگ تحمیلی هشت ساله بیان کرد: یکی از دلایل ماندگار نشدن این تصاویر هم همین است که تفاوت دیدگاهها مجال بروز پیدا نمیکند و فقط تعداد محدودی از افراد امکان عکاسی دارند. وزارت ارشاد و دیگر نهادهای متولی باید این مسئله را یاد بگیرند که به عکاسان مجوز بدهند. این ما هستیم که این رویدادها را ثبت میکنیم؛ این ما هستیم که قرار است این لحظهها را نشان دهیم.
وی افزود: بسیاری از ما هم شناختهشدهایم، اما با این حال در دادن مجوز، سختگیری زیادی وجود دارد. در جریان جنگ رمضان، اوضاع کمی بهتر شد، اما در جنگ دوازدهروزه، تقریباً همهچیز از دست رفت و از کنترل خارج شد. عکاسان واقعاً کلافه بودند. حتی همین حالا هم بسیاری از عکاسان ما نمیتوانند به خیلی از مکانها بروند و عکاسی کنند. دلیلش را من هرگز نفهمیدم. خانهای که بمب به آن اصابت کرده، حادثهاش رخ داده، خبرش هم منتشر شده؛ دیگر چرا عکاسی از آن باید اینقدر دشوار باشد؟ اگر ما ثبتش نکنیم، چه کسی قرار است آن را ثبت کند؟
این هنرمند عکاس با انتقاد از عدم وجود پروتکل مشخص برای فعالیت عکاسان در طول جنگ تصریح نمود: نه برنامهریزی مدونی برای حضور عکاسان وجود دارد، نه نحوه مواجهه با آنها روشن است و نه شرایط عکاسی تعریف شده؛ اگر من امروز بخواهم در خیابان عکاسی کنم، با ممانعت افراد مختلف روبهرو میشوم؛ هر کسی ممکن است جلو بیاید و بپرسد داری چهکار میکنی. بله، ما عکاسان خط قرمزهایی را درک میکنیم، اما مشکل اینجاست که این خط قرمزها تعریف واقعی و روشنی ندارند. هر کسی میتواند بگوید بگیر، هر کسی هم میتواند بگوید نگیر. حتی وقتی مجوز هم وجود دارد، باز سلیقه فردی بر ماجرا حاکم میشود.
او ادامه داد: به همین دلیل است که این روایتها شکل نمیگیرد. نتیجهاش هم این است که وقتی به سطح جامعه نگاه میکنیم، میبینیم عکسهای اندکی در اختیار داریم. در شرایط جنگی، این وضعیت بهمراتب بدتر هم میشود، چون فضا امنیتیتر میشود؛ این را میفهمم و دلایلش را هم درک میکنم. اما به نظر من، وقتی شما فردی را بهعنوان خبرنگار و عکاس حرفهای شناسایی کردهاید، باید امکان دسترسی به روایت دستاول را برای او فراهم کنید.
«مهدی آشنا» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر روایت دستاول ثبت نشود، ما ضرر کردهایم؛ نه فقط عکاس، بلکه کل جامعه. اگر عکاس به روایت دستاول دسترسی نداشته باشد، این خسارت در نهایت متوجه حافظه جمعی و منافع خود جامعه خواهد شد.
ارسال نظر