«محمد مهدی بهفرراد» مدیرعامل استودیو بازی سازی «مدریک» در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به تاثیر و نقش بازی های ویدئویی در بازدارندگی نظامی برای کشور ایالت متحده امریکا اظهار داشت: این موضوعی است که سالها درباره آن بحث شده و چندان هم پنهان نبوده است. به هر حال هر کشوری، بهویژه کشورهای قدرتمند، فعالیت خود را صرفاً به یک عرصه محدود نمیکنند و موضوع فقط توان نظامی نیست. یکی از حوزههای مهم، حوزه رسانه است که روی آن بسیار کار کردهاند و همچنان نیز کار میکنند.
وی افزود: طبیعتاً در هر رسانه تأثیرگذاری که نمونه شاخص آن در سینما هالیوود است این رویکرد دیده میشود و همین اتفاق در صنعت بازیهای ویدئویی نیز رخ داده است؛ به این معنا که تصویری از قدرت خود ارائه میکنند، آن هم بهصورت قدرتی بینقص. معمولاً در بسیاری از بازیها شما در نقش ارتش آمریکا قرار میگیرید و از امکانات بسیار ویژهای برخوردار هستید؛ نوعی شکستناپذیری کامل و شرایطی که در آن همهچیز بسیار مطلوب به نظر میرسد. این بازیها نیز اغلب توسط بهترین بازیسازان جهان ساخته میشوند و کیفیت بسیار بالای آنها بهگونهای است که مخاطب را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
بهفرراد با تاکید بر تاثیر روانی این بازی ها بر مخاطبان هدف خود تصریح نمود: در بسیاری از این بازیها، شما در قالب نیروی آمریکایی با کشورهای مختلفی میجنگید؛ گاهی با روسیه، گاهی با کشورهای عربی و در برخی بازیها نیز با ایران. تصویری که از این طریق به مردم غرب و حتی شهروندان خودشان منتقل میشود، نمایش قدرت و شکستناپذیری است. در مقابل، برای کشورهایی که معمولاً بهعنوان هدف در این روایتها مطرح میشوند مانند ایران، روسیه و برخی نقاط دیگر این تصور شکل میگیرد که در مواجهه با آنها شانس چندانی وجود ندارد. به این ترتیب، از یک سو آنها را تحسینبرانگیز جلوه میدهد و از سوی دیگر اعتمادبهنفس طرف مقابل را کاهش میدهد. این موضوعی است که آمریکا هم در هالیوود و هم در صنعت بازی روی آن کار کرده و در بازیها بهدلیل ماهیت جذاب بازیهای اکشن، ناخودآگاه بسیار موفق نیز بوده است.
این فعال عرصه بازی های ویدئویی با ذکر یک نکته مهم در مورد توجه به زاویه نگاه در روایت جنگ رمضان بیان کرد: این مسئله نکتهای قابل تأمل دارد و نوعی ضرورت برای روشن شدن موضع ایجاد میکند. منظور این نیست که بخواهیم بگوییم ارتش آمریکا ضعیف است یا صرفاً آن را خوب نمایش دادهاند، در حالی که توانایی نظامی خودمان را زیر سؤال ببریم. در واقع لازم است تکلیف خود را با این موضوع روشن کنیم آیا ما با یک ارتش بسیار قدرتمند روبهرو بودهایم و توانستهایم در برابر آن عملکردی قوی داشته باشیم و توانایی خود را به آنها دیکته کنیم، یا خیر؟ یا اینکه میخواهیم بگوییم آنها بسیار ادعا میکردند که چنین و چنان هستند، اما در نهایت مشخص شد واقعیت چیز دیگری است. به نظر من این خودِ موضوع، از آن دسته مسائلی است که باید با احتیاط دربارهاش صحبت کرد. من وقتی از زاویه رسانه به ماجرا نگاه میکنم، احساس میکنم اگر بگوییم طرف مقابل ضعیف است، در واقع اهمیت کاری را که انجام شده کمرنگ کردهایم؛ چون اگر دشمن ضعیف بوده، غلبه بر او دیگر نشاندهنده توانمندی ویژهای محسوب نمیشود. اینجاست که برای خودم روشن نیست باید چگونه تکلیف را در این زمینه مشخص کرد.
بهفرراد با بیان این مطلب که من در ادامه صرفاً ذهنیت خودم را بیان میکنم؛ اظهار داشت: بههیچوجه چنین نیست که ارتش آمریکا ارتشی ضعیف باشد؛ بلکه ارتشی بسیار قدرتمند با توانمندیهای گسترده است و بدون تردید در حوزه رسانه، خود را بزرگتر و قویتر از واقعیت موجود نمایش داده است؛ همان کاری که هر طرفِ درگیر در جنگ ممکن است انجام دهد تا خود را هراسانگیزتر نشان دهد. این موضوع سابقهای طولانی دارد؛ از گذشتههای دور، «رَجزخوانی» و ادعاهای مبالغهآمیز درباره قدرت و شجاعت، همواره ابزاری برای تضعیف روحیه رقیب بوده است.
وی افزود: آمریکا نیز چنین کرده، اما این به هیچوجه به معنای ضعیف بودن ارتش آمریکا نیست. اتفاقاً ارزش و اهمیت نیروهای ما و توان نظامی کشور ما در این است که توانستهاند به چنین ارتشی ضربه وارد کنند، بخشی از توان آن را خنثی کنند یا اجازه بروز کامل آن را ندهند، یا دستکم در برابرش آسیب جدی نبینند. این نکته بسیار مهمی است. بنابراین باید مراقب باشیم که بیش از حد به این سمت نرویم که بگوییم آمریکا ضعیف است و فقط ادعا کرده و «بلوف» زده است. ممکن است در روایت رسانهای خود مقداری بزرگنمایی کرده باشد، اما قطعاً از تواناییهای واقعی و قابلتوجهی برخوردار است.
بهفرراد با اشاره به آخرین سخنرانی امام شهید «حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای» بیان کرد: اگر به سخنان اخیر رهبری دقت کنید، نکته قابلتأملی را مطرح میکنند که برای خود من هم بسیار آموزنده بود. ایشان نگفتند ناو آمریکایی ناوی ضعیف است؛ بلکه تأکید کردند که این ناو «بسیار خطرناک» است، اما در مقابل آن، ابزاری وجود دارد که آن هم «بسیار خطرناک» است و همان ابزاری است که آن ناو را به قعر دریا میفرستد. یا بعد از هدف قرار گرفتن جنگنده اف-۳۵، آقای قالیباف نیز با الهام از همان سخن، در توییتی اشاره کرد که اف-۳۵ جنگندهای خطرناک است، اما خطرناکتر از آن، سامانه پدافندیای است که توانسته آن را ساقط کند.
وی متذکر شد: میخواهم بگویم کوچک شمردن توانایی دشمن کار درستی نیست. مسئله این است که آمریکا از نظر نظامی کشوری قدرتمند است و همین قدرت را در بازیها و فیلمهایش با روایتی از «شکستناپذیری» همراه کرده و گفته است: این قدرت شکست نمیخورد. اما اتفاقی که امروز در حال رخ دادن است، این است که این قدرت ذاتاً «شکستناپذیر» نیست؛ اگر تو هم قوی شوی، میتوانی آن را شکست بدهی، تحقیر کنی و تضعیفش کنی، و رخدادهای روزهای اخیر در حال نشان دادن همین واقعیت است.
مدیرعامل استودیو بازی سازی «مدریک» با بیان این مطلب که اعتماد به نفسی که در کشور تحتتأثیر رسانههای خارجی کاهش یافته بود و نه فقط از طریق بازیهای ویدئویی، بلکه از طریق گروههایی که در رسانهها فعالیت میکردند ناشی از این بود که مدام این تصور القا میشد که «در برابر توانمندیهای آنها ما شانسی نداریم»؛ اظهار داشت: معمولاً چنین تبلیغ میشد که ما توان ساخت موشک، پهپاد یا هر فناوری پیشرفتهای را نداریم و اساساً نباید انتظار موفقیت داشته باشیم. این همان چیزی بود که در رسانهها تلقین میشد. نسل امروز نیز به این تصویرسازی باور نداشت، اما متأسفانه ما از نظر رسانهای هیچگاه عملکرد مناسبی نداشتهایم. از صداوسیما و خبرگزاریها گرفته تا مدارس، سینما و… در هیچ کدام از این حوزهها نتوانستیم تصویری قانعکننده ارائه کنیم. بازیهای ویدئویی نیز بخش مهمی از همین حوزهاند. یکی از مشکلات هم کمبود منابع مالی بوده است. سالها گفته شده که سرمایهگذاری جدی در حوزه بازیهای ویدئویی صورت نمیگیرد، در حالی که چنین پروژههایی به سرمایه قابلتوجه نیاز دارند.
وی تاکید کرد: در مقابل، آمریکا قدرت نظامی خود را با بودجههای بسیار عظیم تقویت میکند و آمارهای رسمی این میزان سرمایه را نشان میدهد. علاوه بر این، درصد قابل توجهی از سرمایه را در هالیوود و صنعت گیم برای بازنمایی همین قدرت اختصاص میدهد. باید نسبت این دو را کنار هم دید؛ با وجود اینکه توان نظامی خود را پیوسته ارتقا میدهد، اما همزمان درصد قابلتوجهی از بودجه را صرف سینما و بازی میکند. ما چنین کاری نکردهایم و غالباً بازی را موضوعی سطحی تلقی کردهایم.
او ادامه داد: نتیجه این غفلت همین میشود که جوان ما هیچ باور و تصویری واقعی از توانمندی کشور ندارد. یعنی تا زمانی که موشکی به ما شلیک نشود یا حادثهای رخ ندهد، تازه متوجه نمیشود که «ما این تواناییها را داشتهایم». در حالی که آمریکا بازی سفارشی میسازد، اما چون کیفیت این بازیها بسیار بالاست، مخاطب آنها را صرفاً بهعنوان آثار درجه یک میبیند و نه ابزار تبلیغاتی. این آثار بهقدری حرفهایاند که مردم در سراسر دنیا با لذت تجربهشان میکنند و بههمین دلیل جنبه پروپاگاندا برایشان محسوس نیست.
بهفرراد با اشاره به چالش های ساخت بازی در کشور تصریح نمود: در کشور ما وضعیت متفاوت است. زمانی که یک بازی با بودجه سازمانهایی مانند بسیج، سپاه یا صنایع دفاع ساخته میشود، معمولاً به گروههایی سپرده میشود که توان فنی بالایی ندارند؛ بودجه محدودی دریافت میکنند و خروجی نیز کیفیت لازم را ندارد. اغلب این بازیها نیز درست توزیع نمیشوند و تنها در محیطهای محدود دیده میشوند، در حالی که مخاطب اصلی ـ یعنی نسل جوان ـ اصلاً آنها را تجربه نمیکند. این در حالی است که تیمهای توانمند بسیاری وجود دارند که میتوانستند آثار بسیار بهتری تولید کنند.
«محمد مهدی بهفرراد» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: این اتفاق نتیجه سالها سرمایهگذاری ناکافی و غیردقیق است. بارها گفته شده که سرمایهگذاری در حوزه بازی، هم از نظر اقتصادی، هم فرهنگی و هم به عنوان نماد پیشرفت و توسعه کشور، کاملاً بهصرفه و مفید است. اما همیشه این نگاه وجود داشته که «کشور اکنون مشکلات دیگری دارد؛ مثلاً مسئله برق». در حالی که حتی برای حل چنین مسائل اجتماعی نیز میتوان از طریق بازیها فرهنگسازی کرد و مردم را همراه ساخت. این غفلت باعث شده است که ما در مقابل جریان رسانهای آنها عملاً بیدفاع باشیم. آنها هم از توان نظامی خود مطمئناند و هم سرمایهگذاری گستردهای برای تقویت تصویر رسانهای خود انجام میدهند، و در نتیجه در ذهن مردم جهان این تصور ایجاد میشود که «ما شکستناپذیر هستیم».
ارسال نظر