«علیرضا افخمی» کارگردان مطرح تلویزیون که بیشتر با ساخت آثار ماورایی و ترسناک شناخته می شود با اشاره به چالش های ساخت سریال در این ژانر و نقدهایی که از جانب متخصصان دینی نسبت به این آثار وارد می شود اظهار داشت: به نظر من این مشکل همیشه بوده و از دو جا سرچشمه میگیرد. یکی اینکه این عرصهها زمینه و بضاعت زیادی برای اشاعه خرافات دارند. اصولاً مردم، و بهویژه جامعه ما، زمینه پذیرش مفاهیم خرافی را دارند و بستر برای این نوع باورها آماده است. همین بحث جن را اگر ببینید، در تاریخ ادبیات ما هم پر است از روایتهایی درباره اجنه، اسیر کردن یا بهکار گرفتنشان و از این قبیل. بنابراین اگر حساسیت از این زاویه باشد، به نظر من تا حدی قابل پذیرش است.
وی افزود: اما چرا میگویم فقط تا حدی! چون فکر میکنم بعضی از متخصصان دینی اساساً نگاهشان به سینما و فیلمسازی، نگاه به «داستان» نیست؛ گویی فیلم داستانی را به رسمیت نمیشناسند. وقتی یک فیلم داستانی ساخته و پخش میشود، با آن مثل یک اثر مستند برخورد میکنند. انگار فیلم ادعا کرده که این وقایع واقعی است و حالا میخواهند مثل یک مستند نقدش کنند. در حالی که ژانر ترسناک یک ژانر داستانی است. این رویکرد به نظرم غلط است و باعث میشود داستانگوها در گونههای مختلف، از جمله همین ژانر، دچار محدودیت شوند.
افخمی با بیان این مطلب که بسیاری از فیلمسازها هدفشان انتقال غیرمستقیم مفاهیم اخلاقی در قالب داستان است؛ تصریح نمود: داستانی که لزوماً مبتنی بر واقعیت نیست. گاهی فقط میخواهند مخاطب را سرگرم کنند و اگر شد، نکتهای هم منتقل کنند. هدفشان این نیست که بگویند جن وجود دارد یا ندارد، یا اگر دارد چه شکلی است. بنابراین اینکه از یک فیلم داستانی انتظار ادعای وجود یا عدم وجود چنین پدیدههایی داشته باشیم و بعد از منظر دینی آن را نقد کنیم، به نظرم از اساس محل اشکال است، چون اصلاً چنین ادعایی در بسیاری از این فیلمها مطرح نمیشود.
او ادامه داد: نکته دوم، انحصارگرایی بعضی از متخصصان دینی است؛ یعنی اینکه تصور میکنند فقط روایت آنها از امر ماورایی باید ارائه شود. حتی اگر فرض کنیم فیلمی ادعای واقعگرایی دارد که به نظرم فرض بعیدی است باز هم معمولاً فیلمسازها تصریح میکنند که اثرشان «بر اساس واقعیت» یا «با الهام از واقعیت» است، نه اینکه عین واقعیت باشد. اگر هم داستانی ادعای واقعگرایی کامل داشته باشد، معمولاً از ابتدا این موضوع را اعلام میکند.
کارگردان مجموعه تلویزیونی «او یک فرشته بود» با انتقاد نسبت به تک روایت مورد انتظار از عوالم ماورایی مطرح کرد: من حتی این را هم میگذارم کنار و فرض میکنم یک داستان ماورایی را باید به مثابه یک کار مستند دید. بسیار خب؛ اما حتی اگر از این زاویه هم جلو برویم، باز با یک مشکل روبهرو میشویم و آن هم نوع مواجهه بعضی از متخصصان دینی است. معمولاً وقتی بحث ماورا پیش میآید، یک روایت مشخص دارند و همان روایت را بهعنوان شابلون از فیلمساز انتظار دارند؛ یعنی داستان باید دقیقاً در همان چارچوب و همان اعتقاد روایت شود.
وی افزود: در حالی که ما با حوزه تخیل طرفیم. تخیل ذاتاً مشروع است. وقتی میگوییم داریم تخیل میکنیم، یعنی باید پذیرفت که امکان روایتهایی حتی خارج از چارچوبهای رسمی هم وجود دارد. بله، به نظر من این مجوز وجود دارد. شما ببینید در کشورهای دیگر وقتی فیلمهایی مثل «جنگیر» یا «طالع نحس» ساخته میشود، آیا متدینین یا متخصصان دینی با آنها مثل یک سند دینی یا مستند واقعی برخورد میکنند! نه! آنها را بهعنوان یک داستان در یک ژانر خاص میبینند، مثل هزاران داستان دیگر.
افخمی تصریح نمود: اما حتی اگر باز هم اصرار داشته باشیم که چون موضوع ماورایی است باید با آن مثل کار مستند برخورد شود، سؤال این است از کدام دیدگاه! ما در سنت اسلامی خودمان مکاتب و مشربهای کلامی، عرفانی و فلسفی متنوعی داریم که نگاهشان به امر ماورا متفاوت و گاهی حتی متعارض است. از مشاء و اشراق گرفته تا حکمت صدرایی؛ هر کدام فیلسوفان و متکلمانی داشتهاند با تفسیرهای متفاوت درباره معاد، جن، فرشتگان و مسائل دیگر. با این حال هیچکدام تکفیر یا سرکوب نشدهاند و هر کدام دیدگاه خودشان را مطرح کردهاند.
وی افزود: مسئله اینجاست که امروز عملاً یک نوع نگاه رسمی حاکم میشود و انتظار میرود همه در همان چارچوب صحبت کنند. در حالی که حتی در همان چارچوبهای فلسفی هم تفسیرهای گوناگون و نحلههای متفاوت وجود دارد. این روندِ یکسانسازی به نظر من مخرب است و دامنهاش فقط به سینما هم محدود نمیماند.
«علیرضا افخمی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: در برخورد با این نوع آثار بهراحتی برچسبهایی مثل الحاد و ملحد بودن به افراد زده میشود. در حالی که الحاد مفهوم سادهای نیست که بتوان بهخاطر یک تفسیر متفاوت آن هم تفسیری که در تاریخ کلام اسلامی سابقه داشته به کسی نسبت داد. اینکه فیلم یا داستانی ساخته شود و فورا بگوییم این الحادی است یا سازندهاش ملحد است، به نظر من مصداق افراطگرایی است و کمکی به گفتوگو و فهم متقابل نمیکند.
ارسال نظر