شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۹

«مهدی سجاده چی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«سینما» یک «نیاز فرهنگی» بسیار مهم است که با «بی‌نظمی» عجیبی اداره می‌شود/ نه‌تنها «چابکی فرهنگی» نداریم بلکه دچار نوعی «محافظه‌کاری مرگ‌آور» هستیم

مهدی سجاده چی

سینماپرس: «مهدی سجاده چی» با بیان این مطلب که مدیریت فرهنگی با شانس و تصادف جلو نمی‌رود؛ گفت: من شخصاً کسی را مقصر نمی‌دانم؛ نه این فرد و نه آن فرد. مقصر اصلی را درک و فهم رایج از مدیریت می‌دانم. سینما، اقتصاد و فضای مجازی در کنار هم به وضعیتی رسیده‌اند که بخش زیادی از این زباله فرهنگی را خودمان تولید کرده‌ایم؛ یعنی مدیران و مسئولان، چه با اقدام‌های غلط‌شان و چه با ترک فعل و انجام ندادن کار درست، مسیرهایی را باز کرده‌اند که نتیجه‌اش امروز پیش چشم ماست. به جایی رسیده‌ایم که بسیاری از مردم، به‌جای اینکه از پنجره کوچک خانه‌ یا باغچه‌هاشان، گوشی را به سمت جهان بگیرند، گاهی انگار از چاه توالت یا سطل زباله‌شان رو به دنیا تصویر می‌فرستند.

«مهدی سجاده چی» فیلمنامه نویس پیشکسوت سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس ضمن انتقاد نسبت به ساختار مدیریتی سینما با اشاره به چرایی افول سینمای ایران اظهار داشت: اگر ما یک سینمای مستقل واقعی داشتیم که در چهارچوب قوانین مشخص کشور خودش چرخ خودش را می چرخاند، آن‌وقت می‌شد درباره صعود و سقوطش حرف زد و نقدهای جدی و محکمی به ایرادات و اشکالاتش وارد کرد. البته همین سینمای موجود هم، بسیاری از لوازم ضروری برای شکل‌گیری یک سینمای واقعی، هدفمند و تأثیرگذار را در اختیار دارد. دست‌کم از نظر نیروی انسانی و سخت‌افزار اولیه. امروز شرایطی وجود دارد که حتی با یک گوشی با کیفیت می‌توان فیلم ساخت؛ فیلمی که می‌تواند به جشنواره برود و حتی روی پرده سینما هم نمایش داده شود.

وی افزود: به نظر من سینما مثل سایر پدیده‌های اجتماعی باید در کنار همه آن‌ها و در پیوند با آن‌ها تحلیل شود. نقد من اساساً متوجه خودِ سینما نیست؛ چون ما از نظر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دچار نوعی نابسامانی عمومی هستیم. این در حالی است که به نظر می‌رسد ابزار لازم برای وضعیتی بسیار بهتر از شرایط فعلی را در اختیار داریم. نمی‌گویم ابزار رسیدن سریع به وضعیت آرمانی را داریم؛ روشن است که برای رسیدن به آن نقطه، به استقرار ذهنیت‌ها درست و ابزارهای بیشتری احتیاج داریم. اما همین امکانات موجود، چه در سینما و چه در مثال‌های دیگر، باید حداقل برای این کافی باشد که این‌همه خون دل خوردن وجود نداشته باشد، که دارد.

او ادامه داد: مسئله فقط سینما نیست. شما به هر پدیده دیگری نگاه کنید، به هر شکلی از مدیریت که نگاه می‌کنید، دل‌تان خون می‌شود. حتی بابت برنج، لوبیا و نخود هم دل‌تان خون است؛ در حالی که هیچ ضرورتی نداشت کار به اینجا برسد. چرا مردم باید ضروریات زندگی و زنده ماندن‌شان را با این قیمت‌ها تهیه کنند، در حالی که می‌دانیم سطح دستمزدها چقدر است! سینما هم دقیقاً همین وضعیت را دارد. سینما یک نیاز فرهنگی است؛ آن هم یک نیاز بسیار مهم فرهنگی، که با بی‌نظمی عجیبی اداره می‌شود، آن هم با وجود ابزارهایی که در اختیار داریم. ما می‌توانستیم خیلی بهتر از این باشیم و دست‌کم سینمایی داشته باشیم که شاید همه طیف‌ها بتوانند جایی برای خودشان در آن ببینند؛ سینمایی که همه تفکرات سیاسی در آن امکان بروز داشته باشند.

سجاده چی با بیان این مطلب که سال‌هاست که سینمای ما به‌صورت یک پکیج، از یک تفکر سیاسی به سمت تفکر سیاسی دیگری هدایت می‌شود و عملاً در خدمت آن‌ها قرار می‌گیرد؛ تصریح نمود: مثال‌اش هم روشن است؛ این فیلم‌های کمدی لوده که ظاهراً با هیچ‌کدام از خطوط فکری و سیاسی سازگار نیستند، اما در عین حال می‌بینیم که در میان سازمان‌ها، نهادها، گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی هم کسانی هستند که از همین نوع سینما استفاده می‌کنند و حتی از آن استقبال می‌شود. یعنی به نظرشان این میزان از افت کیفیت در سینما، سودمند است هم کمر سینمای فرهنگی شکسته می‌شود، هم سالن‌ها پر می‌شود و هم به‌نوعی به مردم القا می‌شود که شما لیاقت چیزی بهتر از این را ندارید؛ ببینید چه فیلم‌هایی را می‌روید و تماشا می‌کنید.

وی تاکید کرد: البته این پیام در لایه اول و به‌صورت مستقیم به مردم گفته نمی‌شود، اما در لایه دوم، چیزی است که مردم به‌وضوح آن را درک می‌کنند. واقعاً فکر می‌کنید مردمی که می‌روند فیلم می‌بینند، تصور می‌کنند دارند فیلم خوب می‌بینند؟ یعنی واقعاً آن‌قدر ناآگاه‌اند؟ این برداشتی است که به نظر من بعضی‌ها دارند.

رئیس پیشین کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران با انتقاد نسبت به عدم تنوع ژانر و موضوع های مختلف در سینمای ایران بیان کرد: مسئله اصلی ما این است که مدام می‌خواهیم از سینما به‌عنوان یک ابزار فوری استفاده کنیم، در حالی‌ که سینما یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی جهان معاصر است. هر انسانی که در این کشور زندگی می‌کند و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی زندگی‌اش را پیش می‌برد، حق دارد شکلی از خواسته‌ها، دغدغه‌ها و جهان‌بینی خودش را در سینما ببیند؛ اتفاقی که عملاً هرگز رخ نمی‌دهد.

سجاده چی همچنین در مورد افت کیفی فیلمنامه در سینما اظهار داشت: به نظر من، فیلمنامه که غذا نیست؛ این‌طور نیست که صبح بخواهیم برای صد نفر با سلیقه‌های مختلف، یک قورمه‌سبزی واحد بپزیم. سینما پدیده‌ای بسیار پیچیده است، به‌خصوص در جهان امروز و وقتی از «جریان سینما» صحبت می‌کنیم. روشن است که هیچ حمایت جدی‌ای از فیلمنامه نمی‌شود، اما این تصور که فیلمنامه‌های خوب و آماده‌ای در کشوها مانده، بیشتر شبیه یک توهم است. اگر فیلمنامه خوب و درست‌وحسابی‌ای نوشته شده باشد، یا فروخته شده یا ساخته شده و ماجرا تمام شده است.

وی افزود: چیزهای خوب، اتفاقی و رها نوشته نمی‌شوند. مدیریت فرهنگی با شانس و تصادف جلو نمی‌رود. این‌طور نیست که مثل قلاب ماهیگیری منتظر بمانیم یک ماهی اتفاقی گیر بیفتد. چنین رویکردی فقط شاید در سینمای هنری یا سینمای تجربی معنا داشته باشد، آن هم در حد ظهور یکی‌دو استعداد در فیلم کوتاه. اما در سطح جریان اصلی سینما، محال است بتوان یک جریان سینمایی را به‌صورت اتفاقی مدیریت کرد. حتی به شکل پروپاگاندایی هم دیگر جواب نمی‌دهد؛ این مسئله بارها ثابت شده است.

وی متذکر شد: اینکه مدیران بگویند «همین چیزهایی را که ما می‌گوییم بسازید» عملاً نتیجه‌ای ندارد. باید اجازه داد سلیقه‌های مختلف دیده شوند.

نویسنده فیلم‌های سینمایی «سوفی و دیوانه» و «گام‌های شیدایی» همچنین در پاسخ به نقدهایی که نسبت به حذف شورای ساخت و نظارت بر محتوای آثار می شود بیان کرد: از نظر من، شورای پروانه ساخت ساختاری زائد و بی‌فایده است. ما عادت داریم هر ساختاری را که ایجاد می‌کنیم، حتی وقتی کارکردش را از دست می‌دهد، تا حد لوس شدن ادامه دهیم. زمانی که پشت‌بام‌ها، تراس خانه‌ها و حتی حیاط‌ها پر از دیش‌های ماهواره می‌شود، تازه به فکر جمع کردن قانون می‌افتیم. این نشان می‌دهد که ما نه‌تنها چابکی فرهنگی نداریم، بلکه دچار نوعی محافظه‌کاری مرگ‌آور هستیم؛ محافظه‌کاری‌ای مردابی که باعث می‌شود بدون دلیل روشن، همه چیز متوقف بماند.

او ادامه داد: این تصور غلط است که فیلم‌سازان مدام دنبال نمایش ناهنجاری‌ها هستند. واقعاً آیا ۹۵ درصد فیلم‌سازان ما فقط می‌خواهند ناهنجاری‌ها را نشان بدهند؟ اتفاقاً به نظر من بسیاری از آن‌ها به‌دنبال ریشه‌یابی این ناهنجاری‌ها هستند. طبیعی است که برخی از این اشاره‌ها به مذاق بخشی از حاکمیت خوش نیاید، چون ریشه بعضی از این مشکلات، در خود ماست. البته جهان، جهان پیچیده‌ای است؛ عناصر و اهرم‌های متعددی بر فرهنگ تأثیر می‌گذارند و کشورهای مختلف هم به شکل‌های گوناگون روی هم اثر دارند. اما نادیده گرفتن این پیچیدگی و تقلیل سینما به یک ابزار ساده، همان خطای بزرگی است که سال‌هاست تکرار می‌شود. نقد منصفانه از نگاه کسی که مورد نقد قرار می‌گیرد معنا پیدا می‌کند؛ یعنی طرف مقابل باید احساس کند با او منصفانه برخورد شده است. وگرنه منتقدان، در اغلب موارد، تصور می‌کنند نقدشان منصفانه است. «انصاف» مفهومی لغزنده است و معنای دقیق و ثابتی ندارد؛ یک مفهوم کلی است که همواره این پرسش مطرح می‌شود: انصاف از نگاه چه کسی؟

وی افزود: ممکن است منِ مدیر تصور کنم نقد منصفانه یعنی اینکه همه مشکلاتم گفته شود، اما در نهایت این‌طور جمع‌بندی شود که با وجود همه این مشکلات، همین که این فرد پشت این میز نشسته و این مجموعه هنوز زنده است، خودش اتفاق مهمی است؛ اینکه چند فیلم از این دستگاه بیرون می‌آید، خودش دستاورد است. اما این نگاه به نظر من غلط است. این نقد منصفانه نیست. نقد منصفانه این است که پرسیده شود چرا اساساً این مسئولیت را پذیرفته‌ای؟ آیا فقط برای این بوده که مثل نفر قبلی، یک کارنامه داشته باشی که تنها خروجی‌اش یک ویترین سالانه باشد؟ اگر قرار بر این باشد، دیگر مشکلی وجود ندارد و عملاً هر نقدی بی‌معنا خواهد بود. مخصوصا زمانی که مسائل پیچیده و چندبعدی می‌شوند، مدیر حق ندارد بیاید و برای همه چیز تعیین تکلیف کند و بگوید چه چیزی باید ساخته شود و چه چیزی نباید ساخته شود؛ این یعنی نادیده گرفتن یا انکار جوانب و ابعاد بسیاری از مشکلات.

سجاده چی تصریح نمود: من شخصاً کسی را مقصر نمی‌دانم؛ نه این فرد و نه آن فرد. مقصر اصلی را درک و فهم رایج از مدیریت می‌دانم. سینما، اقتصاد و فضای مجازی در کنار هم به وضعیتی رسیده‌اند که بخش زیادی از این زباله فرهنگی را خودمان تولید کرده‌ایم؛ یعنی مدیران و مسئولان، چه با اقدام‌های غلط‌شان و چه با ترک فعل و انجام ندادن کار درست، مسیرهایی را باز کرده‌اند که نتیجه‌اش امروز پیش چشم ماست. به جایی رسیده‌ایم که بسیاری از مردم، به‌جای اینکه از پنجره کوچک خانه‌ یا باغچه‌هاشان، گوشی را به سمت جهان بگیرند، گاهی انگار از چاه توالت یا سطل زباله‌شان رو به دنیا تصویر می‌فرستند.

«مهدی سجاده چی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر این مسائل به‌تدریج اصلاح شود، سینما هم اصلاح خواهد شد. اتفاقاً سینما یکی از اهرم‌هایی است که می‌تواند به بهبود سایر حوزه‌ها هم کمک کند. محال است شما چند فیلم خوب در سال داشته باشید، اما فضای مجازی درباره سینما تا این حد آشفته، سطحی و بی‌ربط باشد. این وضعیت، نتیجه فیلم بد و بی‌نظمی است. حتی در آمریکا هم ساختن ده فیلم واقعاً خوب در سال کار ساده‌ای نیست؛ اگر بخواهید مثال بزنید، می‌بینید که کار دشواری است. ممکن است فیلم‌هایی باشند که در اندازه خودشان خوب ساخته شده‌اند، مثلاً یک ملودرام استاندارد، اما اینکه اثری ساخته شود که هم با مردم ارتباط بگیرد، هم ماندگار باشد و هم چندبار مصرف نباشد، کاری بسیار سخت است. حرف من این است که اگر اتفاقات درست در همه حوزه‌ها بیفتد، در سینما هم می‌افتد. سینما یکی از آن ابزارهای محدود اما بسیار مؤثر است که اگر حال خودش خوب شود، می‌تواند به بهبود حال بقیه هم کمک کند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.