چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۱

سیمای سینمای بنفش (۱)

فیلم‌شویی در شرایط نفوذ فرهنگی/ وقتی سینماگران چترباز با یارانه دولت، چتر یدکی می‌گیرند!

سیمای سینمای بنفش (۱) فیلم شویی در شرایط نفوذ فرهنگی

سینماپرس: هنر و تجربه دو واژه ای که چند سالی است در کنار یکدیگر در سینمای آشفته ایران با هم عجین شده و بعضا موجب به وجود آمدن اتفاقات گوناگونی گشته است. با روی کار آمدن دولت یازدهم و حضور گروهبانانِ مدعی ژنرالی در عرصه های اجرایی مختلف، مدیریت فرنگ رفته  و کاخ ورسای دیده‌ی فرهنگی و سینمایی کشور، به تأسی از مرشدان فرانسوی، اقدام به تاسیس گروهی سینمایی با عنوان هنر و تجربه نمود!

سیدعلی فاطمی/ هنر و تجربه دو واژه‌ای که چند سالی است در کنار یکدیگر در سینمای آشفته ایران با هم عجین شده و بعضا موجب به وجود آمدن اتفاقات گوناگونی در طی سال‌های اخیر در صنعت سینمای ایران گشته است. این در حالی است که شکل‌گیری گروه سینمایی هنر و تجربه در همان ابتدای حضور دولت بنفش بر مدیریت سینمایی کشور رقم خورد و در این دوران بود که حجت الله ایوبی به عنوان مدیر پرحاشیه‌ی سازمان سینمایی، با افکار کپی‌برداری شده خود از سیستم فرهنگی فرانسه و با ادعای حمایت از آثار سینمایی کوتاه، بلند و مستند فیلمسازان ایرانی به ویژه فیلمسازان جوان و ... اقدام به تاسیس و راه‌اندازی این بخش در مجموعه تحت مدیریت خود نمود و گروه سینماهای هنر و تجربه را در سال ۱۳۹۳ هجری شمسی به وجود آورد.



باروی کار آمدن دولت یازدهم و حضور گروهبانانِ مدعی ژنرالی در عرصه‌های اجرایی مختلف، مدیریت فرنگ رفته  و کاخ ورسای دیده ی فرهنگی و سینمایی کشور، به تاسی از مرشدان فرانسوی اقدام به تاسیس گروه سینمایی هنر و تجربه در ایران اسلامی نمود؛ گروهی که اگر همچون سایر ابتکارات جناب ایوبی، یعنی مدرسه ی عالی سینما و جشنواره بین‌المللی فیلم ایران و ... حتی عنوان فرانسوی خویش را حفظ نموده و مدل Cinéma Art et Essai را به دستاوردی محققانه از برای سیمای سینمای دولت تدبیر و امید مبدل ساخت.




البته گروه سینمایی هنر و تجربه  در همان بدو تاسیس، ساختار معیوب و شتر/گاو/پلنگ خود را به نمایش گذاشت و ماهیت گم گشته خویش را در همان آغاز راه و با اکران نخستین اثر سینمایی با عنوان از تهران تا بهشت نشان داد؛ اثری که در ۱۹ شهریور ۱۳۹۳ هجری شمسی و پس از گذشت یازده سال از تولید، در این گروه سینمایی اکران گردید و در دسترس عمومی قرار گرفت. همین ماهیت التقاطی سبب شد تا این گروه سینمایی با اکران فیلم‌های مجعول و معلوم‌الحالی نظیر هجوم و احتمال باران اسیدی و صُراحی و پرویز و شهر آسفالت و ده ها اثر سینمایی و مستند دیگر بتواند اتفاقات ویژه‌ای را در فضای فرهنگی و سینمایی کشور رقم زده و فیلمی همچون ماهی و گربه رکورد طولانی‌ترین اکران یک اثر سینمایی را در این گروه از آن خود نماید.



اگر چه حجت الله ایوبی در ابتدای شروع به فعالیت گروه سینمایی هنر و تجربه، تصمیم خود مبنی بر اجرایی شدن بلند مدت آن را مطرح نموده بود؛ اما در حال حاضر با گذشت حدود پنج سال از فعالیت و تاثیرگذاری جدی این گروه سینمایی در عرصه فرهنگی کشور، به خوبی مشخص گردید که این گروه سینمایی بیش از هر چیز به حیات خلوتی برای تولیدات سینمایی مجعول و توسعه ولنگاری فرهنگی در شرایط نفوذ فرهنگی تبدیل شده است و از این جهت با تغییرات مدیریتی و روی کار آمدن مدیر هوشمند همچون حسین انتظامی، قرار بر ادغام گروه سینمایی هنر و تجربه با یکی از بخش های دیگر سازمان سینمایی گذاشته شده است.



پس اگر چه ایوبی در ابتدای تاسیس این گروه سینمایی هدف اصلی و تمرکز هنر و تجربه را تشکیل گروه‌های آوانگارد در جریان خط اصلی سینما اعلام نمود و تصور می‌کرد که این گروه می‌تواند بر خلاف جریان اصلی سینما دست به تولید آثاری متفاوت و هنری بزنند؛ اما گذشت زمان و مرور کارنامه فعالیت این محفل، به وضوح حاکی از تناقض ها در صحنه ادعا و عمل در زمینه اجرایی این طرح بود و شاید عدم شناخت مناسب از فضای سینمایی ایران سبب شد تا آمال و آرزوهای کپی برداری شده ایشان از فضای فرهنگی و سینمایی فرانسه نتواند در قالب گروه سینمایی هنر و تجربه جامع عمل پوشیده و تحقق یابد و این گروه از کارکرد قوی و به شدت آسیب زای فیلم شویی در شرایط نفوذ فرهنگی برخوردار شود.



پیاده سازی مدل فرانسوی Association Française des Cinémas d'Art et d'Essai یا همان انجمن فرانسوی هنر و تجربه (AFCAE) در ایران، توفیقات بسیاری را از برای سازمان سینمایی در سال صبر و سکوت جناب معاون به همراه داشت و موجب شد تا جناب ایوبی با تبدیل گروه هنر و تجربه به حیات خلوت سازمان سینمایی، ضمن دلجویی از تمامی توقیفی ها و موقوفی ها و ... همه ایده‌های معقول و غیرمعقول خود و دوستان مشاور را با کمال آرامش و بدور از هر تعاقبی آزمایش نموده و در این بستر با مصونیتی ویژه به عنوان متولی رسمی سینمای ایران بتواند به بولتن‌نویس‌ها بگویند که شما چند سال تلاش کردید که سینما نباشد اما می‌بینید که هست و خواهد بود و همواره نقشش را در دفاع از ارزش‌های دینی بازی خواهد کرد.



پژوهشگران فرهنگی اگر تمایل دارند آثار عرضه محصولات سینمایی مخرب اما دارای تأییدیه وزارت ارشاد را مشاهده کنند، به طور اتفاقی به آثار اکران شده گروه هنر و تجربه سرزده و این آثار را در مقاطع مختلف مشاهده نمایند، تا ببینند سینمای پیشرو و محصولات هنری استاندارد سال های اخیر ارشاد چه فیلم  هایی را شامل شده است.



گروه سینمایی هنر و تجربه را می توان به مثابه چتر یدکی برخی سینماگران چترباز فرض نمود؛ سینماگران فرصت‌طلبی که اگر چتر اصلی باز نشد از چتر یدکی استفاده می‌نمایند تا اگر فرود راحتی ندارند، حداقل زنده بمانند؛ به این معنا که اگر آثار معلوم‌الحال ایشان نتوانست اکران عمومی بگیرد، بتوانند حیات خلوت هنروتجربه برای عرضه آثار خود استفاده نمایند. پس در دوران ولنگاری فرهنگی به هیچ عنوان ترس از دیده شدن ندارند! و مطمئن هستند که فیلم‌های ایشان نهایتا در گروه سینمایی هنر و تجربه دیده خواهد شد و حتی بعضی از ایشان مسیر ارتزاق جدیدی را در این وادی کشف نموده و به این سیاست روی آورده‌اند که فیلم کم‌خرج بسازند و در این مسیر بسیاری موهبت‌های خاص و خواص بودن را در قالب رانت موجه اعطایی دولت به این گروه سینمایی از آن خود ساخته و از سوبسید ویژه اکران در هنر و تجربه برخوردار شوند.




به این ترتیب فضای محفلی و ولنگاری حاکم بر گروه سینمایی هنر و تجربه به نحوی گسترده است که مدیران بنفش‌پوش عرصه سینمایی کشور و بالاخص معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، برای حل معضل اکران فیلم‌های توقیفی همواره بر ظرفیت‌های این گروه سینمایی چشم داشته و اساسا می‌توان چنین پنداشت که هنر و تجربه به مجالی برای اکران بی‌سر و صدای آثار معلوم‌الحال در فضای فرهنگی و سینمایی کشور مبدل گردیده است.


جالب آن است که درطی سال گذشته ابراهیم داروغه‌زاده نه در سمت دبیر جشنواره فجر، بلکه به عنوان معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی مجوز نمایش فیلم سینمایی خانه پدری به کارگردانی کیانوش عیاری را در گروه سینمایی هنر و تجربه صادر نمود! فیلمی که فاقد فاکتورهای لازم برای اکران در این گروه سینمایی بوده و صرفا راه حلی برای دور زدن مشکل اکران این فیلم مسئله‌دار توسط معاون نظارت و ارزشیابی در عصر ژنرال‌های بنفش و در دوران مدیریت محمدمهدی حیدریان بر سازمان سینمایی تلقی می‌شد.



البته اتخاذ سیاست راضی‌سازی همگانی توسط مدیران سایه در فضای فرهنگی و سینمایی کشور تنها محدود به فضاسازی و ایجاد پتانسیل‌های دیده شدن در گروه سینمایی هنر و تجربه نشده و مشروعیت‌بخشی به آثار و تولیدات معلوم‌الحال با شیوه‌ای جدید توسط کانون قدرت و مافیای سینمایی کشور در حال پیگیری است و در این میان شدت نفوذ به حدی است که حتی مدیر خوش سابقه و هوشمندی همچون حسین انتظامی نیز تحت تاثیر ایشان واقع شده و مجبور به ابلاغ دستورالعمل درجه‌بندی سنی فیلم‌های سینمایی گردد؛ دستورالعمل متناقضی که بر خلاف آنچه که از آن بر می‌آید، بدون مطالعه دقیق و در فضایی نمایشی و فرمایشی تدوین شده است و نوعی اعتباربخشی به آثار مسئله‌دار و در عین حال آزادی عمل بی‌حساب و کتاب به معدود سینماگرانی است که تابحال مجالی برای عرضه‌اندام‌های مخرب و درآمدزایی‌های میلیاردی خود در نظام جمهوری اسلامی پیدا نکرده و تعالی فرهنگ و هنر این سرزمین برایشان اهمیت چندانی ندارد.




صدور مجوز برای اکران فیلم سینمایی خانه پدری در گروه سینمایی هنر و تجربه و یا حضور بدون دغدغه و اکران بی سر و صدای آثار سینمایی مبتذل و سخیفی همچون فیلم سینمایی هجوم در این گروه سینمایی، به نحو گسترده‌ای محل تشکیک در اهداف تشکیل این مجموعه را یادآور شده و تصمیم ها و اقدامات این چنینی به نوعی این انگاره را می‌نمایاند که هدف از تشکیل این گروه سینمایی ایجاد حیات خلوتی برای تولیدات مغایر با مبانی انقلاب اسلامی و صدور مجوز و اکران بدون مشکل فیلم‌های معلوم‌الحالی است که مطابق قوانین نظارتی و ارزش‌یابی از موجودیت قابل قبولی برای اکران عمومی برخوردار نیستند. فیلم‌هایی که اکران رسمی آنها به تشدید فضای ولنگاری حاکم بر فرهنگ کشور منجر و اکران گسترده آن با مخالفت مواجه می‌شود و بنابراین با برچسب، نچسب و نسنجیده هنر و تجربه، به صورت محدود در این گروه سینمایی به نمایش گذاشته می‌شوند تا به این ترتیب هم از مواهب اکران عمومی و به تبع آن حمایت‌های مادی سازمان سینمایی برای بازگشت سرمایه خود بهره‌مند شوند و هم بتوانند بدون هرگونه منع قانونی در فضاهای مختلف عرضه و به نمایش گذاشته شوند.


در مجموع اقدامات صورت گرفته علاوه بر زیر سوال بردن فلسفه تشکیل هنر و تجربه، ثابت کرد بعد از گذشت پنج سال از تشکیل گروه سینمایی هنر و تجربه نه تنها کارکرد کپی برداشته شده این موجودیت برای فعالان سینمایی کشور مشخص نیست؛ بلکه مدیران سینمایی نیز تنها به استفاده ابزاری از این موجودیت روی آورده و سعی می‌کنند تا سیاست راضی سازی همگانی را با ابزار هنر و تجربه محقق ساخته و از این ظرفیت برای اکران بدون دغدغه و بی سرو صدای آثار معلوم‌الحال و تولیدات ویژه در شرایط ولنگاری فرهنگی استفاده نمایند.



این معضل زمانی جالب‌تر می‌شود که به طور مثال سال گذشته عوامل فیلم‌هایی نظیر فیلم سینمایی شماره ۱۷ سهیلا به کارگردانی محمود غفاری و یا فیلم سینمایی ناگهان درخت به کارگردانی صفی یزدانیان که با سرمایه شخصی و با حضور سلبریتی‌هایی چون مهناز افشار و پیمان معادی ساخته شده، اعلام می‌نمایند که حاضر به اکران فیلم خود در سینماهای هنر و تجربه نبوده و قصد نمایش عمومی آن را در سینماهای گسترده دارند! فیلم‌هایی که کاملا با فاکتورهای ادعایی گروه سینمایی هنر و تجربه در سینمای ایران‌ همخوانی دارد و فقط بازیگران آن از افراد مشهور و شناخته شده هستند.



البته که این معیارهای بی‌پایه و اساس که حتی چارچوب و ساختار مشخصی نزد اهالی هنر و تجربه نیز ندارد مضاف بر نظریه‌ای که هر فیلم بی‌مخاطب و یا تولید شده برای مخاطب خاص را در ذیل این مجموعه تعریف می‌نماید، تلقی اشتباه از تعریف هنر و تجربه در اذهان را در پی داشته و این اتفاق باعث می‌شود که فیلمسازان و به خصوص فیلمسازان جوان و تازه کار دچار برداشت نادرستی شوند و مسیر اشتباهی را برای ادامه کار خود برگزینند چرا که چنین انگاره‌ای این تلقی غلط را در پدید می‌آورد که با ظرفیت ایجاد شده می‌توانند فیلمی با مخاطب اندک و قابل اکران در سینمای هنر و تجربه تولید کنند.



ادامه دارد...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.