چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۲

گفت‌وگوی سینماپرس با پدیده سینمای 90؛

صاحب‌زمانی: استقبال مردم از «چیزهایی هست...» پیش‌بینی‌ها را به هم زد

فردین صاحب زمانی کارگردان فیلم چیزهایی هست که نمی دانی در نشست فیلمش

سینماپرس: کارگردان فیلم «چیزهایی هست که نمی دانی» که در سینماپرس به عنوان پدیده سال 90 معرفی شد، در نشست فیلمش که در فضایی متفاوت و گرم و صمیمانه برگزار شد، گفت: فروش فیلم طی چهار هفته اخیر خیلی از پیش‌بینی‌ها را بر هم زد و نشان داد که سلیقه مخاطبان طی سال‌های اخیر تغییر کرده است.

فردین صاحب‌الزمانی در نشست نقد و بررسی فیلم «چیزهایی هست که نمی دانی» که از سوی خبرگزاری سینماپرس، در یکی از کافه‌های شهر و با حضور برخی تماشاگران فیلم برگزار شده بود، در مورد چگونگی شکل‌گیری خط اولیه داستان، گفت: خط اولیه داستان «چیزهایی هست که نمی‌دانی» قرار بود برای جمشید آهنگرانی نوشته شود که پس از نگارش به گفته ایشان خیلی از ایده اولیه ایشان دور شده بودیم و به همین دلیل از ساخت فیلمنامه انصراف دادند و وقتی قرار شد خودم آن را کارگردانی کنم، تغییرات دیگری در فیلمنامه ایجاد کردیم و فیلمنامه به طور کلی متفاوت از ایده اولیه شد.

فیلمنامه اولیه برای «جمشید آهنگرانی» نوشته شد

وی ادامه داد: فیلمنامه اولیه، درامی عاشقانه بود با این خط داستانی که راننده تاکسی‌ای با مسافری آشنا می‌شد و در ادامه عاشق یکدیگر می‌شدند، وقتی جمشید آهنگرانی از این فیلمنامه انصراف داد آن فیلمنامه را کنار گذاشتیم و فیلمنامه‌ای دیگر نوشتیم.

شخصیت می‌خواهد هم نسبت به دیگران بی‌توجه باشد، هم بی تفاوت نیست

صاحب‌الزمانی درباره تناقضی که در شخصیت راننده تاکسی فیلم وجود دارد، تصریح کرد: علی فردی منزوی است اما شغلی دارد که نیازمند ارتباط با مردم است، در یکی از دیالوگ‌های سیما که می‌گوید «کسی که می‌خواهد بره توی غار راننده آژانس نمی‌شود» به این تناقض اشاره می‌شود اما علی فردی عجیب و غریب است و در عین حال کاری را که انتخاب می‌کند اولین کار دم دستی است که می‌شود در جامعه واقعی انجامش داد، این بخش رئال موضوع است. به لحاظ داستانی به هر حال علی تناقض‌های زیادی در درونش دارد، هم می‌خواهد نسبت به اطراف بی‌اعتنا باشد و هم بی‌تفاوت نیست. این تناقض‌ها به شخصیت‌پردازی علی کمک می‌کند.

اگر در شخصیتی تناقض نباشد، تیپ می‌شود

وی در پاسخ به این نقد که با این تناقض‌ها در شخصیت علی به نظر می‌رسد، منطق داستانی فیلم از بین می‌رود، گفت: علی در دوره‌ای امکان آشنایی بیشتر با سیما را داشته اما نتوانسته حرفش را بزند و حالا دیگر این فرصت از دست رفته است. علی با تفاوت‌های اندکی که درونش رخ داده باز هم برایش سخت است که حرفش را به خانم دکتر که دوستش دارد، بزند اما تفاوت سیما با لیلی در این است که علی احساس می‌کند لیلی این احساس را فهمیده و در همان چند جمله‌ای که در مورد خودشان حرف می‌زنند احساس می‌کند این فرد خیلی شبیه به خودش است، البته این شباهت‌ها در مورد سیما هم وجود داشته اما سیما خیلی دیر متوجه این شباهت‌ها می‌شود. اگر این تناقض و تضاد در یک شخصیت نباشد آن را شبیه به تیپ می‌کند. 
 
صاحب‌الزمانی در ادامه داد: این فرد کم کم به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند منشا تغییر باشد و هر وقت خواسته کاری انجام دهد اذیت شده است. در طول فیلم از سوی بسیاری از آدم‌ها تلاشی برای ایجاد تحول در شخصیت علی می‌بینیم که یکی از این آدم‌ها که تلاش زیادی در این زمینه دارد، اتفاقا خود سیما است.

شخصیت «علی مصفا» در «چیزهایی هست که نمی دانی» شبیه خودم است

صاحب‌الزمانی در ادامه خاطرنشان کرد: ما دو انتخاب داشتیم و به هر دو این انتخاب‌ها فکر کرده بودیم. این که فیلم در سکانس بام تهران تمام شود و دیگر این که فیلم به شکل فعلی پایان یابد. در واقع شخصیت علی بسیار شبیه شخصیت خود من است و وقتی به دنبال مشابه‌سازی شخصیت فیلم با شخصیت خودت باشی چندان نمی‌توانی در مورد رفتارهای شخصیت توضیح دهی.

وی در مورد گربه‌ای که در فیلم نشان داده می‌شود، توضیح داد: در شخصیت علی لحظه‌هایی هست که با رفتارش همخوانی ندارد اما با تردید آن‌ها را انجام می‌دهد مانند راه‌اندازی پیغام‌گیر تلفن در حالی که احتمال زیادی دارد که لیلی زنگ نزند. در زندگی همواره چنین لحظه‌هایی وجود دارد.

کارگردان «چیزهایی هست که نمی‌دانی» با بیان این که در پایان فیلم مشخص نیست لیلی باز می‌گردد یا خیر، تصریح کرد: اوج تغییرات در شخصیت علی زمانی نشان داده می‌شود که در کارواش شیشه ماشینش را کمی پایین می‌کشد و در آن جا تصمیم می‌گیرد که کم کم تغییر کند. در واقع ما نشانی‌هایی گذاشتیم تا تغییر در شخصیت علی باورپذیر باشد و پایان فیلم به مدل‌های مختلفی قابل حدس باشد.

نخواستیم مخاطب از گربه شخصیت خاص بسازد

وی با اشاره به این که برداشت‌های جالبی در مورد فیلم شنیده است، یادآور شد: ما خیلی فرار کردیم که مخاطب مثلا در کاراکتر گربه به دنبال یک شخصیت خاص نگردد ولی آن چه خیلی برای ما مهم بود این بود که نقطه پایان فیلم نقطه امید باشد و مخاطب با حال خوب از سینما بیرون بیاید و برداشت‌های مختلفی هم در پایان فیلم وجود داشته باشد.

خوب است فیلمی غم انگیز، امیدوار تماشاگر را بدرقه کند

وی افزود: خوشبختانه بازتاب‌های منفی خیلی کمی در مورد فیلم دیدم و خیلی از مخاطبان پس از تماشای فیلم احساس خوبی داشتند. جمله معروف خانم دکتر در سکانس‌های پایانی فیلم که ما دو مسیر می‌رویم، امید را به تماشاگر القا می‌کند. به نظرم خیلی خوب است که مخاطب از فیلمی که ناامیدکننده به نظر می‌رسد با حسی خوشایند و امیدوار از سینما خارج شود.

صاحب‌الزمانی در پاسخ به دلیل حضور مسافرانی که چندان هم نقشی در فیلم ندارند، گفت: تنها یکی از مسافران بود که به نظر من بود و نبودش چندان تاثیری در فیلم نداشت که آن هم در زمان تدوین حذف شد اما باقی مسافران کمک می‌کنند تا شخصیت علی برای مخاطبان معرفی شود.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا زمان دیدار علی با خانم دکتر و همچنین علی با سیما در یک شب بوده است یا خیر، تصریح کرد: این موضوع هم از مسائلی است که برداشت‌های مختلفی در مورد آن وجود دارد و یکی از برداشت‌ها همین است که این دو دیدار در یک شب رخ داده و وقتی که علی حس کرده که در مورد لیلی به نتیجه نمی‌رسد می‌خواهد به سوی سیما باز‌گردد اما من نمی‌توانم خیلی از سکانس‌ها را توضیح بدهم چرا که نمی‌خواهم با شرح فکر خودمان جلوی برداشت‌های دیگر گرفته شود.


فروش فیلم نشان داد که مخاطب فیلم را دوست داشته است

وی با اشاره به فروش مناسب فیلم با وجود تبلیغات اندک اظهار کرد: فروش فیلم طی چهار هفته اخیر خیلی از پیش‌بینی‌ها را بر هم زد و نشان داد که سلیقه مخاطبان طی سال‌های اخیر تغییر کرده است. من خیلی به دنبال ساخت فیلم به شکل مرسوم نبودم و سعی کردم فیلم را بدون زمان نگاه دارم تا شاید ده سال دیگر هم اگر کسی دید با آن ارتباط برقرار کند.

این کارگردان و تدوین‌گر در ادامه خاطرنشان کرد: ما درست نقطه اوج رابطه علی و لیلی را حذف کردیم به این دلیل که می‌ترسیدیم فیلم مشابه فیلم‌های عاشقانه متعارف شود فیلم ما همپای فیلم‌های دیگر فروش دارد و با این که روزهای پایانی اکران است فیلم فروش خوبی دارد و سیر صعودی دارد.

انتهای پیام/ ف/ ک

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.