یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۴

محمدتقی فهیم:

حضور «مجید مجیدی» در «جشنواره بوسان» «گزاره وادادگان» را بر زمین کوبید و گزاره جشنواره‌ها «تهدید و فرصت» را بار دیگر به اثبات رساند

مجید مجیدی

سینماپرس: «محمدتقی فهیم» از منتقدان باسابقه و پیشکسوت سینمای کشور با بیان اینکه حضور مجید مجیدی در جشنواره بوسان، گزاره وادادگان را بر زمین کوبید و گزاره جشنواره‌ها «تهدید و فرصت» را بار دیگر به اثبات رساند، نوشت: شگفت زدگی کنونی از بابت حضور شکوهمند مجیدی روی استیج فستیوال‌های جهانی ناشی و مبتنی بر ویژگی‌های شخصی مجیدی و خصوصا موضع‌گیری اینجایی و بدون پرده پوشی و بندبازی و وسط خوابی مرسوم این روزها است که به کرسی نشست و باعث افتخار سینما و آبروی کشورمان شد.

به گزارش سینماپرس، «محمد تقی فهیم» با انتشار یادداشتی با عنوان «مجیدی؛ فرصت‌ و تهدید فستیوال‌های جهانی؟» در عصر ایرانیان نوشت:

برخلاف جریانی سیاسی در عرصه فرهنگی/هنری کشور که فستیوال‌های جهانی را مترادف با بازار جهانی دانسته و هر حضور در این میدان‌ها و جوایز ریز و درشت آن ها را (با وجود تحقیر مردم و توهین به تمدن ایران) روی چشم خود گذاشته و در تمام دوره‌ها و سال‌های گذشته برای تحقق و رونق آن کوشیده و هزینه به قیمت نابودی سینمای داخلی کرده است، جریان دلسوز، متدین و وطن پرستی هم بوده و هست که متقابلاً به صداقت و حقانیت این جوایز به چشم تردید نگریسته و بارها اعلام کرده و با تحلیل‌های مختلف و متنوع، توضیح داده است که بستر و مقصد جشنواره‌های جهانی یک فرصت و تهدید توامان است که بسته به گرایش سیاسی، باورها و تفکر مدیران پشتیبانی کننده و سازندگان اثار مشارکت کننده در فستیوال‌های جهانی به ثمر می‌نشیند. با این وجود متاسفانه همان جریان واداده و محافظه‌کار دل در گرو فرش قرمزهای برپا شده بر خون جوانان ملل جهان، تا توانسته حربه محکومیت را به کار برده تا علاقه مندان سینمای ملی و دلسوزان فرهنگ مبتنی بر زیست ایرانی/اسلامی را از میدان خارج سازد. یعنی فقط داد و هوار کرده است که ایهناس این‌ها با جشنواره‌ها مخالفند.

خوشبختانه «آفتاب امد دلیل آفتاب» و حضور مجید مجیدی در جشنواره بوسان، گزاره وادادگان را بر زمین کوبید و گزاره جشنواره‌ها «تهدید و فرصت» را بار دیگر به اثبات رساند. مجیدی فقط پس از انتخاب فیلم «غذای نیمروز» به عنوان بهترین اثر جشنواره نبود که شرافتمندانه با افشاگری و محکومیت مهاجمین به ایران جای درست تاریخ ایستاد بلکه او قبل از نمایش و انتخاب شدن هم در تریبون‌های مختلف از مظلومیت نزدیک نیم قرنی مردم ایران گفت و مقاومت و ایستادگی این روزهای ایرانیان را ستود و نتیجه پیروزی نهایی را اعلام کرد.

مجیدی حالا مستقیم و بی دست انداز، از کره به اسکار خواهد رفت. او که چهره آشنای جهانی است پیش ازاین با فیلم‌هایش، به ویژه بچه‌های آسمان، در فستیوال‌های مختلف تا قرار گرفتن در میان پنج فیلم خارجی زبان دریافت مجسمه اسکار هم رفته بود، بنابراین صحبت‌های مجیدی در رسانه‌های داخل و خارج بازتابی قابل توجه پیدا کرد. ازهمین‌رو فرصت بودن میادین جهانی با چنین دستاوردی قابل ستایش و دنبال کردن و حمایت است. خصوصا که در همین اواخر چند حضور بین‌المللی داشتیم که نه تنها چنین ثمری نداشت که دقیقا برعکس در همه جوانب قابل نقد و انتقاد بود. اصلا چرا راه دور برویم تقریبا همزمان با رویدادهای بوسان، فیلم و فیلمساز شناخته شده دیگری در یکی از جشنواره‌ها شرکت کرده است که هنوز هیچی نشده اثرش را به وقایع دیگری چون حوادث کف خیابان تقدیم کرده است.

مخاطب پی‌گیر این ستون و کلا یادداشت‌های نگارنده خوب می‌داند که این موضوع و بحث، اساسا معطوف به درونمایه و مولفه‌های فرمیک فیلم «غذای نیمروز» نیست، چرا که فیلم را ندیده‌ام بلکه مد نظر رویکردهای از این دست و نقطه هدف آن زیرساخت‌ها و سیاست‌گزاری‌ها و چگونگی رویارویی مدیران و فیلمسازان و تماشاگران با چنین رویدادهایی است. توجه و تحلیل فیلم وظیفه نقد است که پس از دیدن فیلم محقق می‌شود. بنابراین شگفت زدگی کنونی از بابت حضور شکوهمند مجیدی روی استیج فستیوال‌های جهانی ناشی و مبتنی بر ویژگی‌های شخصی مجیدی و خصوصا موضع‌گیری اینجایی و بدون پرده پوشی و بندبازی و وسط خوابی مرسوم این روزها است که به کرسی نشست و باعث افتخار سینما و آبروی کشورمان شد. اتفاق جشنواره بوسان در حالی به وقوع پیوست که صحنه‌های ورزشی جهان نیز زیر پای ورزشکاران، خصوصا جوانان و بانوان ایرانی نقره‌ای و طلایی شده است، برای همین بلاخره سینما و ورزش در عرصه جهانی به هم نزدیک شدند و صدای آن‌ هایی که همواره منتقد چگونگی مواجهه با برگزیدگان فستیوال‌های سینمایی مانند قهرمان‌های ورزشی بودند نیز کوتاه شد و حالا می‌توانند بفهمند که کجا و چه‌جوری سینما و سینمایی‌ها قهرمان ملی می‌شوند و چه‌جوری و چگونه صحنه‌های ورزشی میدان دراماتیک‌ترین نمایش‌ها و قهرماپردازی‌هایی می‌شود که مبدل به تندیس همدردی و همذات‌پنداری مردم با آن ‌ها می‌شوند. خلاصه اینکه حالا بیش از گذشته نمونه‌هایی داریم برای اینکه واضح‌تر و آشکارتر بفهمیم از کدام قاب و با چه نیتی به عرصه‌های بین‌المللی نزدیک و پای آن بایستیم و این‌ها چیزی نیست جز حمایت از ایران و ایرانیان در برابر امپریالیسم جهانی، میلیتاریسم نفت خوار و در کمین نشستگاه تکه تکه کردن ایران است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.