چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳

«امیراطهر سهیلی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

مشکل «سینما» ما این است که فیلم‌سازان «اقتصاد سینما» را نمی‌شناسند/ تفاوت «هنرمند» با «کاسب» در این است که «هنرمند» باید «اثر هنری» خود را «خلق» کند و در عین حال به فکر «بازاریابی» آن هم باشد

امیراطهر سهیلی

سینماپرس: «امیراطهر سهیلی» با اشاره به عدم توجه فیلمسازان سینمای کوتاه به مسئله بازگشت سرمایه و اقتصاد سینمای کوتاه گفت: من معتقدم تفاوت هنرمند با کاسب در این است که هنرمند باید اثر هنری خود را خلق کند و در عین حال، به فکر بازاریابی آن هم باشد. مشکل سینمای ما این است که فیلم‌سازان اقتصاد سینما را نمی‌شناسند. ما فیلم می‌سازیم، اما نمی‌دانیم چگونه باید از آن درآمد کسب کنیم و چه نگاهی باید به اقتصاد اثرمان داشته باشیم.

«امیراطهر سهیلی» تهیه کننده و کارگردان سینمای کوتاه که با حضور پنج اثر در چهل‌وسومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، نام خود را به عنوان پرکارترین فیلم‌ساز این دوره از جشنواره به ثبت رسانده؛ در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به وضعیت سرمایهگذاری و اقتصاد سینمای کوتاه در شرایط فعلی کشور اظهار داشت: سینمای کوتاه همواره سینمایی مستقل بوده است. حالا ممکن است در دوره‌ای، مثلاً با پیچینگ‌های انجمن سینمای جوان یا در اوج و حوزه هنری، و بطورکل نهادهایی به سینمای کوتاه ورود کنند اما نمی‌توانند جنبه مستقل این سینما را تحت‌الشعاع قرار دهند. پول می‌آید و می‌رود، اما سینمای کوتاه همیشه خودش را حفظ کرده است.

وی افزود: من در دوران کرونا می‌گفتم ما برای فیلم‌سازی به امکانات خاصی نیاز نداریم و حتی لازم نیست از خانه بیرون برویم؛ می‌توانیم در خانه هم فیلم بسازیم. کرونا ما را محدود کرد، جنگ ما را محدود کرد، مجوزها محدودیت ایجاد می‌کنند و حالا افزایش هزینه‌های تولید فیلم هم محدودیت دیگری است، اما کسی که بخواهد فیلم بسازد، می‌تواند این کار را انجام دهد.

سهیلی درباره شیوه خود برای جذب سرمایه‌گذاران دولتی در شرایطی که نهادهای سینمایی با محدودیت های مالی مواجه هستند، بیان کرد: من خودم به دل داستان‌ها رفتم و فیلم ساختم و بعد با نهادها به مشارکت رسیدم. مثلاً فیلم «روز زمین مبارک» را ساختم که هیچ نهادی هم پشت آن نیست. با وجود اینکه فیلم پرهزینه‌ای است و ماهیتی بین‌المللی دارد، خودم برای تولید آن اقدام کردم. درباره فیلم «روزهای آخر اسفند» هم که بسیار دوست داشتیم آن را بسازیم، کار را شروع کردیم و هم‌زمان فیلمنامه را برای پیچینگ انجمن، و مجموعه‌های مختلف فرستادیم. وقتی پاسخ‌ها رسید، عده‌ای فیلمنامه را رد کردند و عده‌ای هم آن را تشویق کردند، اما ما منتظر نماندیم تا نهاد یا ارگانی پاسخ بدهد و فیلم را به پایان رساندیم.

او ادامه داد: درباره دو فیلم «کیانا» و «ساخت آمریکا» که در میناب تولید کردم هم همین‌طور بود. زمانی که مشغول فیلم‌برداری بودیم، به یکی از مدیران نهادها پیام دادم و پرسیدم آیا برای تولید فیلم کمک می‌کنند یا نه. حتی گفتم می‌توانم ابتدا خروجی‌های کار را به آن‌ها نشان بدهم. ما در میناب مشغول فیلم‌برداری بودیم و برای تأمین هزینه غذا هم مشکل داشتیم؛ در آن مرحله بود که یک نهاد را وارد کار کردیم. وگرنه من کارم را با نهادها شروع نکرده بودم.

تهیه کننده فیلم کوتاه «روزهای آخر اسفند» با بیان این مطلب که درآمدزایی و بازگشت سرمایه در سینمای کوتاه از طریق جوایز جشنواره‌های خارجی امکان‌پذیر است و با توجه به نرخ ارز، به نظرم سرمایه‌گذاری در این حوزه می‌تواند صرفه اقتصادی داشته باشد؛ تصریح نمود: با این حال، پیدا کردن سرمایه‌گذار برای فیلم کوتاه بسیار دشوار است؛ چون از هر صد فیلم، شاید فقط یک فیلم خوب از آب دربیاید. در حال حاضر، خود من بیشترین حضورم در این جشنواره در جایگاه تهیه‌کنندگی است. وقتی می‌خواهم به یک فیلم‌ساز پول بدهم تا فیلمی بسازد، دستم می‌لرزد؛ چون نمی‌دانم در نهایت فیلمش در جشنواره پذیرفته می‌شود یا اصلاً نتیجه مطلوبی خواهد داشت. با این هزینه‌ها، مثلاً من می‌خواهم فیلم «روزهای آخر اسفند» را با ۲۵۰ میلیون تومان بسازم. آیا فیلمی با موضوع جنگ ایران می‌تواند این سرمایه را برگرداند؟

وی تاکید کرد: البته گاهی در جریان تولید می‌بینید فیلم‌نامه‌ای وجود دارد که فیلم‌بردار، صدابردار و دیگر عوامل با عشق پای آن ایستاده‌اند و عاشقانه کار می‌کنند. این همراهی می‌تواند برآورد هزینه‌های من را به نصف کاهش دهد. می‌دانم که همه با عشق آمده‌اند و خودم هم با عشق کار می‌کنم، اما در نهایت شرایطی وجود دارد که همه به دستمزدشان نیاز دارند و مسائل مالی هم اهمیت پیدا می‌کند.

تهیه کننده فیلم مستند کوتاه «روز زمین مبارک» با اشاره به عدم توجه فیلمسازان سینمای کوتاه به مسئله بازگشت سرمایه و اقتصاد سینمای کوتاه اظهار داشت: من معتقدم تفاوت هنرمند با کاسب در این است که هنرمند باید اثر هنری خود را خلق کند و در عین حال، به فکر بازاریابی آن هم باشد. مشکل سینمای ما این است که فیلم‌سازان اقتصاد سینما را نمی‌شناسند. ما فیلم می‌سازیم، اما نمی‌دانیم چگونه باید از آن درآمد کسب کنیم و چه نگاهی باید به اقتصاد اثرمان داشته باشیم.

او ادامه داد: به نظرم، نگاه هنرمند به اقتصاد هنر، اگر عمیق باشد، می‌تواند به نتایج خوبی منجر شود. سینما شاید تنها هنری باشد که تا این اندازه به مشارکت جمعی نیاز دارد؛ شما به فیلم‌بردار، صدابردار، تدوینگر و عوامل مختلف نیاز دارید. سینما هنری تک‌نفره نیست. اگر بتوانیم از همان ابتدا با مشورت جمعی، ایده خود را ارزیابی کنیم و بعد سراغ پیچینگ‌هایی برویم که انجمن یا نهادهای دیگر برگزار می‌کنند، می‌توانیم اثرمان را در معرض قضاوت افراد بیشتری قرار دهیم. اگر بتوانیم ده نفر را درباره ایده خودمان متقاعد کنیم، احتمالاً در اکران می‌توانیم صد نفر را راضی کنیم و در جشنواره به هزار نفر برسیم.

تهیه کننده فیلم مستند کوتاه «کیانا» همچنین در مورد عامل شکست خوردن بسیاری از آثار کوتاه ساخته شده؛ تصریح نمود: در فیلم‌سازی، نخستین مسئله ایمان خود فیلم‌ساز به اثرش است، اما این ایمان باید با مشورت و شناخت همراه باشد. من در جلسات پیچینگ دیده‌ام که به فیلم‌سازی می‌گویند فیلمنامه‌ات اشکال دارد، اما خودش اصرار می‌کند که اثرش شاهکار است و حتماً به جشنواره کن یا برلین راه پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، بهتر است نظر چند نفر دیگر را هم بپرسد، بنشیند و با آن‌ها صحبت کند. باید با افراد مختلف مشورت کند تا مشخص شود اثرش چه ویژگی‌هایی دارد و چه مؤلفه‌هایی در آن وجود ندارد. بعد از این مرحله است که می‌تواند تصمیم بگیرد و با اطمینان بیشتری وارد میدان شود. وقتی از صد نفر، هفتاد نفر معتقدند اثری ظرفیت موفقیت دارد و حرف و دغدغه‌ای برای گفتن دارد، آن زمان می‌توان با اطمینان بیشتری برای ساخت آن اقدام کرد.

وی افزود: نگاه کنید، مسئله جنگ ایران و آمریکا، به‌خودی‌خود دغدغه‌ای جهانی نیست، اما کودک‌کشی یک دغدغه جهانی است. فرقی نمی‌کند در جنگ جهانی اول اتفاق بیفتد، در جنگ جهانی دوم باشد یا همین امروز رخ بدهد؛ وقتی پای کودک به میان می‌آید، تمام جهان درد آن را احساس می‌کند. از منظر جهانی که نگاه کنیم، هنر هم همین است. وقتی هنر خودش را پیدا کند و به سبک و استایل منحصربه‌فرد خودش برسد، بازار خودش را هم پیدا می‌کند و به‌راحتی می‌تواند مخاطبش را پیدا کند.

تهیه کننده فیلم مستند «ساخت امریکا» با بیان این مطلب که به نظرم، یکی از مشکلات فعلی سینمای کوتاه این است که فیلم‌سازان می‌گویند داوران آثارشان را نمی‌فهمند و حتی مشاورانی که نظر مخالف می‌دهند، درک درستی از ایده آن‌ها ندارند؛ متذکر شد: بعضی از فیلم‌سازان معتقدند باید فیلمشان را بسازند تا دیگران بتوانند منظورشان را بفهمند. در حالی که اگر نتوانید ایده خودتان را روی کاغذ اثبات کنید، روی پرده هم نمی‌توانید آن را اثبات کنید. در وهله اول باید بتوانید روی کاغذ از ایده خود دفاع کنید. وقتی بتوانم ایده‌ام را روی کاغذ اثبات کنم، از همان مرحله می‌توانم به بازگشت سرمایه هم فکر کنم؛ اینکه فیلمم به کدام جشنواره‌ها می‌رود، چه جوایزی ممکن است بگیرد و چه فرصت‌هایی برای عرضه آن وجود دارد. در این صورت، می‌توانم با برآوردی واقع‌بینانه‌تر از ظرفیت‌های اثرم، برای بازگشت سرمایه برنامه‌ریزی کنم و دست‌کم امیدوار باشم که سرمایه اولیه‌ام را برگردانم.

وی افزود: البته سینمای کوتاه، اساساً سینمای عشق و علاقه است و پیش از ورود به بحث‌های مالی، باید عشقی پشت آن باشد. من زمانی که فیلم کوتاه می‌ساختم، در ابتدا فاصله زیادی با این سینما داشتم، اما به‌تدریج با گروه‌هایی آشنا شدم که عاشقانه کار می‌کردند. گاهی فیلم‌بردار می‌گفت دوربین خودم را می‌آورم و همه با علاقه پای کار می‌ایستادند. وقتی اعضای گروه احساس کنند فیلم متعلق به خودشان است، تمام توانشان را برای ساخت آن به کار می‌گیرند.

«امیراطهر سهیلی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من خودم عاشق سینما هستم. وقتی یک فیلمنامه خوب به شما بدهم، اگر سینما عشق و دغدغه شما باشد، برای ساخت آن وسوسه می‌شوید؛ چون آن فیلمنامه با نگاه و علاقه شما همخوانی دارد و حتی ممکن است به‌خاطر همین عشق، مسیر زندگی‌تان را تغییر داده باشید. منظورم این است که علاقه و باور مشترک به یک اثر می‌تواند گروهی را برای ساخت آن همراه کند، اما برای تداوم این مسیر، نباید اقتصاد سینما را نادیده گرفت.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.