«مقصود نعیمی ذاکر» مدیر گروه اسبق کودک و نوجوان شبکه یک و دو تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از عملکرد مدیریت سینمای کودک، اظهار داشت: همانطور که در مجموع، در کشور برای حوزه کودک برنامهریزی منسجمی وجود ندارد، طبیعی است که سینمای کودک هم در این برنامهریزی کلان سهم خودش را داشته باشد. ما برای سینما هیچ برنامهای نداریم؛ نه در وزارت ارشاد. اینها تصور میکنند که مثلاً فیلمی تولید کردهاند و در طول سال مأموریتشان را انجام دادهاند؛ درحالیکه هدف سینمای کودک این نیست که سالانه چند فیلم سینمایی تولید کنیم. گاهی فکر میکنند فلان مرکز یا مجموعه یک یا دو فیلم ساخته و کار تمام شده است.
نعیمی افزود: اولاً برنامهریزی برای یک موضوع باید کاملاً مبتنی بر اطلاعات آماری باشد. باید ببینیم مخاطبان ما، یعنی کودکان و نوجوانان، چند میلیون نفر در ایران هستند و پراکندگی جمعیتی آنها چگونه است. سپس باید نیازهای گروههای سنی کودک و نوجوان را بررسی کنیم؛ چراکه کودک و نوجوان دو گروه کلی هستند. برای مثال، در حوزه خردسالان باید رویکردی مشخص داشته باشیم و در حوزه کودکان نیز دستکم دو دسته سنی را از یکدیگر تفکیک کنیم.
او ادامه داد: نوجوانان را هم شاید با توجه به شرایط، به دو یا سه گروه تقسیم کنیم. با توجه به تحولات افکار عمومی و میزان درگیری گروههای سنی مختلف با فضای مجازی، رشد ذهنی این گروهها متفاوت شده و موضوعات مورد توجهشان نیز تغییر کرده و گستردهتر شده است. بااینحال، ما نه تقسیمبندی موضوعی داریم و نه جدول زمانی دقیقی ترسیم میکنیم.
این مدیر فرهنگی با گلایه از کنار گذاشته شدن نیروهای باتجربه سینمای کودک بیان کرد: تمام کسانی که در سالهای گذشته برای کودکان و نوجوانان فیلم ساختهاند، عملاً کنار گذاشته شدهاند. افرادی که در دورههای مختلف پس از انقلاب سهمی در این حوزه داشتند و کمکی میکردند، بهتدریج از میدان خارج شدهاند. در دورههایی، شبکه یک یا دو تلویزیون سالانه دستکم دو سه فیلم سینمایی کودک تولید میکردند؛ با اینکه مأموریت اصلی تلویزیون تولید فیلم سینمایی نبود، اما در این زمینه سهم جدی داشتند و آثارشان هم تقریباً در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان جایزه میبرد. یادم میآید آقای غلامرضا رمضانی جایزه بردند و آقای حسنپور هم جایزه بردند. اگر به دورههای قبلتر برگردیم، میبینیم افراد دیگری نیز در این زمینه فعال بودند و کار میکردند.
رئیس اسبق مرکز صبا در ادامه با تأکید بر مسئولیت نهادهای فرهنگی بویژه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در قبال سینمای کودک اظهار داشت: در میان نهادهای سینمایی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیش از همه وظیفه دارد؛ یعنی اساساً بخش سینمایی کانون طبق اساسنامه، مأموریت سینمای کودک را بر عهده دارد. کانون در دنیا هم از گذشته شناختهشده است و باید تعداد قابلقبولی فیلم سینمایی کودک تولید کند. سازمان تبلیغات اسلامی هم در این زمینه مأموریت دارد. حتی به نظر من، با وجود اینکه ظاهراً مأموریت تلویزیون تولید برنامههای تلویزیونی است و نه سینما، این تقسیمبندیها دیگر جذاب و اثرگذار نیست. مهم این است که درک درستی از نیازها وجود داشته باشد.
نعیمی با بیان این مطلب که من خودم حدود چهار پنج ماه مسئول سینمای کودک در وزارت ارشاد بودم. آنجا دیدم که اصلاً بنیاد سینمایی فارابی هاضمه لازم برای پرداختن به سینمای کودک را ندارد؛ اظهار داشت: در مدت حدود سه چهار ماه، ۱۰ تا ۱۲ فیلمنامه و کارگردان آماده کردم، اما آنها نتوانستند درباره حتی یکی از این طرحها تصمیم بگیرند. این وضعیت قابل قبول نیست. ما بودجه و ساختار داریم، اما خروجی نداریم. هیچکس هم پاسخگو نیست؛ کسی نمیآید از فارابی، سازمان سینمایی وزارت ارشاد یا کانون درباره عملکردشان سؤال کند.
این مدیر فرهنگی در ادامه با تأکید بر ضرورت تدوین نقشه محتوایی برای سینمای کودک و نوجوان، بیان کرد: نکته دیگری هم وجود دارد که از نظر من بسیار مهم است و به اصل برنامهریزی برمیگردد. به نظر من، این موضوع از تعداد فیلمها هم اساسیتر است. ممکن است بودجهای اختصاص بدهند و هفت، هشت یا ده فیلم تولید کنند، اما آنچه اهمیت دارد این است که سینمای کودک و نوجوان باید متناسب با نیازهای مخاطبانش، یک هندسه محتوایی داشته باشد.
نعیمی با اشاره به ضرورت پرداختن سینمای کودک به موضوعات اجتماعی تصریح نمود: مثلاً ما سینمای مدرسه نداریم، سینمای مهدکودک نداریم، سینمای اجتماعی نداریم. وقتی فیلمهای خارجی را نگاه میکنید، میبینید برای کودکان فیلمهایی با موضوع بیمارستان یا آتشنشانی هم میسازند؛ یعنی وارد فضاهای اجتماعی میشوند و درواقع مأموریتسازی و قالبسازی میکنند تا بچه از رهگذر فیلم سینمایی با مختصات جامعهای که در آن زندگی میکند، آشنا شود. ما هیچکدام از اینها را نداریم.
وی افزود: مثلاً اصلاً هندسه نقش بچه در خانواده را نداریم. شما یک خانواده چهارفرزندی را فرض کنید. میتوانیم یک بار لنزمان را روی نقش مادر متمرکز کنیم، یک بار روی نقش پدر، یک بار روی فرزند بزرگتر، فرزند کوچکتر یا فرزندهای میانی و پیوندهای بین آنها. هرکدام از اینها زاویه دید خودش را دارد.
مدیرگروه اسبق کودک و نوجوان شبکه دو با تأکید بر ضرورت طراحی نظامی منسجم برای تولیدات سینمای کودک تصریح نمود: ما برای سینمای کودک به یک جدول نیاز داریم؛ یک جدول متقاطع که در آن محتوا، نیازهای اجتماعی و شخصیتپردازی مشخص شده باشد. ما اصلاً کاراکتر نداریم. در تولیدات سالهای اخیر، هر کاراکتری هم که تولید شده، به دست فراموشی سپرده شده است.
نعیمی با انتقاد از رویکرد حاکم بر انتصابات مدیران فرهنگی اظهار داشت: ما در کشورمان یکسری مشاغل را با هم قاطی کردهایم. برای مدیریت فرهنگی فکر میکنیم مثلاً مدیر فرهنگی حوزه انیمیشن باید انیماتور باشد؛ اصلاً اینطور نیست. مدیریت فرهنگی یعنی کسی که ممکن است اصلاً تخصص ویژهای در یک حوزه فرهنگی نداشته باشد، اما با مقولههای فرهنگ آشنا باشد و بتواند آنها را به یکدیگر متصل کند. مدیریت فرهنگی با تخصص در یک مقوله فرهنگی متفاوت است. شما الان یک کارگردان را در فارابی مدیر بگذارید؛ ژانری در فارابی توسعه پیدا میکند که به تفکر آن مدیر کارگردان نزدیکتر است. درحالیکه شما باید برای حوزه فرهنگ، مدیران فرهنگی داشته باشید. مدیر فرهنگی باید اقتصاد فرهنگ را بفهمد، ادبیات فرهنگ را بفهمد و تاریخ را بشناسد.
این مدیر فرهنگی با انتقاد از کنار گذاشتن مدیران فرهنگی بر اساس گرایشهای فکری و سیاسی شان، بیان کرد: من میخواهم بگویم که ما مسیر را گم کردهایم. مدیرانی که میتوانند در حوزه فرهنگ فعالیت کنند، اگر مثلاً به جناح خاصی گرایش نداشته باشند یا در مسیر تفکر خاصی قرار نگیرند، کنار گذاشته میشوند؛ درحالیکه مدیر فرهنگی باید شخصیت مشرفی داشته باشد. کسی که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی میشود، نباید در چارچوب تفکر یک جناح قرار بگیرد. او باید در نظر بگیرد که مثلاً پنج هزار، ده هزار یا پنجاه هزار نیروی تئاتر داریم که با همه سلایق و تنوعات فکریشان باید مشغول به کار باشند. باید بلد باشد چطور برنامهریزی کند که نیروهای تئاتر یزد، خراسان، خوزستان و تهران، همگی فرصت اشتغال داشته باشند و بتوانند کار کنند.
او ادامه داد: ما هندسه محتوایی ترسیم نمیکنیم؛ در سینمای کودک هم همین وضعیت وجود دارد. شما چند مدیر فرهنگی دارید که در حوزه کودکان و نوجوانان تجربه داشته باشند! نزدیک به ۱۵ سال است که از سازمان صداوسیما خارج شدهام. هر جا میرویم، اصلاً حواسشان نیست. من کسی نیستم، اما بهعنوان کسی که در سازمان صداوسیما، سازمان تبلیغات اسلامی در آغاز انقلاب و نظام آموزشوپرورش سرمایهگذاری کردهام و تجربههایی به دست آوردهام، حتی بهعنوان مشاور هم به کار گرفته نمیشوم.
وی در پایان با انتقاد از رویکردهای مبتنی بر روابط شخصی در انتصاب مدیران فرهنگی خاطرنشان ساخت: اینکه یک دارودسته سر کار میآید و همه میخواهند رفقای خودشان را بیاورند، اینجوری نمیشود فرهنگ را نجات داد.
ارسال نظر