چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۳

نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» (۲)

تمرکز بر «ملت‌سازی» در مقطع سوم از عصر رهبری «بقیة الله الاعظم»

امام عصر- صفویه

سینماپرس: آغاز  ۱۱۸۸ سال قمری از امامت «آخرین امام معصوم» به عنوان «حجت الله الاعظم» فرصتی مغتنم بود تا در حد بضاعت خود و از «منظر فرهنگی» به مرور ادوار پنج‌گانه در عصر رهبری «بقیه الله الاعظم روحی فداه» مبادرت نماییم.

محمدرضا مهدوی‌پور/ آغاز ۱۱۸۸ سال قمری از امامت «آخرین امام معصوم» به عنوان «حجت الله الاعظم» فرصتی مغتنم بود تا در حد بضاعت خود و از «منظر فرهنگی» به مرور ادوار پنج‌گانه در عصر رهبری «بقیه الله الاعظم روحی فداه» مبادرت نموده و در ادامه مطلبی که پیش از این با عنوان «نگاهی به «مکتب امامت» در عصر رهبری «آخرین امام معصوم» ارایه گردید به مرور و بازخوانی چند نکته مهم بپردازیم:

۱/ ذات «فرهنگ» رسوب در عمق جان و باور انسان‌ها است و این همه بر بستر فرآیندی آرام، تدریجی و ماندگار و مهمتر از همه در گذر زمان شکل می‌گیرد و به باور، نگرش و رفتار و در مجموع «فرهنگ» تبدیل می‌شود. از این منظر است که «اقدامات فرهنگی» را نمی‌توان به صورتی «ضرب‌العجل» و با انتظار برای نتیجه‌گیری‌های فوری و زودبازده پیش برد. زیرا «فرهنگ» عرصه‌ای نیست که با هر گونه اقدام مقطعی و سریع‌السیر، به یکباره دگرگون شود و البته این به معنی عدم تاثیرپذیری و نفی تأثیر تصمیمات مقطعی و اقدامات سریع‌السیر بر «فرهنگ» نیست! زیرا اساسا هر «اقدامات فرهنگی» حتی اگر کوتاه‌مدت و محدود باشد، به‌طور طبیعی دارای ضریب تاثیر گذاری مشخصی و مختص به خود در «فضای فرهنگی جامعه» است و می‌تواند در نگرش‌ها، رفتارها و مناسبات اجتماعی بازتاب پیدا کند. پس مسئله اصلی نه در اصلِ تأثیرگذاری، بلکه در زمانبندی مشاهده و سنجش و ارزیابی میزان این تأثیرگذاری بر بستر «فرهنگ عمومی» و مهمتر از همه در «سیر تمدنی» یک جامعه است.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۲/ توجه به ذات «فرهنگ» ایجاب می‌کند تا در هر گونه «اقدام فرهنگی» چه کوچک و چه بزرگ، میان «اثرگذاری فوری فرهنگی» و «اثرگذاری پایدار فرهنگی» تمایز قائل شد و به این مهم توجه ویژه داشت کههر جامعه‌ای ممکن است در کوتاه‌مدت از هر «اقدام فرهنگی» تأثیر بپذیرد، اما تبدیل این «تأثیر پذیری» به یک «تغییر ماندگار» و مهمتر از آن، رسوخ در «سبک زندگی اجتماعی» و رسیدن به مرتبه و جایگاه جزئی از «هویت فرهنگی جامعه» نیازمند زمان، تداوم و تکرار است. امری که در قالب یک «سیاست‌ گذاری فرهنگی» منسجم و هدفمند به نتیجه می‌رسد و برای دست یابی به آن لازم است تا از سطح اقدامات نمایشی و کوتاه‌مدت در جهت بیلان دهی و فربه سازی کارنامه عبور کرده و بر بستر یک «چشم‌انداز کلان» و با تعریف «میشن و ویژن» (mission & vision) مشخص، گام‌های مستمر و استوار خود را بردارند و این همان فهم بلند و روشی است که «مکتب امامت» در تمام ادوار متوجه آن بوده و مبتنی بر این الگو به پیش رفته است.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۳/ فهم شاخصه‌های اصلی این الگوی متعالی «مکتب امامت» در «اقدام فرهنگی» را می‌توان در مدل حرکتی «امام علی ابن الحسین علیه السلام» به عنوان یک شخصیت بی‌بدیل و «چهره‌ مبارز فرهنگی» مشاهده نمود. قهرمان خستگی‌ناپذیری که اگر چه عصر امامت‌شان در اوج دوران «انحطاط فرهنگی جامعه اسلامی» آغاز گردید؛ اما وجود پربرکت ایشان موفق شدند بر بستر یک «چشم‌انداز کلان» و در طی ۳۴ سال امامت خود، از یک سو «ولنگاری لجام گسیخته فرهنگی» در جامعه اسلامی را مهار نمایند و از سوی دیگر آنچنان «اقدامات فرهنگی» را سامان دهند که موجب تجدید حیات اجتماعی «جامعه شیعه» شود و این جامعه پس از سکوب خونین «واقعه عاشورا ۶۱ هجری قمری» به آنچنان بالندی و رشدی برسد که «شیعه بودن» به معنای فرهیختگی و دانشمندبودن در تمام جامعه اسلامی معنی شود و آنچنان «اثرگذاری پایدار فرهنگی» را به وجود آورد که «مکتب امامت» در پس از شهادت ایشان و دوران زعامت و رهبری «امام محمدباقر علیه السلام» و بالاخص در دوران رهبری «امام جعفرصادق علیه السلام» به عنوان «اصلی‌ترین مکتب تفکری اسلام» الهام بخش مسلمانان جهان قرار گیرد.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۴/ اصالت مدل «اقدام فرهنگی» در «مکتب امامت» بر «اثرگذاری پایدار فرهنگی» را می‌توان با وضوح تاریخی بیشتر در ترتیبات رفتاری «علمای شیعه» از بعد از «غیبت کبری حضرت حجت» تا قرن ۷ هجری‌قمری مشاهده نمود. دورانی که طی آن شخصیت‌های برجسته‌ای همچون «شیخ کلینی» و «شیخ صدوق» و «شیخ مفید» و «شیخ طوسی» و ... در جایگاه و مقام «نواب عام بقیه الله الاعظم روحی فداه» یک «نهضت فرهنگی» منسجم و هدفمند را بر مدار «مکتب امامت» رقم زدند. «نهضت فرهنگی» ویژه‌ای که پس از حدود ۴ دهه، فعالیت گسترده و متمرکز فرهنگی، به آنچنان فربهی و استحکامی در سطح پروسه «ملت سازی» یا «نِیشِن بیلدینگ» (Nation-building) رسید که نه تنها موفق به حضور در عرصه «حکمرانی» گردید؛ بلکه توانست به «امپراطوری عباسیان» بر «جغرافیای جهان اسلام» پایان دهد و با براندازی این ساختار حاکمیتی فاسد، تمایزی ویژه میان «خلیفه مسلمین» با «امام المسلمین» ایجاد نماید و افتراقات این دو امر به ظاهر متناظر را به نمایش بگذارد و ماهیت نگاه «خلیفه مسلمین» به عنوان خروجی «مکتب سقیفه» و نعارضات آن با نگاه «امام المسلمین» به عنوان خروجی برآمده از «مکتب امامت» را به جوامع اسلامی عرضه نماید.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۵/ مرور مستندات تاریخی گواه آن است که احیای «قلمرو سرزمینی ایران» به عنوان «ام القری مکتب امامت» بیش از هر چیز محصول همان «نهضت فرهنگی» منسجم و هدفمند «نواب عام بقیه الله الاعظم روحی فداه» می‌باشد که بر پروسه «ملت سازی» در حدود جغرافیایی «ایران اسلامی» رقم خورد. پروسه‌ای که با «اشتباه استراتژیک مامون عباسی لعنه الله علیه» و فراخواندن «حضرت شمس الشموس» به «سرزمین طوس» رقم خورد و موجب شد تا با حضور «امام علی ابن موسی علیه السلام» در شرقی‌ترین جغرافیای ایران، زمینه لازم برای گستره حضور فرزندان «امام موسی ابن جعفر علیه السلام» در جای جای «قلمرو سرزمینی ایران باستان» فراهم شود. حضوری که با استقبال ویژه ایرانیان آزاده و نجیب همراه گردید و روند پروسه «ملت سازی» بر بستر «جغرافیای ایران» را تا به آنجایی پیش برد که در ابتدای قرن ۱۰ هجری‌قمری و در پی تأسیس «دولت صفویه» رسما نخستین ساختار حکمرانی ایرانی و با ادعای مذهبی شیعی در عرصه «نظام بین الملل» ظهور یافت.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۶/ تاسیس «امپراطوری صفویه» در سال ۹۰۷ هجری قمری و توسط «شاه اسماعیل اول صفوی» اگر چه شروعی برای حضور رسمی «پیروان مکتب امامت» در عرصه «حکمرانی کشور» بود و مقدمه‌ای برای پیگیری پروسه‌ی «دولت‌سازی» (State Building) مبتنی بر اصول تفکری «مکتب امامت» محسوب می‌شود. اما این پروسه هیچ گاه به نقطه متعالی خود نرسید و حتی در طول دوران ۲۳۹ ساله حاکمیت «دولت صفویه» که با حضور بی‌بدیل شخصیت‌های کم نظیر علمی همچون «محمد بن عزّالدین حسین» معروف به «شیخ بهائی» در عرصه حکمرانی کشور ایران همراه بود، نیز نتوانست چنین امری را موضوعیت بخشد و عرصه «حکمرانی کشور» به جایگاه ابتدایی در امر «دولت‌سازی» و تاسیس واقعی یک «دولت شیعه» برسد و اقدام به «نظام‌سازی» و «سیستم‌سازی» (System building) و تاسیس ساختار حکمرانی مناسب و مبتنی بر مختصات اولیه و مدنظر «مکتب امامت» نماید.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۷/ اگر چه در باب چرایی این عدم توفیق شخصیت‌های برجسته‌ای همچون «شیخ بهائی» و «محمدباقر مجلسی» و «محمدباقر بهبهانی» و «محمدتقی مجلسی» و «محمّدباقر استرآبادی» و «سیدابوالقاسم فِندِرسکی» و ... در جایگاه و مقام «نواب عام بقیه الله الاعظم روحی فداه» در پیگیری پروسه‌ی «دولت‌سازی شیعی» سخن بسیار است؛ اما سامان یافتگی «امپراطوری صفویه» بر نحله فکری «متصوفه» و تعارضات آشکار این فرقه با «مکتب امامت» را می‌توان به عنوان اصلی‌ترین این عوامل معرفی نمود. عاملی که حدود حضور دین در عرصه‌های اجتماعی را محدود نموده و اجازه حضور رسمی دین در ساختار سیاسی کشور را نمی‌داد. عاملی که تنها ظهور نشان دار و پذیرفته شده «نواب عام حضرت» در مصادر حکمرانی را تاب آورد و به هیچ عنوان اجازه «نظام‌سازی» و «سیستم‌سازی» به ایشان نمی‌داد و کوچکترین اقدام عملیاتی ایشان در این مسیر را به شدیدترین وجه ممکن سرکوب می‌نمود.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

۸/ سوای نظر از حضور رسمی و نشان دار «پیروان مکتب امامت» در عرصه «حکمرانی کشور» ؛ اصلی‌ترین هنر عملیاتی «نواب عام بقیه الله الاعظم روحی فداه» در مقطع سوم از عصر رهبری «آخرین امام معصوم» را می‌بایست در سامان یافتگی پروسه «ملت سازی» در این دوران قلمداد نمود. دورانی که «پیروان مکتب امامت» در اقصی نقاط جهان توانستند بر بستر «هویت ایرانی» استعداد اجتماعی خود را فزونی بخشند و «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» را به الگوی فرهنگی شناسنامه‌داری از برای پیگیری و معرفی اصول تفکری «مکتب امامت» مبدل نمایند. اتفاقی که مشخصا با بر بستر احیا و تجدید فعالیت «حوزه علمیه نجف اشرف» توسط «احمد ابن محمد اردبیلی نجفی» معروف به «مقدس اردبیلی» به عنوان یکی از شناخته شده‌ترین «نواب عام بقیه الله الاعظم روحی فداه» در قرن ۱۰ هجری‌قمری رقم خورد و با حفظ حریم حمایتی خود از «امپراطوری صفویه» اجازه مصادره «مکتب امامت» و هضم آن در قامت مدل «دولت‌سازی سکولار صفوی» را نداد.

مکتب سقیفه رویکرد فرهنگی

ادامه دارد ...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.