«دکتر مسعود اسداللهی» کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل و منطقهای، در گفتوگو با خبرنگار سینماپرس، با تأکید بر تداوم جنگ ترکیبی علیه ایران، بخش عمده این تقابل را جنگ روانی و رسانهای دانست و اظهار داشت: پنج ماه بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. یک جنگ ترکیبی از ابتدای جنگ دوازدهروزه آغاز شد، که اوج آن در جنگ رمضان بود و همچنان نیز ادامه دارد. بخش عمده این جنگ ترکیبی، جنگ روانی، تبلیغاتی و رسانهای بود و واقعاً با ایجاد شبهات بزرگ در ذهن مردم و جریان مقاومت همراه شد.
این کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل با ارزیابی عملکرد رسانه ملی در جریان جنگ رمضان و تحولات پس از آن، تصریح نمود: صداوسیمای جمهوری اسلامی در این مدت واقعاً از خود مایه گذاشت. نخست اینکه توانست آنتن را در آن روزهای سخت جنگ حفظ کند؛ روزهایی که هر لحظه احتمال حملهای مشابه جنگ دوازدهروزه وجود داشت. البته تدابیری نیز اندیشیده شده بود و بخشی از برنامهها بهصورت ضبطی پخش میشد، اما با وجود همه این مسائل، آنتن حفظ شد.
وی افزود: فارغ از هرگونه انتقادی که ممکن است به نحوه اداره، مدیریت یا نوع برنامههای آن وارد باشد، باید بدانیم که آنتن یکی از عَلَمها و نمادهای پابرجا بودن نظام است. در هر کودتا و در هر نقطهای از جهان، یکی از نخستین مراکزی که به تصرف درمیآید، رادیو و تلویزیون رسمی آن کشور است؛ زیرا به محض اینکه کودتاچی اعلام میکند نظام پیشین سقوط کرده، همین اعلام بهتنهایی ملاک تلقی میشود، صرفنظر از اینکه آن رسانه تا چه اندازه مؤثر بوده یا نبوده است.
او ادامه داد: حفظ آنتن در شرایط دشوار امنیتی، با وجود بمبارانها و شهادتها، خود یک ارزش محسوب میشود؛ فارغ از اینکه محتوای برنامهها تا چه اندازه خوب یا ضعیف بوده باشد.
اسداللهی با بیان اینکه توسعه کمی شبکههای تلویزیونی بدون تأمین نیروی انسانی متخصص، کیفیت برنامههای رسانه ملی را تحت تأثیر قرار داده است، اظهار داشت: یکی از مواردی که به نظر من در سالهای گذشته محل انتقاد جدی است، راهاندازی تعداد بسیار زیادی شبکه تلویزیونی بود که اغلب نیز برنامههای زنده داشتند، در حالی که کادر لازم برای اداره چنین حجم گستردهای از برنامهها در اختیار نداشتیم.
وی افزود: در این سه دهه بارها شاهد بودیم که حتی در برنامههای غیرسیاسی نیز یک مهمان سخنی میگفت و ناگهان جنجالی ایجاد میشد. علت آن نیز روشن بود؛ وقتی تعداد زیادی شبکه راهاندازی میشود و حتی به افزایش تعداد آنها تا ۲۰ یا ۲۵ شبکه افتخار میشود، طبیعی است که کیفیت تحت تأثیر قرار گیرد.
اسداللهی با اشاره به ضعف نظام تربیت مجریان و کارشناسان رسانه ملی، تصریح کرد: ما نیروی کارآمد، کارشناس و مجریای که واقعاً بر موضوع بحث تسلط داشته باشد، به اندازه کافی نداشتیم. زمانی کارشناسان ما صرفاً نقش یک کارمند را ایفا میکردند؛ مجموعهای از سؤالات از پیش آماده در اختیار داشتند، سؤال اول را میپرسیدند و سپس سراغ سؤال بعدی میرفتند. تعامل واقعی شکل نمیگرفت و مجری نمیتوانست از دل سخنان مهمان، سؤال بعدی را استخراج کند. البته بهتدریج این وضعیت تا حدی بهتر شد.
اسداللهی با بیان این مطلب که حضرت آقا، امام شهید ما، بارها فرمودند که کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها راهاندازی شود، اما این اتفاق رخ نداد؛ متذکر شد: نوعی واهمه در دانشگاهها و میان مسئولان وجود داشت. با اینکه ایشان تأکید میکردند، این نگرانی وجود داشت که اگر چنین کرسیهایی برگزار شود، بلافاصله حاشیه و جنجال ایجاد خواهد شد. در حالی که ایشان واقعاً اعتقاد داشتند دانشگاه محل اندیشه است و باید کرسیهای آزاداندیشی در آن شکل بگیرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با تأکید بر لزوم تقویت فضای گفتوگو و طرح دیدگاههای متنوع در رسانه ملی، نمود: در صداوسیما نیز همین وضعیت وجود داشت. در عین حالی که باید تلاش میکردیم گفتوگوها از حالت مونولوگ خارج شود، لازم بود بحثها به سمت گفتوگوهای چالشی حرکت کند و از این موضوع هراسی نداشته باشیم.
اسداللهی با استناد به تجربه رسانهای لبنان، تنوع دیدگاهها را عاملی برای ارتقای قدرت تحلیل افکار عمومی دانست و گفت: من این مسئله را در لبنان بسیار دیدهام. چهارده سال در لبنان زندگی کردم. لبنان شبکههای تلویزیونی فراوانی دارد که تقریباً همگی، بهجز یک شبکه دولتی، خصوصی هستند و همان شبکه دولتی نیز کمترین مخاطب را دارد و تقریباً کسی آن را تماشا نمیکند.
وی افزود: گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی هر کدام شبکه تلویزیونی خود را دارند. چون لبنان کشوری نبود که مانع فعالیت آنها شود، انواع تهمت، افترا، فضاسازی و دروغ، بهویژه علیه مقاومت، شهید سید حسن و دیگران، بهوفور مطرح میشد.
او ادامه داد: ایرانیهایی که برای نخستین بار به لبنان میآمدند، با دیدن این فضا شگفتزده میشدند و میپرسیدند چرا حزبالله پاسخ این حملات را نمیدهد. اما حزبالله وارد این بازی نمیشد؛ زیرا این فضا اساساً برای گرفتن پاسخ طراحی شده بود تا با هر پاسخ، حملات جدیدی علیه آن شکل بگیرد. حزبالله با عملکرد خود و با مأموریتی که آن را یک مأموریت دینی، مذهبی و الهی میدانست، همه این فشارها را تحمل کرد. هنگامی که سید شهید شد، دیدیم که بزرگترین مراسم تشییع، نه تنها در تاریخ لبنان، بلکه در تاریخ جهان عرب برگزار شد.
این کارشناس مسائل منطقه ای با اشاره به تأثیر طرح دیدگاههای متنوع در افزایش بلوغ سیاسی جامعه لبنان، بیان کرد: امروز بسیاری از مردم لبنان دارای تحلیل سیاسی عمیق هستند؛ زیرا دیدگاههای مختلف بهطور مستمر مطرح میشود و سپس نتایج آنها در عمل آشکار میشود و مردم خود تشخیص میدهند که چه کسی حقیقت را گفته و چه کسی دروغ گفته است. این تجربه در موارد بسیاری قابل مشاهده بود.
«مسعود اسداللهی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: به نظر من، ما نیز باید تا حدی اجازه دهیم دیدگاههای مختلف در رسانه مطرح شود. مردم خودشان میتوانند قضاوت کنند. ممکن است فردی بیاید، توهین کند، فضاسازی کند یا سخنانی نادرست بگوید، اما در ادامه سطح آگاهی مردم افزایش مییابد.
ارسال نظر