«ساتیار امامی» عکاس خبری و مستندساز در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از فقدان سازوکار لازم برای حضور موثر فعالیت میدانی رسانه ها در ثبت روای های دست اول در جریان «جنگ تحمیلی رمضان» اظهار داشت: در بحرانهای طبیعی، رسانهها معمولاً میتوانند حضور میدانی داشته باشند و پوشش مناسبی از حادثه ارائه کنند، اما در بحرانهای امنیتی شرایط متفاوت است. در چنین موقعیتهایی، رسانهها، بهویژه عکاسان، تصویربرداران و مستندسازان، معمولاً نمیدانند تا چه اندازه امکان حضور و فعالیت دارند. در حالی که ماهیت کار این گروهها ایجاب میکند در دل میدان باشند و نمیتوانند صرفاً بر اساس روایتهای بعدی یا گزارشهای مکتوب کار کنند.
وی افزود: یک عکاس خبری یا مستندساز احساس میکند باید در متن حادثه حضور داشته باشد؛ این اقتضای حرفه اوست. در گذشته، اگر اتفاقی در یک استان رخ میداد، ابتدا نیروهای رسانهای همان استان، بهویژه صداوسیما، تصاویر را ثبت میکردند تا بعد از آن نیروهای ستادی از تهران خودشان را به محل حادثه برسانند؛ همان اتفاقی که در زلزله بم و حوادث مشابه شاهدش بودیم.
امامی با اشاره به تاثیر ثبت و نشر تصویر، توسط رسانه های رسمی تصریح نمود: با گسترش شبکههای اجتماعی و فراگیر شدن تلفنهای همراه، تقریباً هر فردی میتواند تصویر ثبت کند و همان لحظه به روایتگر حادثه تبدیل شود. این تصاویر ممکن است برای رسانههای داخلی یا حتی رسانههای خارجی ارسال شوند. در نتیجه، تولیدکننده تصویر دیگر الزاماً یک خبرنگار یا رسانه رسمی نیست. اما رسانههای رسمی چارچوبها و پروتکلهای مشخصی برای انتشار خبر و تصویر دارند و بر اساس سیاستهای تعریفشده عمل میکنند.
او ادامه داد: این در شرایطی است که تصاویری که در فضای مجازی منتشر میشود، معمولاً مشخص نیست چه کسی آنها را ثبت کرده، با چه هدفی منتشر شدهاند و از چه زاویهای روایت میشوند. وقتی این تصاویر فراگیر میشوند، هر کسی میتواند برداشت خودش را از آنها ارائه کند. همین موضوع گاهی باعث شکلگیری شایعات، ایجاد ناامنی روانی یا جهتدهی به افکار عمومی میشود.
وی تاکید کرد: رسانههای رسمی معمولاً پیش از انتشار چنین تصاویری ملاحظات حرفهای و حتی امنیتی را در نظر میگیرند و در مواردی با مراجع ذیربط هماهنگ میکنند. اما فراموش نکنیم که در شرایط بحران، تصمیمگیری بسیار دشوار است و نمیتوان انتظار داشت همه چیز از قبل مشخص باشد.
این مستندساز با بیان این مطلب که حضور نیروهای آموزشدیده رسانهای در میدان، چه برای ثبت تصویر، چه برای تهیه گزارش و چه برای مستندسازی، میتواند نقش مهمی در جلوگیری از شایعات و ثبت روایت دقیق وقایع داشته باشد؛ متذکر شد: نمونههای این مسئله را بارها دیدهایم؛ در برخی حوادث، روایتهای مختلفی مطرح شده، اما چون تصویر معتبر و مستند در دسترس نبوده، روایتهای غیررسمی دست بالا را پیدا کردهاند. این خلأ را چه کسی باید پر کند! عکاسان خبری، مستندسازان، خبرنگاران و تصویربرداران حرفهای. این افراد علاوه بر پوشش لحظهای بحران، بعدها نیز منابع ارزشمندی برای پژوهشگران و مستندسازان فراهم میکنند.
امامی در ادامه گفت و گو تصریح نمود: امروز بخش زیادی از تصاویر موجود درباره بسیاری از حوادث، منابعی غیررسمی هستند و این یک ضعف جدی است. این موضوع بارها در جشنوارهها، نشستهای تخصصی و گفتوگوهای رسانهای مطرح شده است. به نظر من، این مسئله قابل حل است. امروز انجمنهای تخصصی مانند انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران و انجمن مستندسازان وجود دارند و میتوان با همکاری نهادهای مسئول، دستورالعمل مشخصی برای حضور رسانهها در بحرانهای امنیتی تدوین کرد.
این عکاس خبری با تاکید بر ضرورت آموزش اهالی رسانه برای فعالیت در شرایط بحران، تصریح نمود: کشور ما بحرانخیز است و همانطور که نیروهای امدادی برای شرایط بحرانی آموزش میبینند، نیروهای رسانهای هم باید جایگاه مشخصی در این چرخه داشته باشند. برای آنها باید سازوکار، آموزش، مجوز و خدمات مشخص تعریف شود. نمونهای از این رویکرد را در پوشش مراسم «تشییع رهبری» دیدیم؛ برای نخستین بار سامانهای معرفی شد تا خبرنگاران و عکاسان اطلاعات خود را ثبت کنند و حضورشان از قبل ساماندهی شود. این یعنی خبرنگار دیگر نگران دعوت یا مجوز نیست و تکلیف همه از پیش روشن است.
وی افزود: به نظر من، همین الگو میتواند در سایر بحرانها هم اجرا شود. این مطالبه رسانههاست. از طرف دیگر، اگر انتظار داریم بعدها جشنوارههای موضوعی درباره این حوادث برگزار کنیم و آثار هنری تولید شود، ابتدا باید امکان ثبت درست و حرفهای همان وقایع را فراهم کنیم. در واقع ما به سه سطح فعالیت نیاز داریم؛ نخست، پوشش رسانهای بحران؛ دوم، تولید آثار مستند و خبری؛ و سوم، بهرهگیری فرهنگی و هنری از آن اتفاقات در قالب فیلم، عکس، مستند، پادکست و دیگر آثار.
امامی با انتقاد از عملکرد مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به پیگیری و رفع مشکلات حضور و فعالیت اهالی رسانه در شرایط جنگ، بیان کرد: به نظر من، نیروهای امنیتی در لحظه بحران وظیفه خودشان را انجام میدهند و اولویتشان حفظ امنیت منطقه است. مسئله اصلی اینجاست که متولیان رسانه باید از قبل این مسیر را هموار کنند. این مطالبه باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت مطبوعاتی و نهادهای مسئول رسانهای مطرح شود تا با همکاری انجمنهای تخصصی، سازوکاری مشخص برای حضور خبرنگاران، عکاسان و مستندسازان در شرایط بحرانی تعریف شود.
تعداد او ادامه داد: این نیروهای حرفهای هم آنقدر زیاد نیست که مدیریت آنها دشوار باشد. اگر این سازوکار شکل بگیرد، روایت حوادث کاملتر خواهد شد و بسیاری از زوایای پنهان نیز از طریق آثار حرفهای و مستند ثبت میشود. از همان لحظههای اولیه بحران، از امدادرسانی گرفته تا تخریبها و تلفات، باید روایت و مستندسازی انجام شود. اما معمولاً در زمان بحران، در روایت عقب میمانیم و تازه یک ماه بعد یادمان میافتد که این بخش چقدر مهم بوده است.
این مستندساز در مورد اقدامات نمایشی نهادهای دولتی و برگزاری رویدادهای عکس جنگ تصریح نمود: سازمان تبلیغات، حوزه هنری، شهرداریها و دیگر نهادهای فرهنگی هم جشنوارههای عکس، فیلم و آثار هنری برگزار می کنند. اما همه اینها اقدامات رفع تکلیفی و آمارسازی دارد در صورتیکه نیروی متخصصی در میدان وجود نداشته که اثر تخصصی قابل ارزیابی برای این رویدادها وجود داشته باشد.
این عکاس مطبوعاتی با اشاره به فقدان یک مرجع ناظر مشخص برای ساماندهی فعالیت عکاسان در شرایط بحرانی کشور بیان کرد: واقعیت این است که خیلیها از حضور در میدان ترس داشتند. امروز دوربین، انگار هم ابزار ثبت واقعیت است و هم از نگاه بعضیها، ابزار جاسوسی. از طرف دیگر، خبرنگار یا مستندساز فقط با یک مرجع روبهرو نیست؛ چند نهاد مختلف به او مراجعه میکنند. البته من به نیروهای امنیتی هم حق میدهم، چون در آن شرایط نمیتوانند به هر کسی اعتماد کنند.
او ادامه داد: با این حال، رسانههای رسمی شناسه دارند. میتوان برای آنها یک سامانه مشخص تعریف کرد؛ همانطور که اگر خودروی مشکوکی دیده شود، با جستوجوی شماره پلاک، اطلاعاتش مشخص میشود، برای نیروهای رسانهای هم چنین امکانی وجود داشته باشد. مثلاً انجمن مستندسازان یا انجمن عکاسان خبری اعضای مشخصی دارند. اطلاعات این افراد میتواند در یک سامانه ثبت شود تا نهادهای مسئول بهراحتی هویت آنها را بررسی کنند. اگر هم تخلفی صورت گرفت، بتوانند با همان فرد تماس بگیرند و تذکر بدهند؛ نه اینکه اصل حضور خبرنگار و مستندساز در میدان زیر سؤال برود.
«ساتیار امامی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: مشکل اینجاست که بعدها، وقتی درباره جنگ روایتها صحبت میکنیم، میبینیم بخش زیادی از روایت را از دست دادهایم! چون از همان ابتدا از حضور راویان خودمان غفلت کردهایم. حتی گاهی آنها را به خودی و غیرخودی تقسیم کردهایم، در حالی که این مسئله راهحل دارد. کافی است مدیران فرهنگی و رسانهای این مطالبه را جدی بگیرند. ما از هر بحرانی به کتاب، عکس، فیلم، مستند، پادکست و روایتهای میدانی نیاز داریم. خبرنگار باید در صحنه حضور داشته باشد، مشاهداتاش را ثبت کند و حتی صدابردارحرفه ای، صدای محیط را ضبط کند؛ چون گاهی خودِ صدا هم یک روایت ماندگار از تاریخ است.
ارسال نظر