«کیانوش دالوند» کارگردان انیمیشن در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با انتقاد از عدم توجه مدیران فرهنگی نسبت به ظرفیت های جهانی انیمیشن در امر روایت بویژه خنثی سازی روایت گری دشمن امریکایی در سطح بین المللی، اظهار داشت: به نظر من، سینما و انیمیشن ما از دید سیستم حکمرانی کشور کاملاً مغفول مانده است. قدرت این دو رسانه به هیچوجه برای مدیران و تصمیمگیران کشور به درستی تبیین نشده و صادقانه بگویم، احساس میکنم شناخت دقیقی از ظرفیت آنها وجود ندارد.
وی افزود: ما با وجود اینکه در بسیاری از عرصهها خودمان را برحق میدانیم اما در سطح بینالمللی معمولاً در میدان روایت شکست میخوریم؛ چون کشورهای غربی از قدرت تبلیغاتی و روایتسازی بسیار بالایی برخوردارند و ما از این ظرفیت تا حد زیادی محروم ماندهایم. گاهی هم تلاش میکنیم این خلأ را با ابزارهای دیگری جبران کنیم که کارآمد نیست. همین اتفاقات اخیر را ببینید؛ دستاوردهایی که در حوزه مقاومت و تقابل با آمریکا و اسرائیل به دست آمد، از نظر روایتسازی و بازنمایی رسانهای تقریباً بدون بهره ماند. ما نتوانستیم آن را به زبان سینما و هنر برای مخاطب داخلی و جهانی روایت کنیم.
او ادامه داد: در هالیوود وقتی درباره یک جنگ فیلم میسازند، صرفاً شعار نمیدهند. حتی اگر پیام ایدئولوژیک هم داشته باشند، آن را در دل یک درام قدرتمند و حرفهای روایت میکنند؛ بهگونهای که مخاطب عام احساس نمیکند صرفاً در حال شنیدن شعار است. ما هنوز به چنین مرحلهای نرسیدهایم.
کارگردان انیمیشن های «ناسور» و «رستم و سهراب» با بیان این مطلب که کشور ما ظرفیت، توان و پیشینه فرهنگی بزرگی دارد، اما این ظرفیت در سینما و انیمیشن به یک قدرت اثرگذار تبدیل نشده است؛ او ادامه داد: به نظر من، ارزش این ابزار هنوز برای تصمیمگیران شناخته نشده است. ما از کجا فهمیدیم که توان موشکی کشور پیشرفت کرده است؟ از خروجی آن. کسانی که سالها در این حوزه کار کردند، هدف مشخص داشتند، برنامهریزی کردند، آزمون و خطا انجام دادند و در نهایت به نتیجه رسیدند. یک استراتژی روشن پشت این مسیر وجود داشت.
او ادامه داد: سؤال من این است که آیا چنین نگاهی در حوزه سینما و انیمیشن هم وجود داشته است؟ برداشت من این است که نه. شاید برنامهای وجود داشته که من از آن بیاطلاع باشم، اما آنچه از خروجیها میبینم، نشان میدهد چنین استراتژی بلندمدتی شکل نگرفته است. در حوزه نظامی از ابتدا میدانستیم که باید به چه سطحی از بازدارندگی برسیم و برای آن سالها سرمایهگذاری شد. اما در سینما بیشتر واکنشی و مقطعی عمل میکنیم. هر زمان اتفاقی رخ میدهد، سریع تصمیم میگیریم فیلمی درباره آن بسازیم؛ نتیجه هم معمولاً اثری شعاری میشود که شاید در یک جشنواره دیده شود، اما در ذهن مخاطب ماندگار نمیشود.
دالوند با تاکید بر ضرورت برنامه ریزی بلند مدت در عرصه سینما و انیمیشن بیان کرد: نگاه بلندمدت یعنی امروز بذر را بکاری و سالها بعد زیر سایه درختش بنشینی. همانطور که برنامه موشکی کشور طی سه یا چهار دهه، آرام و بدون هیاهو به نتیجه رسید، سینما هم اگر قرار است قدرت نرم کشور را تقویت کند، به چنین صبر، برنامهریزی و استراتژیای نیاز دارد.
وی تاکید کرد: برداشت من این است که در سینمای ما هنوز چنین راهبردی شکل نگرفته است. شاید اشتباه کنم، اما آنچه میبینم این است که بیشتر احساسی و مقطعی عمل میکنیم. میخواهیم درباره قدرت موشکی فیلم بسازیم، اما نتیجه معمولاً اثری شعاری میشود. این آثار شاید لازم باشند، اما تنه اصلی سینما نیستند.
کارگردان انیمیشن «شنگول و منگول؛ گولز» در واکنش به تاثیر انیمیشن های لگویی اظهار داشت: ما نمونههایی از آثار زودبازده هم داشتیم که اثرگذاری قابل توجهی داشتند؛ مثل همین لوگوموشنها و ویدئوهای کوتاه. اما من موفقیت این آثار را نتیجه ساختار فرهنگی کشور نمیدانم. حتی اگر این آثار موفق بودهاند، به نظرم موفقیتشان بیشتر محصول اتفاقات میدان و واقعیتهای سیاسی و نظامی بوده است. در واقع، موفقیت در میدان باعث شد آن روایتهای تبلیغاتی هم اثرگذار شوند.
او ادامه داد: این به معنای بیارزش بودن آن آثار نیست. اتفاقاً از نظر فنی و تکنیکی کارهای بسیار خوبی بودند و ما در این حوزه توانایی بالایی داریم. اصلاً بحث من کیفیت فنی این آثار نیست. حرفم این است که ما هنوز یک استراتژی قدرتمند و بلندمدت در حوزه سینما و انیمیشن نداریم؛ استراتژیای که در شأن کشوری باشد که میخواهد یکی از قدرتهای جهان محسوب شود. به نظر من، نهتنها چنین راهبردی وجود ندارد، بلکه حتی برنامهای برای رسیدن به آن هم دیده نمیشود. این خلأ در بلندمدت آثار خودش را نشان خواهد داد؛ شاید خیلی بیشتر از آن چیزی که امروز تصور میکنیم.
این انیمیشن ساز در مورد راهکار دستیابی به برنامه راهبردی در زمینه ارتقا سطح سینمای انیمیشن کشور بیان کرد: به نظر من، باید یک اتاق فکر قدرتمند در سینمای کشور شکل بگیرد؛ متشکل از آدمهای متفکر، نه افرادی که فقط به دنبال ارائه آمار و گزارش عملکرد باشند. متأسفانه در ساختار مدیریتی ما آمار دادن به یک رویه تبدیل شده است. مدیر میآید و در پایان دوره مسئولیتاش فهرستی از کارهایی که انجام داده ارائه میکند، در حالی که بخش قابل توجهی از این دست آوردهای مدیریتی فقط روی کاغذ اتفاق افتادهاند.
«کیانوش دالوند» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر قرار است تحول واقعی رخ بدهد، به یک اتاق فکر حرفهای نیاز داریم؛ نه صرفاً مجموعهای از مدیران دولتی. اگر مدیری احساس میکند خودش نمیتواند این مسیر را طراحی کند، باید کنار بکشد و از چند مغز متفکر کمک بگیرد؛ افرادی که شناخت عمیق از سینما، رسانه، بازار جهانی و قدرت نرم داشته باشند، بتوانند برنامهای بلندمدت طراحی کنند و آن را مرحلهبهمرحله و متعهدانه به اجرا برسانند. تنها در این صورت است که میتوانیم هم در بازار جهانی سینما سهمی داشته باشیم و هم از طریق محصولات فرهنگی، دامنه تأثیرگذاری فرهنگی خودمان را گسترش بدهیم.
ارسال نظر