چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۴

«مرتضی شعبانی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«ثبت روایت دست اول» وظیفه «مستندساز» نیست/ «گزارش» با «مستند» تفاوت اساسی دارد/ بخش زیادی از «مستندسازان» به سمت تولید «گزارش‌های کوتاه» رفته‌اند

مرتضی شعبانی

سینماپرس: «مرتضی شعبانی» با انتقاد از رویکرد گزارش محور و آماردهی مدیران فرهنگی و بیان این مطلب که ثبت روایت دست اول وظیفه مستندساز نیست؛ گفت: وقتی به هشت سال دفاع مقدس نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تعداد فیلم‌های «روایت فتح» در طول این هشت سال به ۸۰ اثر هم نمی‌رسد؛ یعنی به طور متوسط سالی ۱۰ فیلم هم نبوده است. این در حالی است که «روایت فتح» تیم‌های مختلفی داشت؛ در بعضی مقاطع حتی پنج یا شش تیم همزمان فعالیت می‌کردند، اما باز هم نتوانستند این تعداد مستند تولید کنند. آن هم با یک مدیریت معنوی و تخصصی، توسط شخصی مانند شهید آوینی که برند مستندسازی کشور و حتی دنیاست. وقتی در آن شرایط چنین کاری امکان‌پذیر نبوده، چطور یک مجموعه می‌گوید ما بیست مستند آماده کرده‌ایم! قطعاً چنین اتفاقی نیفتاده و این فقط یک آمار است که مدیر می‌تواند به عنوان گزارش عملکرد ارائه دهد!

«مرتضی شعبانی» مستندساز پیشکسوت انقلاب اسلامی، در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به خطای راهبردی برخی فعالان حوزه مستند در تولید گزارش به جای ساخت مستند در جریان «جنگ تحمیلی رمضان» اظهار داشت: به نظر من، ثبت روایت دست اول وظیفه مستندساز نیست؛ این وظیفه رسانه، به‌ویژه رسانه ملی و شبکه‌های خبری است که در اولین فرصت مدیریت خبر و روایت را از رسانه‌های رقیب بگیرند و روایت اولیه را که بیشتر جنبه اطلاع‌رسانی و خبری دارد، به مخاطب ارائه کنند. به نظرم در جنگ رمضان، بخشی از مستندسازان ما ناخواسته وارد این حوزه شدند. تلاش زیادی هم کردند و زحمت فراوانی کشیدند، اما وظیفه مستندساز چیز دیگری است. مستندسازی فرآیندی زمان‌بر است و نمی‌شود ظرف یک هفته، ۱۰ روز یا حتی یک ماه، یک مستند شاخص و ماندگار تولید کرد. در چنین شرایطی، خروجی بیشتر به یک گزارش تبدیل می‌شود؛ گزارشی که ممکن است خوب یا متوسط باشد، اما با مستند تفاوت دارد.

وی افزود: وظیفه مستندساز این است که وقایع را برای ملت خودش ثبت و ماندگار کند؛ همان کاری که در سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی، مجموعه «روایت فتح» انجام داد. اگر امروز آن آثار هنوز دیده می‌شوند، به این دلیل است که برای ماندگاری ساخته شدند، نه صرفاً برای پاسخ دادن به نیاز لحظه‌ای. بسیاری از قسمت‌های «روایت فتح» درباره عملیات‌هایی بود که مدت‌ها از وقوعشان گذشته بود، اما هنوز ارزش دیدن و اثرگذاری داشتند. به نظر من، درباره جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه هم باید همین نگاه وجود داشته باشد.

تهیه کننده مستند «چند قدم آن طرف تر» تصریح نمود: البته این به آن معنا نیست که هیچ مستندساز خوبی در درمورد جنگ رمضان و دوازده روزه کار نکرده است. من می‌دانم تعدادی از مستندسازان ما روایت‌های ارزشمندی را ثبت کردند، اما به طور کلی احساس می‌کنم بخش زیادی از مستندسازان به سمت تولید گزارش‌های کوتاه رفتند؛ در حالی که گزارش با مستند تفاوت اساسی دارد. با وجود همه زحمتی که کشیدند و حتی جانشان را به خطر انداختند، فاصله این آثار با یک مستند ماندگار همچنان زیاد است.

او ادامه داد: ببینید، من می‌دانم بعضی از مدیران حوزه مستند که شناخت تخصصی از این عرصه دارند، اتفاقاً همین صبر و حوصله را داشتند و برای شکل‌گیری آثار جدی برنامه‌ریزی کردند. تصور نمی‌کنم انتظارشان این بوده باشد که همان روزهای اول، مستند کامل تولید و آماده نمایش شود. اما مسئله این است که خود مستندساز گاهی دوست دارد همان روز یا چند روز بعد از حادثه، اثری تولید کند. به نظر من، او باید این صبر را داشته باشد که بداند کاری که در آن مقطع انجام می‌دهد، بیشتر به حوزه گزارشگری، خبرنگاری و تلویزیون مربوط می‌شود. نمی‌گویم مستندساز نباید چنین کاری انجام دهد؛ طبیعی است که بعضی‌ها علاقه دارند در همان لحظه وارد میدان شوند، اما اگر تلویزیون وظیفه خودش را به‌درستی انجام ندهد، مستندساز ناچار می‌شود جای خالی آن را پر کند.

تهیه کننده مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» با بیان این مطلب که خیلی از کارها را اصلاً نمی‌شود مستند نامید، اما با عنوان مستند تولید می‌شوند، متذکر شد: همین هم باعث ناامیدی مخاطب از آن چیزی می‌شود که ارائه شده است، مثل همین کارهای کوتاهی که به آن‌ها کلیپ گفته می‌شود. این دیگر صرفاً کلیپ نیست. منظورم کلیپی است که قرار است قصه‌ای را روایت کند و یک کار حرفه‌ای باشد. همان‌طور که امروز در فرهنگ عمومی به همه کارهای کوتاه کلیپ می‌گویند، درباره مستند هم همین اتفاق افتاده است.

وی افزود: یک وقت هست شما مستند کوتاه تولید می‌کنید؛ مستند کوتاه، نه به معنای گزارش و خبر، بلکه فقط از نظر زمان کوتاه است. وگرنه مستند باید ساختار مستند را داشته باشد. این یک بخش ماجراست؛ بخش دیگر، برخورد احساسی با این موضوعات است. دلمان برای یک واقعه می‌سوزد و می‌گوییم مخاطب باید این را ببیند، اما در نهایت کار تبدیل به یک گزارش می‌شود.

کارگردان مستند «مثلث مرگ» با انتقاد از رویکرد گزارش محور و آماردهی مدیران فرهنگی و تاثیر آن بر تخریب وجهه سینمای مستند اظهار داشت: نباید عنوان «مستند» را که ساختار و شکل متفاوتی دارد، خراب کنیم و مخاطب را به اشتباه بیندازیم که دارد فیلم مستند می‌بیند. اگر چنین کاری بکنیم، در واقع به مستند جفا کرده‌ایم. بگذاریم جایگاه مستند حفظ شود تا وقتی در تلویزیون و رسانه ملی فیلمی با عنوان مستند تبلیغ می‌شود، مخاطب با نگاه حرفه‌ای‌تری به آن نگاه کند. ما وقتی به هشت سال دفاع مقدس نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تعداد فیلم‌های «روایت فتح» در طول این هشت سال به ۸۰ اثر هم نمی‌رسد؛ یعنی به طور متوسط سالی ۱۰ فیلم هم نبوده است. این در حالی است که «روایت فتح» تیم‌های مختلفی داشت؛ در بعضی مقاطع حتی پنج یا شش تیم همزمان فعالیت می‌کردند، اما باز هم نتوانستند این تعداد مستند تولید کنند. آن هم با یک مدیریت معنوی و تخصصی، توسط شخصی مانند شهید آوینی که برند مستندسازی کشور و حتی دنیاست. وقتی در آن شرایط چنین کاری امکان‌پذیر نبوده، چطور یک مجموعه می‌گوید ما بیست مستند آماده کرده‌ایم! قطعاً چنین اتفاقی نیفتاده و این فقط یک آمار است که مدیر می‌تواند به عنوان گزارش عملکرد ارائه دهد.

«مرتضی شعبانی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: البته من از عملکرد بچه‌های مستندساز حوزه بحران و جنگ به‌شدت دفاع می‌کنم؛ چون در این روزها و شب‌ها جانشان را کف دستشان گرفتند و خودشان را به میناب، بندرعباس و موقعیت‌های پرخطر رساندند. کارهای بسیار خوبی هم انجام دادند، اما این‌ها ثبت تصویر است و تا رسیدن به مرحله مستند، به نظر من فاصله دارد. این تصاویر می‌تواند دستمایه‌ای باشد تا از این به بعد روی آن‌ها مستند ساخته شود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.