محمدرضا مهدویپور/ اکنون و در آستانه «غدیر ۱۴۰۵ هجری شمسی» عموم مردم ایران در حال تجربه یک «بعثت تاریخی» هستند. بعثتی عظیم که در تداوم «مسیر غدیر» نه تنها توانسه «جامعه ایران اسلامی» را در مسیر «ابرقدرتی» قرار دهد؛ بلکه موجب شده تا «مکتب امامت» به عنوان تنها ناجی بشریت گرفتار در «جهان مستکبرین» مورد توجه و تمسک ویژه واقع شود و از این جهت مناسب است تا به مناسبت چنین روز فرخندهای به مرور چند نکته پرداخت:
۱/ پُرواضح است که حاکمیت شکل گرفته بر بستر «انقلاب اسلامی ایران» را میتوان در امتداد «الگوی غدیر» و «اسلام سیاسی» منبعث از آن اگو معرفی نمود. اسلامی اصیل که با بروز وجوه تمایز خود با سایر شقوق اسلام تجلی یافته بر بستر الگوی «اسلام سقیفهای» و در قالبهای شناخته شده در طی چند قرن اخیر با عنوان «اسلام سکولار» و «اسلام لیبرال» و بالاخص مدل تجمیع شده «اسلام آمریکایی» سرانجام توانست اسباب تاسیس نظامی شاخص با عنوان «نظام جمهوری اسلامی» را فراهم نماید و شکلی هر چند ابتدایی و در مسیر شدن از برای «حاکمیت اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» را میسر سازد. البته باید توجه داشت که فرایند طی شده در قالب «نظام جمهوری اسلامی» اگر چه همچنان به تحقق «دولت اسلامی» و رسیدن به «جامعهی اسلامی» منجر نشده؛ اما با همهی کارشکنیها، با همهی دهنکجیهایی که در نیم قرن اخیر صورت پذیرفته، جهت گیری «نظام جمهوری اسلامی» همچنان در مسیر «غدیر» و الگوواره حاکمیتی مدنظر آن در قالب «حاکمیت اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» میباشد.

۲/ مسئلهی «غدیر» مسئلهی ایجاد یک «شاخص» و «معیار» و «میزان» برای سنجش و تشخیص «مسیر حق» است و تا آخر دنیا «مسلمانان» میتوانند این شاخص و معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف «مسیر عمومی امت» را مبتنی بر آن معین کنند. از این جهت است که در موضوع «عید غدیر» که روز اعلام رسمی و آشکار «خلافت امیرالمؤمنین علیّبنابیطالب علیه السّلام» است، یک تعبیر قرآنی در این روز خیلی چشمگیر و حساس است؛ آن تعبیر هم این است که در آیات نخست سورهی مائده میفرماید «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَون» ؛ یعنی در روز «هجدهم ذیالحجّهی سال دهم هجری» به عنوان «روز غدیر» و اعلام جانشینی «امیرالمؤمنین علیه السّلام» ، «کفّار» مأیوس شدند از اینکه بتوانند «دین مبین اسلام» را قلع و قمع کنند؛ زیرا تا آن روز هنوز «کفار» همچنان امیدوار بودند که بتوانند این کار را بکنند؛ امّا آن روز دیگر مأیوس شدند و از این جهت از این پس دیگر «هیبت کفّار» شما را مرعوب نکند و به ظواهر و کارها و خودنماییهایی که کفّار میکنند اهمّیّتی ندهید و تنها مراقب رفتارتان در مقابل «پروردگار عالم» باشید! پس اگر چه از این تعبیر تصورهای مختلف تاریخی و روایی تا به امروز شکل گرفته است؛ اما حماسه «۱۹ اسفند ۱۴۰۴ هجری شمسی» و بیعت تاریخی مردم مسلمان ایران با «امام سید مجتبی خامنهای» به عنوان «نایب امام زمان عج الله تعالی فرجه» و تداوم دهنده مسیر «غدیر» و «مکتب امیرالمومنین علیه اسلام» میتواند به خوبی ماهیت و چگونگی آن یاس تاریخی که در «قرآن کریم» به آن اشاره میفرماید را جلوهگر شود و برای نسل امروز معین سازد که چگونه یک «اقدام فوق استراتژیک» میتواند موجب «مأیوس شدن دشمنان اسلام» از اینکه بتوانند «انقلاب اسلامی» را قلع و قمع کنند شود.

مسئلهی «غدیر» یک مسئلهی مسلّم تاریخی است و در حقیقت، روز «غدیر» امتداد خطّ همه «رسالتهای الهی» و اوج این خطّ روشن و نورانی در طول تاریخ است. اگر به مضمون «رسالتهای الهی» نگاه کنیم، میبینیم که در طول تاریخ نبوّتها و رسالتها، این خطّ روشن دست به دست گشته، تا به «نبیّ مکرم خاتم» صلی الله علیه و آله رسیده و در پایان حیات آن بزرگوار، تجسّم و تبلور آن به شکل حادثه «غدیر» خود را نشان داده است. از این جهت است که «عید غدیر» در آثار اسلامی به «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است ...

۳/ در «قرآن کریم» آیاتی هست که به غیر از مسئلهی «غدیر» به مسئلهی دیگری قابل تطبیق نیست؛ زیرا مسئله اصلی «غدیر» قضیهی «رهبری جامعهی اسلامی» و قضیّهی نظام «حکومت» و «امامت» در جامعهی اسلامی و تعیین ضابطه برای آن است. به عبارت دیگر ماجرا و مسئله اصلی «غدیر» تبیین «ضابطه» و تعیین «قاعده» برای «حکمرانی اسلامی» است. از این جهت اهمیت «غدیر» این است که «ضابطه» را معیّن کرده و معلوم شد که در مدل حکمرانی مد نظر برای تحقق «جامعهی اسلامی» ، به هیچ عنوان «حکومت سلطنتی» ، «حکومت شخصی» ، «حکومت زَر و زور» معنا ندارد و اساسا «غدیر» با رد تمام مدلهای حکمرانی پسین و پیشین، به دنبال ارایه الگوی جدیدی از «حکمرانی» بر اساس «نظام امامت و امت» است. الگویی که متاسفانه به سبب توان عملیاتی بالا و قدرت ویژه «شبکه نفوذ» در پس از «رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله» نتوانست به معرض ظهور عینی برسد و حتی پس از گذشت ۲۵ سال، تنها در یک مقطع محدود و پرچالش حدودا پنج ساله و از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری، نمودی از آن توسط «امیرالمؤمنین علیه السلام» به نمایش گذاشته شد. نمودی که آن هم متاسفانه به سبب تداوم «قانون منع حدیث» از دوره خلافت «خلیفه اول» و «خلیفه دوم» و تشدید این «قانون وضع شده در دوره خلافت شیخین» به مدت یکصدسال و تا پیش از حدود سال ۱۰۰ هجری قمری و جلوگیری از نقل و نوشتن «احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله» و به تبع آن ممانعت از نگارش مدل حکمرانی «امیرالمؤمنین علیه السلام» تنها میتواند حامل درک و شناختی کلی از کم و کیف این مدل از حکمرانی باشد و شاید از این جهت است که «نظام جمهوری اسلامی» به عنوان نظامی سامان یافته بر بستر «الگوی غدیر» به جهت ۱۴ قرن فاصله، همچنان در ابعاد جزئی و اجرایی در مسیر شدن قرار داد و اگر چه نیم قرن است که بحمدالله «نظام اسلامی» به وجود آمده و تشکیل شده، اما همچنان «ملت مسلمان ایران» منتظرند تا «دولت اسلامیِ» به معنای واقعی و سپس «جامعهی اسلامیِ» به معنای واقعی و سپس «تمدّن اسلامیِ» به معنای حقیقی به وجود بیاید.

۴/ بارز ترین الگوی معارض «غدیر» را میتوان الگوی «سقیفه» قلمداد نمود. پس به همان نسبت که «الگوی غدیر» ناظر به توجه «اسلام» به مهمترین رکن تشکیل «نظام اسلامی» و تحقق «جامعه اسلامی» یعنی مسئله «امامت» و «ولایت» است؛ «الگوی سقیفه» نیز به دنبال تشکیل «نظامی ظاهرا اسلامی» و البته عمیقا «سکولار» است. نظامی که بر مدار «رای اکثریت» صاحبان زور و زر شکل گرفته و در آن هر فاسق و فاجری همچون «معاویه» و «یزید» هم میتوانند عهده دار حکومت شوند و به دنبال تحقق «جامعه اسلامی» مبتنی بر انگارههای مدنظر و قرائت مبتذل و فاسد خود از اسلام باشند. الگو وارهای که در تعارض آشکار با «الگوی غدیر» به عنوان الگویی است که «عصمت» را پیش نیاز «امامت» دانسته و «امام مردم» را «خلیفه پیغمبر» و «جانشین خدا» معرفی میکند و به تبع آن «نیابت از امام معصوم علیهم السلام» را نیز مقام و جایگاهی قابل کسب به واسطه «رای صاحبان قدرت» به عنوان شکل دهنده انگارههای تصوری جامعه نمیداند. پس همانگونه که مسئله «نبوّت» ، «رسالت» ، «امامت» ، «ولایت» و «خلافت» هیچکدام با «رأی مردم» حاصل نمیشود، «نیابت از امام معصوم علیهم السلام» نیز مبتنی بر «کشف» بوده و «مجلس خبرگان رهبری» به عنوان اجتماع علمای زاهد و متقی بلاد مختلف تنها واسطه فیض و فهم نظر «امام معصوم علیهم السلام» و معرفی عمومی و رسمی «نائب» در مقام و جایگاه «رهبری نظام اسلامی» میباشند. موضوعی که به واسطه «شهادت امام خامنهای» تقریبا تمامی «امت اسلام» کم و کیف آن را درک نمودند و همین درک موجب شد تا حتی پیش از معرفی رسمی رهبری توسط «مجلس خبرگان رهبری» قلوب آحاد «امت مبعوث شده» متوجه نظر «امام معصوم علیهم السلام» شوند و البته این همه واقعه مهم تاریخی بیش از هر چیز نیازمند ثبت و ضبط به واسطه «هنر» میباشد.

۵/ «غدیر» کاملترین پاسخ به آن کسانی که «تکنوکراسی» را با «اسلام» پیوند میزنند و گونهای از «اسلامِ سکولار» را در گذشته، حال و آینده ترویج مینمایند؛ اسلام «یؤمن ببعض و یکفر ببعض» ، اسلامی که «جهاد» را از آن خط بزنند، «نهی از منکر» را از آن خط بزنند و بردارند، «شهادت فیسبیلالله» را از آن بردارند، آمیختگی «دین و سیاست» را از آن حذف کند و... و این همه همان اسلامهایی است که به واسطه «الگو غدیر» نفی گردید و از این جهت است که «غدیر» موجب شد تا دشمنان از اینکه بتوانند مسیر این دین را تغییر بدهند مأیوس شوند. البته باید توجه داشت که صرف تمسک و تبرک جستن به «یوم الله غدیر» مفید فایده نبوده و اساسا جامعهای که «غدیری فکر کند» و «سقیفهای عمل» و حرکت کند آن جامعه پابرجا نخواهد بود و قطعا آسیب خواهید دید. اما اگر جامعه و امت اسلامی «غدیری فکر» و «غدیری اندیشید» و «غدیری عمل» کرد و «غدیری حرکت» کرد این چنین جامعه ای نه تنها موفق خواهد ماند، بلکه آسیب هم نخواهد دید. زیرا چنین جامعهای بیش از هر چیز به دنبال «حاکمیت عدل» ، «حاکمیت فضیلت» و «حاکمیت ولایتالله» است و همانند کشورهای میکروسکوپی حاشیه خلیج فارس تنها به «توسعه» از قید «ترقی مادی» (Development) اولویت نمیدهد و «توسعه» را در ذیل «رُشد» معنی و تفسیر مینماید و از این جهت خود را همچون «عربستان سعودی» و «امارات متحده عربی» و «بحرین» و «کویت» و ... به آلت دست دولت جنایتکار «ایالات متحده آمریکا» و شریک استراتژیک سگ هار او یعنی «رژیم کودک کش صهیونی» مبدل نمیسازد و آنقدر بیغیرت و بیشرف نمیشوند که زنان و دختران خود را با رقص مو به استقبال از «ترامپ متجاوز و پدوفیلی» بگمارند و ...

حرفی نیست که بر طبق توصیهی «پیامبر اعظم» صلی الله علیه و آله در «غدیر» عمل نشد؛ پیغمبر هم طبق بعضی از روایتها خبر داده بود که عمل نخواهد شد؛ اما مسئلهی «غدیر» مسئلهی ایجاد یک «شاخص» است، یک «معیار» و «میزان» است. تا آخر دنیا مسلمانان میتوانند این شاخص را، این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و «تکلیف مسیر عمومیِ امت» را معیّن کنند.

۶/ «غدیر» قوامبخش «انقلاب فرهنگی پیامبر اعظم» بود و به این جهت از ابعاد گوناگونی میتوان به آن توجه داشت؛ اما در این میان «غدیر» را میبایست مناسبترین پاسخ به آن کسانی قلمداد نمود که سعی کردند «اسلام» را از «مسائل اجتماعی» و از «مسائل سیاسی» برکنار بدارند و آن را منحصر کنند به «مسائل شخصی» و «مسائل خصوصیِ زندگی افراد» و در واقع «نگاه سکولار به اسلام» داشته باشند و یا «مردمسالاری دینی» را به وادی شوم «تکنوکراسی» بکشانند. همان کسانی که در فرایند شکل گیری «کودتای دیماه ۱۴۰۴ هجریشمسی» نقش ایفا نمودند و حالا در کسوت مدیریت کلان و یا میانی برخی از ساختارهای اجرایی کشور از هیچ کوشش و اقدامی برای سرخورده ساختن «امت مبعوث شده» فروگذار نمیشوند و همواره سعی میکنند تا آن ها را پشیمان از مبانی عقیدتی و ایدئولوژیک «انقلاب اسلامی» به شیوه و گونههای مختلف در جامعه تزریق نمایند و البته این همه را با همراهی ویژه «شبکه نفوذ فرهنگی» قاب گرفته و در قالب تولیدات مختلف فیلم و سریال و ... قابل ارجاع و در فستیوالهای جهانی به نمایش بگذارند.

«انقلاب فرهنگی پیامبر اعظم» به معنی زدودن و پاک کردن کامل «رسوبات جاهلی» از اعماق جامعه بشری و مستقیم نگه داشتن «خط هدایت اسلامی» اقدامی ناتمام بود که با وجود تلاش و کوشش بسیار آن حضرت در طی سالیان متمادی و با گذشت حدود ۲۳ سال از بعثت ایشان، همچنان نیمهکاره و پروژهای ناقص بود و در نهایت این کار نیمهتمام و پروژه ناقص «انقلاب فرهنگی» در «غدیر» به سرانجام مطلوب خود رسید و کامل شد. کمال و تمامی که موجب «یاس» دشمنان گردید و سبب شد تا قرآن کریم در باب این روز بفرماید: «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم».

۸/ در پایان لازم است تا بار دیگر به این مهم توجه نمود که «غدیر» را نباید فقط در حد یک «جشن ملی» و یا موقعیت برای راهاندازی «کارناوالهای شادی» و ... خلاصه و به تبریکهای متداول در این روز مهم بسنده نمود. بلکه «غدیر» یک تذکر هر ساله برای پیگیری مسئولیت و وظیفهای مهم است. پس مسأله اصلی «غدیر» برائت از «اسلامِ سکولار» است. اسلامی که متاسفانه طیف خاصی از «مدیران جمهوری اسلامی» دانسته و یا نادانسته در طی نیم قرن اخیر به دنبال تحقق معنوی آن بودند و تمام تلاش خود را به صورتی پنهان و یا بعضا حتی آشکار نمودند تا چنین اسلامی در جامعه ایران جاری و ساری شود. مدیرانی که از نظایر بسیاری در عرصههای مختلف اجرایی کشور و بالاخص در میان «متولیان عرصه فرهنگ و هنر» برخوردار میباشند. مدیرانی که با ظاهر موجه و یا حتی انقلابی خود، اسباب نهادینهسازی مولفههای غربگرایی، ترویج زندگی سکولار در جامعه اسلامی ایران و اباحیگرایی و ... را از یک سو فراهم ساخته و از سوی دیگر موجب فراگیر شدن بیتوجهی به استقلال فرهنگی، اقتصادی و نظامی کشور، عدم ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و پیگیری آرمانهای انقلاب مردم ایران و... در عموم تولیدات فرهنگی و بالاخص تولیدات تصویری و عمده خروجی فیلمها و سریالهای پدید آمده در «ساحت فرهنگ و هنر نظام جمهوری اسلامی» شدند و بار اصلی شکل گیری «کودتای دیماه ۱۴۰۴ هجریشمسی» را دانسته و یا نادانسته عهده دار شدند. و البته در این میان «شهادت امام خامنهای» و «بذل مهجته» او بود که موجب «احیای انقلاب اسلامی» گردید و توانست حرکت شتابان این جریان را متوقف سازد و آنچنان «حرارة فی قلوب» در بطن جامعه پدید آورد و طیفهای مختلف اجتماعی متاثر از «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» و متوجه «الگوی غدیر» سازد و ... که حالا حدود صد شب است که به حضور بیوقفه طیفهای مختلف مردم در خیابانها و میادین شهرهای مختلف کشور انجامیده. حضوری که آن را میتوان به عنوان برون ریز «حماسه فرزند حسین علیه السلام» در عصر حاضر مشاهده و ملاحظه نمود.

ارسال نظر