«مهدی سجاده چی» فیلمنامه نویس پیشکسوت سینما و تلویزیون و رئیس پیشین کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس و در واکنش به شهادت «امام سید علی حسینی خامنه ای» اظهار داشت: رهبر شهید انقلاب به ناجوانمردانهترین شکل ممکن به شهادت رسید و در این مدت اتفاقاتی رخ داد که واقعاً در تاریخ دنیا بیسابقه بود. اینگونه که با ترور رهبر یک کشور، آن هم در حالی که با آن کشور در حال گفتوگو بودند، جنگ را آغاز کردند. من چنین رذالتی را به یاد ندارم.
نویسنده فیلمنامه سینمایی «روز سوم» و «دمرل» افزود: رفتاری که آمریکا و اسرائیل نشان دادند بیشتر شبیه قرون وسطی است و من شک ندارم که نام رهبر شهید انقلاب در آینده بهعنوان یکی از رهبران کبیر کشور ایران برای ایرانیها به یادگار خواهد ماند؛ کسی که ایران را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد و نهتنها ایران، بلکه کل دنیا، منطقه و جهان را اینچنین تحت تأثیر قرار داد.
سجاده چی با بیان این مطلب که دلیل تحمیل این جنگ واقعاً خطای محاسباتی بود که دشمن به آن دچار شده بود؛ تصریح نمود: چون چند سال ما صورتی بازی درآوردیم و با وجود اینکه از نگاه خصمانه دشمن نسبت به خودمان مطلع بودیم، اما خودمان را صلحطلب نشان دادیم تا به جهان نشان بدهیم اهل جنگ نیستیم. این بدتر شد و آنها فکر کردند ما واقعاً اهل جنگ نیستیم و توانایی و قدرت لازم را نداریم. اما حالا فهمیدیم که باید این رفتار و سیاست صورتی بازی را کنار گذاشت و خیلی محکم و جدی، مثل یک جنگجو، با آنها بهطور بیرحمانهای مقابله کرد.
او ادامه داد: ببینید، کلاً یک تصور شکستناپذیری از ایالات متحده آمریکا وجود دارد. جنگهای آمریکا یکطرفه بوده؛ یعنی حمله میکند و میبرد. البته بهجز یک مورد، یعنی جنگ ویتنام، درباره بقیه جنگها از لحاظ افکار عمومی دنیا در کشور خودمان و میان عدهای از سیاستمداران چنین تصوری به وجود آمده بود.
نویسنده فیلمنامه سینمایی «پاتال و آرزوهای کوچک» و «مرد نامرئی» تاکید کرد: آنها تصور میکردند آمریکا با فشار دادن یک دکمه همهچیز را مختل میکند و همه جا را تصرف خواهد کرد. اما هیچ دکمه مختلکنندهای وجود ندارد؛ آنچه وجود دارد خیانت است که در بعضی کشورها مثل ونزوئلا و عراق رخ داد و آمریکا خیلی راحت وارد آنجا شد. اما در ایران که این اتفاق نیفتاد، باید خدا را شکر کرد که در سطوح بالای فرماندهی ما میبینیم عملاً دست آمریکا بسته است، ضمن اینکه ما کاملاً برای یک جنگ طولانی با آمریکا و اسرائیل آماده بودیم.
این سینماگر بیان کرد: این جنگ اتفاقاً یک خوبی دیگر هم برای همه دنیا داشت و آن این بود که بیماری پنهانی که در ارتشهای یکطرفه مثل آمریکا و اسرائیل پنهان شده بود و مثل یک بیماری یا جذامی که دیده نمیشود آشکار شد؛ تصوری که میگفت «ما همیشه میبریم». تصور همه مردم در خود سازمان رزم آمریکا و اسرائیل این بود که بهمحض اینکه ضربه شدید بخورند بهخصوص در این جنگ و کار تمام نشود، فکر میکردند دو روز بعد درست میشود، هفته بعد درست میشود؛ اما نشد و بهطور کامل روحیهشان را از دست دادند. این بیماری هر کسی است که احساس کند شکستناپذیر است.
وی افزود: ما افسانههای خیلی خوبی داریم که به ما یاد میدهند شکستناپذیری یک افسانه بیرحم و مرگآور است. شما تمام رویینتنان تاریخ مثل اسفندیار و آشیل را نگاه کنید؛ نصیبشان از تصور شکستناپذیری، مرگ در جوانی بود. این اتفاق برای ارتش آمریکا و اسرائیل افتاد؛ برای اولین بار در پنجاه سال گذشته متوجه شدند که میبازند، میمیرند و باید فرار کنند. این برای ارتشهای غیرآمریکایی و غیر اسرائیلی که جنگهای متقارن و نامتقارن انجام میدهند چیز عجیبی نیست، اما برای آنها که همیشه جنگهایشان یکطرفه بوده، مثل بختکی بر ذهنشان افتاده و قادر نیستند از آن بیرون بیایند.
نویسنده فیلمهای سینمایی «سوفی و دیوانه» و «گامهای شیدایی» اظهار داشت: به نظر من جنگ از نظر نظامی تمام شده است. اینکه مدام آنها موشک بزنند و ما هم پاسخ بدهیم، هیچکدام فایدهای ندارد. جنگ شکست خورده است؛ آنها شکست خوردند و به هیچکدام از اهدافشان نرسیدند. این اتفاق یک خوبی هم برای ما دارد؛ همانطور که همه دنیا فهمیدند، آمریکا میتواند شکست بخورد و همه ابزارهایشان مثل هالیوود در واقعیت هیچ کمکی به آنها نمیکند. فقط در گیم و فیلم است که آنها پیروز میشوند، اما در واقعیت این اتفاق افتاد که آنها شکست خوردند. برای ما هم دو حسن دارد یکی اینکه فهمیدیم در رابطه با آمریکا صورتبازی درآوردن، مدام کوتاه آمدن و تلاش یکطرفه برای صلح بیفایده است.
«مهدی سجاده چی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من منکر این نیستم که مذاکره خیلی خوب است؛ مذاکره درست بهجای خودش لازم است و به من هم ربطی ندارد، اما به وقتش مذاکره در پایان هر جنگی باید انجام شود. با این حال ما فهمیدیم که باید بجنگیم و این فقط جنگ است که آن کلمات را در مذاکره روی کاغذ میآورد و امضا میگیرد. نکته دوم این است که همه ایرانیها قبول کردند باید این جنگ را بهگونهای تمام کنیم که جنگ بعدی برای هیچ کشوری بهسادگی امکانپذیر نباشد.
ارسال نظر