به گزارش سینماپرس، «جواد شمقدری» از چهرههای شناخته شده عرصه فرهنگی کشور، همزمان با شکلگیری اغتشاشات و فرمانبرداری ظاهری اغتشاشگران از فراخوان فرزند کودن و سرسپرده محمدرضا شاه مخلوع، در نوشتاری به ضرورت ایجاد تغییرات در نوع فعالیت و عملکرد نهادهای فرهنگی و رسانهای در این مقطع حساس تاریخی اشاره و بیان داشت:
سالها پیش رهبری انقلاب در یکی از بیاناتشان خطاب به مسئولان فرهنگی وقت (احتمالا صدا و سیما و نقل به مضمون) فرمودند چرا شما هم سیاست رژیم پهلوی را در منفور و سیاه نشان دادن دوره قاجار پیگیری می کنید. در حالی که نیاز امروز جوان و نوجوان ما این است که رژیم پهلوی را بشناسد تا بفهمند مردم ایران چرا در سال ۵۷ انقلاب کردند.
هشدار و انذار رهبری را در آن سالها متاسفانه کمتر کسی جدی گرفت. و اگر هم خروجی آن چند کار همچون «معمای شاه» شد اما چون کنه انذار و هدف از بیان رهبری را کمتر متوجه شدند این تولیدات نتوانست آن منظور رهبری را برآورده سازد و در مواردی به ضد خودش تبدیل شد.
واقعیت این است که رژیم پهلوی برای آنکه ماهیت دست نشانده ی انگلیسی و سپس آمریکائی خودش را از اذهان عمومی ملت ایران پاک کند طبق دستورالعمل هدایتگران غربی و بخصوص آمریکائیاش دست به این تبلیغات و تولیدات هنری و رسانه ای می زد تا مردم در مقایسه با دوره ی قاجار طبق ضرب المثل عامیانه، هزاران بار خدا را شکر کنند که در دوره ی قاجار حضور ندارند!
رژیم پهلوی بجز ماهیت دست نشاندگی و وابستگی شدید و گوش بفرمان اربابان خودش کمتر دستاورد روشنی از پیشرفت و رفاه عمومی را به همراه داشت. طبق برخی آمار علیرغم فروش روزانه شش میلیونی نفت، نزدیک به نیمی از مردم ایران از این ثروت باد آورده بی بهره بودند. هشتاد درصد روستاهای کشور که بیش از نیمی از مردم ایران را در خود جای داده بود هیچ خدمات دولتی اعم از راه و آب و برق و تلفن نداشتند. گاز لوله کشی کلا بعد از انقلاب رایج شد بهره گیری از نفت سفید هم - که مهمترین ماده سوختی در اختیار مردم بود- بیشتر مختص شهرنشینان و روستاهای نزدیک به شهرها بود و الا در روستاها و مناطق دور افتاده مردم از هیزم و تپالههای گاوی برای سوخت خود بهره میبردند. شاید جوان امروز ما این توضیحات برایش ثقیل باشد و تصور چنین وضعیتی در روستاهای کشور برایش غیر قابل باور باشد.
برای این جوانان و نوجوانان آدرس روشنی دارم. فیلم معروف «گاو» مرحوم مهرجویی را احتمالا همه دیده اند. روستای این فیلم و وضعیت اجتماعی اقتصادی و نحوه زندگی مردم در این فیلم آینه تمام عیاری از روستاهای ایران در همه سالهای رژیم پهلوی بود. البته مرحوم مهرجوئی شاید نمی خواسته وضعیت روستا و روستائیان آن دوران را نشان بدهد بیشتر او به دنبال ساخت یک فیلم فلسفی اجتماعی از وابستگی انسان به ابزار و دارائی هایش بوده که در نگاه فلسفی برخی مکاتب چپ آن روزگار مبنای نوعی از خود بیگانه شدن و الینهشدن بود که شریعتی هم به آن در یکی از سخنرانی هایش می پردازد. اما نا خواسته این تصویر سازی واقعی را نیز به همراه دارد.
پس میبینید تلاشی از سوی مسئولان فرهنگی و قاطبه ی هنرمندان در بازشناسی دوران پهلوی صورت نگرفته و الا معنا ندارد بعد از چهل و اندی سال برخی مردم نا آگاه غبطهی آن روزگار را بخورند. دوره ای که حتی شاه در زیبا سازی و پیشرفت نمائی پایتخت هم عاجز بود. ساخت متروی تهران که سالها وعده اش را داده بودند تنها به یک چاه ویلی تبدیل شده بود و کارگاه آن در تپه های عباس آباد مشابه ورودی یک کارگاه معدن متروک رها شده بود. وقتی من در سال ۵۷ که وارد دانشگاه علم و صنعت شده و مشتاق بودم از این پروژه که میتوانست نشانی از پیشرفت ایران باشد دیدن کنم با یک سرخوردگی وحشتناک باز گشتم. از این دست ناکارآمدی ها بسیار است. تنها بزرگراههای شهر پُرترافیک تهران سه بزرگراه بود که معروفترین آن (پارک وی، شهید چمران کنونی) بیشتر به یک بلوار شبیه بود تا بزرگراه، چون پارک وی از میدان توحید تا چهارراه ولیعصر کنونی بیش از چهار تقاطع با چراغ راهنمایی داشت! که با این تقاطعها دیگر حکم بزرگراه هم بر آن نمیتوان اتلاق کرد. فقط این دو مورد را با الان مقایسه کنید که طول بزرگراههای تهران از شهر پاریس و حومه آن هم بیشتر است. متروی تهران بعنوان یک شاهکار معماری و مهندسی بزرگترین شبکه متروی شهری در خاورمیانه است.
ارائه آمار و تصویرسازی وضعیت اقتصادی فرهنگی اجتماعی و رفاه و پیشرفت مردم در دوران پهلوی یک ضرورت انکار ناپذیر است که شرح آن دهها مطلب و مقاله و فیلم و سریال میطلبد همان نیازی که رهبری انقلاب به درستی به خلاء آن در میان تولیدات هنری کشور اشاره کردند. اینکه چرا سیاست بازنمایی رژیم گذشته به طور جدی در دستور کار مسئولان و مدیران و برنامه ریران عرصه فرهنگی و هنری کشور و بخصوص هنرمندان واقع نشده داستان پرپیچ و خمی دارد که شرح آن را در ادامه این سلسه یادداشتها بیان خواهم داشت. انشاءالله
ارسال نظر