یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۹

«رضا برجی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

بخشی از مدیران در «رسانه ملی» درک و تحلیل دقیقی از «تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی» ندارند/ «مستندسازان بحران» تحلیل‌هایشان بسیار به واقعیت نزدیک است!

رضا برجی در مراسم رونمایی از کتاب‌های منشور سینما و ماهیت‌شناسی نخستین فتنه در قرن جدید

سینماپرس: «رضا برجی» مستند ساز بحران با بیان این مطلب که مستندسازانی که در حوزه بحران کار می‌کنند و مستندساز بحران هستند، تحلیل‌هایشان بسیار به واقعیت نزدیک است؛ گفت: آن‌ها می‌توانند تحلیل درستی از اتفاقات پیشِ رو ارائه دهند. اما متأسفانه نه برای وزارت ارشاد این موضوع اهمیتی دارد و نه شما در جشنواره‌هایی مثل سینماحقیقت، فیلمی درباره ونزوئلا می‌بینید. در حالی که حداقل از دو سال قبل باید روی این موضوع کار می‌شد و آماده می‌شدیم. منظورم این است که مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای باید این مسیر را جدی می‌گرفتند و انجام می‌دادند، که متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد.

«رضا برجی» کارگردان و مستندساز بحران در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس ضمن اشاره به تحولات اخیر ونزوئلا و تجاوز بی‌شرمانه ایالات متحده آمریکا به این کشور و با انتقاد از عدم توجه مدیران فرهنگی و رسانه ای کشور نسبت به تحولات شتابان در عرصه بین الملل؛ اظهار داشت: من حدود یک سال پیش در یک مصاحبه گفتم که الان زمانش رسیده فیلم‌سازهای ما بروند و در منطقه ونزوئلا و کشورهای اطراف آن مستند کار کنند. متأسفانه در کشور ما، تلویزیون و رسانه، گزارش را به‌عنوان مستند جا می‌زنند. یک خبرنگار رفته، به‌عنوان خبرنگار منطقه‌ای، مثلاً از یکی از کشورهای آمریکای لاتین، گزارشی ۲۵ یا ۳۰ دقیقه‌ای از ونزوئلا تهیه کرده و آن را به‌عنوان مستند پخش می‌کنند. در حالی که گزارش، مستند نیست.

وی افزود: مستند یک نگاه خاص است، یک مدیوم خاص است و برای مخاطب مشخصی طراحی می‌شود. البته مستند باید برای مخاطب عام ساخته شود، یعنی عموم مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، اما با مدیوم سینما، نه صرفاً با مدیوم تلویزیون. البته ما مستند تلویزیونی هم داریم که آن بحث جداگانه‌ای است.

او ادامه داد: آن زمان گفتم که در تمام این حوزه‌ها باید کار کنیم تا آن اتفاقی که نمی‌خواهیم رخ ندهد و آن سناریویی که آمریکا دنبال آن است، محقق نشود. باید بتوانیم این فیلم‌ها را تولید کنیم، با زبان‌های مختلف در آمریکای لاتین پخش کنیم و روی آن‌ها تبلیغ انجام دهیم. در عین حال، مردم خودمان را هم آماده کنیم برای مجموعه‌ای از کمک‌هایی که می‌توانیم و باید در مقابل تهاجم آمریکا به ونزوئلا انجام دهیم. متأسفانه هیچ‌کدام از این اتفاقات نیفتاد.

برجی در مورد رویکرد مستندی که قصد ساخت آن را در ونزوئلا داشت تصریح نمود: حتی کارهایی که خودمان قصد داشتیم انجام بدهیم، آن‌ها هم به نتیجه نرسید. ما می‌خواستیم تاریخ ونزوئلا را روایت کنیم، همان کاری که در جاهای دیگر انجام داده بودیم. می‌خواستیم روحیات مردم را نشان بدهیم و حتی با بخشی از مخالفان گفت‌وگو کنیم؛ مخالفانی که لزوماً وابسته به آمریکا نباشند، پرچم آمریکا را به گردن نداشته باشند و بخواهند با دولت تعامل داشته باشند. می‌خواستیم از آن‌ها بپرسیم چه می‌خواهند و دولت از نظر آن‌ها چه کارهایی را انجام نداده است. در مجموع، می‌خواستیم تصویر روشنی بدهیم از اینکه ونزوئلا در چه وضعیتی قرار دارد، چه اتفاقاتی در آنجا افتاده، چه چیزی در انتظارش است و آمریکا دقیقاً چه برنامه‌ای برای آن کشور دارد.

وی افزود: با اینکه من از دور این تحولات را دنبال می‌کردم، این اتفاقات برای ما قابل پیش‌بینی بود. می‌دانستیم ونزوئلا لقمه‌ای نیست که بتواند آن‌طور که باید مقاومت کند، اما می‌توانست با برخی اقدامات، این جنگ را تا حدی به تأخیر بیندازد تا کمک‌هایی از سوی کشورهای دوست به آن برسد. آمریکایی‌ها این را می‌دانستند و به همین دلیل زودتر وارد عمل شدند؛ ابتدا فشارهای اقتصادی را تشدید کردند، کشتی‌ها را توقیف کردند، صادرات نفت را مختل کردند. من همان زمان گفتم که این‌ها مقدمه عملیات زمینی و بمباران است.

کارگردان مستند «سواحل اشک و زیتون» با اشاره به آگاهی مستندسازان نسبت به تحولات سیاسی در منطقه و جهان بیان کرد: بعضی دوستان می‌گفتند آمریکا که الکی ونزوئلا را نمی‌گیرد. من گفتم برای ترامپی که دیپلماسی را نمی‌شناسد و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دارد، اتفاقاً چنین کاری کاملاً ممکن است. متأسفانه دوستان به دو گروه تقسیم شده بودند؛ عده‌ای می‌گفتند ونزوئلا را مسلح می‌کنیم و مقاومت می‌کنند، اما ما می‌گفتیم اگر قرار بود چنین کاری انجام شود، باید پنج یا شش سال قبل شروع می‌شد. نتیجه‌اش را هم دیدیم؛ در کمتر از ۲۴ ساعت، آمریکا عملاً ونزوئلا را گرفت و رهبرانش را بازداشت کرد.

او ادامه داد: این نشان می‌دهد مستندسازانی که در حوزه بحران کار می‌کنند و مستندساز بحران هستند، تحلیل‌هایشان بسیار به واقعیت نزدیک است. آن‌ها می‌توانند تحلیل درستی از اتفاقات پیشِ رو ارائه دهند. اما متأسفانه نه برای وزارت ارشاد این موضوع اهمیتی دارد و نه شما در جشنواره‌هایی مثل سینماحقیقت، فیلمی درباره ونزوئلا می‌بینید. در حالی که حداقل از دو سال قبل باید روی این موضوع کار می‌شد و آماده می‌شدیم. منظورم این است که مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای باید این مسیر را جدی می‌گرفتند و انجام می‌دادند، که متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد.

برجی با بیان این مطلب که مسئله اصلی این است که متأسفانه بخشی از مدیران و تحلیلگران حاضر در رسانه ملی، درک و تحلیل دقیقی از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی ندارند؛ متذکر شد: افرادی که مسئولیت حوزه‌هایی مانند آمریکای جنوبی را بر عهده داشتند، بدون تحلیل صحیح از شرایط، ناگهان با واقعیتی مواجه شدند که برایشان پایان‌یافته تلقی شد، در حالی که ما مدت‌ها پیش نسبت به وقوع قریب‌الوقوع این تحولات هشدار داده بودیم. در چنین شرایطی، امکان داشت از طریق تعاملات بین‌المللی و همکاری با کشورهایی مانند چین، روسیه و کشورهای آمریکای جنوبی، این روندها مدیریت یا حتی کنترل شود.

کارگردان مستند «عبد بطاط» با انتقاد از متولیان وزارت ارشاد و تلویزیون اظهار داشت: در این وضعیت، هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هم سازمان صداوسیما مسئولیت دارند. ارشاد از این جهت که جشنواره‌ها و ابزارهای حمایتی متعددی در اختیار دارد و می‌تواند نقش مؤثرتری ایفا کند، و تلویزیون از آن جهت که رسانه ملی است و باید نقش محوری در این فرآیند داشته باشد. در کنار این دو نهاد، وزارت امور خارجه نیز مسئول است؛ زیرا باید از ظرفیت رسانه ملی در تعاملات بین‌المللی استفاده کند.

وی افزود: در بسیاری از کشورها، از جمله انگلیس، خبرنگاری که حتی در حوزه‌ای تخصصی مانند محیط زیست فعالیت می‌کند، پس از بازگشت از مأموریت خارجی، موظف است ساعت‌ها در اختیار نهادهای مرتبط قرار گیرد و گزارش تحلیلی ارائه دهد. از او پرسیده می‌شود که مثلاً درباره وضعیت یک گونه در معرض انقراض چه دیده، چه راهکارهایی پیشنهاد می‌دهد و چه اقداماتی نباید انجام شود. این اطلاعات بخشی از سرمایه راهبردی آن کشور محسوب می‌شود.

او ادامه داد: اما در این‌جا، خبرنگار یا مستندساز به خارج از کشور می‌رود، پروژه‌ای مفصل حتی در قالب ده‌ها قسمت تولید می‌کند و بازمی‌گردد، بدون آن‌که نهادی از او بپرسد فراتر از آنچه پخش شده، چه اطلاعات و تحلیل‌هایی در اختیار دارد که می‌تواند به کار کشور بیاید. شخصاً چنین تجربه‌ای نداشته‌ام. حتی در مواردی که از من خواسته شد درباره موضوعاتی مانند سقوط بغداد اطلاعاتی ارائه دهم، همان زمان این کار انجام شد و مطالب تحویل داده شد، اما تا امروز هیچ‌کس پیگیری نکرده است.

«رضا برجی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: نتیجه این وضعیت آن است که این چرخه بارها تکرار می‌شود و باز هم تکرار خواهد شد. به همین دلیل است که افرادی مانند رضا برجی سال‌ها خانه‌نشین می‌شوند، بدون آن‌که از ظرفیت فکری و تحلیلی آن‌ها استفاده شود. هیچ‌کس نمی‌گوید حتی اگر امکان حضور میدانی وجود ندارد، می‌توانی بنشینی و برای ما تحلیل دقیق و کاربردی از یک موضوع مشخص ارائه بدهی.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.