به گزارش سینماپرس، خسرو معصومی، فیلمساز پیشکسوت سینمای ایران و از چهرههای تأثیرگذار سینمای آزاد، در هجدهمین جلسه پاتوق فیلم کوتاه تهران و پس از نمایش فیلم کوتاه «گَتهمردی»، درباره این فیلم توضیح داد: این فیلم به سفارش زندهیاد توران میرهادی و زندهیاد محمدرضا سرهنگی و در قالب مجموعهای درباره کودکان سرزمین ایران ساخته شد. بودجه فیلم بسیار محدود بود، اما ایده آن درباره رابطه کودک، طبیعت و مسئولیت انسانی شکل گرفت. «گَتهمردی» در گویش مازندرانی به معنای مرد بزرگ است.
این فیلمساز در ادامه به مرور آغاز فعالیتهای خود پرداخت و افزود: سال ۱۳۵۳ در بندرعباس و در نیروی دریایی خدمت میکردم. به دلیل سربازی اجازه فعالیت فرهنگی نداشتم، اما با پیشنهاد دوستانم وارد کلاسهای سینمای آزاد شدم؛ سینمایی که مبتنی بر فیلمهای ۸ میلیمتری بود و نقش مهمی در شکلگیری نگاه مستقل فیلمسازی من داشت.
آغاز مسیر حرفهای با فیلم کوتاه ۸ میلیمتری
کارگردان پیشکسوت سینما با اشاره به دوره آموزشی خود در تبریز گفت: در آن دوره چهار فیلم کوتاه ۸ میلیمتری ساختم که آغاز مسیر حرفهای من بود. پس از آن، در بهشهر و گرگان با جمعی از جوانان و با امکانات محدود به فیلمسازی ادامه دادم و فیلمی با عنوان «خاطرات یک مرد خسته» ساختم که موفق به دریافت جوایزی نیز شد.
معصومی با اشاره به فیلم توقیفی «دوران کودکی» اظهار کرد: این فیلم که بر اساس داستانی کوتاه از آنتون چخوف ساخته شده، به گفته دوستانی چون زنده یاد عباس کیارستمی، امیر نادری و داریوش مهرجویی، از بهترین آثار من است، اما بیش از چهل سال است که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان توقیف مانده و متأسفانه امکان نمایش آن فراهم نشد.
در ادامه، فیلمهای «ملاقات» و «دوران سربی» را ساختم که «دوران سربی» با موفقیتهای بینالمللی و بازتاب جهانی همراه بود. سومین فیلم بلندم «آقای بخشدار» با حضور بازیگران متعدد ساخته شد. چهارمین اثرم «سفر شبانه» بود که به موضوع آسیبهای جنگ میپرداخت. پس از آن، فیلم «دلباخته» را با بازی فریبرز عربنیا کارگردانی کردم.
در ادامه مسیر حرفهایام، فیلمهای «پر پرواز» و سپس «رسم عاشقکشی» را ساختم. پس از آن، یک سهگانه سینمایی با عنوان «جایی در دوردست» شکل گرفت و در ادامه فیلمهای «باد در علفزار میپیچد»، «خرس» و «تابو» تولید شدند. آخرین فیلمی که ساختم، «کار کثیف» بود.
مرتکب خطای بزرگی شدیم
معصومی به تجربه تلخ قطع یک درخت زنده در جریان ساخت فیلم اشاره کرد و گفت: درختی که در فیلم میبینید بهصورت غیرقانونی و قاچاق قطع شد. آن زمان آگاهی امروز را نداشتم و اکنون میدانم مرتکب خطای بزرگی شدیم. همین تجربه بعدها الهامبخش نگارش فیلمنامه و ساخت فیلم «رسم عاشقکشی» شد که به تخریب جنگلها و مافیای چوب میپردازد.
وی افزود: فیلم «رسم عاشقکشی» موفق به دریافت جایزه اول جشنواره شانگهای چین شد و در جشنوارههای معتبر بینالمللی به نمایش درآمد. این فیلم حتی مدتی در دانشگاه تهران بهعنوان نمونهای برای بررسی تخریب اکوسیستم جنگلها تدریس میشد.
این کارگردان در ادامه، مروری بر کارنامه خود داشت و گفت: در طول فعالیتم ۱۷ فیلمنامه نوشتهام، چند سریال، شش فیلم تله تلویزیونی و هفت تا هشت فیلم کوتاه ساختهام. هیچگاه میان فیلم کوتاه و بلند تفاوتی قائل نبودهام و برای هر دو به یک اندازه انرژی و وسواس به خرج دادهام.
معصومی بیان کرد: سهگانه «برف» منتشر شده و شش فیلمنامه از جمله «خرس»، «تابو» و «کار کثیف» به چاپ رسیدهاند. کتاب گفتوگوهایم با عنوان «بادی که جوزا را لرزاند» در آستانه انتشار است و مجموعه داستانی از چهل سال داستاننویسیام با نام «این کتاب لعنتی» نیز منتشر خواهد شد. همچنین نگارش یک سریال برای پلتفرم با عنوان «شیری» را به پایان رساندهام.
در ادامه جلسه هجدهم و پس از اکران باکس فیلم های کوتاه درباره چهار فیلم کوتاه صحبت شد.
فضاسازی و دکوپاژ، برگهای برنده «کوتَی»
سیامک سلیمانی منتقد سینما در این جلسه به تحلیل فیلم پرداخت. او گفت: تمام فیلمهای این مجموعه یک ویژگی مشترک دارند و آن، شناخت و احترام به مدیوم فیلم کوتاه است. این آثار نه فیلم بلند فشردهشدهاند و نه کلیپهای کشآمده، بلکه دقیقاً در چارچوب فیلم کوتاه تعریف میشوند. نکته ارزشمند دیگر این است که این فیلمها برآمده از جهان شخصی و دغدغههای خالقانشان هستند و وجوه تألیفی دارند.
سلیمانی درباره فیلم «کوتی» اظهار کرد: از منظر اجرا، فیلم بسیار چالشبرانگیز است، زیرا در فضایی میگذرد که کارگردان بهدلیل جنسیتش احتمالاً تجربه مستقیم آن را نداشته، اما فضاسازی فیلم برگ برنده آن است. انتخاب لوکیشن، دکوپاژ و قاببندیها بهخوبی به ایجاد تعلیق و ساخت یک جهان باورپذیر کمک کرده است. توجه به جزئیات بصری و ارزش تصویر، از ویژگیهای ثابت آثار خانم پورمحمدی است.
وی در ادامه با اشاره به دشواریهای اقتباس افزود: هر منبع اقتباسی نوعی مقاومت ذاتی در برابر تبدیل شدن به فیلم دارد. داستان مرادی کرمانی احتمالاً در قالب متن، تجربهای کامل از مواجهه کودک با جهان غریبه ارائه میدهد، اما در سینما نیاز است شخصیت از یک آستانه عبور کند. در کوتی، کودک باید هنگام ورود و خروج از حمام تفاوتی کرده باشد؛ آستانهای که اینجا میتواند آستانه ترس باش
نشانههای بومی در «نومان» به خلق یک بستر رئالیستی کمک کردهاند
سلیمانی، «نومان» را فیلمی جسورانه و ریسکی توصیف کرد و گفت: در قالب فیلم کوتاه، بهدلیل زمان محدود و ضرورت ایجاز، حرکت بهسمت درام شخصیتمحور چالشی جدی است. به گفته او، نزدیک شدن به یک شخصیت، شناخت، درک و ایجاد همذاتپنداری با او، فرآیندی زمانبر است و انتخاب چنین رویکردی، جسارت فیلمساز را نشان میدهد.
سلیمانی این فیلم را نمونهای دانست و گفت: این فیلم این تصور رایج را نقض میکند که در فیلم کوتاه امکان شخصیتپردازی وجود ندارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، کارگردانی فیلم را مورد توجه قرار داد و گفت: یکی از نقاط قوت «نومان» تلاش آگاهانه کارگردان برای پیشبرد روایت از طریق تصویر و عناصر بصری است. استفاده از نشانههای بومی، هرچند فیلم بهطور کامل بومی نیست، بستری رئالیستی برای روایت فراهم کرده است.
این منتقد به صحنه بازار ماهی، ماهیهای دودی آویزان، تختهنرد بازی کردن افراد محلی و حضور بدون تأکید عکس سیروس قایقران اشاره کرد و گفت: این جزئیات در ایجاد هویت جغرافیایی و فرهنگی فیلم مؤثر هستند.
«تانکر»؛ وفاداری به قصه، مهمترین امتیاز فیلم
سلیمانی با توصیف امیر پذیرفته بهعنوان فیلمسازی غریزی افزود: هرچند او به طبقهای نسبتاً فرودست میپردازد، بهصورت بومی فیلم میسازد و دوربینش در کوچهپسکوچههای محل زیست خود میچرخد، اما هرگز به دام شعارزدگی نمیافتد. در تمامی فیلمهای او، قصه و روایت در اولویت قرار دارد و شخصیتپردازی، جایگزین نگاه شعاری شده است.
به باور این منتقد، پذیرفته نوعی تبارشناسی از یک شیوه زیست آشنا را ارائه میدهد که میتواند واجد وجهی استنادی نیز باشد، اما هوشمندی او در این است که از این سبک زندگی استفاده ابزاری نمیکند.
وابستگی به روایت در «دال و مدول»، مرز اصلی میان سینمای تجربی و روایت تجربی
سلیمانی در تحلیل محتوای فیلم «دال و مدلول» گفت: این فیلم از الگوی جریان سیال ذهن استفاده میکند؛ الگویی که ریشه آن بیشتر در ادبیات است و نمونههای سینمایی محدودی دارد. همین انتخاب، ریسک و تجربهای جذاب محسوب میشود، چراکه مخاطب وارد جهان ناخودآگاه شخصیت مرکزی میشود، در زمان حرکت میکند، با پسوپیش شدن لحظات و توصیف احساساتی مواجه میشود که معمولاً نمایش آنها در سینما ساده نیست. فیلمساز در نهایت موفق میشود معنای کلیدی اثر را منتقل کند؛ مفهومی که میتوان آن را در یک جمله خلاصه کرد: گاهی عکسها ـ یا به تعبیری خاطرات ـ خودشان خود را نابود میکنند.
نشست نقد و بررسی هجدهمین جلسه از فصل دهم پاتوق فیلم کوتاه با حضور و تقدیر از خسرو معصومی از پیشکسوتان سینمای آزاد و سیامک سلیمانی منتقد سینما و به میزبانی زهرا رجایی میزبان و فیلمساز برگزار شد.
ارسال نظر