یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۳

«علی روئین‌تن» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

«سینما» یک «صنعت هنری» است که بدون «مخاطب» اصلا ارزشی ندارد/ فیلم هایی که در سال های اخیر به اسم «سینمای شاعرانه» ساخته می‌شود بیشتر شبیه «ژانگولربازی» است

علی رویین تن در مراسم تشییع پیکر مرحوم احمدرضا احمدی

سینماپرس: «علی روئین‌تن» با اشاره به رویکرد جدید متولیان سازمان سینمایی در دولت چهاردهم و تمرکز بر موجودیتی با عنوان سینمای شاعرانه و بیان این مطلب که فیلم هایی که در سال های اخیر به اسم سینمای شاعرانه ساخته می شود بیشتر شبیه ژانگولربازی است؛ گفت: ما یک‌ نوعی از سینمای شاعرانه «منتسب» داریم؛ سینمایی که بین شرق و غرب معلق است، مثل بعضی از فیلم‌های پاراجانف و امثال آن. این جریان آن‌قدر در روشنفکری افراط کرده که از تماشاگرهایش دور افتاده است و ما متأسفانه به‌شدت در همین فضا سقوط کرده‌ایم.

«علی روئین‌تن» فیلمنامه نویس و کارگردان سینما در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد ماهیت و تعریف شاعرانگی در سینمای ایران به عنوان رویکرد جدید متولیان سازمان سینمایی در دولت چهاردهم و مشخصا تمرکز معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در جایگاه دبیر این دوره از جشنواره جهانی فجر؛ اظهار داشت: آقای دکتر حسینی یک حرف عجیبی زدند که برای خود من واقعاً بسیار جذاب بود و حتی باعث شد احترامم به ایشان بیشتر شود، چون قبل از آن چندان ایشان را نمی‌شناختم. ایشان گفتند تنها راه فریاد زدن فرهنگ‌مان برای تقابل با سانسور، با سینمای زیرزمینی و حتی مقابله با پروانه‌های کذب و... سینمای شاعرانه است. اگر بیاییم این حرف را بررسی کنیم و ببینیم فخر هنر ما، تمدن ما و فرهنگ ما به چیست، می‌رسیم به شعر! کافی است به سردر سازمان ملل نگاه کنیم. هنر جهانی ما و هنری که فقط متعلق به خودمان است شعر است.

وی افزود: شعر نهایتِ لبریزی و عصارهٔ شعور است. اگر از این منظر نگاه کنیم و بپذیریم که شعر هم سطح دارد و هم عمق، آن‌وقت سینمایی که امروز می‌خواهیم نماد سینمای ملی‌مان باشد باید دقیقاً شبیه شعرمان لایه داشته باشد، قاعده داشته باشد، عروض داشته باشد، وزن داشته باشد. اگر این اتفاق‌ها بیفتد، چیزهای بسیار زیبایی برای ما رخ می‌دهد.

کارگردان فیلم سینمایی «دل شکسته» با انتقاد از فیلم های به اصطلاح شاعرانه سال های اخیر سینمای ایران، تصریح نمود: من احساس می‌کنم این فیلم هایی که در سال های اخیر به اسم سینمای شاعرانه ساخته می شود بیشتر شبیه ژانگولربازی است، ادا درآوردن است، خورده پیکرنگ‌های مسخره و استعاره‌هایی از نوع «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» دارد، شاید در کوتاه‌مدت یا در دو تا جشنوارهٔ سفارشی فرنگی جواب بدهد، اما به همان اندازه هم زود تمام می‌شود؛ سینمایی یک‌بارمصرف است.

وی افزود: این فیلم هایی که در سال های اخیر به اسم سینمای شاعرانه ساخته می شود قرطی‌بازی و ادای غرب درآوردن است؛ کارهای بچه‌دانشجوها و جوجه‌روشنفکرهایی که داخل و خارج ایران ساخته می شود. این‌ها شاعرانه نیست. شاعرانگی فرم می‌خواهد، معنا می‌خواهد. من اصلاً این‌ها را سینمای شاعرانه نمی‌دانم.

روئین تن متذکر شد: سینما مال ما نیست؛ وارداتی است، اما ما آن را مال خودمان کرده‌ایم. الان عصر رایانه است؛ ما کامپیوتر آورده‌ایم، اما در همان کامپیوتر فال حافظ می‌گیریم، یعنی فرهنگ خودمان را در آن وارد می‌کنیم. این خودش شاعرانگی است؛ همین یعنی یادت باشد چه کسی هستی. من اساساً معتقدم هر چیزی کپی‌اش چیز خوبی نیست. من از هر چیزی که در آن تقلید باشد بدم می‌آید. آن ادا درآوردن شاعرانگی نیست.

وی افزود: راستش را بخواهید، حتی دلم می‌خواهد آدم‌ها به یک درجه‌ای در دین برسند که به فقاهت برسند و تقلید نکنند. این غایت ما مسلمان‌هاست. این موج‌ها و مدها و ژنتل‌مطرب‌بازی‌ها را دوست ندارم. این‌که ادای سینمای غرب را دربیاوریم و بگوییم امسال چه فیلمی کن جایزه گرفته، برویم کپی‌اش را بسازیم، این‌ها را اصلاً نمی‌فهمم. من معتقدم مادر من باید در سینمای من شبیه مادر واقعی‌ام باشد، پدر من در سینمای من شبیه پدر خودم باشد؛ می‌شود کمی زیباتر تصویرشان کرد، اما نه این‌که بروم ادای مادر غربی‌ها یا پدر غربی‌ها را دربیاورم. این کارها را واقعاً نمی‌فهمم.

او ادامه داد: برای من سینمای شاعرانه یعنی علی حاتمی؛ سینمای شاعرانه یعنی «ناخدا خورشید» ناصر تقوایی، سینمای شاعرانه یعنی فیلم «شیر سنگی» مسعود جعفری جوزانی که می‌آید و در دل یک وسترن، شاعرانگی ایران را جاودانه می‌کند. من این‌ها را دوست دارم و احساس می‌کنم دقیقاً به خاطر همین علاقه اینجا هستم. این سینمای شاعرانه و این آرمان، حتی اگر فعلاً در حد حرف باشد، اگر به عمل برسد راه رستگاری است و واقعاً نسخه‌ای بسیار زیبا برای سینمای ایران پیچیده شده است.

کارگردان فیلم های سینمایی «زمهریر» و «آتش و گلستان» با بیان این مطلب که هیچ‌کدام از سینماهای دهه‌های ۳۰، ۴۰، ۵۰ و ۶۰ فرانسه، ایتالیا، لهستان و امثال این‌ها واقعاً شاعرانگی نداشتند؛ اظهار داشت: شما در سینمای فرانسه به‌جز لوک بسون که آن هم تا حدی، شاعرانگی خاصی نمی‌بینید. در سینمای ایتالیا هم تنها کسی که می‌شود از او صحبت کرد تورناتوره است. کدام فیلم شاعرانه از آن‌ها واقعاً دیده‌ایم؟ اساساً شعر متعلق به ماست. آن عریانی، آوانگاردیسم و بی‌بندوباری که در سینمای فرانسه و برخی جریان‌های آن دوره وجود داشت، شعر نیست.

وی تاکید کرد: سینمای شاعرانه علی روئین تن این است که ما یک عده آدم داریم که جان‌شان را برای میهن‌شان از دست داده‌اند؛ درست است که این اتفاق در همهٔ دنیا می‌افتد، اما ایران پر از گمنام است. در هیچ جنگ دیگری در جهان، به این شکل دیده نمی‌شود که آدم‌ها برای معاملهٔ بزرگ‌تر، پلاک‌های خودشان را گم‌وگور کنند تا بروند اجر دیگری ببرند. این شاعر است، این شعر است. مگر این شعر نیست؟

او ادامه داد: مگر این شعر نیست که به مملکت ما حمله می‌شود، مردم ما در شدیدترین فشارهای اقتصادی هستند، و در عین حال دشمن فکر می‌کند می‌تواند نظام ایران را ساقط کند، اما مردم محکم می‌ایستند؟ این شعر است؛ شعر زنده است؛ این یک شعر حماسی است. شاعرانگی از نظر من همین است؛ شاعر و شاعرانگی یعنی این.

روئین تن تصریح نمود: تا وقتی جوان‌های ما وجاهت و اعتبارشان را از فیسبوک و اینستاگرام می‌گیرند، فیلم شاعرانه ساخته نمی‌شودیک نکته را بگویم؛ ایدئولوژی کور است اما به به این معنا نیست که ما بی‌هویت باشیم.

این سینماگر همچنین با اشاره به ناتوانی فیلم های به اصطلاح روشنفکری و موسوم به شاعرانه در جذب مخاطب بیان نمود: ما یک‌ نوعی از سینمای شاعرانه «منتسب» داریم؛ سینمایی که بین شرق و غرب معلق است، مثل بعضی از فیلم‌های پاراجانف و امثال آن. این جریان آن‌قدر در روشنفکری افراط کرده که از تماشاگرهایش دور افتاده است و ما متأسفانه به‌شدت در همین فضا سقوط کرده‌ایم.

وی افزود: امروز حتی وضعیت شاعرانگی بدتر هم شده؛ بچه‌های ما مدام تلاش می‌کنند ادای آوانگاردها را دربیاورند، بی‌آنکه بدانند خاستگاه آن سینماها کجاست، سفارش‌دهنده‌هایشان چه کسانی‌اند و اساساً آن سبک‌ها برای چه فضایی شکل گرفته‌اند.

رئیس هیات انتخاب و داوران چهاردهمین جشنواره بین المللی فیلم‌های ورزشی ایران صریح داشت: سینما یک صنعت هنری است که بدون مخاطب و تماشاگر اصلاً ارزشی ندارد. من سینمایی که تماشاگر ندارد دوست ندارم. آن جریان‌هایی که مثلاً از فرانسه آمده و اینجا فقط ادایش را درمی‌آورند را به لحاظ شأن فکری محترم می‌دانم، اما آن‌ها سینما نیستند. سینما باید مردمی باشد؛ مردم باید بیایند، مخاطب داشته باشد و محکم هم بیایند.

روئین تن با بیان این مطلب که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که با دو نوع پروپاگاندا مواجه است؛ اظهار داشت: یکی پروپاگاندای حکومتی است؛ نهادهایی که فیلم‌هایی به‌شدت ذلیل دربارهٔ ارزش‌ها می‌سازند. در مقابل، دسته‌ای دیگر فیلم‌هایی هستند که به سفارش بیرونی ساخته می‌شوند؛ پول می‌آورند داخل ایران تا تصویری بد و مخدوش از ایران نمایش بدهند. به نظر من هر دوی این مسیرها احمقانه‌اند. هر دویشان نه سینما هستند، نه ملی‌اند، نه هویت دارند.

«علی روئین تن» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من دنبال یک سینمای مستقل هستم؛ سینمایی که مردم در آن حضور داشته باشند. در هیچ‌کدام از این دو طیف، مردم جایی ندارند؛ چه پوزیسیون و چه اپوزیسیون. هر دو دارند کرم‌های سیاسی خودشان را در سینما می‌ریزند، در حالی که جای سیاست در سینما نیست. سینما جای زیبایی است، جای فرهنگ است. می‌شود البته تلقی سیاسی هم داشت، اما تلقی سیاسی‌ای که یک‌بارمصرف نباشد و بعد دور انداخته نشود؛ سیاستی که کلان باشد و ریشه‌دار.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.