شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۵

«عضو هیات داوران چهل و سومین جشنواره جهانی فجر» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

تعریف مشخصی از «سینمای شاعرانه» نداریم/ «سینما» قبل از هر چیز باید «سینما» باشد، می‌خواهد «شاعرانه» باشد یا نباشد!

فرزاد موتمن در پنجمین روز سی‌وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماپرس: «فرزاد موتمن» با اشاره به رویکرد جدید متولیان سازمان سینمایی در دولت چهاردهم و تمرکز بر موجودیتی با عنوان سینمای شاعرانه و بیان این مطلب که واقعاً تعریف مشخصی از «سینمای شاعرانه» نداریم؛ گفت: سینما قبل از هر چیز باید سینما باشد؛ می‌خواهد شاعرانه باشد یا نباشد! مهم این است که سینما باشد.

«فرزاد موتمن» سینماگر و یکی از اعضای هیات داوران چهل و سومین دوره جشنواره جهانی فجر در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد ماهیت شاعرانگی در سینمای ایران به عنوان رویکرد جدید متولیان سازمان سینمایی در دولت چهاردهم و مشخصا تمرکز معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در جایگاه دبیر این دوره از جشنواره جهانی فجر؛ اظهار داشت: واقعاً تعریف مشخصی از «سینمای شاعرانه» نداریم. ما در تاریخ سینما گرایش‌های شاعرانه داشته‌ایم؛ از جمله رئالیسم شاعرانهٔ سینمای فرانسه در دهه‌های ۳۰، ۴۰ و حتی ۵۰ قرن گذشته. همین‌طور در آثار ویم وندرس لحظاتی هست که به‌راحتی می‌توان آن‌ها را شاعرانه دانست. من همیشه مثالی از فیلم «پاریس، تگزاس» می‌زنم: یک اکستریم لانگ‌شات از ماشینی در جاده، لکه‌ای از ابر، یک ابر پنبه‌ای بالای سر ماشین. چون در نمای باز هستیم، سرعت ماشین خیلی تند دیده نمی‌شود؛ دوربین ماشین را دنبال می‌کند و آدم بی‌اختیار یاد شعر سهراب می‌افتد که «آسمان مکثی کرد…»

وی افزود: همین‌طور به نمونه‌هایی از ژان-لوک گدار فکر می‌کنم که با ترکیب صدا و تصویر، اتمسفری شاعرانه می‌سازد؛ مثلاً در فیلم «نام کوچک: کارمن» در صحنهٔ آغاز به ما نمایی از ساحل دریا نشان می‌دهد و مرغ‌های دریایی را می‌بینیم اما صدای دریا و مرغ‌ها را نمی‌شنویم؛ در عوض صدای یک کوارتت زهی بتهوون پخش می‌شود؛ بعد کات می‌کند به نمای چهار نوازنده که مشغول اجرای همان کوارتت هستند و حالا روی تصویر نوازندگان، صدای دریا و مرغ‌های دریایی شنیده می‌شود و در واقع صدای دو پلان جابه‌جا می‌شود و نتیجه‌اش یک تجربهٔ کاملاً شاعرانه است. چیزی که مو به تن آدم سیخ می‌کند!

موتمن همچنین در خصوص تطابق سینمای شاعرانه فرانسه و برخی آثار ایرانی که امروزه مدعی شاعرانگی در سینما هستند؛ تصریح نمود: به‌نظر من این تطابق وجود ندارد. چون دریافت هر مخاطب از یک اثر می‌تواند کاملاً با دریافت مخاطب دیگر متفاوت باشد. ما البته نمونه‌های روشنی از شاعرانگی در سینما داریم. با این حال، این‌که دقیقاً «سینمای شاعرانه» چیست؛ من واقعاً نمی‌توانم برایش تعریف مشخصی ارائه بدهم؛ چون اساساً فکر می‌کنم سینما قبل از هر چیز باید سینما باشد؛ می‌خواهد شاعرانه باشد یا نباشد! مهم این است که سینما باشد.

وی تاکید کرد: واقعیت این است که در سال‌های اخیر در سینمای ایران بیشتر عربده‌کشی دیده‌ام و فحش خواهر و مادر؛ من شاعرانگی‌ای در سینمای ایران نمی‌بینم!

کارگردان فیلم های سینمایی «شبگرد» و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» با اشاره به طیف و گونه مخاطب سینمای شاعرانه بیان کرد: معمولاً این جور فیلم‌ها مخاطب خاص‌تر و محدودتری دارند؛ مثل فیلم‌های ژان کوکتو که مخاطب‌شان محدودتر است. اما به نظرم یک فیلم شاعرانه می‌تواند هم‌زمان مخاطب عام هم داشته باشد. مثلاً «پاریس، تگزاس» به لحاظ تجاری فیلم موفقی بود و در عین حال فیلمی شاعرانه محسوب می‌شود. ضمن این‌که اساساً سینمای تجاری به‌خودی‌خود چیز بدی نیست. فیلم تجاری هم می‌تواند خوب باشد. بنابراین نمی‌شود این دو را الزاماً در نقطهٔ مقابل هم قرار داد.

موتمن همچنین با انتقاد از نسخه پیچی متولیان فرهنگی دولت چهاردهم و تمرکز برای سوق دادن تولیدات سینمایی کشور به سمت سینمای شاعرانه اظهار داشت: من اصولاً با هر نوع نسخه‌پیچی مخالفم. اصلاً بیایید نسخه‌ای نپیچیم و بگذاریم سینما کار خودش را به‌طور طبیعی انجام بدهد. ما معمولاً این کار را نمی‌کنیم؛ یعنی اجازه نمی‌دهیم سینما به‌صورت طبیعی مسیرش را طی کند. تجربهٔ نسخه‌پیچی‌ها هیچ‌وقت نتیجهٔ خوبی نداشته است.

«فرزاد موتمن» داور «چهل و سومین جشنواره جهانی فجر» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: در مورد محتوایی که امروز تحت عنوان «سینمای شاعرانه» در کشور دنبال می‌شود واقعاً نمی‌دانم «سینمای شاعرانه» شامل چه مؤلفه‌هایی است. حقیقت این است که الان فیلم شاعرانه‌ای در سینمای ایران به یاد ندارم؛ حتی در بیست سال اخیر هم نمونه مشخصی به خاطرم نمی‌آید. البته مثلاً آثار آقای کیارستمی را داشتیم؛ نمای تپه و تک‌درخت در «خانه دوست کجاست» شعر است. چه آن را دوست بداریم یا نداریم، اما بی‌تردید شاعرانه است. ولی در سینمای معاصر، واقعاً نمونهٔ شاخصی به یاد نمی‌آورم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.