چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۵

وقتی «عرق سرد» آبروی آقای نظارت و ارزش یابی را می برد/ یک بیانه سیاسی احمقانه برای ترسیم ناکارآمدی حکومت

پوستر فیلم سینمایی عرق سرد

سینماپرس: تعداد زیادی از اصحاب رسانه بودند که در میان دیدن عرق سرد، عرق کردند و بارها خجالت کشیدند. خجالت کشیدند از ترسیم و تصویرسازی این همه سکس کلامی و این هجم بسیار زیاد از سکس رفتاری که بر پرده ی نقره ای پردیس ملت به نمایش درآمد، خجالت کشیدند از این همه تاخت و تاز یک اثر سینمایی به مبانی ارزشی ملت مسلمان ایران، خجالت کشیدند از این همه هتاکی به حجاب و چادر و نماز و ... .

محمد علی سلیمانی/ تعداد زیادی از اصحاب رسانه بودند که در میان دیدن عرق سرد، عرق کردند و بارها خجالت کشیدند. خجالت کشیدند از ترسیم و تصویرسازی این همه سکس کلامی و این هجم بسیار زیاد از سکس رفتاری که بر پرده ی نقره ای پردیس ملت به نمایش درآمد، خجالت کشیدند از این همه تاخت و تاز یک اثر سینمایی به مبانی ارزشی ملت مسلمان ایران، خجالت کشیدند از این همه هتاکی به حجاب و چادر و نماز و ... .



البته برخی سعی می کردند تا خجالت کشیدن خود را با خنده های عصبی کنترل نمایند و در این میان معدود افراد دیگری هم بودند که واقعاً به این همه ساده لوحی و یا حماقت مسئولان فرهنگی و بالاخص سینمایی جمهوری اسلامی می خندیدند و کیف می کردند که در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و ایام الله دهه ی فجر، خروجی صنعت سینمایی کشور به عرق سرد رسیده است. اثری که در نیمه ی نخست می تواند نمودی بارز از یک فیلم پورنو یا فیلم هرزه باشد و در همان ابتدا علاقمندی تولیدکنندگان خود به فتیشِ پا را افشا و با انواع و اقسام فکت ها و استعاره های سیملیک لزبین یا همجنس‌گرایی زنانه را پیگیری و سرانجام با طرح طعم های گوناگون (سه نقطه!) و درآوردن قلیون دراز توسط مرد و غیره منتج می شود و در این جو بی حیایی، انصافاً شرافت کارگردان اثر را باید تحسین گفت! شرافتی که سبب شد تا ایشان در ترسیم هنر تن‌کامه خود، به سکانس مسواک زدن طولانی و سکس استعاره ای کاراکتر زن داستان در جلوی آینه اکتفا نموده و درجه ی سکسی اثر را از این حد فراتر نبرد.



البته قطعا افرادی حتی در پردیس ملت نیز حضور داشتند که از عرق سرد نه خجالت کشیدند و نه به چنین اثری خندیدند؛ بلکه به دقت اثر را نگریستند و به توفیقات خود و سیستم های خویش از برای نفوذ همه جانبه و گسترده بر کیان نظام جمهوری اسلامی افتخار نمودند.

حضور عرق سرد در جشنواره سی و ششم به وضوح نشان دهنده ی همان ولنگاری فرهنگی است که سال ها و بارها فرموده اند و همچنان با تمسخر و بی توجهی مسئولان و متولیان رسمی فرهنگی کشور همراه می باشد؛ اثری که اصل وجود و حضورش در جمع 22 فیلم گلچین شده در این دوره از جشنواره چند تصور و ذهنیت را گسترش می دهد که در صدر آن نفوذ فرهنگی و اثبات حضور و وجود مدیران نفوذی بر پیکره ی فرهنگی و سینمایی کشور است؛ مدیرانی که یا نفوذی هستند و یا آنکه آنقدر از شعور و فهم فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برخوردار نیستند و چنین آثاری در دوران مدیریت و با نظارت و ارزشیابی آنها تولید می شود.



در این میان، شخصیت محوری زن داستان، یعنی سرکار خانم باران کوثری را می بایست پدیده ای در حال شکوفایی در صنعت سینمای ایران معرفی نمود؛ پدیده ای که با پشت گرمی پدر و مادر سینمایی خود، به سرعت در حال پیمودن پله ها اما به صورت انحرافی بوده و معلوم نیست چگونه راضی شده در ترسیم سکس بر پرده ی نقره ای سینماهای جمهوری اسلامی به این فیلم به نحوی کمک کند که حتی توصیف و توضیح آن نیز عرق سرد را بر پیشانی می نشاند و در این راستا، قطعاً توجه ویژه هیات داروی این دوره از جشنواره به عنوان منصوبین دبیر محترم جشنواره، سبب خواهد شد تا بازی ویژه باران کوثری و بالاخص پیشرف و خلاقیت او در توضیح پنهان هنر تن‌کامه یا هنر اروتیک (Erotic Art) و خلق صحنه های بی بدیع سکسی در آثار گُلچین شده ی جشنواره سی و ششم، با تشویق و یا حداقل نامزدی  مواجه شود.



اگر چه گمان می رود که نامزدی اصلی این اثر، حتی شاید پیش از تولید معین شده باشد و قطعاً نطفه ی این نامزدی با حضور خانم کتایون شهابی و حمایت رسمی شرکت فرانسوی تازه تأسیس ایشان، یعنی شرکت معلوم الحال  نوری پیکچرز (Noori Pictures)، پیش از حضور در جشنواره فجر و یا حتی قبل از اتمام فیلم، همراه با اخذ مجوز اکران (که پیش از جشنواره توسط مدیران سینمایی کشور صادر شده)، در نا کجا آباد این کره ی خاکی بسته شده است و...؛ اما در مجموع می توان این چنین انتظار داشت که مدیران امیدورز بنفش فرهنگی و سینمایی کشور، با اهدای جوایز این دوره از جشنواره و یا حداقل اعلان نامزدی این فیلم، عدم عقب افتادگی خود از جشنواره های خارجکی را به رُخ کشیده و  همگام با سیاست های لیبرالی دولتمردان، نشان دهند که انقلاب اسلامی در بُن بست شعارهای اسلامی و حفظ اصالت ایرانی باقی نخواهد ماند!!


باید توجه داشت که عرق سرد سوای نظر از ظاهر خود به عنوان یک فیلم هرزه، کیان جامعه ی اسلامی ایران را مورد توجه خود قرار داده است و سعی دارد تا این توجه را با حضور گسترده ی سکس و دریدگی در اثر بپوشاند.


بر این اساس، عرق سرد متوجه نظام اسلامی و اصل اسلام است و از این روند، از بازیگر کم‌کار سینما و البته پُرکار تئاتری چون لیلی رشیدی بهره گرفته و ایشان را در قامتی دو وجهی و به صورت وکلای فمینیستی همچون نسرین ستوده در داخل کشور و شادی صدر در خارج از کشور به تصویر کشیده و با بیانیه‌خوانی های متداول سینمایی، رسماً نشان می دهد که قوانین مدنی ایران نیز در مقابل قوانین شریعت اسلام بیچاره بوده و اصولاً شریعت اسلامی است که نمی گذارد جامعه به توسعه و کمال مطلوب برسد و پرچم ایران در جهان بلند شود؛ موضوعی که در تمامی مراجع رسمی و غیررسمی ایران در فیلم بر آن صحه گذاشته می‌شود و حتی در پای میز قضاوت و در پیش قاضی نیز از مشروعیت و مقبولیت برخوردار است.



از این حیث، اگرچه اثر در آغاز مخاطب خود را با کلیشه های سنتی مظلومیت زن ایرانی و در قالب های متداول موجِ اولِ فمینیسم (First-wave feminism) مورد خطاب قرار می دهد، اما این رویکرد خویش را در امتداد اثر متحول ساخته و عمده زمان اثر را در چارچوب تصوری موجِ سومِ فمینیسم (Third-wave feminism) سپری می نماید و در نهایت با شکستن این قالب، به جفتک اندازی مستقیم و رسمی با اسلام و نظام اسلامی روی آورده و بر بستر نوشته ی آخر اثر، همگان را به شورش علیه حاکمیت نظام اسلامی فرا می خواند؛ نظامی که به زعم کارگردان، نه تنها زنان، بلکه مردان و به طور کلی تمامی مردم ایران و حتی مسئولان حکومتی کشور را خسته و وجهه ی ایران در جهان را مخدوش ساخته است.

پس باید توجه داشت که این تقلیل و عدول اثر از شعارهای فمینیستی رایج، در ذات خود می تواند برخی مخاطبان این اثر سینمایی را به وادی کج فهمی های رایج کشانده و حتی برداشت برخی از ایشان را در مواجهه و تقابل اثر با فمینیست ها و شهرتپرست خطاب کردن ایشان و... به تصور منصف قلمداد کردن عرق سرد قرار دهد و حتی شرایط عارق های روشنفکری را به نحو ویژه ای از برای نقدهای احتمالی اثر فراهم سازد و این همه درحالی است که باید متوجه بود که این اثر اصولاً در پی احقاق حقوق زنان و یا پیگیری آرمان های فمینیستی نبوده و اصولاً براندازی حاکمیت اسلامی و به طور کل نظام‌سازی مبتنی بر شریعت اسلام را مد نظر و مورد توجه و هجمه ی خود قرار داده است.



به عبارت دیگر، در این اثر برخلاف سایر فیلم‌هایی که در حوزه احقاق حقوق زنان ساخته شده است، ما تصویری از مردی بی‌منطق که دچار سادیسم و مشکلات روانی بارز است نمی‌بینیم و زن فیلم نیز تا آن حد معصوم نیست که در جای جای اثر حق را به او بدهیم. یاسر فردی است دارای تمکن مالی (خانه بزرگ، ماشین شاسی بلند، اجاره کردن خانه برای همسرش و پرداخت نفقه و...) و وجاهت اجتماعی (مجری برنامه پرطرفدار تلویزیونی)؛ مردی که اگرچه ما در ابتدای فیلم شاهد رفتارهای ناهنجار او هستیم؛ زنش را ممنوع الخروج کرده و با ماشین شاسی بلند خود ماشین افروز (باران کوثری) را تعقیب می‌کند و ماشینش را مورد آسیب قرار می‌دهد، و در میانه فیلم نیز رفتارهای لجبازانه و انتقام‌جویانه او چون پاره کردن برگه اجازه خروج از کشور پس از توافق، و نیز بیرون ریختن اثاث محل سکونت افروز و دوستش را شاهدیم اما او فردی است که زن و زندگیش را دوست دارد و می‌خواهد زندگیش را حفظ کند. برخلاف گفته همسر و وکیل همسرش، از نظر پزشکی قانونی دارای سلامت روان است و شرایط طلاق (اعتیاد، کتک زدن و...) در مورد او صدق نمی‌کند. او فردی است که اگر حرف‌هایش را جدای سایر عناصر فیلم بررسی کنیم به این می‌رسیم که خلاف منطق نمی‌گوید. بخشی از رفتارهای به ظاهر ناهنجار او چون پس گرفتن خانه‌ای که خود برای همسرش جهت اجابت درخواست او به شش ماه دوری از یکدیگر و آرامش داشتن در این زمان اجاره کرده با تصمیم قطعی همسرش یه جدایی، خلاف عقل نمی‌نماید و یا پاره کردن برگه خروج از کشور همسرش نیز توجیه دارد چراکه وی با شناختی که از همسرش دارد مطمئن است پس از رفتن به مالزی دیگر به کشور بازنمی‌گردد که این شناخت بیراه نیز نبوده است.


از سویی زن قهرمان داستان بیش از یکسال است به دستور یک تراپیست، جدای از همسرش زندگی می‌کرده است؛ دستوری که اولین تجویز مشاوران لیبرال جامعه ما در خصوص مسائل خانواده و زناشویی، چه با ظاهر مذهبی و چه با ظاهر غیرمذهبی است و با جداکردن شش ماهه زوجین از یکدیگر، حداقل یکی از آنها را از هرگونه احساس تهی و از ادامه زندگی گریزان می‌کند چراکه پس از این دوری شش ماهه کانون خانواده راحت‌تر پاشیده می‌شود. زن قهرمان فیلم توجهی به نیازهای همسرش نداشته و صرفاً به دنبال آرمان شخصی خود در ورزش بوده است. لکن مجموع عناصر فیلم یکجانبه حق را به زن می‌دهد و مرد را به گونه‌ای نشان می‌دهد که حقیرانه در صدد است برای زنش اعمال قدرت کند و از این حس برتری‌جویی لذت می‌برد.


فیلم عرق سرد به شدت نگاه ضداسلامی دارد و تمام افراد منفی فیلم این المان‌های اسلامی را دارا هستند. یاسر (شوهر افروز، کاپیتان تیم فوتسال بانوان) در اولین برخورد مشغول گفتن بسم‌الله الرحیم است. رمزگان لباس او در عموم چون ریش، انگشتر فیروزه و... نیز حاکی از آن است که بسیار مذهبی است و یا حداقل این ژست را در جامعه دارد. لکن وجه بارز شخصیتی این فرد لجبازی و قدرت‌طلبی است. او که با توجه به بافت فیلم عمداً و از روی لجبازی و نشان دادن قدرت خود اجازه نمی‌دهد همسرش از کشور خارج شود و او را ممنوع الخروج می‌کند، شخصیتی است سنتی که جایگاه زن را در ابتدا در درون خانواده می‌داند و از نگاه فیلم این ویژگی منفی محسوب می‌شود.


انتخاب یک مجری با این شخصیت به نوعی وجه کنایه‌آمیز به صداوسیماست و دو رویی شخصیت‌ها که مثلاً در عموم انگشتر فیروزه بر دست دارند و در خانه گردنبند طلا بر گردن و این معنای ضمنی را متبادر می‌کند که این نظام دو رو پرور است و همین افراد دو رو هستند که پیشرفت می‌کنند و افراد صادقی چون افروز جایی برای پیشرفت ندارند و نهایتاً از تیم اخراج می‌شوند.


تمام زنان چادری در این فیلم به سیاه‌ترین وضع ممکن برساخته شدند. تصویری که صاحبان اثر از زن چادری در ذهن مخاطب می‌سازد، عشوه‌گری دو رو است. زن چادری بداخلاق است و داد می‌زند و به احساس و منافع دیگران فکر نمی‌کند. نوری سرپرست تیم فوتبال بانوان دائما به فکر ظاهر خود است که به هم نریزد، هم‌رنگ هر روسری خود مانتویی مشابه دارد که پر از نقش و نگار است، دغدغه او نه قهرمانی تیم و حفظ آرامش دختران ورزشکار بلکه رعایت شئونات اسلامی است. این زن نماد حاکمیت جمهوری اسلامی است. او فقط مانع بر سر راه دختران ورزشکار ایجاد می‌کند لکن افتخارات به نام او و فدراسیون ثبت می‌شود. در میان‌متن فیلم می‌بینیم هرجا این شخص (خانم نوری) به تصویر کشیده می‌شود در حال دعا خواندن و فوت کردن، نماز خواندن و... است که نشان از متعلق بودن او به تفکر سنتی و حتی متحجرانه‌ای است که در دنیای امروز به کار نمی‌آید و باید کنار گذاشته شود. در یک دیالوگ کلیدی وقتی خانم نوری به افروز می‌گوید برایتان دعا کردم، افروز می‌گوید: «باید تلاش کرد و زحمت کشید.»  



کُلیت عرف جامعه در تصویرسازی این فیلم بدین گونه است که دورویی ( که با نمادهایی در حاکمیت جامعه به تصویر کشیده شده) در بافت مردم نیز رسوخ کرده است. هیچکس نگران این زن (افروز) نیست. اگر حامیان حقوق زنان از او طرفداری می‌کنند، اگر مردم برایش هشتگ من هم افروز هستم می‌زنند، برای دیده شدن خودشان است. حتی دوستش نیز برای حضور خودش در تیم، برایش زیرآب زنی می‌کند، چون حاکمیت این چنین می‌خواهد و در نهایت در این بافت عرفی، فقط افروز است که تنها می‌ماند.



در مجموع و همانطور که در ابتدای این متن به تفصیل پرداختیم، این فیلم و نشست‌ خبری پس از آن بیش از یک اثر هنری یک بیانه سیاسی است و حرف اصلی آن زیر سوال بردن و احمقانه و ناکارآمد خواندن قوانین اسلامی ایران است. معناسازی که فیلم از قوانین جمهوری اسلامی داشته عبارت است از قوانینی که دست و پای زنان برای فعالیت اجتماعی بسته است، قوانین خشک و یکسویه که فقط حق مرد را در نظر می‌گیرد، قوانین بدون انعطاف که خلاف منطق و تعقل، اوضاع را برای همه یکسان در نظر می‌گیرد و نمی‌تواند با توجه به شرایط طرف مقابل تغییر کند و شمول‌پذیر نیست؛ بلکه تمامیت خواه است، قوانینی که نه تنها برای زن امنیت ایجاد نمی‌کند بلکه او را در مخاطره می‌اندازد.


نظرات

  • بیتا ۱۳۹۶/۱۱/۱۸ - ۱۵:۱۴
    2 3
    نقد خیلی خوبی بود که در امثال سایتهایی مثل کافه سینما و‌سلام سینما و سینما سینما و‌ غیرهم یافت می نشود. سپاس لطفا نقدهای بیشتری به لحاظ بررسی محتوایی فیلمها بگذارید.
  • ارش ۱۳۹۶/۱۱/۱۹ - ۰۸:۰۳
    3 1
    توهم زدید !!!!!
  • م ۱۳۹۶/۱۱/۲۰ - ۱۵:۳۳
    1 3
    بسیار عالی و دقیق بود. ظاهرا با یک بدون دخترم هرگز طرفیم. "بدون فوتبالم هرگز"
  • محمد ۱۳۹۶/۱۱/۲۱ - ۱۱:۲۰
    1 2
    نقد بسيار خوبي من ك نتونستم حتي تا وسط فيلم رو ببينم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.