چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۱

چرا رسانه ها انسان مسلمان ایرانی را رقاص می خواهند! (۴)

رسانه ملی و نفوذ خزنده رقص در برنامه ها/ وقتی نفوذ فرهنگی از کودکان شروع می شود

رسانه ملی و نفوذ خزنده مُجریان رقاص

سینماپرس: پس از تحلیل محتوایی رقص، انواع آن و مفاهیم دینی؛ تاریخچه ورود رقص به ایران در دوران پهلوی مورد بررسی قرار گرفت و به تحولاتی که در عرصه رقص و موسیقی با تحقق انقلاب اسلامی روی داد اشاره ای شد تا زمینه سازی های صورت گرفته در زمینه رجعت فرهنگی پس از انقلاب مشخص گردد. حال در ادامه این فرآیند نقش جریان رفورمیست (اصلاح طلب) و بالاخص حاکمیت تکنوکرات های فرهنگی بر عرصه رسانه ملی در ترویج سبک زندگی غربی مورد تحلیل قرار گرفته است.

علی اسلامبولچیان/ اگر چه در سال های پس از انقلاب، روحیه پُرعزم و اراده انسان مسلمان ایرانی، او را از پرداختن به لهویات باز می داشت؛ اما در عین حال باید به گُسترش خاموش و مجدد فرهنگ رقص و رقاصی در لایه های زیرین جامعه و در حد مراسمات و جشن های خانوادگی، توجه ویژه ای نمود. فرهنگی که در دوران پهلوی نهادینه شد و پس از انقلاب نیز با تمرکز لُس آنجلس نشینان در کنار غرض و یا بی عرضی برخی متولیان فرهنگی کشور، به نحو افراطی در حال گسترش می بود و در این میان روی کار آمدن جریان رفورمیست (اصلاح طلب) در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی به صورت گسترده ای، اقدام به مشروعیت بخشیدن و بعضا حمایت از لهویات در سطح عمومی جامعه نمود و در عین حال زمینه ظهور و بروز رسمی مولفه های سبک زندگی غربی را به صورت لجام گسیخته ای در جامعه اسلامی ایران فراهم ساخت.



پس در این دوران تغییراتی هماهنگ در حوزه فرهنگ و سبک زندگی جامعه پدیدار شد؛ تغییراتی اساسی که در مدت کوتاهی، یعنی در ابتدای دهه ۱۳۸۰ هجری شمسی و در سال های آغازین دولت دوم جریان رفورمیست (اصلاح طلب) مُنجر به تثبیت و نهادینه سازی سبک زندگی التقاطی ویژه ای در فرایند اجتماعی گردید و این همه در حالی بود که دریافت کم هزینه ی شبکه های لُس آنجلسی فارسی زبان به وسیله دیش های ماهواره، به امری عمومی مبدل گردیده و در عین حال فراگیر شدن موسیقی پاپ، ظهور رپ فارسی، رسمی شدن ایروبیک، ورود رقص به برنامه شومن های تلویزیونی، ورود آواز، کف زدن و رقیصدن در برنامه های کودک و مهدکودک ها، افزایش نمایش های موزیکال و ... که عموما با حمایت رسمی متولیان فرهنگی کشور همراه می بود؛ در مجموع اسباب قباحت زدایی از رقص در جامعه اسلامی ایران را مجددا فراهم ساخته و موسیقی لهوی و مطربی را در سطح عمومی اجتماع از روندی فزاینده برخوردار نمود؛ به نحوی که فضای فرهنگی جامعه در پایان دولت دوم جریان رفورمیست (اصلاح طلب) با ابتدای حضور رسمی حاکمیتی ایشان در سال ۱۳۷۶ هجری شمسی، بسیار متفاوت و دامن زدن به نفسانیات و استقبال از لهویات در جامعه به صورت لجام گسیخته ای ناتوی فرهنگی (۱۳۸۵ هجری شمسی) در ایران را عینیت بخشید و پیگیری این روند توسط متولیان فرهنگی دهه ۱۳۹۰ هجری شمسی، در نهایت جامعه اسلامی ایران را با ولنگاری فرهنگی امروزی مواجه ساخت.



تاثیر گذاری مستقیم و غیر مستقیم مدیریت اجرایی کشور در مسایل مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... را می بایست در وضعیت ولنگاری فرهنگی امروزی به صورت خاص مورد بررسی قرار داد؛ موضوعی که اگر چه در این مجال طرح تمامی آن نمی گنجد، اما در این میان و تنها به عنوان نمونه می بایست به حضور لجام گسیخته و بی ضابطه ی مسایل مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... در پوشش و عنوان کلی ورزش (Sport) اشاره نمود؛ موضوعی ویژه که در کلیت خود به تثبیت و نهادینه سازی سبک زندگی التقاطی در دوران حاکمیت جریان لیبرال سازندگی و جریان رفورمیست (اصلاح طلب) در بدنه ی عمومی جامعه ی اسلامی ایران منجر گردید.



ایروبیک (Aerobic) عنوان عمومی به اصطلاح ورزشی است که از حرکات ریتمیک و متناوب ماهیچه ای بهره برده و ضربان قلب و تنفس را در در مدت زمانی خاص بالا می برد و اگر چه در گونه تمرینات هوازی و به عنوان نرمش هوازی (Aerobic exercise) در بحث بدنسازی شناخته می شود، اما عموما با حرکات ریتمیک خود به عنوان پیش درآمدی از برای رقص شناخته می شود.



رشته ایروبیک از سال ۱۳۷۵شمسی رسما توسط کمیته بین المللی المپیک (International Olympic Committee) به عنوان یکی از زیرشاخه های فدراسیون جهانی ژیمناستیک (International Federation of Gymnastics) پذیرفته شد؛ اما در ایران به علت مغایرات ویژه ی ژیمناستیک ریتمیک (Rhythmic gymnastics) با مبانی اسلامی و تمرکز صرف فدراسیون های قبلی ژیمناستیک بر روی ژیمناستیک هنری (Artistic gymnastics)، موضوع ایروبیک در ابتدا به صورتی غیرمنسجم و پراکنده تحت نظر انجمن های ورزشی آمادگی جسمانی و فدراسیون ورزش همگانی و بیشتر در بخش بانوان به فعالیت خود ادامه  داد و به مرور در بخش آقایان فدراسیون ژیمناستیک و به عنوان یکی از زیر شاخه های فدراسیون ژیمناستیک جمهوری اسلامی سازماندهی شد.



به این ترتیب اولین اردوی استعدادیابی جهت آموزش اصول پایه ایروبیک (Aerobic) و با دعوت از علاقمندان و قهرمانان ورزشی و ژیمناستیک در تاریخ اسفندماه ۱۳۸۵ هجری شمسی در تهران تشکیل شد و این در حالی بود که از ابتدای سال ۱۳۸۶ هجری شمسی، فدراسیون ژیمناستیک جمهوری اسلامی تمرکز ویژه ای را جهت توسعه ژیمناستیک ریتمیک (Rhythmic gymnastics) در کُلیت رشته ایروبیک در ابعاد عمومی و قهرمانی و همچمین افزایش دانش و اطلاعات مربیان برنامه های آموزشی متعدد و ... را آغاز نمود و در نهایت منجر به عمومیت یافتن و فراگیر شدن رشته ایروبیک و در واقع انجام حرکات رقاصانه و ریتمیک در باشگاه ها همراه با انواع موسیقی های تند و هیجانی و به تعبیری رقص های دسته جمعی در قالب ورزش گردید.



البته به مرور زمان و در عموم باشگاه ها، موسیقی ایروبیک (Aerobic)، رسما به موسیقی های هماهنگ با رقص تبدیل شده و حرکات موزون به رقص های دسته جمعی گرایید و در مجموع سبب شد تا حضور رقص در جامعه ی اسلامی ایران و تحت نام و عنوان ورزش ادامه پیدا کرد و تا به آنجایی گسترش پیدا نمود که امروزه عموم باشگاه های ورزشی آشکارا اقدام به برگزاری کلاس آموزش انواع رقص در سراسر کشور می کنند.



مجموع اقدامات اجرایی در سه دهه گذشته و غالب کردن رقص های گروهی به جای ورزش و همراه ساختن آن با موسیقی های متنوع سبب شد تا امروزه عموم باشگاه های ورزشی کشور، بالاخص در حوزه زنان، عمده فعالیت های خود را معطوف ترویج شیوه های نوین رقص، با اسامی مختلف و ظاهری ورزشی نمایند؛ رقص هایی ویژه با ظاهری ورزشی که با عناوینی همچون زومبا (Zumba)، سالسا (Salsa)، ایروبیک (Aerobic) و ... در سطح کشور فعالیت داشته و موجب شده تا در حال حاضر کمتر باشگاهی را بتوان یافت که یکی از این کلاس ها را برای جوانان و بالاخص بانوان در برنامه خود نگجانده باشد و در این میان مربیان حرفه ای این رقص ها، با ظاهر مربیان ورزشی، مُدرن ترین موسیقی های غربی، هندی و عربی را برای ریتمیک کردن حرکات رقص آموزان خود انتخاب و روی آنها حرکت گذاری می نمایند.



زومبا (Zumba) تلفیقی از رقص سنتی و ایروبیک (Aerobic) است که نخستین بار در دهه ۱۹۹۰میلادی و توسط یک رقصنده کلمبیایی بوجود آمد؛ رقصی که در ایران اسلامی با تمرکز بر تبلیغات و ذکر فوایدی از جمله چربی سوزی و کاهش وزن، بهبود ضربان قلب و تناسب اندام و ... همراه شد و از این جهت مورد استقابل ویژه جوانان و بالاخص زنان قرار گرفت و این در حالی بود که موسیقی زومبا از موسیقی و رقص‌های هیپ‌هاپ (Hip-hop dance)، رقص سالسا (Salsa dance)، سامبا (Samba) و امثال آن گرفته شده است و بعضا تحت عنوان بادی ریتم به ویژه برای بانوان آموزش داده می شود و این همه در حالی است که این رقص پس از ورود به ایران سریع تر از ایروبیک گسترش یافت و طرفداران فراوانی پیدا کرد.



در بخش دیگری از تبلیغات زومبا آمده است: «کلاس‌های زومبا ... به علت فضاهای شادی که در آن ها حکمفرماست و در عین حال به دلیل دربرگرفتن حرکات متنوع و متعدد رقص همانند یک خوش گذرانی در یک مهمانی دسته جعمی است ... کلاس‌های زومبا شامل ۸ نوع متفاوت از جمله زومبا پارتی فیتنس، زومبا گلد، زومبا تونینگ، زومبا کیدز، زومبا تونینگ-گلد، زومبا آکوا، زومبا سنتاو، زومبا سیرکویت است.»




البته متاسفانه در شرایط ولنگاری فرهنگی حال حاضر و در کنار کلاس های آموزشی در باشگاه های ورزشی، کلاس رقص خصوصی در منازل با هزینه های گزاف، ایجاد گروه ها و کانال های تلگرامی و برگزاری شوی رقص و تورهای یک روزه تجمع رقصندگان و ... از تاثیرات باشگاه ها و مربیان انواع رقص هایی است که تحت عنوان ورزش و با انواع توجیه ها برای سلامتی جسم افراد به جذب رقصنده مبادرت دارند. شوهای رقص و تورهای یک روزه رقص در باشگاه های خصوصی منع اختلاط زن و مرد را نداشته و موارد خلاف عرف و شرع فراوانی در آنها صورت می گیرد.


در مجموع انچه که اهمیت دارد فهم این نکته می باشد که تداوم مسیری که روزی با رسمی شدن ایروبیک (Aerobic) تحت عنوان ورزش شروع شد، امروز به مبدل شدن باشگاه های ورزشی به آموزشگاه انواع رقص ختم شده است و اگرچه رقص  هایی همچون زومبا (Zumba) با درخواست های عمومی مردم مسلمان رسما ممنوع شد اما سایر رقص ها همچنان در این اماکن آموزش داده می شود.



جالب اینجاست که فراگیر شدن آموزش رقص و فشل بودن دستگاه های فرهنگی کشور در مدیریت و اقناع افکار عمومی سبب شده تا هزینه های فراگیری رقص بر اثر عادی شدن و افزایش تعداد مربیان بسیار کاهش پیدا کند، بطوری که اگر در ابتدای دهه ۱۳۹۰ هجری شمسی، دوره کامل فراگیری هر کدام از رقص های عربی، ایرانی، سالسا، هیپ هاپ و ... تا ۳۰۰ هزارتومان هم می رسید و این درحالی است که به مسمنت تدابیر امید بخش مسئولان فرهنگی کشور! امروزه به سادگی می توان با ۲۴ هزارتومان نه یک سبک خاص رقص، بلکه چند سبک رقاصی را به سهولت فراگرفت.



البته همچنان هزینه فراگیری در برخی شهرستان ها به نسبت تهران بیشتر است که کمبود مربیان و رقابت کمتر از جمله دلایل آن است. جالب اینجاست که اکثر سایت های آگهی های تخفیف دار که برخی از آنها از طریق شتابدهنده های غرب گرا و شبکه تغییر حمایت می شوند، آگهی های آموزش رقص را به سهولت منتشر می کنند.



در مجموع باید توجه داشت که تبعات آموزش های رقص به فراگیری آن توسط بانوان و دختران محدود نمی شود، بلکه برخی آموزشگاه ها پلی هستند که دختران کم درآمد و جوان را به انواع مجالس و مهمانی های مختلط متصل می کنند تا ایشان از طریق رقاصی در محافل خصوصی به کسب درآمد بپردازند. همچنین استفاده از کتاب ها و سی دی های مبتذل و مستهجن به بهانه آموزش رقص نیز در تغییر دادن سبک زندگی رقص آموزان بی تاثیر نیست، در این محتواهای آموزشی خیانت، مصرف مشروبات الکلی، ترویج مهمانی های شبانه و ... امری عادی است.



به این ترتیب روندی که با ورود و رسمی شدن ایروبیک (Aerobic) در فضای اسلامی جامعه آغاز شد، تا ابتدای دهه ۱۳۹۰ هجری شمسی، به تربیت و ظهور صدها مربی رقص در کشور انجامید، مربیانی که برخی در منزل شخصی و در برخی در سالن به آموزش می پرداختند. البته نباید فراموش کرد که برگزاری کنسرت های زنانه و نمایش های حرکات موزون برای مخاطبان خانم نیز در گسترش تب رقص آموزی در دختران و زنان بی تاثیر نبوده است. به عبارت بهتر همانند ایروبیک، از دوره اصلاحات به این سو پدیده های دیگری نیز در حوزه فرهنگ کشور به ویژه با تمرکز بر مخاطبان مونت ظاهر شد که عبارت بود از برگزاری جشن ها و مراسمات با خوانندگی زنان و حضار خانم، انتشار سی دی های آموزشی مربیان رقص، تشکیل گروه های نمایشی حرکات موزون و ...



به زودی با افزایش تعداد شاگردان مربیانی چون فرزانه کابلی، هایده کیشی پور و دخترش هدیه و ... و افزایش شاگردان آنها، آموزش رقص برای بانوان در جنبه های مختلفی پیشرفت کرد. برای نمونه شاگردان این اساتید پس از مدتی هم خود به مربیان تازه نفس تبدیل می شدند، از سوی دیگر سفرهای خارجی مربیان قدیمی و جدید به خارج از کشور ضمن آنکه فرصت شرکت در دوره های خارجی و اطلاع از آخرین متدها و حتی فراگیری آکادمیک رقص را پیدا می کردند، با اجرای برنامه هایی در کشورهای مختلف و ارتباط گیری با رقص آموزان و مربیان ایرانی خارج از کشور شبکه ارتباطی خود را فعالان این حوزه را توسعه می دادند.



در ادامه مربیان تازه کار با اجرای سالن در گوشه و کنار شهرها و یا همکاری با باشگاه های ورزشی، تب و تاب رقص آموزی را در میان بانوان ایرانی بیش از پیش تشدید کردند. ضمن آنکه در کنار این آموزش ها، مسابقات رقص، شوی لباس، شوی لوازم آرایشی و ... نیز برگزار می شد تا جذابیت فریبنده و زرق و برق سبک زندگی غربی بیش از پیش مخاطبان این دوره ها را تحت تاثیر قرار دهد. از طرف دیگر دعوت برخی ارگان های رسمی در مناسبت ها و یا مراسم های ویژه بانوان از گروه های رقص شناخته شده و تحت نظر اساتید مطرح، سبب افزایش وجاهت و محبوبیت این اساتید و گروه ها بوده است و در عین حال امروزه دیگر اجرای حرکات موزون به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک مراسم با مخاطبان اختصاصی خانم در قالب خیریه ها، افتتاح ها، جشن ها و اعیاد، مراسمات خانوادگی و ... امری عجیب نبوده و گویی زنانه بودنِ مجلس، لهوی بودن رقص و پایکوبی را از بین می برد.



با این همه رقاصی در صداوسیمای جمهوری اسلامی و در برنامه های جُنگ و تحت عنوان سرگرمی و جشن و مسابقه از دیگر پدیده های نوظهور اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد هجری شمسی بود؛ پدیده ای که نخستین بار توسط محمد حسینی مجری معلوم الحال اسبق صداوسیما و در کنار سید کاظم احمدزاده و در اوج دوران حاکمیت دکتر علی لاریجانی بر رسانه ملی مشروعیت پیدا نمود و بنیان گذاشته شد.



در این میان محمد حسینی که رسما از سال ۱۳۷۳ هجری شمسی وارد عرصه ی رسمی اجرا در صداوسیمای جمهوری اسلامی شد، نهایتا ماهیت اصلی خود را در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی افشا نمود و در اوج معروفیت و محبوبیتی که به واسطه ی حضور مستمر در آنتن رسانه ملی کسب کرده بود و ... از کشور خارج شد و به عنوان مجری، شومن، نویسنده، کارگردان و آهنگساز صدها قسمت انواع مسابقه، جنگ تلویزیونی و ... به ناگاه شکی رسانه ای را متوجه افکار عمومی مخاطبان صداوسیما ساخت.



آغاز شهرت محمد حسینی از اجرای مسابقه بزرگ به همراه سید کاظم احمدزاده رقم خورد و کُنتراست و تضاد این دو نفر از لحاظ ادبیات، اجرا، وجاهت مذهبی و ... سبب اقبال بیشتر مخاطبان عمومی رسانه ملی گردید و این در حالی بود که محمد حسینی پس از کسب شهرت و تثبیت جایگاه خویش در اجرا، ابتدا آوازخوانی در برنامه های زنده یا مسابقات را آغاز و سپس با افزودن ادا و اطوار و حرکات موزون به آوازخوانی، رسما رقص را به اجرای خود اضافه کرد.



محمد حسینی در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی از کشور خارج شد و پس از مدتی به اجرای برنامه در شبکه های معاند پرداخت و اظهارات مشعشع متعددی را در حوزه های مختلف صادر نمود. او در سال ۱۳۸۸ هجری شمسی با انتشار ویدئوهایی حمایت خود از فتنه سبز را نیز اعلام کرد و این در حالی بود که مسیر حسینی در اجرای آواز و رقص را پس از او محمود شهریاری در برنامه های مشترکی که با سید کاظم احمدزاده و یا به صورت مستقل داشت، ادامه داد و به طور کلی برنامه هایی که محمد حسینی، محمود شهریاری و هومن حاجی عبدالهی و ... اجرا می کردند را می توان به عنوان نمودی روشن از حضور رقص و آواز لهوی در صداوسیمای جمهوری اسلامی قلمداد نمود که البته با شادی های ساختگی عجین بود.



ورود رقص به سریال های طنز و برنامه های کُمدی تلویزیونی نیز از دیگر مواردی است که می توان به آن اشاره کرد، موردی که اوج آن در برنامه خندوانه به عنوان یکی از آخرین دستاوردهای رسانه ملی در حوزه سرگرمی و طنز، آزادی بیشتری در نمایش رقص دارد.



پس اگرچه رقص در صداوسیمای جمهوری اسلامی پیشتر محدود به برخی سریال های تاریخی و یا سریال های طنزی مانند بزنگاه، متهم گریخت و ... می شد؛ اما به مرور و بالاخص در شرایط مدیریت جریان تکنوکرات  در دوران ریاست عزت الله ضرغامی بر این رسانه، نمایش رقص های محلی در فیلم ها و برنامه ها و ... از وفور و کثرتی ویژه برخوردار گردید و با ورود رقص به عموم برنامه های تولیدی، رُشد قابل توجهی در نمایش رقص در رسانه ملی صورت پذیرفت؛ به نحوی که امروزه رقص ها و آوازهای جناب خان، حرکات موزون کمدین های مختلف، حرکات موزون همیشگی رامبد جوان، رقص جوان با لباس کردی همراه مهمانان و ... از جمله موارد عمومی و عادی بکارگیری رقص در این رسانه محسوب می شود؛ مضاف بر آنکه اساسا استفاده برنامه هایی همچون خندوانه از رپ فارسی (Iranian hip hop) نیز در جای خود موضوعی قابل تأمل می باشد؛ چرا که اساسا موسیقی رپ (Rapping) از ارتباط تنگاتنگی با رقص برخوردار می باشد.



در واقع برنامه هایی همچون خندوانه به مثابه خط شکنی است که هیچ گونه مانع و سدی در برابر خود نداشته و با تمسک به مقولاتی نظیر شادی و ایجاد سرگرمی، انواع شوخی، حرکات موزون، قطعات سَبک رپ و بالاخص رپ فارسی و در مواردی راک را به سادگی بر روی فرستنده ی صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش می نماید و این در حالی است که خندوانه اولین برنامه ای نیست که آشکارا موسیقی های در اصطلاح زیرزمینی را در فقدان فهم توجه مدیران ارشد رسانه ملی ترویج می کند.




البته صداوسیما به روش دیگری نیز به تبلیغ رقص در جامعه دامن زد، پخش سریال های کره ای و فیلم های سینمایی هندی، گرچه با سانسور و حذف صحنه های رقص آنها همراه بود، اما خیلی زود این صحنه های حذف شده سر از گوشی های تلفن همراه درآورد و با رشد روز افزون استفاده از اینترنت، مخاطبان به ویژه جوانان و نوجوانان دیدن نسخه اصلی سریال های کره ای را به نسخه دوبله شده ترجیح دادند.


با این همه آوازخوانی در برنامه های کودک و اضافه شدن کف زدن، سوت، جیغ و هورا به این برنامه ها که نمی توانست بدون حرکات موزونِ هماهنگ با آهنگ ها باشد نیز موضوع دیگری بود که در این دوران آغاز شده و ادامه پیدا کرد. برنامه های رنگین کمان (شبکه تهران)، برنامه های مختلف عمو پورنگ (داریوش فرضایی)، فیتیله جمعه تعطیله (شبکه ۲) و ... از جمله این برنامه ها بودند که با حضور کودکان اجرا شده و وجه غالب آنها شادی هایی از جنس حرکات موزون و جیغ و هورا و ... بود.



در برنامه رنگین کمان رقص بیشتر بر عهده عروسک ها بود و زمانی که هومن حاجی عبدالهی در جایگاه صداپیشه ی پنگول به آوازخوانی می پرداخت، بعضا استفاده از بن مایه موسیقی های مطربی زمان طاغوت نیز به چشم می خورد و این در حالی بود که برنامه های عموپورنگ ابتدا با آوازهایی شروع کرد که اجرای آنها بر عهده مجری و دستیار او بود و در سال های اخیر نمایش حرکات موزونی حتی به سبک رقص هندی در قالب شاد کردن کودکان و ایجاد خنده و ... نیز به این برنامه ها اضافه شده است.




این گونه و به تدریج خردسالانی که به این برنامه ها و سبک زندگی رقص محورِ همراه با موسیقی عادت کرده بودند، در مهدکودک ها نیز شکل تکامل یافته تر آن را مشاهده کرده و آموزش های تخصصی رقص را دریافت کردند. این روند ادامه پیدا کرد تا جایی که امروز رقص مختلط در مهدکودک ها و یا رقص و شادی در مدارس به موضوعی عادی تبدیل شده و رقص نزد کودکان و نوجوانان یک ناهنجاری فرهنگی نیست.



اهمیت امروز مهدکودک ها در شکل دهی به رفتارها و هنجارهای نسل نوپای کشور بسیار بیشتر از گذشته است، چرا که رشد تفردگرایی، شهرنشینی، رفاه طلبی و عدم قناعت، در کنار الگوسازی های غربی برای زنان جهت افزایش حضور اجتماعی، سبب شده تا خانواده های فراوانی فرزندانشان را به مهدها بسپارند تا والدین با خیال آسوده به سر کار بروند. مهد کودک ها نیز با افزایش ساعت کار خود بعضا پذیرای کودکان برای ساعت های متمادی هستند و برای پر کردن این ساعات و نیز رقابت شدید برای جذب نونهالان، برنامه هایی چون آموزش رقص و آواز و پخش فیلم ها و ترانه های مربوطه، آموزش زبان های خارجی، پخش انیمیشن های هنجارشکن، آموزش نگهداری از حیوانات خانگی، آموزش مد و انتخاب مدل لباس و مو، ورزش و در سال های اخیر، آموزش مسائل جنسی را به برنامه های قدیمی افزودند. شاید بتوان گفت این تغییرات پس از آنکه در دهه گذشته خبر استفاده از داروهای خواب آور در مهدها برای ساکت کردن خردسالان رسانه ای شد و بخشی از اعتماد خانواده ها از دست رفت، با جدیت بیشتری دنبال گردید.


البته نه تنها آموزش انواع رقص در مهدهای کودک عادی شده که حتی برخی مدارس به ویژه مدارس غیرانتفاعی نیز برای عقب نماندن از رقبا و جذب دانش آموزان اقدام به برگزاری کلاس های آموزش ایروبیک و در واقع ورزش همراه موسیقی می کنند.



هوشیار باشیم؛ من چند روز قبل از این، در صحبت گفتم که این ها در صدد نفوذند، در صدد رخنه کردنند؛ این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛ مواظب باشید. یک وقت آدم خبر می شود که فرض بفرمایید فلان سازمان آمده یک بخشی از مجموعه فرهنگی ما را؛ مثلاً فرض کنید مهدکودک ها را؛ به یک شکل خاصی دارد هدایت می کند؛ این را آدم می فهمد، بعد که نزدیک می شود می بیند کار خطرناکی و کار بزرگی است؛ امّا آدم توجه نداشته؛ این ها رخنه است؛ در زمینه های گوناگون؛ در زمینه های اقتصادی، در رفت وآمدها، در همه دستگاه ها.

(امام خامنه ای در دیدار رییس جمهور و اعضای هیأت دولت -۰۴/۰۶/۱۳۹۴)


ادامه دارد...

نظرات

  • ب ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ - ۱۶:۱۱
    0 0
    همه ی این حرفها درست. اینها همه سلبی بود. جنبه ایجابی آن کجاست. بالاخره کسی در این مملکت هشتاد میلیونی نیست که شادی درست را نشان دهد؟ شمای منتقد درست می گویید راهکارتان چیست؟ با این اسامی که نام بردید شادی در تلویزیون ما خلاصه می شود به خبر و برنامه ی مناظره ای

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.