دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۱

نقدی بر فیلم سینمایی استخراج (Extraction) (۲)

آموزش سینمایی ایجاد فتنه با طعم حضور شیفته ای بی حیثیت شده

فیلم سینمایی استخراج

سینماپرس: فیلم سینمایی استخراج (Extraction) را می توان فیلمی آموزشی از برای پروژه ی ایکس سرویس های غربی در خاورمیانه بالاخص ایران اسلامی دانست.

حمید خرمی/ فیلم سینمایی استخراج (Extraction) یک اکشن تیپیک است و با اینکه از وجه رؤیایی و خیال‌پردازی فیکشن (Fiction) هم بهره می‌برد، اما پایبندی به شمائل ژانر اکشن، به نوعی اثر را از حیث بیان مضمون، متمایز ساخته و حتی سبب شده تا ضعف قصه گویی اثر آنچنان که باید به نظر نیاید و این همه نه ‌فقط به خاطر مطرح ساختن مُنجی؛ بلکه گزاره‌هایی مثل ضعف انسان در برابر تکنولوژی، منطق سلاح برتر، نجات در لحظه آخر و منطق صلح غربی و تحمل رنج بشر برای ابقای صلح و... نیز ساختمان این اکشن هیجانی و پُرخرج را در برگرفته است. این در حالی است که محبوبیت وسیع این سری فیلم‌ها ارتباطی است که بین مردم با تکیه و تأکید بر سرنوشت گره‌خورده آنان به وجود می‌آورد. درواقع این فیلم‌ها آرزوهای شیرین بشری و حرکت به‌ سوی مقصود را به‌گونه‌ای که در زندگی عادی میسر نیست، به‌عنوان امری قابل تحقق به نمایش می‌گذارد.



کاراکتر اصلی یعنی تایلر ریک (Tyler Rake) یک ابر انسان نیست اما به دلیل همان مرام ایثار و قوت و نترس بودنش می‌تواند کارهایی را به انجام برساند که فقط نزد ابرقهرمانان دیده‌ایم. در واقع تایلر ریک مانند ماشین اسباب‌بازی نجات، کوک شده به دست کمیک‌بوک‌های ابرقهرمانی و فیکشن‌هاست با این تفاوت که برخلاف جیمزباند، عاشق می‌شود، ‌ محبت خانوادگی دارد و به‌نوعی عناصر ملودرامف یعنی حس حب و بغض را با خود دارا است و در این میان نقطه اشتراک تایلر ریک با شخصیت فیلم‌های جیمز باند، این است که هر دو قدیس اگزیستانس و معجزه‌گر هستند و در عین حال اعتقادی به خدا ندارند و به عنوان یک انسان لیبرال و امانست، تنها به معبد نقره‌ای ناتورالیسمی سینما اعتقاد دارند! معبدی که منطقش را خودش با خودش می‌آورد و قرار است امر محال و باطل را برای مخاطب، اقناع بسازد!




البته باید توجه داشت که فیلم سینمایی استخراج ( Extraction ) به طریق موذیانه‌ای از قواعد مألوف ژانر اکشن به نفع یک خشونتی استفاده می‌کند که تقریباً در سینما بی‌سابقه بوده است و این در حالی است که استفاده از بازیگر زن ایرانی؛ یعنی گلشیفته فراهانی این فرضیه را تقویت می‌کند که غرب دقیقاً دنبال ایجاد چنین خشونتی در ایران و به طور کل در جوامع اسلامی است!


به این ترتیب می توان دقیقاً همان سکانس‌های خشن پایانی فیلم را به‌مثابه آرزوهای تحقق نیافته غرب لیبرال و نسخه ی براندازانه ایشان در سال های اخیر تلقی نمود. آرزویی که با وجود تمرکز رسانه ای غرب در فتنه های مختلف همچنان تحقق نیافته و این در حالی است که رسانه های ایشان در حوادث دی ۱۳۹۶ و بالاخص فتنه آبان ۱۳۹۸ هجری شمسی، گوشه هایی از چنین نسخه بی‌رحمانه  را به صراحت در شبکه های مختلف رسانه ای خود تبلیغ می نمودند.



نسخه ای که به وضوح کشتن نیروهای پلیس و حمله به آمبولانس‌ها و در مجموع کشتن و خشونت به هر قیمتی را ترویج نموده و دقیقاً همان شیوه سلاخانه ای که داعش در سوریه دنبال می کرد را به جامعه ایران توصیه می نمود و حال همین نسخه است که در استخراج (Extraction) به صورت فیلم سینمایی به مخاطب ارایه می شود.



از این منظر فیلم سینمایی استخراج (Extraction) را می توان فیلمی آموزشی از برای پروژه ی ایکس سرویس های غربی در خاورمیانه بالاخص ایران اسلامی دانست. پروژه ای که به آموزش نحوه مدیریت و هدایت شورش های خیابانی و تقابل با نیروهای امینتی و انتظامی کشور ها می پردازد و صد البته بررسی نمادها و نشانه های موجود در این اثر سینمایی مجالی دیگر را طلب می نماید.




همه این‌ها نشان از رویکرد ایجاد آنارشی واقعی و بیرون از سینماست و قطعاً کسی نمی‌تواند ادعا کند که امثال این فیلم‌ها صرفاً دغدغه سینمایی و تکنیکی و سرگرم‌کننده دارند، بلکه این فیلم‌ها مانند یک دستگاه چاپگر قوی و هوشمند هستند که متن و محتوای آن در سیستم رایانه ساخته ده و سپس نسخه واقعی آن در ساحت جامعه تکثیر می‌شود؛ یا به عبارت بهتر، هر امر هنجار یا ناهنجاری را که می‌خواهند در جوامع ایجاد بشود، برای بار نخست، آن را بر روی پرده سینما نشان می‌دهند! همان‌گونه که ژان لاک گودار ( Jean-Luc Godard ) در سال ۱۹۶۰ میلادی فیلم سینمایی از نفس افتاده ( Breathless ) را درباره شورش شهری و جنبش نافرمانی مدنی در فرانسه ساخت، دقیقاً هشت سال بعد، مابه ازای واقعی آن فیلم در جنبش دانشجویی-کارگری بر ضد ژنرال دوگول ایجاد شد.


اما نکته قابل توجه در فیلم سینمایی استخراج (Extractionحضور گلشیفته فراهانی در نقش نیک (Nik Khan) است؛ حضوری که از ظهور یک  مده آ جدید در سینما حکایت می کند. بازیگری که کم کم دارد جای خالینسل فرتوت و پیرشده شهره آغداشلو را برای هجمه به اسلام و ایران پُر می کند و این در حالی است که مطابق استراتژی نا نوشته سینمای غرب و بویژه هالیوود، بازیگرانی که از کشورهای دیگر به سمت آمریکا و اروپا مهاجرت می‌کنند و یا پناهندگی می‌گیرند، ابتدا موظف به حضور در فیلم‌های موسوم به جهان‌سومی می باشند تا با زدودن حیا و عفت آن‌ها، به بازارهای تجاری هالیوودی و اسکار راه پیدا نمایند. همین استراتژی سبب شد تا گلشیفته فراهانی پس از کشف حجاب در سال ۸۸ و انعکاس تصاویر سکسی او در بی‌بی‌سی فارسی و ... برای همیشه از ایران برود. اما برای پذیرفته شدن به ‌مثابه یک شهروند غربی، او نیز موظف بود تا در چند فیلم نقش‌های نامتعارف و خلاف اخلاق بازی نماید و به این طریق از دروازه مرموز سینمای غرب و بالاخص هالیوود عبور کند!



گلشیفته فراهانی در سال سال ۲۰۱۲ میلادی با نقش آفرینی در فیلم سینمایی سنگ صبور (The Patience Stone) به کارگردانی عتیق رحیمی (Atiq Rahimi) و فیلم سینمایی درست مثل زن (Just Like a Woman) به کارگردانی رشید بوشارب (Rachid Bouchareb) توانست جواز ورود به سینمای غرب را دریافت نماید. جوازی که توسط دو کارگردان رفُرمیست و کاملا غربی شده عرب و افغانی به او داده شد و اینگونه بود که گلشیفته توانست با پذیرش ویژگی عریانی و کاراکتر ستیزه‌جویی، به عنوان سرباز پیاده نظام در سینمای غرب مشغول به فعالیت شود.



از این‌ جهت است که مدیریت حاکم بر سینمای غرب، در پروسه ای کاملا حساب شده و البته عیان، یک بازیگر زن ایرانی را بی‌حیثیت می‌کند تا مطمئن بشود که همه عقیده و ذهنیت زن ایرانی، به چارچوب غربی درآمده و این اطمینان را به نمایش می گذراد و این گونه است که سینمای غرب، در پس از ابراز ارادت تمام‌قد این گونه از سلبریتی ها به ساحت نظام لیبرالیسم؛ زن ایرانی را از نماد مام وطن به نماد شورش و فمینیسم و انتقام درمی‌آورند.




فیلم سینمایی استخراج ( Extraction ) نشان داد که گلشیفته فراهانی دیگر کاملا آزموده شده و به صورتی هدفمند در اختیار مدیریت هالیوود قرار گرفته است. مضاف بر آنکه ارتباطات خانوادگی خود را حفظ و حتی به واسطه مناسب پدری خود که همچنان ادامه دارد؛ در رسانه های کشور مطرح و نام خانوادگی او در سینما و تلویزیون و تئاتر همچنان حاضراست و نقش ایفا می کند و فراموش نمی شود!


پُرواضح است که سازندگان استخراج هر بازیگر دیگری را می‌توانستند برای نقش نیک (Nik Khan) انتخاب کنند اما انتخاب گلشیفته فراهانی، دست‌کم واجد این پیام است که دیگر قرار نیست او فقط زن اروتیک و مورد هوس مردان بر روی تخت خوب دونفره باشد و ... بلکه قرار است علاوه بر حفظ این ویژگی ها او منتقم مردان باشد! از این ‌جهت است که در پایان فیلم سینمایی استخراج، شخصیت نیک (Nik Khan) به‌ صورت شمایل یونانی و مشکی پوش شبیه آتنا، کاملاً آئینی و تشریفاتی، امیر آصف (Amir Asif) را می‌کشد و ...



اگر با اسطوره‌ها و کهن‌الگوهای نمایشی بخواهیم مثال بزنیم، می‌توان از شخصیت گلشیفته فراهانی در فیلم سینمایی دیوار به کارگردانی محمدعلی طالبی یادکرد که تداعی‌گر مده‌آ و الکترا، فدرا، آنتیگونه و...هستند. این در حالی است که مده‌آ ترازوی عدالت و الهه انتقام و ستیزه‌جو و مستقل است؛ چه اینکه سلبریتی های زن دیگری همچون نیکی کریمی و هدیه تهرانی و پگاه آهنگرانی را هم در دهه‌های مختلف، می‌توان در این زمره دسته بندی نمود. زن هایی که باوجود تفاوت‌های ظاهری و داستان‌های متفاوتی که به بار می‌آورند از چند نظر باهم تشابه دارند:

 ۱- مقتدرند و به استبداد و سلطه مردانه تن نمی‌دهند.

 ۲. همچون قهرمان‌های کنش‌مند خستگی نمی‌شناسند و تا به هدفشان رسند از پای نمی‌نشینند.



اگرچه گلشیفته فراهانی در فیلم سینمایی گیس‌بریده به کارگردانی جمشید حیدری تصویری مغلوب از مده‌آی ایرانی نشان می‌دهد اما بازی او در مقابل پدرش در فیلم، حاکی از تقابل دو کهن‌الگو و دو نظام ارزشی بود! فراهانی در آن فیلم طوری بازی می‌کند که التهاب درونی خود را از پدر پنهان کند و در عین‌ حال به مخاطب نشان دهد که چه قدر درگیر است. پس در گفتار وانمود می‌کند که اتفاقی نیفتاده است و در چشمانش نشان می‌دهد که در درونش چه غوغایی است و هرچند که در فیلم‌های دیگر، شخصیت مده‌آ گونه گلشیفته فراهانی، کاملاً مستحیل و نابود می‌شود اما او کماکان در همین قالب یونانی باقی‌مانده است.




اینگونه است که پرسوناژ سینمایی گلشیفته فراهانی هم ‌اینک نیز در هالیوود، برآمده از الهگان انتقام‌جویی است که تن به خستگی نمی‌دهد و مویه و زاری نمی‌کند و اغلب رویاروی مردان مستبد و ریاکار قرار می‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر، سینمای غرب سعی دارد تا همان کهن‌الگویی را که در فیلم زنان شگفت‌انگیز ( Wonder Woman ) رقم زده است را به نوعی در نسخه بدل ایرانی آن و به‌صورت رقیق‌تر برای گلشیفته فراهانی نیز در نظر دارند.


با این اوصاف می‌توان گفت که گلشیفته فراهانی اگر چه از لحاظ فیزیکی دارای ضعف بازیگری است؛ اما ماموریت پیدا نموده تا به عنوان سلبریتی خود شیفته که روزگاری به واسطه جایگاه و نفوذ خانوادگی خود در عرصه بازیگری آرتمیس سینمای ایران شده بود و ...؛ اکنون به آتنا در سینمای غرب مبدل شود و در کارکرد جدید خود به عنوان سربازی در پازل رسانه ای غرب به ایفای نقش در آثار سینمای استراتژیک غرب بپردازد. سربازی شیفته برهنگی که با کوچکترین اشاره ای حاضر است تا در جلو دوربین عریان شده و از سکسی ترین نقش ها استقبال نماید.


پایان

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.