چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۴۷

اندر احوال سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر (۱)

معاش قبیلگی در لوای دیپلماسی جهانی

سومین روز سی‌وهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماپرس: سی  و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر را می بایست به عنوان پنجمین تجرد و جدایی بخش ملی سینمای ایران از وجوه جهانی و ابعاد بین المللی خود قلمداد نمود. تجربه ای که امسال در پنج سالگی خود به وضوح نشان داد که رویدادی بی هویت و اساسا سردرگم در برزخ منافع شخصی و مصالح قبیله ای خاص در صنعت سینمای ایران است.

محمدعلی سلیمانی / جشنواره جهانی فجر هم با تمامی حواشی خود به اتمام رسید. از حاشیه های مهمی همچون عدم حضور میهمانان خارجی تا اکران ویژه فیلم های حاشیه داری همچون سرکوب و ما همه با هم هستیم گرفته تا در محفل خصوصی بنیاد فارابی و بی احترامی های مکرر دبیر جشنواره به سرپرست سازمان سینمایی و ... که در مجموع موجب شد تا دورهمی رضا میرکریمی بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد و نهادهای متولی، خواستار بررسی دستآوردهای این رویداد هفت روزه شوند. رویدادی که به صورت رسمی و مبتنی بر ادعای شخص دبیر جشنواره، بیش از هشت و نیم میلیارد تومان خرج برداشته است. درحالی که صرف چنین هزینه ای از بیت المال، آن هم در چنین وضعیت اقتصادی کشورمان و به خصوص نوسانات بازار ارز موضوعی است که قطعا به راحتی نمی توان از کنار آن گذشت.



سی  و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر را می بایست به عنوان پنجمین تجرد و جدایی بخش ملی سینمای ایران از وجوه جهانی و ابعاد بین المللی خود قلمداد نمود. تجربه ای که امسال در پنج سالگی خود به وضوح نشان داد که رویدادی بی هویت و اساسا سردرگم در برزخ منافع شخصی و مصالح قبیله ای خاص در صنعت سینمای ایران است. قبیله ای که خود را مالک سینما دانسته و با برگزاری چنین رویدادی در صدد بسط قدرت داخلی خود در اجزای مختلف صنعت سینمای ایران است.



البته معاش قبیلگی را نمی توان تنها نقیصه جشنواره جهانی فیلم فجر دانست و باید بر این نکته توجه داشت که متاسفانه این جشنواره به ظاهر جهانی، در بطن خود فاقد رویکرد کلان بوده و اساسا برای خویش اهدافی استراتژیک متصور نیست و یا حداقل آنکه سعی می کند اهداف استراتژیک خود را در سلایق شخصی برگزارکنندگان محترم، خلاصه نماید. موضوعی که به نحوی ملموس در گزینش آثار راه یافته به بخش های مختلف این جشنواره قابل مرور و ارزیابی است. آثاری که با فقدان حضور هیات انتخاب حرفه ای هنری و سینمایی همراه بودند و انتخاب آن ها تنها بر اساس امیال دبیر جشنواره صورت پذیرفته است که در مجموع بی هدفی مطلق این جشنواره را هویدا می سازد. این موضوع تا به آنجا مضحک و فُکاهی می گردد که تیم برگزارکنندگان جشنواره در مورد گزینش بعضی از آثار به صراحت اعلام می فرمایند که با یک نگاه ژرف نگر خویش، اذن ورود این آثار را به بخش های مختلف جشنواره، صادر فرموده اند.



بیش از چهار سال است که جشنواره جهانی فیلم فجر با تیم مدیریتی و اجرایی ویژه ای تحت اشراف کامل رضا میرکریمی اداره می شود. این گروه از دوستان که عموما از طیف همراهان سینمایی جناب دبیر جشنواره در سال های دور و نزدیک بوده و هستند در طی این سال ها به خوبی توانسته اند از جیب بیت المال بهره ها ببرند و با آزمون و خطاهای بسیاری بر رزومه جشنواره داری خود بیافزایند.



اکنون با گذشت این سال ها و تکمیل فرایند تجربه آموزی جناب دبیر باثبات جشنواره و تیم همراه ایشان، می بایست میزان موفقیت این جشنواره در دست یابی به آرمان های مدنظر را مورد بررسی جدی و به دور از آمارسازی های رایج قرار داد. آمارسازی های ویژه ای که متاسفانه در سال های اخیر متداول شده و به عنوان یکی از وظایف اصلی روابط عمومی ها در بخش های مختلف اجرایی کشور مبدل گردیده است.



قطعا جشنواره ای که تحت عنوان جشنواره بین‌المللی فیلم فجر (Fajr International Film Festival) تعریف و تبیین می شود، منطقا می بایست به دلیل سطح استراتژیک خود، اهداف استراتژیکی را نیز مد نظر داشته باشد که به جهت وجاهت نام گذاری، خاستگاهی برگرفته از مفاهیم تحول و فجر گونه ی نظام مستقر در ایران اسلامی و ماهیت جمهوری اسلامی ایران را در بطن خود داشته باشد. حال باید از دوستان و برگزارکنندگان محترم این جشنواره سوال نمود که به راستی پیگیری اهداف استراتژیک در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به چه نحوی بود؟ و آیا اصلا چنین اهدافی برای برگزارکنندگان این جشنواره موضوعیت دارد؟



البته برگزاری سی  و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر در فصل چهل سالگی انقلاب اسلامی، قطعا می توانست به عنوان فرصتی مغتنم برای تعریف و تبیین اهداف کلان انقلاب اسلامی با زبان و ادبیات سینما باشد. فرصتی در راستای اهداف استراتژیک مد نظر نظام مستقر، برای هزینه  کردِ ویژه ی خود در برگزاری چنین رویداد مهمی. رویدادی که لزوما می بایست به هویت سازی و هویت بخشی آرمان های انقلاب اسلامی با زبان و ادبیات سینمایی همت گمارده و به نزج و گسترش باورهای مدنظر نظام جمهوری اسلامی بر بستر صنعت سینمای جهان تمرکز نماید. این همه در حالی است که نه تنها این جشنواره در برآورده نمودن چنین خواسته ای در عرصه روابط بین الملل ناکام بود بلکه چنین باوری حتی در طیف مجریان این جشنواره نیز وجود ندارد. بخش عمده ای از دست اندرکاران اجرایی این جشنواره، همچون مدیر کاخ جشنواره جهانی فیلم فجر اساسا استقرار نظام جمهوری اسلامی را عامل بدبختی خود انگاشته و به صراحت دغدغه ذهنی خود را چنین بیان می دارند که چهل سال از انقلاب می‌گذرد اما ما یک‌روز خوش دیدیم؟



رضا کیانیان، مدیر کاخ جشنواره جهانی فیلم فجر:

چهل سال از انقلاب می‌گذرد اما ما یک‌روز خوش دیدیم؟ هر روز یک بحرانی است. هر روز یک مکافاتی است. هر روزی یک جوری است که ما حالمان بد می‌شود. ما مردم بدی نبودیم چرا نباید یک روز خوش ببینیم؟ ما چهل سال است که در بحران زندگی می‌کنیم و در این اوضاع طبیعی است که یادمان برود از دوستی هایمان...



گزینش آثار راه یافته به بخش های مختلف سی  و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر به وضوح نشان داد که این جشنواره به ظاهر جهانی فاقد اهدافی استراتژیک است. آثاری که عموما از محتوای مجعولی برخوردار بودند و بی هدفی مطلق این جشنواره و سرگشتگی آن را در عرصه فرهنگی و سینمایی نشان می دهد. مجموع این آثار، اصالت برگزاری چنین رویدادی را تا به آنجا مضحک می نماید که گویی اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی با بودجه حاکمیت در صدد تبیین دستاوردهای براندازانه خود در عرصه سینمای کشور است!




باید یقین داشت از جشنواره ای که در طی پنج دوره برگزاری، همواره نگاه خود را معطوف شرق و غرب داشته است و حتی پوستر ها و نماد های خود را به وقت ایشان کوک می نماید، نمی توان انتظار خاصی در پیگیری اهداف کلان انقلاب اسلامی داشت و اساسا انتظار تاثیرگزاری چنین جشنواره ای در عرصه روابط بین الملل و توفیق آن در صحنه دیپلماسی عمومی ( Public Diplomacy ) نظام جمهوری اسلامی، انتظاری بیهوده است.


دیپلماسی عمومی (Public Diplomacy) در فرهنگ واژگان اصطلاحات روابط بین الملل که در سال ۱۹۸۵ میلادی توسط وزارت خارجه امریکا منتشر شده این چنین تعریف می شود: «دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آنها اطلاع رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است. ابزار اصلی آن نیز انتشار متن، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون و اینترنت است».

مبتنی بر این تعریف، جشنواره جهانی فیلم فجر نه تنها نقش مثبتی را در صحنه دیپلماسی عمومی نظام جمهوری اسلامی در عرصه روابط بین الملل ایفا نمی کند، بلکه دارای نقش منفی ویژه ای بوده و متاسفانه از کارکردی معکوس در این زمینه برخوردار است.




دو پوستر اصلی سی  و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر را می بایست به عنوان ساده ترین دلیل برای ناکامی این جشنواره در پیگیری اهداف استراتژیک انقلاب اسلامی و کارکرد معکوس این جشنواره در صحنه دیپلماسی عمومی نظام جمهوری اسلامی معرفی نمود. تصویر به کار رفته در یکی از دو پوستر که به عنوان اعلان رسمی این دوره از جشنواره طراحی شده بود، تصویر بدون تغییر از فیلم سینمایی دونده محصول سال ۱۳۶۳ هجری شمسی است که به عنوان یکی از نخستین آثار غربی پسند سینمای ایران در پس از انقلاب اسلامی، توانست مورد توجه جشنواره های خارجی واقع شود و اسباب مهاجرت کارگردان و تقریبا تمامی عوامل اثر را به خارج از کشور فراهم آورد.


ادامه دارد...