یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۳

اندر احوال یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران (۲)

رشد تکنیک در پرتوی مشکلات جدی محتوایی / وقتی چشم انداز متولیان انیمیشن کشور خالیست!

اندر احوال یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران

سینماپرس: امروزه آثار انیمیشن و پویانمایی، به عنوان ابزار صدور فرهنگ و گسترش سیاست های مد نظر قدرت ها در جهان پیرامونی استفاده می شود و از روزگاری که انیمیشن تنها به عنوان وسیله سَرگَرمی و سرگرم‌کننده کودکان معرفی می شد تا حدود زیادی فاصله گرفته و کارکردهای مهمتری در عرصه فرهنگی و اجتماعی و بالاخص تغییرات در سبک زندگی جوامع یافته است.

سیدعلی فاطمی/ امروزه از ابزارهای رسانه ای مختلف که از ظرفیت های هنری مناسبی برخوردار می باشند و به صورت شاخص موضوع مورد بحث یعنی آثار انیمیشن و پویانمایی، به عنوان ابزار صدور فرهنگ و گسترش سیاست های مد نظر قدرت ها در جهان پیرامونی استفاده می شود و از روزگاری که انیمیشن تنها به عنوان وسیله سَرگَرمی (Entertainment) و سرگرم‌کننده کودکان معرفی می شد تا حدود زیادی فاصله گرفته و کارکردهای مهمتری در عرصه فرهنگی و اجتماعی و بالاخص تغییرات در سبک زندگی (Lifestyle) جوامع یافته است.



این در حالی است که کشور ما از یک جهت به لحاظ قرار گرفتن در هجمه فرهنگی دشمن و از سویی دیگر به جهت عقب ماندگی های موجود در طی سنوات گذشته؛ به شدت در معرض آسیب قرار دارد و بنابراین لزوم کار جهادی در این زمینه بالاخص به دلیل مخاطب بودن قشر کودک و نوجوان و اهمیت محتوای ارایه شده مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر کسی پوشیده نیست.



البته در حال حاضر تلاش برخی از مدیران فرهنگی کشور که دغدغه ی جبران خلاهای موجود در این بخش هنری را دارند قابل تقدیر است؛ چرا که با توجه به شرایط کنونی کشور موفق به برگزاری جشنواره جهانی انیمیشن در زمان از پیش تعیین شده و در زمان مقررشدند. اما پرواضح است که صرف برگزاری جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران و اکران حجم زیادی از آثار را نمی توان به عنوان تنها هدف مسئولان امر قلمداد نمود و در این زمینه می بایست رُشد فرهنگی و تربیتی جامعه مخاطب، متناظر با سطح شاخصه های فنی جهان و استانداردهای جهانی، مد نظر مسئولین ذیربط قرار گیرد و از این جهت است که نِیل به چشم انداز ترسیم شده لزوم فرایند نقد و بررسی همه جانبه این آثار را هم از لحاظ فرم و تکنیک ساخت و هم از نظر سطح محتوای و ساختار رسانه ای طلب می نماید.



با بررسی انیمیشن های ارایه شده ایرانی در یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران و با هدف کمک به پیشرفت همه بعدی صنعت انیمیشن در ایران می بایست به نقاط قوت و ضعف این آثار پرداخته و در این رابطه شاید یکی از مهمترین موضوعات را بتوان در نوع تقسیم بندی و جدول پخش جشنواره پویانمایی و تفکیک آثار ایرانی به چند بخش از جمله:

  • بخش مسابقه ایران
  • بخش دانشجویی
  • بخش کودک و نوجوان
  • بخش تلویزیونی
  • بخش تجربی
  • بخش دینی و ارزش های انقلاب اسلامی
  • بخش فیلم بلند

مشاهده نمود که البته این تفکیک به ذات خود قرین با اشکالات فراوانی است که از آن جمله می بایست به حضور تنها انیمیشن بلند ایرانی در این دوره از جشنواره اشاره نمود؛ انیمیشنی با نام آخرین داستان که توسط استودیو هورخش تولید گردیده و به عنوان تنها فیلم بلند جشنواره حضور پیدا نموده بود و این گونه در بخش فیلم بلند، خودش با خودش به رقابت نشسته و در نهایت در این بخش به عنوان برنده جشنواره یازدهم اعلام گردید! و این در حالی است که اصل برگزاری یک جشنواره هنری ایجاد فضای بررسی و مقایسه میان آثار می باشد.



همچنین باید توجه داشت که مجزا کردن بخش دانشجویی از سایر بخش های موجود در این جشنواره به ذات خود تصمیم مناسبی بوده و در خور توجه می باشد؛ اما این نکته قابل تأمل است که تقسیم بندی انیمیشن های دینی و ارزشی در بخشی مستقل تصمیم اشتباه و در حد توهینی بیش نبوده و این در حالی است که متاسفانه در چهل سالگی انقلاب اسلامی، عموم آثار موجود در این بخش چه به لحاظ کمی و از منظر فُرم ساختاری و چه به جهت کیفی و محتوی درون مایه خود، در سطح مطلوبی قرار نداشته و از این جهت است که همچنان دغدغه ی اصلی شاغلان و افراد دست اندر کار در این گونه رسانه ای نیز محل مناقشه می باشد و به واقع همچنان معلوم نیست که آیا برخی فعالان حاضر در بخش دینی و ارزشی از تعهد لازم برخوردار بوده و اساسا اعتقادی به ساخت آثاری با درون مایه های مذکور دارند یا آنکه خود را شاغل دانسته و همچون سایر شاغلین، صرف تخصیص بودجه فعالیت می کنند!؟



لازم به ذکر است که در بخش انیمیشن های دینی و ارزشی با گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی؛ همچنان انیمیشنی با عنوان طرح شده و در شأن انقلاب اسلامی موجود نمی باشد؛ انیمیشنی که از نظر کیفیت و فُرم در جایگاه مناسبی برخوردار باشد و در عین حال بتواند در تمایز آشکار با آثار غیر دینی به تبیین ارزش های انقلاب اسلامی بپردازد و این ارزش ها را با زبانی هنرمندانه و در فُرمی مناسب به مخاطبان خود ارایه دهد و این گونه است که در بین آثار تولید شده نیز نمی توان انتظار تاثیر گذاری بر مخاطب را در نظر داشت زیرا حرفی که برآمده از باور و عقیده صاحب اثر نباشد، قطعا بر مخاطب نیز اثر نداشته و بر دل نمینشیند و از این جهت است که صنعت انیمیشن ایران، توجه بیش از پیش نهادهای انقلابی در تولید آثار و لزوم ورود افراد معتقد و دغدغه مند در این زمینه را می طلبد.




سوای نظر از محتوی آثار و تولیدات به نمایش درآمده در یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران، می بایست بر این مهم تاکید ورزید که در حال حاضر صنعت انیمیشن ایران در جایگاه قابل قبولی از نظر تکنیک قرار داشته و از این جهت است که حضور انیمیشن های نمادین و لایه دار و همچنین حضور آثاری که به لحاظ شاخصه های تکنیکی در سطح بالایی قرار داشته و ... حکایت از پیشرفت ویژه انیمیشن سازی در ایران دارد.


با توجه به اسناد بالادستی فرهنگی کشور که سیاست های فرهنگی از آن نشأت می گیرد؛ باید آثار هنری در خدمت ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی سوق داده شود و صرف ارزش تکنیکی دادن به کار نباید ملاک ارزش گذاری قرار گیرد. بنابراین محتوا و پیام آثار نیز باید با هدف اثر گذاری و رشد سطح فرهنگی مورد بحث و بررسی جدی و دقیق قرار گیرد تا ریل گذاری صحیحی در این مسیر انجام شده و آرمان های مد نظر قابل دسترسی گردد.




بر این اساس در بین آثار ایرانی راه یافته به جشنواره یازدهم، پویانمایی های نمادین و فلسفی قابل توجهی به چشم می خورند که از طرفی نشان از پیشرفت در حوزه انیمیشن و توسعه آن در راستای نزدیک شدن به کارکرد این ابزار هنری در جهان را در پی داشته و امیدوار کننده است و از سوی دیگر بر لزوم حفظ و گسترش سطح درک و شناخت ماهیت و محتوی آثار و افزایش سطح فکری صاحبان تکنیک و فعالان عرصه انیمیشن کشور تاکید می ورزد و بر ضرورت افزایش سطح فهم و اطلاعات متولیان فرهنگی کشور متذکر می شود.


در مجموع فارغ از انیمیشن های مناسب به لحاظ محتوا و پیام در بخش های مختلف داخلی و خارجی، با منظر نقد و نظر نسبت به ماحصل و درون مایه آثار موجود در جشنواره یازدهم، می توان برخی از آثار حاضر در جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران را محصول رویکرد و یا انگاشته های سیاسی ویژه ای دانست. پویانمایی های سیاسی ویژه ای که تولید داخل بوده و به صورت نمادین و یا با صراحت بیان خود، مبانی انقلاب اسلامی و حکومت را به چالش کشیده و آرمان های جمهوری اسلامی را مورد نقد قرار می دهند و این در حالی است که متاسفانه تعدادی از این آثار با بودجه برخی از نهاد ها و سازمان های دولتی و بالاخص مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده و البته به اذعان تهیه کنندگان محترم این آثار، فیلم نامه اولیه دچار تغییر شده و در نهایت پیام مد نظر کارگردان فیلم در آن گنجانده شده است؛ انیمیشن هایی که به بهانه کیفیت و فرم ساختاری و در اصل به دلیل مضامین خاص خود مورد حمایت و تقدیر ویژه جشنواره های غربی قرار می گیرند و بعضا این امر توسط جریان مرموز فرهنگی و سینمایی کشور مدیریت می شود.



بر این اساس نقد انقلاب اسلامی یکی از عمومی ترین محتواهای تولید شده در برخی از آثار جشنواره یازدهم می باشد؛ محتوی ای که منجر به تولید آثاری گردید که به صورت نمادین تولید شده و حتی به بحث اصالت انقلاب اسلامی و چگونگی بوجود آمدن انقلاب اسلامی و افراد دخیل در آن می پردازد و حتی به طرح شبهاتی همچون اینکه پدیده انقلاب اسلامی از بنیان مشروع و مقبول بوده یا خیر!؟ و یا اینکه انقلاب اسلامی، ایران را به چه سمتی سوق داده و در انتها چه دستاوردی به ارمغان خواهد داشت!؟ و یا سرانجام انقلاب چه خواهد شد و همچنین انقلابیون واقعی چه کسانی هستند! و آیا در حال حاضر افرادی که ادعای انقلابی گری دارند همان افرادی هستند که از ابتدا به این عنوان شناخته شدند و بار اصلی مبارزه و انقلاب بر دوش آنان بود یا آن کسانی هستند که به اصطلاح انقلاب را مصادره کرده و کشور را مورد تجاوز قرار دادند!؟ همه این موارد مصداق چالش هایی می باشد که در برخی آثار از جمله انیمیشن های شاخص ما بین امواج (به کارگردانی ایمان نکاحی) و همچنین انیمیشن قهرمان (به کارگردانی کیانوش عابدی) می توان مشاهده نمود.



البته رویکرد برخی از انیمیشن ها نیز فرا مفهوم انقلاب اسلامی و به نوعی نقد حکومت می بود که در این قسمت نیز بحث چگونگی حکومت بر مردم و ظلم و تجاوز مطرح می باشد و از این جهت است که محتوای آثار این گونه می نمایانند که گویا حکومت و حاکمان با بیرحمی تمام در پی تجاوز به مردم و به اسارت در آوردن آن ها بوده و اساسا حکومت موجب سلب آزادی می شود و همه را در بند خود اسیر می کند؛ مردمی که به دنبال رسیدن به حقیقت واقعی و نور خدا در وجودشان هستند و در این مسیر با شیاطین می جنگند و در عین حال آزادی ندارند! و اینکه حاکمان موجب حذف افراد آگاه و عالم از میان مردم می شوند و با حذف یک نفر آگاهی و علم او به افراد دیگر منتقل شده و حکومت ها توان مقابله با آنها را ندارند! که در این راستا می توان از انیمیشن های خوش ساختی همچون روباه (به کارگردانی صادق جوادی) ، حبسی (به کارگردانی احمد خوش‌نیت) و یا انیمیشن آلفابت (به کارگردانی کیانوش عابدی) به عنوان نمونه نام برد.



البته بودند برخی از آثار و تولیدات انیمیشنی ویژه ای که به صورتی خاص به نقد سیاست های انقلاب اسلامی در حال حاضر اشاره می نمودند که با صرف نظر از آثار خارجی در این بخش همانند دو قسمت فوق الذکر، تنها انیمیشن های ایرانی راه یافته به جشنواره مد نظر می باشند. انیمیشن هایی بعضا با پرداختن به بحث جنگ و آثار و تبعات حاصل از آن به نوعی سعی در نقد سیاست های منطقه ای انقلاب اسلامی داشته و این درحالی است که انقلاب اسلامی در راستای آرمان های ترسیم شده به جهت دفاع از مستضعف و ایستادگی در برابر مستکبر و همچنین برای حفظ منافع خود تصمیم به حضور در کشور سوریه گرفت و به تبع آن شهدایی را در این مسیر تقدیم نمود و اکنون افرادی که از دور هم دستی بر آتش نداشته و اساسا از چنین فهمی بی بهره می باشند و ...، به دلایل ظارها انسانی! مخالف هرگونه جنگی بوده و با ادعای مقابله با جنگ طلبی در بین افراد جامعه از مدیر و مسئول گرفته تا افراد عادی منتقد سیاست انقلاب اسلامی می باشند.



این تفکر در برخی از آثار اکران شده یازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران مشهود بوده و در گامی فراتر حتی با ترسیم فلاکت و بدبختی خانواده های شهدا و در معرض خطر بودن مردم سعی می نمایند تا به نوعی این همه سیاهی را حاصل سیاست های جنگ طلبانه انقلاب اسلامی معرفی و آن را به نمایش گذارند که در این میان می توان از مجموع آثار موجود به انیمیشن های شاخصی همچون چشم انداز خالی (به کارگردانی علی زارع قنات‌نوی) و تا حدی پویا نمایی کوتاه صفر درجهبه (به کارگردانی امید خوش‌نظر) اشاره نمود؛ آثاری که به صراحت به نقد سیاست های انقلاب اسلامی پرداخته و این درحالی است که حتی انیمیشن چشم انداز خالی موفق به دریافت جایزه از جشنواره یازدهم نیز می شود.



البته نقد انقلاب اسلامی در فصل چهل سالگی آن محدود به رویکردهای سیاسی و ابعاد حاکمیتی آن نشده و بعضا همراه با  قباحت زدایی از مبانی ارزشی انقلاب اسلامی می باشد که در این عنوان کلی به محتوای پویانمایی های ایرانی و خارجی می توان اشاره نمود که تناسبی با فرهنگ و بالاخص سبک زندگی ایرانی و اسلامی نداشته و در تلاش برای قبح زدایی از برخی هنجارها و یا در پی ترویج برخی از ناهنجاری ها می باشند.



ناگفته نماند که شاید بتوان این استدلال را مطرح نمود که به دلیل عدم پخش آثار جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران در رسانه ملی و قرار نگرفتن این انیمیشن ها در معرض دید عمومی و تنها اکران جشنواره ای برای افراد متخصص این حوزه، نمایش مسائل مد نظر آسیب زا نبوده و چاره ای جز اکران آنها با توجیه و تفسیر وجود ندارد، بلکه سانسور و حذف موجب دور ماندن از فضای بین الملل گشته و متعاقبا مانع پیشرفت هنرمندان داخلی و به صورت کلی نزول سطح کمی و کیفی پویانمایی کشور می گردد که این استدلال کاملا صحیحی می باشد. اما باید توجه داشت که رویکرد جشنواره تهران در راستای این استدلال می باست به نحوی تصحیح گردد که ذائقه و سلیقه هنرمندان حاضر در جشنواره تحت تاثیر این آثار تغییر نیابد و به کپی برداری و دنباله روی از نسخه های ارایه شده متمایل نگردد.



منظور از تنظیم رویکرد جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران این است که جشنواره ضمن عرضه عمومی تمامی تولیدات انیمیشنی در کشور و ایجاد شناخت واقعی از فضای کلی پویانمایی در کشور و ... سعی نماید تا آثاری که از تناسب مناسب با فرهنگ و بالاخص سبک زندگی ایرانی و اسلامی برخوردار نمی باشند به الگوی انیمیش سازان جوان مبدل نگردند و ذائقه و سلیقه هنرمندان حاضر در جشنواره را متاثر از خود نسازند و ... که در این راستا شاید یکی از بدیهی ترین و ابتدایی ترین اقدامات ممکن عدم اختصاص جوایز به این گونه از آثار می باشد و از این جهت موضوع اختصاص جایزه به آثار معلوم الحال و تایید و تشویق این گونه آثار از سوی مسئولین امری غیر قابل اغماض بوده و از اشکال جدی برخوردار است.




قطعا یکی از تمایزات آشکار در سبک زندگی ایرانی و اسلامی موضوع شرابخواری و می گُساری است و این در حالی است که توجه به سیاست های مد نظر معارضان با سبک زندگی اسلامی و ترویج استفاده از الکل در راستای گسترش فساد و فحشا در کشور موضوعی کاملا عیان بوده و سبب شده تا ایشان از هر روشی برای اشاعه فرهنگ شرابخواری در جامعه ایران استفاده نمایند و متاسفانه در میان انیمیشن های اکران شده در جشنواره تهران نیز این موضوع به صورت ویژه ای قابل مشاهده می باشد.



باید توجه داشت که ترسیم شرابخواری به ذات خود موضوعی قباحت زدا و از مصادیق ترویج فحشا بوده و عموما به ترویج این ناهنجاری در بسترهای اجتماعی جامعه منجر می شود؛ پس این نوع ترسیم عریان حتی در آثار غیر ایرانی جشنواره همچون انیمیشن خوب و قابل تقدیر این کیک شگفت انگیز!  نیز امری مردود قلمداد می شود. انیمیشنی که علارغم دارا بودن موضع مناسب در تقابل و تبیین استعمار و ... دچار چنین اشکال و ایراد مهمی می باشد. ایرادی که به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نبوده و قطعا حذف صحنه های مستقیم شرابخواری از چنین اثر موجهی نمی تواند خللی در روند کلی داستان و رساندن مفاهیم آن ایجاد نماید.




البته یکی دیگر از تمایزات ظاهری شاخص در سبک زندگی ایرانی و اسلامی موضوع رقص می باشد که در این راستا پرداختن به مقوله ی موسیقی و رقص در برخی از آثار ارایه شده ایرانی با اغماض از آثار خارجی، باعث ترویج و توجه هر چه بیشتر به این موضوع و در نتیجه منجر به قبح زدایی و توسعه ی فرهنگ رقاصی در جامعه می گردد؛ چرا که اکران پویانمایی هایی با محتوای مختص موسیقی و رقص در جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران و بالاخص برگزاری نشست خبری و نقد و بررسی از برای این گونه آثار موجب جلب توجه بیشتر و به نوعی الگوسازی از آنها می شود و این درحالی است که اساسا راهیابی آثاری همچون Blank به جشنواره یازدهم جای تعجب داشته و ملاک گزینش جشنواره تهران در انتخاب پویانمایی هایی همچون یکی بود یکی نبود که به صورتی محوری به نمایش رقص زنان می پردازد را با ابهامات جدی مواجه می سازد.


همچنین عدم استفاده از المان ها و نشانه های مطرح در سبک زندگی ایرانی و اسلامی و پوشش زنان و بالاخص ترسیم صحنه های جنسی را می بایست یکی دیگر از مغایرات رایج در برخی از آثار جشنواره یازدهم برشمرد و این در حالی است که با در نظر گرفتن بحث اکران یا عدم اکران فیلم های خارجی در جشنواره، کپی برداری از این آثار در تولیدات ایرانی موضوعی کاملا روشن است و این کپی برداری موجب شده تا متاسفانه اکثر تولیدات داخلی عموما فاقد نشانه های ایرانی و اسلامی باشند.



البته برخی از تولیدات نیز به صورت تلفیقی اقدام به ایرانی سازی و تنطیم فضای کپی برداری شده نموده و این همه در شرایطی است که این تلفیق نا مناسب بالاخص در موضوع پوشش و لباس، منجر به آسیب فرهنگی و نهادینه شدن موضوع بد حجابی و بی حجابی در جامعه گردیده و تقریبا عموم آثار و تولیدات انیمیشنی را در بر می گیرد.



سوای نظر از پخش رسمی و حضور تولیدات انیمیشنی در فضای رسانه ملی و...؛ بسیاری از آثار در دسترس عموم جامعه قرار خواهد گرفت و در این شرایط متاسفانه به نظر می رسد که رویکرد اعمال شده متولیان امر  سبب شده تا به بهانه و با توجیه استفاده از شخصیت های عروسکی و حضور کاراکترهای نقاشی شده در صنعت پویانمایی محدودیتی در بحث پوشش و ارتباطات و حتی ترسیم صحنه های جنسی پنهان و بعضا نمایش اروتیک (Erotic) و ... اعمال نشده و به همین دلیل موجب حساسیت زدایی در این بخش و حضور لجام گسیخته بالاخص در تولیدات آینده می گردد.




البته حضور آموزه های غربی و بالاخص پیگیری فرامین سند ۲۰۳۰ (۲۰۳۰ Agenda ) نیز موضوع دیگری است که می توان به صورتی شاخص در برخی از آثار جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران مشاهده نمود و در این میان موضوع خشونت علیه کودکان و مبحث تجاوز به کودکان از موضوعات حایز اهمیت و مطرح در جشنواره یازدهم می باشد و از این جهت اختصاص دو جایزه متفاوت جشنواره تهران به دو اثر پویانمایی با موضوع تجاوز کودکان، در کنار سایر آثار موجود در این جشنواره قطعا از موضوعات قابل درنگ و بررسی می باشد.


اساسا اختصاص تندیس طلایی بهترین اثر دانشجویی به فیلم بُز کوچولوی من (به کارگردانی توموکی میساتو از ژاپن) که دارای محتوا و اقتباس معناداری در رابطه با تجاوز خانگی به کودکان است و یا اهدای جایزه ویژه هیات داوران به فیلم دختر شرور (به کارگردانی آیچه کارتال از فرانسه و ترکیه) که شخصیت خاص آن قابل تأمل است و ... را می توان به نوعی در راستای ترویج آموزه های سند ۲۰۳۰ (۲۰۳۰ Agenda) و تبلیغ مبانی آن در فضای پویانمایی کشور ارزیابی نمود که متاسفانه با غفلت متولیان امر همراه شده است.



به دلیل حساسیت های موجود بر سر اجرا یا عدم اجرای سند ۲۰۳۰ (۲۰۳۰ Agenda) و تنظیم روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه مبتنی بر آموزه های دیکته شده غرب در قالب اهداف توسعه پایا (Sustainable Development Goals (SDGs)) و مغایرت های آشکار این سند با برخی مبانی سبک زندگی ایرانی و اسلامی قطعا ترویج و تبلیغ یک سویه این سند آن هم به عنوان ابزاری از برای جلوگیری از موضوع خشونت علیه کودکان و مبحث تجاوز به کودکان و ... موضوعی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت و یا با دید اغماض به آن نگریست.



همچنین حضور انیمیشن هایی با محتوای ضد دینی هم در بین آثار ایرانی و هم در بخش بین الملل نیز موضوع قابل توجه دیگری است که اگر چه در بخش آثار غیر ایرانی به نقد دین مسیحیت پرداخته و عموما بحث انکار غیب و باورمندی به آن را دنبال مینماید؛ اما این سیر رفتاری به سبب همان روحیه کپی برداری در بخش فیلم های داخلی نیز به چشم می خورد.


اگر چه از منظر برخی کوته نظران ممکن است در این بخش بدلیل پرداختن به دین مسیحیت پخش فیلم ها قابل توجیه باشد اما باید توجه داشت که مفاهیم حواشی این گونه آثار آن فرادینی بوده و ناخودآگاه به صورت کلی ادیان مختلف آسمانی را مورد نقد قرار می دهد.




همچنین در بین آثار ایرانی می توان به انیمیشن های نمادینی اشاره نمود که به بحث چند خدایی و ترویج حضور الهه ها مختلف می پردازد و یا موضوع تناسخ را دنبال می نمایند که در این راستا به عنوان مثال می توان از پویانمایی ایرانی خورده شده (به کارگردانی محسن رضاپور) و انیمیشن خارجی و سراسر نماد غوطه ور شدن در شگفتی (به کارگردانی آریاسب فیض) نام برد.


در مجموع پوچ گرایی و مضحک نشان دادن دین و به طور کل نگاه انتقادی به دین در بسیاری از آثار هنری خارجی دیده می شود و این در حالی است که این گونه از آثار به خوبی از تکنیک پویانمایی به عنوان ابزار انتقال پیام استفاده شده است؛ پیامی که توسط تصمیم سازان تولید و در راستای سیاست های مد نظر ایشان استفاده می شود.



همچنین باید توجه داشت که تولید انیمیشن هایی با محتوای به سخره گرفتن دین و افراد دین دار و القای به پوچی رسیدن آن ها وسیله مناسبی برای مقاصد دین زداییس می باشد و به عنوان نمونه این محتوا را می توان در انیمیشن هایی نظیر بابابزرگ گراز دریایی (به کارگردانی لوکرس آندرا) به وضوح مشاهده نمود؛ اثری شاخص که اتفاقا در جشنواره یازدهم موفق به دریافت جایزه گردید.



در پایان بار دیگر می بایست بر این واقعیت توجه داشت که همانا این پیشرفت تکنیکی و حضور موفق از لحاظ فُرم انیمیشن سازی در آثار موجود جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران در شرایطی است که با بررسی در ابعاد محتوایی آثار جشنواره یازدهم می توان گروهی از انیمیشن ها را مشاهده نمود که پیام حاصل از آن ها کاملا مشخص در مسیر تقابل با اهداف و مبانی نظام برگزار کننده جشنواره است و نیاز چندانی به تلاش برای فهم عمقی ندارد و از طرفی تعدادی از آثار نیز مشهود است که جنبه نمادین داشته و دریافت معنا و مفهوم آن نیاز به اطلاعات وعلم نماد شناسی و قدرت درک و شناخت ماهیت آثار در درجه اول از سوی مدیران مربوطه و پس از آن در مخاطب را طلب می کند.