چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۰

ابتذال در سینمای ایران (۶)

وقتی ابتذال با فتنه ۸۸ گسترش پیدا می کند

فتنه 88- نه دی

سینماپرس: میراث برجای مانده از حدود سی سال حاکمیت جریان مرموز فرهنگی بر کشور موضوعی نبود که بتوان آن را به یکباره و با حضور دولتی متفاوت در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی، تغییر و تحول داد. از طرف دیگر عدم توجه دولت نهم به موضوع فرهنگ که با حفظ و ابقای منابع انسانی معلوم الحال همراه بود، موجب گسترش ابتذال در عرصه تولیدات هنری و بالاخص در صنعت سینمای کشور شد.

محمدرضا شاه حسینی/ میراث برجای مانده از حدود سی سال حاکمیت جریان مرموز فرهنگی بر کشور موضوعی نبود که بتوان آن را به یکباره و با حضور دولتی متفاوت در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی، تغییر و تحول داد. ابتذال میراثی برجای مانده از دوران پهلوی در پیش از انقلاب اسلامی بود و پس از انقلاب نیز به سبب غفلت و ناآگاهی و بعضا غرض و مرض برخی از متولیان رسمی فرهنگ و هنر در طی سی سال حاکمیت مطلق خود، در جای جای فرهنگ و در شقوق مختلف هنر رسوخ نموده و در این میان فُرم و محتوی بسیاری از آثار و تولیدات سینمایی را در بر گرفته بود.



پس اگر چه حضور دولت نهم به عنوان یک دولت ارزشی و برخواسته از آرمان های انقلاب اسلامی موضوعی بود که نظم مدیریتی کشور را دستخوش تغییرات اساسی ساخته و تحولی چشمگیر در شرایط بسته مدیریت کشور ایجاد نمود و ...؛ اما باید توجه داشت که این تغییرات با تمرکز ویژه بر حوزه اقتصادی و سیاسی کشور صورت پذیرفت و اساسا موضوع فرهنگ در ابتدای دولت نهم از موضوعیت برخوردار نبود.



عدم دغدغه مندی دولت نهم در موضوع فرهنگ و هنر سبب شد تا مدیریت اجرایی ضعیفی انتخاب و متولیان فرهنگی کم توانی در عرصه اجرایی کشور حضور پیدا نمایند. مدیرانی که اگر چه در ظاهر از دغدغه های لازم برخوردار بودند؛ اما در واقع خود را ناتوان از تحول در عرصه فرهنگی و هنری کشور یافته و سعی در حفظ وضعیت موجود و عدم دگرگونی در میراث برجای مانده از سی سال حاکمیت جریان مرموز فرهنگی داشتند و در این راستا اقدام به حفظ و ابقای منابع انسانی معلوم الحال نموده و با بکارگیری گسترده از مدیران میانی مرتبط و بعضا دست نشانده جریانات مرموز فرهنگی پس از انقلاب و ... به پیگیری همان مسیر گذشته در هنر و بالاخص در صنعت سینمای کشور مبادرت ورزیدند؛ البته این بار تحت نشان و عنوان اصولگرایی!



عدم توجه دولت نهم به موضوع فرهنگ و به تبع آن گسترش ابتذال در در عرصه تولیدات هنر و بالاخص در صنعت سینمای کشور؛ که محصول تداوم حاکمیت جریان مرموز فرهنگی، تحت لوای مدیران کم توان و یا ملون در دولت نهم بود. تا به آنجا وخیم و شدید گردید که امام امت، به صورتی صریح در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی، دولت را موظف در توجه ویژه به امر فرهنگ و هنر نموده و از این جهت در دیدار رییس جمهور و اعضای هیأت دولت، به صورت موکد از ایشان خواستند تا از بخش فرهنگ رفع مظلومیت نمایند!


نکته‌ی بعدی که می خواهم سفارش کنم، این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومی است. الان در گزارش آقای رئیس‌جمهور، اصلاً اسمی از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویت‌بندی ها این اولویت فدای اولویت های دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهی وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر. واقعاً مسأله‌ی فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلی از مشکلات جامعه‌ی ما با فرهنگ‌سازی حل می شود. توجه بکنید که امروز، عمده‌قوای دشمنان ما در جبهه‌ی فرهنگی دارد کار می کند. این جنگ های روانی، این فعالیتهای فرهنگی، این بودجه‌های پنهان و آشکاری که برای منحرف کردن ذهن ها می گذارند، همه‌اش مربوط به مسئله‌ی فرهنگ است. فرهنگ مثل هواست که انسان وقتی  که این هوا را استنشاق کرد، با هوایی که استنشاق کرده و با آن جانی که گرفته، میتواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقیه‌ی کارها همه برخاسته‌ی از آن‌چیزی است که شما استنشاق کرده‌اید.

امام خامنه ای در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت- ۱۳۸۶/۰۶/۰۴




البته این فرمایشات هیچ گاه در دولت نهم به صورت اساسی مورد پیگیری قرار نگرفت و تنها موجب شد تا مقداری از یکه تازی جریانات معلوم الحال در عرصه فرهنگی کشور بکاهد و پس از گذشت دوسال از استقرار دولت نهم، حضور چند مدیر جدید را در فضای بسته هنری و بالاخص در مصادر سینمایی موجب شود؛ مدیرانی کم تعداد و البته ارزشی و دغدغه مندی که در سال های پایانی دولت نهم بر سر کارآمده بودند. مدیرانی که با انبوهی از مشکلات برجای مانده از سی سال حاکمیت جریان مرموز فرهنگی مواجه گردیده بودند.


حضوری حداقلی که به نوبه خود مغتنم بود و می توانست موجب شود تا صنعت سینمای کشور مقداری از فضای تولیدات مبتذل و غلبه آن در آثار سینمایی فاصله گرفته و توانمندی لازم از برای بازگشت به آرمان های فرهنگی انقلاب اسلامی را در خود حس نموده و اتفاقی که با تولید حداقلی آثاری نظیر ملک سلیمان، راه آبی  ابرشیم آغاز شد.



البته آغاز این مسیر در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی، به سرعت منتهی به سال های پایانی دولت نهم گردید و این در حالی بود که در سال ۱۳۸۸ جمهوری اسلامی ایران درگیر اغتشاشاتی شد که به ظاهر در اعتراض به نتیجه انتخابات صورت گرفت؛ اما در واقع ماحصل برنامه ریزی های مستمر دشمنان در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود.



فتنه ۸۸ طرح ریزی  پیچیده ای بود که بخشی از مجریان آن را همان طیف جریانی مرموز و مدیریت فرهنگی در طی ۳۰ سال ابتدایی انقلاب اسلامی تشکیل می داد؛ طیفی انحصارطلب که تاب حضور گفتمان جدید در عرصه مدیریتی کشور را نداشته و هم راستا با نقشه بیگانگان در صدد تغییر شرایط و رِفرم انقلاب اسلامی برآمده بودند.



در واقع فتنه ۱۳۸۸ هجری شمسی در ایران اسلامی را می بایست نتیجه دهه ها تهاجم و شبیخون به فرهنگ و قتل عام فرهنگی خاموش نسل های متمادی این کشور در طی ۳۰ دهه نخست انقلاب اسلامی قلمداد نمود که تحت سناریوهای تدوین شده دشمنان و تصمیم سازان غربی از برای فروپاشی نظام اسلامی صورت پذیرفت و متاسفانه مجریان این تصمیم نیز بسیاری از همان عناصر فعال و مدیریان جریان ساز کشور در سه دهه گذشته می بودند و این گونه بود که نظام سلطه تمام توان خود را به کار گرفت تا محصول بذرهای کاشته در مغز و قلب ملت ایران را به واسطه همین قِسم از مدیران برداشت نماید و البته در این مسیر ناکام ماند و ایستادگی رهبری انقلاب و ملت مسلمان ایران موجب شد تا بار دیگر نصرت الهی شامل ایران اسلامی گردد و در ۹ دی ماه ۱۳۸۸ هجری شمسی، بساط فتنه جمع و دشمنان این مرزوبوم به ذلت کشیده شوند.



البته باید توجه داشت که در شرایط پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ هجری شمسی، به شدت فضای هنری و بالاخص سینمایی کشور ملتهب گردید و برخی از فعالان عرصه فرهنگی کشور به عنوان پیاده نظام فتنه درآمده و با هدایت و رهبری سران فتنه، در شورش علیه حاکمیت نقش اجرایی موثری ایفا نمودند و در همین ایام در تقابلی لجبازانه با تولید آثار مستحجن و ساختارشکنانه، به مقابله با مبانی انقلاب اسلامی مبادرت ورزیده و از این جهت است که در این دوره تولید آثار بی ارزش و مبتذل با رشد مواجه گردید.



از این منظر می بایست افزایش حجم تولید آثار مبتذل و ساختارشکن از لحاظ فرم و محتوا را که در تعارض آشکار با اصول تفکری دولت نهم و دهم می بود را محصول همین جو و شرایط سنگین کشور در دوران فتنه ۸۸ قلمداد نمود؛ دورانی که به یکی از مقاطع حساس انقلاب اسلامی مبدل ساخت و موجب شد تا آثار سینمایی مبتذل و هنجارشکنی اکران و در معرض عمومی جامعه قرار گیرد.



ادامه دارد...

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.