تجربه ناموفق ساخت فیلم های فانتزی کودکانه و فیلم «مردن به وقت شهریور» که آن هم درباره نوجوانان بود ثابت کرد هاتف علیمردانی بهتر است به سراغ فیلم هایی برای بزرگسالان برود و دور رده سنی کودک و نوجوان را خط بکشد.
«کوچه بی نام» شرح مقطعی کوتاه از زندگی یک خانواده تهرانی در محله ای با بافت سنتی و قدیمی است. جو آرام خانواده آبرومند حاج مهدی که زندگی خوب و خوشی دارند با شروع سلسله حوادثی بر هم می ریزد و کم کم رازهای افراد این خانواده بر ملا می شوند و ...
قصه سومین فیلم اجتماعی علیمردانی نه تازه است و نه ویژگی فوق العاده ای دارد اما کارگردان با هوشمندی قصه تکراری اش را با شرایط امروز جامعه اداپته کرده است به طوری که تکراری بودن سوژه نه تنها توی ذوق مخاطب نمی زند که او را برای پیگیری ماجرای خانواده حاج مهدی مشتاق می کند. کاراکترهای فیلم آدم هایی از جنس خودمان و افرادی که دوروبرمان در جامعه فعلی می بینیم هستند و این در جشنواره ای که پر شده از آدم های تقلبی و ساختگی که انگار از کره ای دیگر آمده اند و به زبان فارسی حرف می زنند مزیت بزرگی محسوب می شود!
حُسن دیگر فیلم بازی های بسیار خوب ان است به طوری هیچ بازیگر دیگری را نمی توان به جای بازیگران این فیلم تصور کرد .باران کوثری، فرشته صدر عرفایی و فرهاد اصلانی یکی از بهترین بازی هایشان را در این فیلم داشته اند و بی شک نقش پر رنگی در موفقیت فیلم دارند.
فیلمنامه هاتف علیمردانی دقیق و ظریف و پرجزئیات نوشته شده است و تا بخش پایانی هم این ظرافت و روند موفق ادامه پیدا می کند اما در بخش پایانی قصه و جایی که راز پدربرملا می شود علیمردانی به شیوه ای عجیب و در تضاد با ظرافت اعمال شده در فیلمنامه کل داستان را از زبان حاج مهدی برای مخاطب تعریف می کند و تلاشش برای شیر فهم کردن تماشاگر تصویر ظریف فیلمنامه در بخش پایانی را به شدت مخدوش می کند. وقتی فیلمنامه تا سکانس های نهایی تا این حد خوب پیش رفته چه لزومی به داستان سرایی حاج مهدی بود؟ آیا امکان تفهیم ماجرا به مخاطب به شیوه ای ظریف تر و هوشمندانه تر وجود نداشت؟
باوجود گل درشت بودن فیلمنامه در بخش پایانی و سکانس نچسب نهایی که با کلیت کاملا رئال فیلم در تضاد است و حالت انتزاعی اش توی ذوق می زند و شعاری از آب درآمده ، آخرین فیلم علیمردانی انقدر ویژگی مثبت دارد که بتوان به آن با خیال آسوده لقب یکی از بهترین فیلم های جشنواره امسال را دارد. فیلمی که ادعای روشنفکری و متفاوت بودن ندارد و قرار است برای جذب مخاطب قصه تعریف کند و آنقدر قصه اش را راحت و بی لُکنت و بی ادا تعریف می کند که بر دل می نشیند.
ارسال نظر