جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۳

با فیلم‌های فجر31 / دربند

تناقضهای یک تراژدی هولناک

فیلم دربند

سینماپرس-گروه نقد/ سید سعید هاشم زاده

فیلم جدید شهبازی با مولفه‌های فیلم های پیشینش اجین است. داستان حول محور ارتباطاتی که در دوران اکنون جامعه گسترش یافته و کاراکترها و لوکیشن‌های اثر از همین بافت جوان شهری انتخاب می شود. اما دربند فاصله ای با تمامی فیلم های شهبازی نیز دارد و آن تراژدی هولناک اثر است. شهبازی همانند تراژدی های کلاسیک شخصیتی را در موقعیت انتخاب قرار می دهد و این عنصر انتخاب است که شخصیت را دچار اشتباه کرده و هامارتیای کاراکتر عیان می شود.

شهبازی به خوبی چیدمان موقعیت ها را پیش می برد و قدم به قدم با توجه به ضعف شخصیت محوری داستان او را از بحران به دل فاجعه می کشاند. دختری دانشجو که از شهرستان به تهران آمده تا دوره تحصیلی پزشکی را بگذراند موفق به دریافت خوابگاه نمی شود و در نتیجه مجبور به گرفتن یک اتاق و هم خانه شدن با دختری ناشناس می شود. محفل خانه ای که در آن اتاق اجاره کرده است و نیز شخصیت صاحب خانه با بازی پگاه آهنگرانی او را وارد بازی ناخواسته ای می کند که در نهایت مرگ یکی از شخصیت ها را به دنبال دارد....

مسئله ای که شهبازی را از دیگر فیلمنامه نویسان جشنواره متمایز می کند درک صحیح تراژدی در بستر داستانی است. در فیلمهای موجود در جشنواره و حداقل در چندین سال اخیر فیلمنامه ای وجود نداشته تا قدم به قدم شخصیت بیافریند او را در انتخاب قرار داده بحران خلق کند و بوسیله ضعف شخصیتی قهرمانش را به عمق فاجعه ببرد! از تمام این چینش ها مهم تر پایان اثر است که شهبازی به شکلی دوگانه و متناقض آن را می آفریند.

شهبازی شخصیت نجات‌دهنده قهرمان اثر را با درک تراژیک شخصیتی اش به دام مرگ می کشاند، تصادف در بزرگراه نخستین پایانی است که برای فیلم در نظر می گیرد؛ و دومین پایان در دوسکانس صورت می گیرد شخصیت اصلی در دادسرا جواب قاضی را داده و در سکانس مرتبط بعدی روبروی آگهی ترحیم نجات دهنده اش حضور دارد. با این تفاسیر باید گفت شهبازی کامل ترین پایان و نتیجه گیری را در اختیار تماشاگرش قرار می دهد. به تمامی سوالات پاسخ می دهد، سکانس تیتراژ نخست خود را کامل می کند و با تکمیل تمامی اینها مفهوم خود را می سازد.

این پایان بندی در برابر مقوله "پایان باز" جوابیه و تضادی قابل تامل دارد و در شکل دیگری دارای تناقض است. از این منظر نتیجه گیری دربند با دیگر آثار تضاد پیدا می کند که فیلمسازان و فیلمنامه نویسان دیگر ترجیح می دهند تا با صراحت به تماشاگر پاسخ را منتقل نکنند و اصلا نتیجه گیری را به تماشاگر واگذار و آن را انتقال ندهند، اما شهبازی با جسارتی کلاسیک این کار را انجام می دهد.

تناقض این پایان بندی نیز در این است که صحنه تصادف و یا نخستین پایان اثر پی او وی شخصیتی فرعی در فیلم است. پی او وی که دو بار از از این شخصیت ارائه می شود در صورتی که به غیر از شخصیت محوری، شهبازی دوربینش را هیچ گاه با اندرونی و یا پی او وی شخصیت فرعی همراهی نمی کند. البته می توان برای این کار نیز دلایل گوناگونی تراشید اما شهبازی قاعده و قرار داد خود را در سکانس نخست و پایان بندی اول اثر می شکند و سوالی بی پاسخ باقی می گذارد.

در نهایت فیلم شهبازی را می توان ارائه ای کامل از یک تراژدی مدرن دانست که با محوریت زندگی شهری و نقد روابط اجتماعی پرداختی کلاسیک و کامل دارد.   

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.