«بهمن رضایی» کارگردان فیلم کوتاه «پاپاندری» به عنوان یکی از فیلمهای داستانی حاضر در بخش «وطن به روایت من» چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به محدودیت های مالی موجود در حوزه سینما و تاثیر آن بر سینمای کوتاه اظهار داشت: فقط سینمای کوتاه نیست؛ به نظرم کلیت سینما، مثل تمام صنوف دیگر، تحت تأثیر قرار گرفته است. با توجه به اینکه بخش زیادی از کارهای سینمایی به مسائل لجستیکی مربوط میشود، به تجهیزات نیاز دارید و جدا از آن، دستمزد عوامل فنی و هنری هم روزبهروز گرانتر میشود. در فیلم کوتاه، کارها را میتوان با انگیزه و علاقه بیشتری پیش برد، اما این حوزه هم با چالشهایی روبهرو است.
وی افزود: برای مثال، امسال فیلمی داریم که با ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان ساخته شده و فیلمی هم داریم که هزینه تولیدش ۵ میلیون تومان بوده است. وقتی هر دو را میبینید، ممکن است فیلمی که با بودجه بسیار محدود ساخته شده، حسوحال بهتری به شما منتقل کند. بنابراین، مسئله فقط مسائل مالی نیست. ممکن است بودجه خوبی در اختیار داشته باشید، از جایی رایزنی کرده و سرمایه جذب کرده باشید، اما فیلم همچنان نقصهایی داشته باشد یا نتوانید با آن ارتباط برقرار کنید. در مقابل، بچههایی هستند که از شهرستان به تهران آمدهاند و با علاقه و دلی فیلم ساختهاند و من شخصاً فیلمشان را دیدهام و واقعاً لذت بردهام.
این سینماگر با انتقاد از سلیقهای بودن داوری جشنوارهها، تصریح نمود: جایزه گرفتن در جشنواره کاملاً سلیقهای است و ای کاش اینطور نبود. واقعاً باید شرایط فیلمسازانی را که در شهرستانها فعالیت میکنند، در نظر بگیرند. آنها با محدودیتهای بسیار زیادی مواجهاند و شرایطشان اصلاً با کسی که در تهران به منابع مختلف، مراکز گوناگون و نهادهای دولتی دسترسی دارد، قابل مقایسه نیست. اگر داوران این مسائل را در نظر نگیرند، دیگر نباید بپرسند چرا فیلمساز از بازیگر مطرح استفاده نکرده، چرا دوربین حرفهای نیاورده یا چرا امکانات دیگری در اختیار نداشته است.
او ادامه داد: به نظرم ارزش سینما روزبهروز بیشتر میشود، اما متأسفانه من دستکم تا امروز شاهد چنین اتفاقی نبودهام؛ بلکه برعکس، همیشه این موضوع مطرح بوده که بازیگر فیلم کیست، فیلمبردارش چه کسی است و عوامل آن چه کسانی هستند. شاید در جشنوارههای خارج از کشور این نگاه وجود نداشته باشد، اما من در ایران همیشه به این مسئله نقد داشتهام که بیشتر به ترکیب بازیگران و عوامل توجه میشود. سینمای ما بهشدت تجملگرا شده است. خود من هم یکی از فیلمهایم را به همین شکل و با رویکردی تجملگرایانه ساختهام.
این سینماگر در مورد جدید ترین اثر خود، فیلم «پاپاندری» که یکی از آثار حاضر در بخش «وطن به روایت من» است بیان کرد: پاپاندری، بر اساس یک واقعیت بسیار غمانگیز ساخته شده است؛ درباره پدربزرگی از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب که هر شب به مزار نوهاش میرود، برایش لالایی میخواند و قصه میگوید. بعضی قصهها را باید آنقدر صادقانه روایت کنید که به دل مخاطب بنشینند. فیلم، خواسته یا ناخواسته، خود شما را لو میدهد و احساس واقعیتان را آشکار میکند.
او ادامه داد: این مسئله بهویژه درباره بچههای میناب اهمیت دارد. من آنها را میشناسم و دیدهام. فیلمی که با هوش مصنوعی ساخته شده، آنقدر شعاری است و آنقدر مشخص است که فیلمساز به دنبال شوآف بوده که اصلاً به دل نمینشیند. وقتی آن را میبینید، مدام با خودتان میگویید: ای کاش این فیلم ساخته نمیشد! فیلمساز با ساخت چنین اثری عملاً به خودش گل به خودی زده است.
وی متذکر شد: البته فیلمهایی هم وجود دارند که با موضوع دفاع مقدس ساخته شدهاند و شدت و ابعاد این موضوع در آنها حتی بیشتر است؛ چراکه به هر حال، نسل ما جنگ هشتساله را چندان تجربه نکرده بود و پیش از اتفاقات اخیر، درک و شناخت چندان دقیقی از جنگ نداشتیم. فیلمهایی هم که در آن دوران ساخته میشدند، ...
رضایی با اشاره به اهمیت تجربه زیسته فیلمسازان در باورپذیری آثار دفاع مقدسی، اظهار داشت: بعضی از این فیلمها به دل مینشستند و بعضی دیگر نه. وقتی درباره آثاری که تأثیرگذار بودند تحقیق میکردید یا با فیلمسازشان صحبت میکردید، میدیدید که یا خودشان جانباز جنگ بودهاند یا در خانوادهشان تجربه و زیستی مرتبط با جنگ داشتهاند. همین تجربه باعث میشود اثر باورپذیرتر باشد و به دل مخاطب بنشیند.
او ادامه داد: در مقابل، فیلمسازی که صرفاً برای دریافت بودجههای کلان و به این بهانه که میخواهد فیلم دفاع مقدسی بسازد، وارد این حوزه میشود، گاهی آثاری تولید میکند که نهتنها به دل نمینشینند، بلکه به نظرم بیشتر به رزومه خودش آسیب میزند؛ فارغ از اینکه چنین فیلمهایی در گیشه هم دیده نمیشوند. البته ما فیلمهای دفاع مقدسی داشتهایم که در گیشه هم موفق بودهاند؛ چراکه همهچیز در آنها باورپذیر بوده و حسوحال درستی ایجاد کردهاند.
وی افزود: سازندگان این آثار صرفاً به دنبال استفاده از چهرههای مطرح نبودهاند. در برخی فیلمهای دفاع مقدسی، حتی بازیگرانی حضور داشتهاند که هیچ شناختی از شهدا، جانبازان و افرادی که درگیر جنگ بودهاند، نداشتهاند و صرفاً به دلیل دستمزد خوبی که دریافت کردهاند، در فیلم بازی کردهاند. شما هم بیشتر از من دیدهاید که بازیهای این افراد چقدر غیرقابلباور است؛ بهگونهای که مخاطب مدام میخواهد از فضای فیلم بیرون بیاید.
این سینماگر در ادامه با تأکید بر ضرورت پرداخت مسئولانه فیلمسازان به واقعه میناب، تصریح نمود: به نظر من، در ماجرای میناب هرکسی، در هر جایگاهی که قرار دارد، باید کاری انجام دهد. ما هم بهعنوان فیلمسازان فیلم کوتاه، قطعاً باید ادای دین به شهدای میناب را وظیفه خودمان بدانیم و برای آنها کاری انجام دهیم. البته اینکه این موضوع چه ظرفیتهایی برای فیلمسازی دارد، باز هم به زاویه نگاه شما بستگی دارد. آثاری را دیدهایم که بهصورت مستقیم و شعاری به سراغ شهدا رفتهاند، اما نتیجه کار اصلاً موفق نبوده است. نمیخواهم مثالی بزنم یا نامی از فیلمی ببرم، اما در مقابل، فیلمسازانی هم هستند که واقعاً تحقیق کردهاند.
او ادامه داد: دوستانی دارم که با آنها همکاری میکنم و هنوز هم در میناب حضور دارند و برای ساخت یک فیلم مستند کوتاه خوب تحقیق میکنند. با وجود گذشت این همه ماه، همچنان در کنار کودکانی زندگی میکنند که از این جنگ جان سالم به در بردهاند تا ببینند این بچهها چه شرایطی دارند و وقتی همکلاسیها و دوستانشان دیگر در کنارشان نیستند، چه احساس و حالوهوایی را تجربه میکنند. این موضوع بسیار مهم است. شما به هر حال باید شناخت درستی از موضوعی داشته باشید که میخواهید درباره آن فیلم بسازید.
«بهمن رضایی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: اگر قرار باشد خیلی سریع به سراغ یک سوژه بروید و اثری درباره آن بسازید، نتیجه بیشتر شبیه یک ویدئو کلیپ یا کار تبلیغاتی خواهد بود. اما وقتی عمیقتر وارد داستان میشوید، ابعاد تازهای از موضوع برایتان روشن میشود و دستتان بازتر خواهد بود تا انتخاب کنید از چه زاویهای به آن بپردازید. این رویکرد بسیار بهتر از آن است که فیلمسازان ما بلافاصله پس از شنیدن یک خبر یا اطلاع از شهادت یک نفر، ساخت فیلم درباره او را آغاز کنند.
ارسال نظر