هفتمین جشنواره مجازی بین المللی کتاب که از ۲۶اردیبهشت ماه آغاز بکار کرده بود در ۲خردادماه پایان خواهد یافت. در راستای برگزاری این رویداد فرهنگی «عباس جهانگیریان» نویسنده کودک و نوجوان در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد وضعیت سال های اخیر نمایشگاه کتاب اظهار داشت: متأسفانه هرچه جلوتر میرویم، نمایشگاه کتاب به دلیل کاهش قدرت خرید مردم، فقیرتر میشود. میانگین قیمت یک کتاب، اکنون بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. بنهای کتابی که به دانشجویان یا نویسندگان اختصاص مییابد کافی نیست و تنها کفافِ خرید ۳ یا ۴ کتاب را میدهد؛ این یعنی حمایتها بسیار گذرا و ناکافی است. با درآمدی که مردم دارند چگونه میتوانند ۱۰ یا ۱۵ میلیون تومان برای خرید کتاب در نمایشگاه هزینه کنند؟
وی افزود: اگر سیر نزولی تیراژ کتاب را از دهه ۶۰ تا امروز ببینید؛ تیراژهایی که از ۳۰ هزار، ۲۰ هزار و ۱۰ هزار نسخه در دهههای گذشته، به ۵ هزار و در نهایت به ۲۰۰ نسخه در سال گذشته رسیده است. اگر ناشری ۵۰۰ نسخه هم منتشر کند، وقتی مخاطب و خریدار نباشد، دچار ضرر میشود.
نویسنده کتاب مدرسه فرشتگان بیان کرد: دولت باید به موازات حمایت از ناشر و نویسنده، فرهنگِ کتابخوانی را ترویج کند. تجهیز کتابخانههای مدارس، کمک شایانی به ناشران و نویسندگان خواهد کرد. اما در مقابل، تلویزیون در نهایتِ بیاعتنایی، کتاب را از برنامهسازیهای خود حذف کرده است؛ انگار کتاب در برنامههای تلویزیونی هیچ جایگاهی ندارد و هر جایی که باید چراغِ حمایت از کتاب روشن باشد، اکنون خاموش یا رو به خاموشی است.
جهانگیریان در ادامه گفت و گو با انتقاد از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اظهار داشت: در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همین ارشاد هم در شیوه کار و هم در راهبردهای فرهنگی خود تغییر ایجاد کرده و با آنچه در سایر کشورها به عنوان وزارت فرهنگ و هنر شناخته میشود، متفاوت است. در سایر کشورها تنها یک وزارتخانه برای فرهنگ و هنر وجود دارد، اما در ایران سازمانهای متعددی حضور دارند.
نویسنده کتاب «سایه هیولا» با انتقاد از تعدد نهادهای فرهنگی و تاثیر آن بر بودجه وزارت ارشاد تصریح نمود: اگرچه دقیقاً نمیدانم چه درصدی از بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد به این نهادها اختصاص مییابد، اما شنیدهها حاکی از رقم بالایی است. این موسسات و نهادها بیشتر ماهیت تبلیغاتی دارند تا فرهنگی و هنری؛ و عمدتاً در قم، مشهد یا تهران مستقر هستند. حتی اگر ناشری در میان آنها باشد، بیشتر فعالیت تبلیغاتی انجام میدهد تا کار فرهنگیِ اصیل.
او ادامه داد: این نهادها باید زیرمجموعه سازمانهایی مانند اوقاف، آستان قدس، بنیاد مستضعفان و سایر نهادهای مذهبی قرار گیرند که بودجههای مشخصی برای تبلیغ دین و ترویج مذهب دارند. اگر این اتفاق بیفتد و وزارت فرهنگ و ارشاد به ماهیت اصلی خود یعنی «وزارت فرهنگ و هنر» بازگردد، طبیعتاً بخشی از مسائل مالیاش حل میشود.
جهانگیریان با بیان این مطلب که بخشی از نارساییهای عملکردی این وزارتخانه به بودجه بازمیگردد؛ متذکر شد: بودجهای که دولت پیشنهاد میدهد و مجلس تصویب میکند. متأسفانه نه در دولت و نه در مجلس، دیدگاههای فرهنگی و هنری به آن معنا وجود ندارد و حامی فرهنگ و هنر نیستند. حضور هنرمندان نویسنده، فیلمساز، نقاش، خوشنویس یا تئاتری در کمیسیون فرهنگی مجلس بسیار کمسابقه است.
وی افزود: نگاهِ موجود به فرهنگ و هنر بیشتر تبلیغاتی است و در حوزههای تبلیغات دینی و سیاسی قرار میگیرد. گام اول این است که وزارت فرهنگ به جایگاه واقعی خود بازگردد، بودجه مختص خود را داشته باشد و صرفاً از فرهنگ و هنر حمایت کند؛ همچنین کار ارشاد به نهادهایی سپرده شود که ساختار مذهبی دارند و مشخصاً برای این امور بودجه دریافت میکنند.
نویسنده کتاب های «جنک که تمام شد بیدارم کن» و «قصه های هفت پیکر» در مورد ضعف عملکرد طرح «گرنت» معاونت فرهنگی، بیان کرد: کتابی از من سه سال پیش توسط یک مترجم ارمنی ترجمه شد، اما تا امروز طرحی که به نام «گرنت» در وزارت ارشاد هست، دستمزد آن مترجم را پرداخت نکرده است. این برای کشور ما از نظر حیثیتی مسئلهساز است؛ چون بعد مینشینند و حرف میزنند و در واقع نگاه خوبی پیدا نمیکنند و میگویند به ایرانیها اعتماد نکنید؛ اگر در طرح گرنت قراردادی با ایرانیها میبندید، همان اول پولش را بگیرید یا دستکم ۵۰ درصدش را دریافت کنید. من این را شنیدهام و خب این موضوع، اعتبار کشور و اعتبار ملی را زیر سؤال میبرد.
جهانگیریان با اشاره به مشکلات معیشتی فعالین حوزه نشر بخصوص نویسندگان اظهار داشت: نوشتن یک رمان برای یک نویسنده، حداقل شش ماه زمان میبرد؛ مخصوصاً برای کسی مثل من که وسواس نوشتاری دارد، برای نام خودش اعتبار قائل است و تلاش میکند کاری بنویسد که عیب و نقص کمتری داشته باشد. حداقلِ حداقل باید شش ماه وقت بگذارد؛ من خودم گاهی یک سال.
او ادامه داد: بعد از تمام شدن کار، نویسنده متن را به ناشر میدهد. ناشر برای پاسخ دادن خوشبینانه سه چهار ماه زمان میگذارد. اگر هم شورا تصویب کند و ناشر تصمیم به چاپ بگیرد، قرارداد میبندند؛ مثلاً ۱۰ یا ۱۲ درصد. اما انتشار کتاب گاهی تا سه سال طول میکشد؛ یعنی از یک سال تا سه سال. الان هم در بازار فعلی، خیلی از ناشرها کارها را متوقف کردهاند و میگویند فروش نداریم چاپ نمیکنیم، انبار نداریم.
نویسنده کتاب «شازده کدو» تصریح نمود: یک نویسنده باید حداقل یک سال و خوشبینانه تا سه سال صبر کند تا کتاب از چاپ بیرون بیاید. بعد هم با چه تیراژی؟ تیراژ ۲۰۰ نسخه، نهایتاً ۳۰۰ یا ۵۰۰ نسخه. حالا حساب کنید نویسنده بخواهد با امید همین ۱۰ درصد و با فروش ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه، زندگیاش را بگذراند؛ این امکانپذیر نیست. آن هم در وضعیتی که الان میبینیم فروش کتاب خوب نیست و واقعاً نگرانکننده است. اینجاست که وزارت فرهنگ باید از ناشر و از کتاب حمایت کند؛ البته باید از آثاری حمایت شود که به معنای واقعی «ادبیات» هستند و به رشد و توسعه ادبیات کشور کمک میکنند. اینها را باید حمایت کنند و بخرند تا هم ناشر در شرایط فروش کم تقویت شود و هم وقتی کتاب فروش رفت و تیراژ بالا رفت، نویسنده هم بهرهمند شود.
نویسنده کتاب «پسر نان و نمک» با بیان این مطلب که باید از نویسندگان و ناشران حمایت شود، اما متأسفانه در این میان نگاهی تبعیضآمیز و مرزبندی «خودی و غیرخودی» وجود دارد؛ اظهار داشت: در گذشته نیز، هنگام اعزام نویسندگان به نمایشگاههای بینالمللی کتاب، همین نگاه حاکم بود. گاه شاهد بودیم نویسندهای تا ده بار در نمایشگاه کتاب فرانکفورت شرکت کرده، اما نویسندهای دیگر حتی یک بار هم با حمایت خانه کتاب نتوانسته به خارج از کشور سفر کند؛ در حالی که همین نویسندگان گاه نامزد جوایز بینالمللی مهمی مانند جایزه «آندرسن» یا سایر جوایز معتبر هستند.
وی افزود: سؤال اینجاست که در چنین مواردی جایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حمایت از این افراد چیست؟ همانطور که دولت برای حضور ورزشکاران در مسابقات بینالمللی بودجه اختصاص میدهد، هنر و ادبیات نیز باید از جایگاهی مشابه برخوردار باشند. وقتی نویسندهای در جشنوارهای بینالمللی حضور پیدا میکند یا جایزهای میبرد، در واقع این افتخار را برای کشور خود به همراه دارد؛ حتی اگر فقط نامزد آن جایزه شود، نام ایران در عرصه فرهنگی جهان مطرح خواهد شد.
نویسنده کتاب «خواب آب» با اشاره به اهمیت کتاب و نقش آن راهبردی در زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیان کرد: وزارت فرهنگ باید سیاستهای حمایتی خود را به شکل مستقیم نسبت به نویسندگان و ناشران اعمال کند، تا از این وضعیت فقر و بیبضاعتی در میان اهل قلم جلوگیری شود. اکنون هم نویسندگان و هم ناشران در شرایط بسیار دشواری زندگی میکنند. یکی از مشکلات اساسی این است که بسیاری از نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی البته نه همه، اما اکثریت آنها اهمیت ادبیات در معماری فرهنگی جامعه را درک نمیکنند.
وی تاکید کرد: ادبیات، بهویژه ادبیات داستانی و نمایشی، نقشی بیبدیل در شکلدهی رفتار اجتماعی، ارتقای انسانیت و تعمیق روابط در جامعه دارد. هیچ حوزهای به اندازه ادبیات نمیتواند در ساخت فرهنگی و انسانی جامعه تأثیرگذار باشد. دولتها اگر در این زمینه سرمایهگذاری کنند، بازده بسیار بالایی برای جامعه دارد؛ اما متأسفانه چنین نگرشی وجود ندارد. هنوز این سؤال مطرح است که چرا باید از ادبیات و کتاب و نویسنده حمایت کرد، در حالی که روشن است بدون آنها هیچ جامعهای نمیتواند رشد فرهنگی پایداری داشته باشد.
«عباس جهانگیریان» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: من شخصاً بهعنوان یک نویسنده، امیدی ندارم. در واقع، سؤال این است که به عنوان نویسنده باید چه کرد! آیا بنویسیم یا ننویسیم! این دغدغهی من نیست، دغدغهی جامعهی نویسندگان است. نمیدانیم چه آینده و چه افقی پیش روی ماست تا انگیزهای باشد برای اینکه بنشینیم، بنویسیم و به کارمان ادامه دهیم.
ارسال نظر