جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۸

«دبیر شورای انقلاب فرهنگی» در آئین اهدای «نشان سلحشور» مطرح کرد:

یاد استاد «فرج‌الله سلحشور» یاد «مکتب»، «فکر» و «اندیشه» او است/ نسبت «حاکمیت» با «هنرمندان» باید «حکمرانی شبکه‌ای» باشد/ باور ندارم نسبت «شورای عالی انقلاب فرهنگی» با «هنرمند» نسبت ارباب و رعیتی باشد

دومین دور اهدای نشان سلحشور 8 اسفند 1404

سینماپرس: حجت الاسلام والمسلمین «عبدالحسین خسروپناه» با بیان این مطلب که یاد استاد فرج‌الله سلحشور، تنها یاد نام ایشان نیست؛ یاد مکتب، فکر و اندیشهٔ او است؛ گفت: استاد سلحشور چنان‌که همه می‌دانید هنرمندی چندساحتی بود، هم نویسندگی می‌کرد، هم بازیگر توانمندی بود، هم در چهره‌پردازی مهارت داشت، هم تهیه‌کننده و کارگردان بود و حتی در بسیاری از آثار خود بازی می‌کرد... اما کار اساسی او که به نظر من بعدها به یک مکتب سینمایی تبدیل شد پیوند قرآن با سینما بود.

به گزارش سینماپرس، حجت الاسلام والمسلمین «عبدالحسین خسروپناه» دبیر شورای انقلاب فرهنگی در جریان برگزاری آئین اهدای نشان سلحشور اظهار داشت: در ابتدای سخن، جا دارد از سروران عزیزم که این برنامه و نشست یادمان و نکوداشت استادِ حکمت‌بنیان ـ که فیلم را مبتنی بر حکمت و شریعت می‌دید ـ برگزار کرده‌اند، صمیمانه تشکر کنم. یاد استاد فرج‌الله سلحشور، تنها یاد نام ایشان نیست؛ یاد مکتب، فکر و اندیشهٔ او است.

او ادامه داد: از استاد شمقدری نیز تشکر می‌کنم که پیگیر برگزاری این برنامه بودند و از این کمترین دعوت کردند. ما معمولاً عصرهای جمعه برنامهٔ ثابتی در حوزهٔ فعالیت‌های کوانتومی کشور داریم و هر هفته مشغول هستیم؛ اما این هفته برنامه را لغو کردیم تا در خدمت شما باشیم، چراکه اهمیت این نشست برای ما روشن بود. وقتی اساتید بزرگی چون استاد شورجه، با وجود کسالت، عظمت این محفل را می‌دانند و حضور پیدا می‌کنند، بر ما نیز لازم است که قدردان باشیم. از ایشان و از همهٔ شما سپاسگزاریم. خداوند، ان‌شاءالله، به همهٔ مرضای مسلمین، به‌ویژه این استاد عزیز، شفای عاجل عنایت فرماید. یک صلوات مرحمت بفرمایید.

وی متذکر شد: همهٔ شما استاد سلحشور را بیش از بنده می‌شناسید؛ هرچند بنده نیز از جمله کسانی هستم که از گذشته تا امروز فیلم بسیار دیده‌ام و بسیاری از سریال‌های داخلی را با دقت دنبال می‌کنم. به هر حال، به سبب سفرهای استانی متعدد، مسیرهای جاده‌ای فرصت خوبی برای تماشای آثار فراهم می‌کند. حتی گاهی برخی سریال‌ها و فیلم‌ها پیش از اکران در اختیار ما قرار می‌گیرد و مشاهده می‌کنیم. دوستان کارگردان و تهیه‌کننده که زحمت می‌کشند، گاهی اگر در ارشاد یا جایی دیگر به مشکلی برمی‌خورند، به ما مراجعه می‌کنند و می‌گویند شما هم ببینید آیا اشکالی دارد یا نه. ما هم وقت می‌گذاریم؛ گاهی تا پاسی از شب کنار کارگردان و تهیه‌کننده می‌نشینیم و فیلم یا سریال را با هم می‌بینیم. همین الآن دو سریال را که هنوز مجوز انتشار نگرفته‌اند، به‌طور کامل دیده‌ام که فعلاً مصلحت نیست نامشان برده شود. بنابراین، تا حدودی با سینما آشنا هستم.

خسروپناه تصریح نمود: ممکن است برخی به من خرده بگیرند که یک روحانی که باید به فلسفه و فقه بپردازد، چرا وقت خود را صرف این امور می‌کند. پاسخ روشن است: فقه و فلسفه جای خود را دارند و ما نیز به آن‌ها می‌پردازیم؛ اما اتفاقاً باید حکمت، فلسفه و فقه را در همین مسائل انضمامی و اجتماعی جاری کنیم. طرح صرفِ مباحث انتزاعی هنر بزرگی نیست. سال‌ها دربارهٔ اصالت وجود بحث کردن کافی نیست؛ مهم آن است که کارکرد این مباحث فلسفی در حوزهٔ اجتماعی و فرهنگی نشان داده شود.

وی افزود: استاد سلحشور چنان‌که همه می‌دانید هنرمندی چندساحتی بود: هم نویسندگی می‌کرد، هم بازیگر توانمندی بود، هم در چهره‌پردازی مهارت داشت، هم تهیه‌کننده و کارگردان بود و حتی در بسیاری از آثار خود بازی می‌کرد. برای مثال، در فیلم «توبه نصوح» که بسیاری از ما در نوجوانی دیدیم، یا در «پرواز در شب» و دیگر آثارش، نقش‌آفرینی داشت و انصافاً با تمام وجود ایفای نقش می‌کرد؛ بازی او تصنعی نبود و در قالب‌های متنوعی ظاهر می‌شد. این‌ها نشان‌دهندهٔ توانمندی واقعی یک هنرمند است.

وی تاکید کرد: اما کار اساسی او که به نظر من بعدها به یک مکتب سینمایی تبدیل شد پیوند قرآن با سینما بود. آثاری چون «مردان آنجلس»، «ایوب پیامبر» و «یوسف پیامبر» که کارگردانی هر سه بر عهدهٔ ایشان بود، نمونهٔ روشن این رویکرد است. این استاد بزرگوار توانست قصهٔ قرآنی را با پیام قرآن، با لایهٔ اسطوره‌ای و با اثرگذاری نمایشی در قالب تصویر ارائه کند. اینکه کسی صرفاً یک داستان قرآنی را به تصویر بکشد، کار چندان دشواری نیست…اما اینکه بتواند قصهٔ قرآنی، پیام آن، دالِ مرکزی و آن ساحت اسطوره‌ایِ روایت را منتقل کند، کار هر کسی نیست. البته ما قصه‌های قرآنی را اسطوره به معنای مورد نظر برخی فیلسوفان اسطوره نمی‌دانیم؛ یعنی نه به معنای داستان‌های غیرواقعیِ صرفاً درس‌آموز، مانند حکایات «کلیله و دمنه» یا «منطق‌الطیر». قصهٔ قرآنی از این سنخ نیست، بلکه مبتنی بر واقعیت است. از ماجرای حضرت آدم و حوا گرفته تا حوادث عصر پیامبر و جنگ‌های صدر اسلام، همگی واقعیت داشته‌اند.

او ادامه داد: از همین رو، خدای سبحان در قرآن همهٔ جزئیات را بیان نکرده است. برای مثال، فریب شیطان و هبوط آدم و حوا به زمین در قرآن آمده، اما اینکه دقیقاً هر یک در کجا فرود آمدند و چگونه به هم رسیدند، در قرآن تصریح نشده است. البته در روایات نقل شده که حضرت آدم در ناحیه‌ای از جنوب شبه‌قارهٔ هند ـ حدود سریلانکای امروز و حضرت حوا در جده هبوط کردند. حتی گفته‌اند نام «جده» به همین مناسبت است. در نقل‌های روایی آمده است که پس از طی مسیرهایی، سرانجام در محدودهٔ صفا و مروه به یکدیگر رسیدند؛ گفته می‌شود نام «مروه» را به مناسبت حضور «مرأه» (زن) و نام «صفا» را به مناسبت صفای آدم بر آن نهاده‌اند. همچنین نقل شده که اعمال حج را با هدایت جبرئیل انجام دادند و پس از توبه و تضرع بسیار، به وصال یکدیگر رسیدند. از این داستان، درس‌های متعددی می‌توان گرفت؛ از جمله اهمیت محبت و پیوند همسران. اما نکتهٔ اصلی اینجاست: اینکه یک هنرمند بتواند از دل قصهٔ قرآنی، آن ساحت نمادین و پیام‌های اثرگذار بر مخاطب را استخراج و در قالب تصویر عرضه کند، کار دشواری است؛ کاری که مرحوم استاد سلحشور در آن موفق بود.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: برای نمونه، در سریال «یوسف پیامبر» چند پیام کلیدی به‌خوبی منتقل می‌شود. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، نقش شهوت در گمراهی انسان است؛ اینکه اگر زن و مرد آن را مهار نکنند، ممکن است به فلاکت برسند. هنر کار آنجا است که این معنا بدون نمایش صحنه‌های خلاف عفت به مخاطب منتقل می‌شود. برخی گمان می‌کنند برای نمایش واقعیت، باید همهٔ ابعاد آن را بی‌پرده نشان داد؛ در حالی که سلحشور نشان داد می‌توان پیام را رساند و حتی عشق هوس‌آلود زلیخا را به سیرِ عشق حقیقی تبدیل کرد، بی‌آنکه از مرزهای شرعی عبور شود. این کار، حقیقتاً دشوار و هنرمندانه است. اثرگذاری این سریال نیز گواه موفقیت آن بود. «یوسف پیامبر» مخاطبان گسترده‌ای در جهان پیدا کرد؛ نه فقط در میان مسلمانان، بلکه در میان غیرمسلمانان نیز دیده شد و با سرعت قابل توجهی انتشار یافت. در سفرهای مختلف نیز بارها مشاهده می‌شد که مخاطبان از این اثر یاد می‌کنند.

وی افزود: با این حال، پرسش مهم این است آیا این تجربه به یک مکتب مدون سینمای قرآنی تبدیل شد؟ فیلم‌ها و سریال‌ها ساخته و پخش شدند، اما آیا اصحاب هنر و حکمت سینما، دوستان و شاگردان ایشان، این میراث را به یک دستگاه نظریِ قابل تدریس برای دانشجویان تبدیل کردند؟ آیا دانشجوی علاقه‌مند امروز می‌تواند آن دانش نهفته را به‌صورت آموزشی فرا بگیرد؟ متأسفانه باید گفت این اتفاق آن‌گونه که شایسته بود رخ نداد. به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین و بهترین یادمان برای آن استاد بزرگوار، همین مسیر است: تدوین، صورت‌بندی و آموزش مکتبی که او در عمل بنیان گذاشت. اینکه در سالگرد ایشان گرد هم جمع شویم و یادش را گرامی بداریم، مغتنم، ارزشمند و فعلی نیکو و اخلاقی است؛ اما احسنِ این فعلِ حسن آن است که این الگو و زوایای هنری این استاد فرهیخته را مدون کنیم، به کتاب درسی تبدیل نماییم و در دانشگاه‌ها آموزش دهیم.

او ادامه داد: ما بارها از نابسامانی برخی سریال‌ها گله‌مند بوده‌ایم؛ از ترویج خشونت، دخانیات، مشروبات، قمار و دیگر آسیب‌ها. این گلایه‌ها به‌جا است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا این آسیب‌ها صرفاً با یک بخشنامه یا مصوبه در شورای عالی انقلاب فرهنگی حل می‌شود؟ برای نمونه، زمانی که از سوی ارشاد پیشنهاد تدوین آیین‌نامهٔ فیلم مطرح شد تا در شورا بررسی شود، بسیاری از هنرمندان و فیلم‌سازان انقلابی نزد بنده آمدند و گفتند اجازه ندهید این مصوبه تصویب شود. اکنون نیز سیاست‌ها و ضوابط حوزهٔ نمایش خانگی را نزدیک به یک سال و نیم است که نهایی کرده‌ایم، اما آیا اجازه می‌دهند امضا و اجرا شود؟ واقعیت این است که در این حوزه ملاحظات، سلایق و حتی جریان‌های ذی‌نفوذ متعددی وجود دارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: با این حال، ما معتقد به گفت‌وگو هستیم. بنده شخصاً برای همین موضوع نزدیک به سی جلسه برگزار کرده‌ام. اساساً باور ندارم نسبت شورا با هنرمند، نسبت ارباب و رعیتی باشد؛ این الگو در حوزهٔ هنر کارآمد نیست. نسبت حاکمیت با هنرمندان باید «حکمرانی شبکه‌ای» باشد، نه صرفاً هرمی و سلسله‌مراتبی؛ زیرا هنرمند صاحب فکر و اندیشه است. ممکن است در مواردی اندیشهٔ او با دیدگاه ما همسو نباشد، اما راه‌حل، گفت‌وگو و مفاهمه است.

وی بیان کرد: پرسش اینجاست آیا ما آماده‌ایم که افرادی مانند بنده ـ که طلبهٔ فلسفه و فقه هستیم، نگاه حکمرانی داریم و با سینما نیز بیگانه نیستیم در کنار هنرمندان بنشینیم و دربارهٔ حکمت هنر و حکمت فیلم گفت‌وگو کنیم؟ خداوند استاد سلحشور را رحمت کند؛ ایشان چنین حوصله و سعه‌ای داشت و با برخی از اصحاب هنر و حکمت می‌نشست و مباحثه می‌کرد. به هر حال، این الگو و این مکتب باید مدون شود و به دانشگاه‌ها، دانشکده‌های هنر و گروه‌های سینما راه یابد. خوشبختانه طرح «استاد ـ شاگردی» در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است. این روش بسیار اثرگذار است؛ زیرا دانشجویان ارتباط نزدیک با استادان برقرار می‌کنند و دانش نهفته به‌صورت زنده منتقل می‌شود؛ روشی که از دیرباز در سنت‌های هنری ما وجود داشته است.

«حجت الاسلام و المسلمین عبدالحسین خسروپناه» دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: به هر حال، این جمعهٔ امروز ما نیز به برکت این مجلس نورانی مزین شد. ان‌شاءالله خداوند توفیق دهد که این مباحث عمیق فکری در حوزهٔ فلسفهٔ هنر یا به تعبیر دقیق‌تر، حکمت هنر را با جدیت بیشتری دنبال کنیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.