شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۱

به مناسبت سالروز بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله؛

لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است

بعثت پیامبر و انقلاب اسلامی

سینماپرس: «بعثت پیامبر خاتم» یکی از مقاطع حساس و سرنوشت‌ساز در تاریخ بشریت است. یک نقطه عطف بسیار بزرگ و آغاز راه نویی که حالا با گذشت بیش از ۱۴ قرن از وقوع آن همچنان طراوت خود را برای آزادگان جهان و پیروان حق و حقیقت حفظ نموده است.

فاطمه سادات ناظمی/ «بعثت پیامبر خاتم» یکی از مقاطع حساس و سرنوشت‌ساز در تاریخ بشریت است. یک نقطه عطف بسیار بزرگ و آغاز راه نویی که حالا با گذشت بیش از ۱۴ قرن از وقوع آن همچنان طراوت خود را برای آزادگان جهان و پیروان حق و حقیقت حفظ نموده و حالا در سالروز فرخنده چنین روزی و برای عرض ارادت به ساحت قدسی «پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله» می‌توان به مرور چند نکته پرداخت:

۱/ یادآوری «بعثت پیامبر خاتم» به معنای یادآوری یک حادثه‌ی تاریخی نیست؛ بلکه تکیه‌ بر این خاطره‌ پرشکوه در حقیقت تکرار و مرور یک درس فراموش‌نشدنی است. تکرار یک سرمشق و یادآوری یک حادثه‌ درس‌آموز است. حادثه‌ای که مشخصا از کوچکترین نمود و برون‌دادی در عرصه تولیدات فرهنگی و هنری کشور و در طی ۴۷ سال پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» برخودار نشده است و حتی نهادهای فرهنگی کشور، با وجود برخورداری از بودجه‌های فرهنگی «حاکمیت نظام جمهوری اسلامی» اساسا هیچ دغدغه‌ای برای پرداختن به حادثه «مبعث» به عنوان بزرگترین روز تاریخ بشر ندارند. حادثه‌ای که در بطن خود شکل‌های فکر و ذهن آحاد بشر را تغییر داد و آنچنان معطوف کمال مطلقی با عنوان «سبک زندگی اسلامی» ساخت که با گذشت ۱۴۶۰ سال قمری از وقوع آن همچنان می‌توان در اقیانوس با عظمت آن سیر نمود و مقتضیات زمان حاضر و آینده را مبتنی بر الگوواره تعلیم داده شده از آن فهم و عمل نمود.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۲/ مبتنی بر آیه‌ ۲۵ از سوره‌ مبارکه «حدید» که می‌فرماید «لَقَـد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنـتِ وَ اَن‌زَلن‌ـا مَعَهُمُ الکـِتبَ وَ المیزانَ لِیَقومَ النّـاسُ بِالقِسط» ؛ می‌توان «عدالت اجتماعی» را به ‌عنوان هدف از ارسال رسل و بعثت تمامی انبیا الهی و مشخصا «بعثت پیامبر خاتم» معرفی نمود. فرمایشی که به صراحت معین می‌سازد که آمدن پیغمبران برای این است که در جامعه «قسط» و «عدالت اجتماعی» باشد و اساسا پیغمبران آمده‌اند تا گردن‌کلفت‌های جامعه، مفت‌خورهای جامعه، زالوصفتان جامعه، استثمارگران جامعه، زراندوزان جامعه، بی‌دردان و بی‌غمان مرفّه جامعه را سر جای خودشان بنشانند و مستضعفان، محرومان و پابرهنگان را به حقوقشان برسانند. آرمانی که به دلیل همین اصالت معنوی و ذاتی خود به عنوان اصلی‌ترین دغدغه «امامین انقلاب اسلامی» در طی نیم قرن اخیر قابل ملاحظه می‌باشد و از این جهت است که همواره به عنوان هدف اصلی تاسیس «نظام جمهوری اسلامی» حضور موثر «عدالت اجتماعی» در قوانین، در اجرائیّات، در برخورد مأمورین با مردم، در ارزش‌گذاری در سطح جامعه، در گفتن‌ها، در تبلیغ‌ها مورد پیگیری مستقیم «امامین انقلاب اسلامی» واقع شده است. زیرا اگر «عدالت اجتماعی» در جامعه‌ای نباشد، هدف اعلای «دین اسلام» یعنی تکامل انسانی، به ‌هیچ ‌وجه در سطح عموم جامعه به دست نخواهد آمد و اساسا وجه تمایز و خاصیّت بزرگ و نشانه‌ی بزرگ «جامعه‌ اسلامی» در مقابل «جامعه‌ طاغوتی» همین است و اساسا «جامعه‌ی اسلامی» آن جامعه‌ای است که وقتی نگاه می‌کنند، در آن از تبعیض و ظلم و نابرابری‌ها هیچ نشانه‌ای نباشد؛ در آن از فقر، از محرومیّت خبری نباشد. اما متاسفانه استکبار جهانی و ایادی و مزدوران داخلی آن بر بستر «شبکه‌های متعدد نفوذ» در این سال‌های بعد از انقلاب با پیش آوردن مسائل و مشغولیّت‌های فراوان، دولتمردان جمهوری اسلامی را از این کار عقب انداختند و حالا ثمره این عقب افتادگی را می‌توان در فرایند «فتنه ۱۴۰۴» و محیا شدن شرایط برای جولان «تروریست‌های طاغوتی» به وضوح مشاهده نمود.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۳/ «بعثت پیامبر خاتم» همچون «بعثت تمام انبیا مسلمان» برای ایجاد یک «جامعه‌ فاضله» و برای ایجاد یک «تمدّن اسلامی» است. این تمدّن همه چیز دارد؛ در تمدّن همه‌ چیز هست و حتی «جنگ» هم هست، کما اینکه در «قرآن کریم» چقدر از آیات، مربوط به «جنگ» است و اینگونه نیست که ما بتوانیم بگوییم که «اسلام» آمد برای اینکه «جنگ» را از بین ببرد! البته «جهت جنگ» در «اسلام» مهم است؛ جنگ با چه کسی؟ جنگ برای چه؟ این مهم است. زیرا طواغیت عالم می‌جنگند برای هوای نفْس، برای قدرت‌طلبی‌های خودشان، برای اشاعه‌ فساد. الان سال‌ها است «صهیونیست‌ها» دارند می‌جنگند امّا برای مقاصد خبیث می‌جنگند؛ در مقابل آنها «مؤمنین» هم می‌جنگند؛ «مجاهدین فلسطینی» می‌جنگند؛ «مجاهدین حزب‌الله» می‌جنگند، «ملّت ایران» در دو مقطع «هشت سال دفاع مقدّس» و «۱۲ روز دفاع مقدس» جنگید؛ امّا این جنگ‌ها نه تنها مذموم نیست، بلکه ممدوح بوده و «جهاد فی‌سبیل‌الله» قلمداد می‌شود. از این منظر مهم آن است که «مؤمن» مبتنی بر الگوواره تمدن اسلامی «قتال» می‌کند امّا برای «اهداف الهی»؛ زیرا «وَالَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا اَولِیاءَ الشَّیطان» بوده و از این جهت چنین «قتال» و جنگی به عنوان یک فریضه و «عبادت» محسوب می‌گردد.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۴/ تحریف حقیقت و ترسیم چهره‌ای متفاوت با واقعیت از «پیامبر خاتم» موضوعی است که سبب شد تا خصیصه اصلی رسالت ایشان تنها در قالب «رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» معنی گردد و با تفسیر انحرافی از آنچه که خداوند سبحان در آیه ۱۰۷ سوره انبیاء به آن متذکر شده و میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ» توسط «جریان نفوذ فرهنگی» همراه شود. اقدامی کاملا مغرضانه که با فاکتور گیری از سایر خصایص قرآنی «پیامبر خاتم» از جمله «أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ» و ... شخصیت وجودی ایشان را به نحوی تفسیر و تقلیل معنوی می‌دهد که گویی اسلام مدنظر ایشان بر معارف نشئت‌گرفته‌ی از «لیبرالیسم» استوار بوده و «پیامبر خاتم» نه تنها قایل به «اَفَمَن کانَ مُؤمِنًا کَمَن کانَ فاسِقًا لا یَستَوون» نمی‌باشند، بلکه خدای متعال را فقط «رحمان» و «رحیم» دانسته و فاقد خصلت «اشدّالمعاقبین» تصور می‌نمایند! اقدامی که متاسفانه در هر دو اثرسینمایی شاخص تولید شده در جهان اسلام، یعنی هم در فیلم سینمایی ساخته شده توسط «مصطفی عقاد» و هم در اثر سینمایی تولید شده توسط «مجید مجیدی» موضوعیت دارد.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۵/ پُرواضح است که اگر یک «پزشک معالج عادلی» جراح باشد و دانشجویان زیادی هم تربیت کرده باشد همه آنها تحصیل کرده، حاذق، عادل باشند این بیمارستانی که تمام بخش‌های‌اش مربوط به جراحی است انسان وقتی وارد این بیمارستان شد می‌بیند عده‌ای کارد و چاقو و وسائل برش دست آنها است عده‌ای هم وسایل پانسمان دست آنها است دارو و مرهم و باند و اینها دستشان است خب یکی قلب را می‌شکافد یکی مرهم می‌دهد یکی دست را می‌شکافد یکی پانسمان می‌کند همه آنها به دستور آن پزشک حاذق مهربان عادل است که می‌بیند کجا باید قلب این بیمار را بشکافد درمان کند کجا با دارو باید حل بکند بنابراین تابلوی این بیمارستان را رحمت مطلقه تشکیل می‌دهد هیچکدام اعضای این بیمارستان با بیماران درگیر نیستند حالا فرض کنید همه اینها مجروحان جنگی را دارند درمان می‌کنند یک بیمارستانی است که صدر و ساقه‌اش رحمت و عنایت و لطف است در همان جبهه یک چنین بیمارستانی تاسیس شده است که خود بسیجیها دارند اداره می‌کنند آن پزشکش هم بسیجی است آن کارگردانان آن هم بسیجی‌اند زیر مجموعه آن بسیجی‌اند همه انسانهای وارسته و عادلند اگر کسی وارد این بیمارستان بشود می‌بیند آن اصلی که در این بیمارستان حکومت می‌کند «اصل رحمت» است منتها یک سرباز زخمی یا یک سپاهی یا آن بسیجی زخمی با دارو باید درمان بشود با پماد باید حل شود آن قسمت زخمش یکی هم باید جراحی شود اینطور نیست که حالا آنجایی که جراحی شده روی قهر باشد ممکن است آن کسی که تحت عمل جراحی است درد احساس بکند ولی اساس بیمارستان بر شفا و رحمت است اساس هندسه الهی بر رحمت است اینچنین نیست که «خدای سبحان» بخواهد قهری نسبت به کسی اِعمال بکند این قهرش ماموم است امام این قهر آن مهر است آن دستور می‌دهد که اینجا جای «أشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمة» است اینجا شما اگر بخواهید گذشت بکنید جامعه فاسد می‌شود فرمود اینجا «لاتاخذکم بهما رأفة فی دین الله» این یک «رأفت کاذب» است. شما اگر بزهکار را رها بکنید در اجرای حد گرفتار «عاطفه وهمی» بشوید «فساد» دامنگیر می‌شود پس «لاتاخذکم بهما رأفة فی دین الله» فتحصل که در نظام کیان در جهان کلی آنکه پرچمدار همه اینها است که «ذات اقدس اله» است به صبغه «رحمت رحمانیه» دارد اداره می‌کند.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۶/ گرفتار شدن به «عاطفه وهمی» و افتادن در سراب «رأفت کاذب» یکی از آفت‌های «نظام جمهوری اسلامی» در طی نیم قرن اخیر است. آفتی که اگر چه نمی‌توان در مورد کم و کیف و درصد ایفای نقش «شبکه نفوذ» در آن اظهار نظر داشت؛ اما می‌توان رسما ادعا نمود که بخش عمده‌ای از ناکامی «نظام جمهوری اسلامی» در برقراری و پیگیری حضور موثر «عدالت اجتماعی» محصول غلبه همین «رأفت کاذب» و «عاطفه وهمی» است. امری که نه تنها بر غلظت تبعیض و ظلم و نابرابری‌ها در فضای عمومی جامعه افزوده است؛ بلکه همین امر موجب شده تا روند احیای فتنه‌های رنگارنگ دهگی و مختلفی همچون «فتنه ۱۳۷۸» و «فتنه ۱۳۸۸» و «فتنه ۱۳۹۸» از ریتم ده‌ساله خود بیافتد و دچار یک شتاب روندی گردد و حالا در مقاطع سه ساله و در قالب «فتنه ۱۴۰۱» و اکنون در «فتنه ۱۴۰۴» ظهور و بروز عینی پیدا نماید. فتنه‌هایی که همزمان با تند شدن دوره عملیاتی آنها، حالا با تشدید ویژه سطح کیفی و کمی اغتشاشات همراه گردیده است.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۷/ بررسی کم و کیف «فتنه ۱۴۰۴ هجریشمسی» و تحلیل ابعاد و ماهیت شکل‌گیری و ایجاد زمینه‌های چنین فتنه‌ای اگر چه حکایت از این واقعیت دارد که «نظام جمهوری اسلامی» همچنان در تحقق «عدالت اجتماعی» دچار نقص و ضعف است؛ اما بیش از آن نشان دهنده انفعال در تامین «عدالت روانی جامعه» است. موضوعی که چند دهه غفلت دانسته و یا نادانسته آن از عرصه فرهنگی و بی‌توجهی نسبت به پیگیری «عدالت روانی جامعه» به واسطه مسامحه و عدم اعلام جرم نسبت به تولید و عرضه انبوهی از آثاری که در آنها «هجو غیرت» و «عفت‌زدایی» و «حیا زدایی»، در کنار «حسرت آفرینی نسبت به سبک زندگی آریامهری» و «هجو آرمان‌های انقلاب اسلامی» و «تطهیر چهره خبیث کارگزاران رژیم پهلوی» و «هجو مقاومت» و «ترویج اصالت ثروت» و «دم غنیمتی» ، «چیرگی چرکی‌ها» و «رذایل اخلاقی» و مواجهه با «حدود الهی» و بالاخص حمله به «قصاص» و... موجب «تجری مجرمین فرهنگی» و به تبع آن پرورش و سامان یافتگی طیفی هر چند محدود از جوانان در جای جای ایران گردیده که حالا به سهولت اقدام به وطن فروشی می‌نمایند و با رزالت هرچه تمام به عنوان سرباز پیاده نظام دشمن در صحنه و میدان ظاهر می‌شوند. سربازانی که با تماشای آثاری نظیر فیلم سینمایی «مصلحت» چهره خبیث «کارگزاران رژیم پهلوی» در منظرشان تطهیر شد و یا با تماشای آثاری همچون سریال «تاسیان» دچار حسرت نسبت به «سبک زندگی آریامهری» گردیدند و یا حتی بر بستر تولیداتی برآمده از همراهی درون قوه قضاییه با آثار سیاه‌نما و ضدحاکمیتی ویژه‌ای همچون «علفزار» و «مرد بازنده» و ... مواجه شوند و ...


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۸/ گرفتار شدن به «عاطفه وهمی» و افتادن در سراب «رأفت کاذب» اتفاقی است که بیش از هر چیز محصول دور شدن و عدم توجه به ماهیت «بعثت پیامبر خاتم» و غفلت از آین شریفه قرآن کریم است که می‌فرماید «محمّد رسول اللَّه و الّذین معه اشدّاء علی الکفّار رحماء بینهم». البته «اشداء بر کفار» معنایش این نیست که با کفار دائم در حال جنگند. «اشداء»، شدت، یعنی استحکام، استواری، خورده نشدن. یک فلزی زنگ میزند، خورده می‌شود، پوک می‌شود، از بین میرود؛ یک فلز هم قرن‌های متمادی که بگذرد، دچار خوردگی و زنگ‌زدگی و پوسیدگی و پوکی نمی‌شود. اشداء یعنی این. شدت یعنی استحکام. استحکام یک وقت در میدان جنگ است، یک جور بروز می‌کند؛ یک وقت در میدان گفتگوی با دشمن است، یک جور بروز می‌کند. اما حالا با مرور پرونده طیف گسترده‌ای از اغتشاش‌گران در «فتنه ۱۴۰۴ هجری‌شمسی» متاسفانه می‌توان به سهولت ابعاد آن این عدم توجه بر اهمیت «اشداء بر کفار» را دریافت و اغتشاش‌گرانی را مشاهده نمود که بعضا از سابقه حضور در فرایند «فتنه ۱۴۰۱» برخوردار بودند؛ حالا سه سال پس از آن، نه تنها ده‌ها نجیب‌زاده مدافع امنیت کشور، همچون «آرمان علی‌وردی» و یا «روح الله عجمیان» را در جای جای کشور زجرکش ساخته و قطعه قطعه نمودند؛ بلکه ده‌ها زن و مردِ کودک و پیر و جوان رهگذر را به شَر خود گرفتار ساخته و شهید و زخمی ساختند. اغتشاشاگرانی که حالا با پوشش مقدس چادر در مقابل ریاست قوه قضائیه ظاهر می‌شوند و ...!


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


۴/ در پایان لازم است تا به این مهم توجه شود که «بعثت پیامبر خاتم» در بُعد محتوایی خود معطوف به «توحید» و دعوت به آن بود. امری که صرفا یک نظریه‌ی فلسفی و فکری نبوده و بیش از هر چیز موید یک روش زندگی برای انسان‌ها است. «سبک زندگی» ویژه‌ای که بر کلیدواژه حاکم کردن «خدا» در زندگی فردی و اجتماعی و کوتاه نمودن دست قدرت‌های گوناگون از زندگی بشر متمرکز می‌باشد. «سبک زندگی» ویژه‌ای که بنای اصلی آن بر کلیدواژه «لااله‌الاالله» استوار است و به معنای این است که در زندگی و در مسیر انسان و در انتخاب روش‌های زندگی، قدرت‌های طاغوتی و شیطان‌ها نباید دخالت کنند و زندگی انسان‌ها را دستخوش هوس‌ها و تمایلات خود قرار دهند. پس اگر «توحید» با همان معنای واقعی که «سبک زندگی اسلامی» حامل آن می‌باشد، در زندگی اجتماعی بشریت تحقق پیدا کند، نه تنها بشر به سعادت حقیقی و رستگاری دنیوی و اخروی خواهد رسید و دنیای بشر آباد خواهد شد؛ بلکه این آبادانی در در خدمت تعالی و رفعت روح و بهجت معنوی انسانی قرار می‌گیرد و پایانی بر ظلم و جهل و درنده‌خویی در جوامع بشری می‌گردد و این همه بیش از هر چیز نیازمند تبیین رسانه‌ای و با ادبیات هنر می‌باشد.


لزوم توجه به ماهیت «بعثت» و برانگیختن «پیامبر رحمت» با ویژگی «اشداء علی الکفار» توسط «خدای رحمان و رحیمی» که «اشد المعاقبین» است!


ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.