چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۹

آنچه شرط بلاغست ...

پروپاگاندای دستاوردهای کاغذی در تقابل با واقعیات فرهنگی که در آن ولنگاری موج می زند!

سید عباس صالحی

سینماپرس: چند ماهی بیشتر از به پایان رسیدن دولت دوازدهم نمانده و قطعا ملت قهرمان ایران با مقاومت ستودنی خود خواهند توانست این دوران را نیز تحمل نموده و با زدودن مدیران بنفش از پیکره اجرایی کشور، آینده روشنی را در پرتو حاکمیت و استقرار دولت جوان حزب‌اللّهی برای خود رقم زنند.

محمدرضا مهدوی پور/ چند ماهی بیشتر از به پایان رسیدن دولت دوازدهم نمانده و قطعا ملت قهرمان ایران با مقاومت ستودنی خود خواهند توانست این دوران را نیز تحمل نموده و با زدودن مدیران بنفش از پیکره اجرایی کشور، آینده روشنی را در پرتو حاکمیت و استقرار دولت جوان حزب‌اللّهی برای خود رقم زنند. با این همه شاید آنچه که بیش از هر چیز تحمل شرایط کنونی را برای جامعه سخت می کند، وقاهت نهادینه در ساختار دولت بنفش است. وقاهتی که در پرتو دو استراتژی تَحمیق افکار عمومی و حقنه دستاوردهای کاغذی پیگیری می شود. وقاهتی که از یک سو سبب می شود تا دولتمردان بجای عذرخواهی از نابسامانی اقتصادی کشور و خجالت کشیدن از وضعیت آشفته ای که برای ملت ایران رقم زده اند و ...؛ به استراتژی تَحمیق افکار عمومی روی آورده و مثلا با تَکرار توهمات خود از تاریخ اسلام و ...؛ فضای مطالبه گری قیمت مرغ و تخم مرغ و انسولین و ... از دولت را به وادی دعواهای سیاسی بکشانند و از سوی دیگر با آمار پردازی های این نهادی و آن سازمانی، به پیگیری استراتژی حقنه دستاوردهای کاغذی روی آورده و سعی می نمایند تا برای آیندگان تاریخی جعلی بسازند و با جعل واقعیت های امروز، دولت یازدهم و دوزادهم را در حافظه تاریخ کشور به دولتی موفق و باکارنامه ای درخشان مبدل سازند!

یادمان باشد که حضور دولت یازدهم و دوازدهم بر مصدر اجرایی کشور نیز محصول پیگیری همین دو استراتژی تَحمیق افکار عمومی و حقنه دستاوردهای کاغذی در دو دولت موسوم به کارگزاران سازندگی و پس از آن دولت اصلاحات (رفرمیست) ایران بود؛ استراتژی های کارآمدی که سبب شد تا واقعیت های دولت کارگزاران و اصلاحات منقلب شده و بجای آن جعلیات تاریخی و آمارهای قلابی و ... کارنامه ای درخشان از برای این دو دولت را در اذهان جوانان جامعه ایجاد سازد. استراتژی کارآمدی که جامعه و بالاخص جوانان سال ۱۳۹۲ هجری شمسی را با تَکرار این و آن گول زده و به رای دادن به ژنرال های بنفش مجاب ساخت!

در حال حاضر پیگیری دو استراتژی تَحمیق افکار عمومی و حقنه دستاوردهای کاغذی آنچنان در تمامی عرصه های اجرایی کشور اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در جریان است که حتی سبب شده تا وزیر عموما سایلنتی همچون وزیر محترم ارشاد را سرانجام به گفتگو و رویارویی با خبرنگاران راضی سازد. گفتگویی که چند روز قبل در روزنامه جام جم انتشار یافت و اسباب مرور چند نکته را فراهم آورد:

۱/ اصل گفتگوی جناب سیدعباس صالحی با خبرنگاران اگر چه چند سالی دیر اتفاق افتاد؛ اما در مجموع این امر را می بایست به فال نیک گرفت و امیدوار بود که مقدمه ای باشد برای حضور جناب وزیر در مقام پاسخ گویی به صدها سوال بی جوابی که اهالی رسانه از ایشان دارند. سوالاتی که تماما مربوط به حوزه تحت مدیریت ایشان در وزاتخانه می باشد. سوالات بی جوابی که در پَس عدم تعهد روابط عمومی وزارت محترم ارشاد، امیدی به پاسخگویی آن وجود ندارد و روزنامه جام جم نیز به سبب ارتزاق از بودجه دولتی و یا کسب سهمیه کاغذ و یا به هر دلیل دیگری یا نخواست و یا نتوانست از جناب وزیر بپرسد!

۲/ برجسته ترین موضوع در مصاحبه اخیر وزیر محترم ارشاد را می توان دفاع کامل ایشان از عملکرد فرهنگی دولت دوازدهم قلمداد نمود. دفاعی تمام قامت که بالاخص در واکنش صریح جناب وزیر نسبت به سخن خبرنگار مبنی بر اینکه « که هنرمندان بسیاری می‌گویند مقوله فرهنگ و هنر اولویت دولت نیست و نسبت به آن بی‌توجه است و ...» هویدا گردید و با نفی کامل چنین نظری و ادای جملاتی همچون «در همه بخش‌های حوزه فرهنگ و هنر مسیری را طی کرده‌ایم که شتاب نسبی هم داشته و دارد» و ... توسط جناب وزیر همراه بود. حال آنکه منطق حکم می کرد تا جناب سیدعباس صالحی، حتی در صورت صحت شتاب ادعا شده؛ تمایزی میان شتاب در کیفیت اقدامات فرهنگی و هنری یا شتاب در کمیت اقدامات مد نظر قایل می شدند.

۳/ ارایه آمارهایی همچون اضافه شدن سالانه ۸۰ تا ۱۰۰ سالن به ظرفیت سینماهای کشور و یا افزایش ۴ برابری تعداد تماشاگران سینما و یا افزایش فروش سالانه سینما ها به ۳۰۰ میلیارد تومان و ...؛ از جمله آمارهایی است که حتی در صورت صحت و واقعی بودن نشان دهنده شتاب در کمیت اقدامات فرهنگی و هنری دولت می باشد. شتابی که به سبب ولنگاری فرهنگی در دولت یازدهم و دوازدهم و بالاخص حضور گسترده جریان نفوذ فرهنگی، می تواند به نحوی معکوس و در مسیر کاستن از قدرت فرهنگی و همچنین امنیت فرهنگی و هنری در جامعه عمل نماید.

۴/ قطعا جناب سیدعباس صالحی خود اقدام به استخراج چنین آمارهایی نفرموده و انشالله تیم آمارساز ایشان نیز کذاب نمی باشند و مبتنی بر واقعایت اقدام به تولید چنین اعداد و ارقام قابل مقایسه ای از وضعیت گذشته و حال نموده اند. با این همه مختصر اطلاعی از وضعت اقتصادی و جوانب تولیدات فرهنگی می تواند جناب وزیر را به مغالطه گونه بودن مقایسه چنین اعداد و ارقامی حتی در صورت صحت معترف سازد. به عنوان مثال توجه به فضای اقتصاد اکران و مقایسه ۳۰ میلیارد تومان فروش سالانه سینما ها در سال ۱۳۹۲ هجری شمسی یا فروش ۳۰۰ میلیارد تومانی سال ۱۳۹۸ هجری شمسی نیازمند آن است که نخست مشخص شود که بلیط سینما در این دو مقطع زمانی به چه میزان بوده و سپس معین گردد که آورده ۳۰ میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۲ هجری شمسی چه میزان ارزش ریالی را در تراز دلار حدودا ۳ هزار تومانی را برای اهالی سینما به همراه داشت و اکنون ۳۰۰ میلیارد تومانی با احتساب دلار حدودا ۲۰ هزار تومانی چه میزان!

۵/ ادعای افزون گردیدن بر تعداد سالن های سینمایی تا مرز ۱۰۰ سالن در سال نیز از نکات جالبی که محصول نابلدی وزیر محترم ارشاد از ماهیت این نهضت سالن سازی در کشور است. سالن هایی که عمدتا در ذیل مجتمع های عظیم تجاری ایجاد شده و به اسم پردیس سینمایی آورده مالی سرشاری را برای عرضه برندهای خارجی و یا فروشگاه های زنجیره ای  و همچنین هایپرهای مواد غذایی به همراه دارند و از این جهت در تعارض مستقیم با سیاست کلان اقتصاد مقاومتی قرار گرفته و اساسا از کارکردی ضد فرهنگی برخوردار می باشند. حال بگذریم از اینکه عموم این سالن ها اسم سالن را یدک کشیده و تنها از تعدادی محدود صندلی تشکیل می شوند و در عین حال چگونه مافیای اکران در لوای همین افزایش اسمی توانسته بر قدرت خود در بدنه سینمای کشور بیافزاید و اهالی سینما را در جهت منویات خود مدیریت سازد.

۶/ ای کاش جناب سیدعباس صالحی بر ابعاد کیفی چنین بیلان دهی جذابی نیز اشارت نموده و به عنوان مثال معین می فرمودند که چه تعداد از این ۲۸ میلیون نفر مخاطبی که در آمارهای ایشان ادعا شده به تماشای فیلم هایی هچون مطرب و رحمان ۱۴۰۰ و یا چهار انگشت و تگزاس و زیر نظر و ... نشسته و به واسطه ندانم کاری دولت در حمایت از تولیدات فاخر سینمایی دچار تنزل سلیقه شده اند!

۷/ ای کاش جناب سیدعباس صالحی که به صراحت می فرمایند: نگاهی به اصل ۴۴ و سیاست‌های حاکم بر نظام و نقطه نظرات مقام معظم رهبری هم که داشته باشیم، می‌بینیم همگی بر این تاکید دارند که حضور بخش خصوصی مختص اقتصاد نیست و باید سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه فرهنگ بیشتر شود و ...؛ درک مطلب خود از سیاست های کلان را ارتقاع بخشیده و پاسخ دهند که مگر نه اینکه رهبری در سال ۱۳۹۳ هجری شمسی و در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت با ایشان به صراحت فرموده بودند: ضروری است در عرصه فرهنگی سیاست های نظام به درستی درک و اِعمال شود! ؛ مگر نه اینکه ایشان در دیدار سال ۱۳۹۴ هجری شمسی در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت مجددا فرموده بودند: مشکلات فرهنگی، گاه خواب را از انسان می‌رباید! و صراحتا اعلام فرمودند: تولید محصولات فرهنگی سالم و جلوگیری از تولیدات مضر فرهنگی دو وظیفه اصلی مسئولان است! ؛ مگر ادامه مسیر بی قانونی و اصرار ژنرال های بنفش به ناشنوایی سیاست های ابلاغی توسط رهبر جمهوری اسلامی نبود که سبب شد تا امام خامنه ای به نمایندگان تازه  وارد دهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی فرمان بدهند تا به موضوع فرهنگ توجه ویژه نموده و در دیدار سال ۱۳۹۵ هجری شمسی خود با ایشان ضمن ابراز گلایه عمیق خود از عدم توجه نهادهای اجرایی کشور به صراحت بفرمایند: در مسئله‌ی فرهنگ، بنده احساس یک ولنگاری می کنم؛ در دستگاه‌های فرهنگی؛ اعم از دستگاه‌های دولتی و غیر دولتی یک نوع ولنگاری و بی‌اهتمامی در امر فرهنگ وجود دارد؛ چه در تولیدِ کالایِ فرهنگیِ مفید که کوتاهی می کنیم، چه در جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضر که کوتاهی می کنیم! البته بگذریم از ماهیت وکیل الدوله بودن اکثریت مجلس در آن دوره که سبب شد تا اقدامی جدی در این راستا صورت نپذیرد و موجب شود تا جناب وزیر در مغالطه ای دانسته و یا ندانسته، بانگ سر دهند که: رویکردهای دولت درست بوده!

۸/ جناب وزیرمحترم ارشاد حتی اگر حوصله تدبر در سابقه فرمایشات رهبری و مطالبات ایشان از متولیان فرهنگی و هنری کشور را ندارد؛ قطعا فرمایشات تیرماه امسال و بیانات ایشان در ارتباط تصویری با همایش سراسری قوه قضائیه را شنیده اند و یا حداقل آن بخش از سخنان رهبری که فرموده بودند: متأسّفانه در داخل هم حتّی با غفلت بعضی از مسئولینِ مربوط به این مسائل کارهایی می کنند، فیلم‌هایی میسازند که اساس و مبانی قضائی جمهوری اسلامی را زیر سؤال میبرد و متأسّفانه این فیلم‌ها در بازبینی‌های این نشست‌های عمومی هنری و مانند اینها مورد توجّه قرار نمیگیرد و اینها اکران هم میشود، روی پرده هم می‌آید و پخش هم میشود؛ این خیلی چیز بدی است و ... به سمع و نظر ایشان رسیده است. خوب است جناب وزیر شفاف سازی فرمایند که اکنون با گذشت حدود از ۱۲۰ روز از بیان صریح مقام معظم رهبری، چه اقدام عملی مناسب در راستای رفع چنین غفلتی در سازمان سینمایی کشور صورت داده و مگر نه اینکه در همین مدت زمان شاهد عرضه و اکران عمومی آثار مجعولی همچون یلدا و عصر جمعه و ... در اصلی ترین زیر مجموعه مدیریتی ایشان بودیم!

۹/ یکی دیگر از جالب ترین فراز از فرایشات جناب وزیر را می توان آنجایی یافت که ایشان از عدم گستره پولشویی در سینما سخن گفته و می فرمایند: مگر در بقیه حوزه‌های اقتصادی ما نظارت کافی و صد در صدی وجود دارد؟ ؛ سخنی که از جهتی کاملا صحیح است و آن اعتراف وزیر محترم به ولنگاری گسترده در تمامی شئون اجرایی کشور می باشد و از جهتی ساده انگارانه! زیرا وقتی عالی ترین مقام اجرایی کشور در عرصه فرهنگی نگاهش به ظرفیت اقتصاد فرهنگی در حد مقایسه گردش مالی زیر مجموعه های خود با آپارتمان های موجود در خیابان فرشته تهران است! قطعا نمی تواند درک کند که چگونه جریان نفوذ فرهنگی به کمک بودجه های سفارتی می توانند به سراغ اهالی بعضا گُرسنه و نیازمند فرهنگ و هنر رفته و ایشان را با مبالغی ناچیز مزدور و پیاده نظام خود ساخته و یا در خوش بینانه ترین صورت ممکن، به سمپات و یا هوادار خود مبدل سازند.

۱۰/ مغالطه در فرمایشات وزیر محترم ارشاد بسیار است. مسئولان و عموم شاغلان در نهادهای فرهنگی نظام جمهوری اسلامی، مبتنی بر قانون اساسی ملزم به ایجاد محیط مساعد برای‌ رشد فضایل‌ اخلاقی‌ بر اساس‌ ایمان‌ و تقوی‌ ومبارزه‌ با کلیه‌ مظاهر فساد و تباه می باشند؛ وظیفه ای که به صورتی رسمی در قوانین عادی این قبیل از مجموعه ها نیز درج شده و به صورت شاخص، هدف قانونگذار از تاسیس مجموعه ای تحت عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ایجاد ساختاری نظام مند به جهت رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقویو همچنین  توسعه استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگاجانب باشد و ...

۱۱/ سیدعباس صالحی، طلبه سربزیر و محجوب مشهدی، چندسالی است که به برکت حضور ژنرال های بنفش! دیگر کسوت حوزوی را از تَن به درآورده و دقیقا از ۲۸ مهر ۱۳۹۵ هجری شمسی، رسما به عنوان متولی فرهنگ و هنر کشور شناخته می شوند. پس شایسته است تا ایشان در گفتار خود دقت نمایند تا مبادا از مسیر حرف حق خارج شوند ...