یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۶

نگاهی به ۳ فیلم سینمایی در حال اکران؛

«ماه در جنگل»، «تابستان داغ» و «پریناز» هیچ یک از سطح متوسط فراتر نرفته اند/ سینما به فیلم های خوب و مهم نیازمند است

«ماه در جنگل»-«تابستان داغ» -«پریناز»

سینماپرس: جبار آذین منتقد و مدرس سینما همزمان با اکران ۳ فیلم سینمایی «ماه در جنگل» به کارگردانی سیامک شایقی، «تابستان داغ» به کارگردانی ابراهیم ایرج زاد و «پریناز» به کارگردانی بهرام بهرامیان این آثار را دارای ضعف دانست و گفت: هیچ یک از این فیلم ها از سطح متوسط فراتر نرفته اند و گرچه از نظر مضمون و محتوا با مشکلات فراوان روبرو نیستند ولی دغدغه مندی و گرایشات اجتماعی سازندگان این آثار تنها حرف قابل توجه این ۳ فیلم است و از لحاظ ساختاری و هنری فیلم ها در حد متوسط و یا زیر آن مانده اند.

این منتقد سینما در گفتگو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به فیلم سینمایی «پریناز» اظهار داشت: آزادی اکران فیلم «پریناز» پس از ۳ سال توقیف به دلیل حضور فاطمه معتمدآریا در آن، بهرام بهرامیان کارگردان سینما و تلویزیون را که کارگردانی چند سریال و فیلم «آل» و فیلم متوقف شده در مرحله تولید «آینه شمعدون» را در پرونده هنری خود دارد از انزوا و عزلت خارج کرد.

وی ادامه داد: فیلم سینمایی خانوادگی-اجتماعی «پریناز» که محور داستان های خود را دختری ۷ ساله به نام پریناز قرار داده با مضامین تقبیح پیش داوری و قضاوت نادرست، باورهای غلط و سوء برداشت به زندگی چند انسان و خانواده در موقعیت های مختلف زندگی می پردازد. 

آذین سپس خاطرنشان کرد: با آنکه فیلم کوشیده از منظر روانشناسی به تحلیل شخصیت های اصلی خود بنشیند و به ارزیابی عملکرد آدم هایش در زندگی های پیچیده در لفافه سادگی و جهالت و خرافات بپردازد اما سطحی نگری به مسائل و مناسبات خانوادگی و اجتماعی و نگاه گذرا به دنیا و آمال کودکان و نوجوانان مانع باورپذیری کامل رخدادهای فیلم شده است. از همین رو گاه «پریناز» سمت و سوی تلخ میابد و زندگی های به تصویر درآمده اش از واقعیات، فرهنگ و ادبیات جامعه فاصله گرفته و به سیاه نمایی غلو شده و غیرواقعی میل می کند.

وی افزود: با این حال «پریناز» درحد استانداردهای رایج سینمای ایران اثری متوسط است و در مضمون و محتوا دلیل موجهی برای توقیف ندارد. «پریناز» چنانچه از مشاوران خانواده، روانشناسی و اجتماعی و مذهبی برای غنی کردن مضامین خود بهره می برد فیلم بهتری می شد.

این منتقد سپس با اشاره به جدیدترین ساخته سینمایی سیامک شایقی گفت: قاچاق چوب، نیازها و برخوردها و چالش های زندگی قاچاقچیان و خانواده های شان از یک سو و حفظ و حراست از جنگل به مثابه میراث ملی از دیگر سو میدان کشمکش های تلخ و گزنده قهرمانان و ضد قهرمانان و آدم های خاکستری «ماه در جنگل» ساخته جدید سیامک شایقی است. شایقی سینما را با نگارش نقد آغاز کرده و در ادامه در مقام کارگردان ۱۲ فیلم سینمایی ساخته است.

وی سپس با بیان اینکه «ماه در جنگل» مضمون و داستانی جدید ندارد و تاکنون چندین فیلم با مضامین قاچاقچیان، جنگلبانان و قاچاق چوب در سینمای کشور ساخته شده است اظهار داشت:  لذا از این منظر به رغم توجه بیشتر به کار و زندگی جنگلبانان، «ماه در جنگل» حرف تازه ای برای گفتن ندارد؛ آنچه در فیلم شایقی شایسته توجه است نه مضمون کهنه آن که تصویرسازی قابل باور مناسبات زندگی آدم های مرتبط با جنگل است که یک گروه برای حیات خود و گروه دیگر برای حیات جنگل در برابر یکدیگر صف آرایی کرده اند؛ «ماه در جنگل» مانند دیگر آثار شایقی کم و بیش ساخت هنری و سینمایی به نسبت قابل قبولی دارد و پردازش سینمایی داستان هایش با اشکال فراوان همراه نیست.

وی در همین راستا افزود: کارگردانی و بازی های به نسبت قابل قبول از امتیازات این اثر سینمایی است. این فیلم نشان دهنده تداوم ساخت آثار اجتماعی با زاویه دید آسیب شناسانه و نگاه دغدغه مند سیامک شایقی است هرچند «ماه در جنگل» جزو آثار شاخص اجتماعی سینمای ایران نیست و مضمون تکراری آن از عوامل دافعه مخاطب است ولی به عنوان یک فیلم سینمایی متوسط بامحتوا ارزشمند است.

آذین در بخش دیگری از این گفتگو بیان کرد: «تابستان داغ» کوششی در واکاوی علمی و هنری یک معضل خانوادگی-اجتماعی است؛ اثری که از میان تلخی ها و سیاهی ها و سطحی نگری ها با احتیاط عبور کرده و توانسته در کل روایتگر متوسط موضوعات و داستان های موازی و تحلیلی کودک محور خود باشد.

وی افزود: یک دستی نسبی تصاویر، ریتم مناسب و روند پذیرفتنی قصه و بازی های به نسبت باورپذیر علی مصفا، پریناز ایزدیار، صابر ابر و مینا ساداتی و تصویرسازی متعارف سینمایی، ابراهیم ایرج زاد را به عنوان کارگردان آشنا به ابزار سینما و روایت های سینمایی نشان می دهد با این حال با آنکه «تابستان داغ» در پرداخت مضامین خود و بازگویی جذاب حرف هایش کاستی هایی دارد و در ساختار سینمایی چندان از نوآوری و خلاقیت بهره نبرده است ولی به علت مضمون اجتماعی و خانوادگی، توجه به زندگی و دنیای کودکان، کارگردانی گرچه متوسط اما فکرشده می تواند شروعی خوب برای ایرج زاد و ساختن فیلم های قوی، جذاب و کامل تر توسط وی در سینما باشد.

آذین در خاتمه این گفتگو متذکر شد: «تابستان داغ» با اندکی غلو و بی احتیاطی می توانست به فیلمی تلخ و سیاه تبدیل شود ولی هوشیاری کارگردان و احترام او به سلیقه مخاطب این فیلم را از سقوط در این ورطه نجات داده است. در هر صورت فیلم های سینمایی جدید اکران شده هیچ کدام آثار درخشان و خوبی نیستند؛ سینما به فیلم های خوب و مهم نیازمند است و این نکته ای است که مدیران سینمایی باید به آن توجه داشته باشند.