سه‌شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۱

توحیدپرست در اعتراض به عملکرد فارابی گفت:

بنیاد سینمایی فارابی را با دروغ و دغل و فریب و رانت خواری بنا کرده اند/ آقایی که به واسطه «ژن برتر» مدیر سینمایی شدی دست از سر ما بردار!

داوود توحید پرست در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات

سینماپرس: داود توحیدپرست کارگردان سینمای کشور که چندی است با مسئولات بنیاد سینمایی فارابی به شدت درگیر است و مدعی است که مسئولان این بنیاد حق وی را خورده اند گفت: بنیاد سینمایی فارابی را با دروغ و دغل و فریب و رانت خواری بنا کرده اند و متأسفانه در این بنیاد خبری از عدالت خواهی نیست؛ نگاه انسانی مدیران دولت دهم کجا و نگاه غیر انسانی و ما قبل قرون وسطایی مدیران فعلی کجا؟! من می خواهم به آقایی که به واسطه «ژن برتر» و زدو بندهای آنچنانی مدیر سینمایی شده بگویم که دست از سر ما بردار!

به گزارش سینماپرس فیلم سینمایی «شیرین قناری بود» به کارگردانی داود توحیدپرست پس از گذشت ۷ سال از زمان تولید و ۶ سال از صدور پروانه نمایش، همچنان به نمایش در نیامده است؛ این اتفاق باعث اعتراض شدید کارگردان این اثر سینمایی به مسئولان بنیاد سینمایی فارابی شد اما چندی قبل روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی با انتشار اطلاعیه‌ای، درباره درخواست اخیر کارگردان فیلم «شیرین قناری بود» توضیحاتی ارائه کرد.

در اطلاعیه بنیاد سینمایی فارابی آمده بود: «پیرو ادعاهای مطرح شده از سوی آقای داود توحیدپرست کارگردان محترم فیلم «شیرین قناری بود» تاکید می‌شود این اثر سینمایی هیچ گاه در توقیف نبوده است.

بنیاد سینمایی فارابی برای خریداری حقوق این اثر سینمایی از سال ۱۳۹۱ حدود ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده و مالکیت فیلم به طور کامل متعلق به این بنیاد است و در حال حاضر آقای داود توحید پرست تقاضا دارند با پرداخت ۱۵ میلیون تومان حقوق نمایش خانگی فیلم را در اختیار بگیرند.

بنیاد سینمایی فارابی آمادگی دارد با بازپرداخت مبالغی که از این بنیاد دریافت شده، مالکیت این فیلم را به طور کامل واگذار کند. این موضوع به کارگردان اعلام شده و وی با پرداخت مبالغی که از فارابی دریافت شده می‌تواند طبق ضوابط و مقررات این اثر را عرضه کند.

در یک سال گذشته واحد بازاریابی بنیاد سینمایی فارابی همه تلاش خود را برای واگذاری فیلم به موسسات ویدیو رسانه کرده، اما متاسفانه به دلیل کیفیت پایین این اثر و ملاحظات فرهنگی، موسسات فیلم را نپسندیدند.»

اما واکنش ها به همین جا ختم نشد!

توحیدپرست در واکنش به جوابیه فارابی، مواردی را مطرح کرده و مدعی شده است: همه سینمای ایران می‌دانند که من با تعداد زیادی سینما قرارداد بسته بودم و مجوز پخش داشتم؛ اما ۲ روز مانده به اکران «شیرین قناری بود»، با وجود اینکه همه موارد قانونی فیلم انجام شده بود، چه کسی دستور توقیف فیلم را داد؟ یادم می‌آید که مدیرعامل وقت فارابی دستور داده که فیلم نمایش داده نشود. تعجب می‌کنم از این که می‌فرمایید فیلم توقیف نشده است.

وی افزوده است: اگر فارابی بابت خرید مالکیت این فیلم ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده، لطفاً قراردادهای منعقده را منتشر کنید تا همه بدانند که مبلغ خرید فیلم در چند مرحله و چقدر بوده است!

توحیدپرست درباره پیشنهاد نازل خود برای خرید حق رایت فیلم گفته است: بنده کتبی تقاضا کردم که رایت نمایش خانگی فیلم «شیرین قناری بود» را به من به مبلغ ۱۵ میلیون واگذار کنند؛ اما دلیل این کارم، آن بود که عده‌ای با همین مبلغ حق رایت فیلم‌هایشان را از فارابی خریدند.  من طبق مصوبه شورای تولید فارابی مبنی بر فروش رایت نمایش خانگی فیلم به هر فرد و شرکت، مایل به خرید رایت نمایش خانگی فیلم «شیرین قناری بود» هستم، لطفا مبلغ مورد نظرتان را اعلام بفرمایید.

کارگردان «شیرین قناری بود» در پایان خطاب به فارابی متذکر شده: اگر فیلم من بد است، جرأت اکران سینمایی آن را داشته باشید و بگذارید مردم ایران نظر بدهند.

این جنجال ها باعث شد تا ما با کارگردان این اثر سینمایی به گفتگو بنشینیم که ماحصل این گفتگو در ذیل نقل شده است.

*****************************

بنیاد سینمایی فارابی اخیراً مدعی شده که فیلم «شیرین قناری بود» توقیف نیست، ما می خواهیم شما به صورت شفاف اعلام کنید که مشکل این فیلم چه چیزی است که پس از ۷ سال هنوز اکران نشده و باعث این جنجال آفرینی ها و نامه نگاری ها شده است؟
راستش اگه رسانه ها و کل مردم ایران فهمیده باشند که چه بلایی سر این فیلم آمده من هم به عنوان صاحب فیلم فهمیده ام چرا؟ چون هیچ یک از دوستان فارابی در این خصوص توضیح شفاف و روشنی نمی دهند که چرا فیلم رو اکران نمی کنند!
یک بار به من می گویند کیفیت فیلم خوب نیست، یک بار می گویند اگر این فیلم اکران شود برخی از افراد به آن اعتراض می کنند و خلاصه هر بار به بهانه ای به ما اجازه اکران را نمی دهند! حتی یک بار اعلام کرده اند ما با فیلم مشکلی نداریم و خود توحیدپرست فیلم را اکران نمی کند! جالب آنجا است که بنده حتی نزد آقای ایوبی به عنوان رئیس وقت سازمان سینمایی رفتم و ایشان به من گفتند با فیلم هایی که پروانه نمایش داشته باشند ما مشکلی نداریم، اما نمی دانم چرا با وجود داشتن پروانه ساخت و پروانه نمایش سینمایی، دوستان فارابی از اکران فیلم می ترسند!
بنده شفاف و روشن عرض کنم که وقتی مدیران سینما ندانند که سینما را با سین می نویسند یا با صاد، این مشکلات برای فیلم ها و سینماگران به وجود می آید!   از نظر من قطعاً این فیلم را توقیف کرده اند و الا دلیلی ندارد که پس از ۷ سال و با داشتن پروانه نمایش اکران نشود.
گفته شده که بنیاد سینمایی فارابی فیلم را به قیمت ۴۰۰ میلیون تومان از شما خریداری کرده، شما این را رد می کنید؟
ببینید دوست عزیز، شفاف و روشن درباره این مطلب فارابی درباره خودم عرض می کنم که این بنیاد و مدیران آن  در روز روشن دروغ می گویند و این ها بابت تولید فیلم «شیرین قناری بود» حتی یک ریال هم به من کمک نکرده اند! اگر به من وام داده اند یا در فیلم من مشارکت کرده اند مرد باشند و سند آن را منتشر کنند! من مرد نیستم اگر فارابی راست گفته باشد و یک ریال به فیلم «شیرین قناری  بود» کمک کرده باشد سینمای را برای همیشه ترک نکنم!
ِ
متأسفانه خشت خشت بنیاد سینمایی فارابی را با دروغ و دغل و فریب و رانت خواری بنا نهاده اند و برای اینکه رد گم کنند که به چه فیلم ها و به چه فیلمسازان وابسته شان کمک های آنچنانی کرده اند اسم مرا هم در این گزارش درج کرده اند که مثلاً من را فیلمساز وابسته به دولت معرفی کنند در صورتی که این دوستان فقط دروغ می گویند و مرتکب نشر اکاذیب کرده اند. بنده تأکید می کنم که اگر یک ریال برای فیلم  «شیرین قناری بود» به من وام داده اند یا در این فیلم مشارکت کرده اند مرد باشند و سندش را منتشر کنند، اگر سندی ندارند باز هم مرد باشند و نام مرا از لیست تسهیلات بگیران فارابی حذف کنند!
پس شما منکر می شوید که فارابی فیلم شما را ۴۰۰ میلیون خریداری کرده و مالک فیلم شما فارابی است؟
من منکر خرید فیلم نمی شوم اما این خرید داستان دارد!؛   اولاً که ۴۰۰ میلیون تومان نیست و حدود  ۳۰۰ میلیون تومان است که در قرار داد های فیلم کاملاً ذکر شده است. داستان این است که سال ۸۹ من پروانه ساخت این فیلم را گرفتم و برای تولید آن خانه ام را در پونک و اشرفی اصفهانی فروختم و این فیلم را با هزینه شخصی ساختم در پروانه مالکیت اولیه خانم یاسمن کفایتی همسر بنده مالک صد درصد این فیلم است که کپی آن را ارائه می دهم تا همگان بدانند که برای تولید این فیلم فارابی یک ریال هم به ما کمک نکرده و دروغ می گوید که ۴۰۰ میلیون تومان به ما کمک کرده!
با داشتن پروانه ساخت و به شکل کاملاً قانونی و علیرغم مخالفت های فراوان نهادهای غیر مسئول من به کمک همسرم این فیلم را با هزینه ۲۸۰ ملیون تومان در سال ۹۰ ساختیم. اگر یادتان باشد در سال ۹۰ خانه ها وحشتناک گران شد و خانه ای که ۲۸۰ ملیون تومان فروخته بودیم شد حدود ۸۰۰ ملیون تومان، مستاجر شده بودیم با ۲ پسر دانشجو و روزگار به شدت سخت می گذشتبه طوری که روزها من درگیر حل مشکلات این فیلم بودم و شب ها می رفتم مسافرکشی تا از گرسنگی نمیریم!
من در آن دوران به همه مسئولان کشور نامه می نوشتم و تقاضای کمک می کردم و از شرایط وحشتناک اقتصادی حاکم بر خانواه ام می گفتم؛ خلاصه که یک نامه به جناب آقای دکتر احمدی نژاد (رئیس جمهور وقت) و بعد جناب آقای دکتر حسینی (وزیر ارشاد وقت) و بعد جناب آقای شمقدری (رئیس سازمان سینمایی وقت) و بعد جناب آقای میرعلایی (مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی وقت) نوشتم و نهایتاً لطف کردند و فیلم را دیدند و ارزش گذاری کردند و ۴۰ درصد آن را به قیمت حدود ۱۴۰ ملیون خریداری کردند که به خاطر استفاده از امکانات و تجهیزات فارابی مقداری بدهکار بودم که آنرا کم کردند و بقیه پول را دادند.
لازم می دانم که عرض کنم که همان موقع من به مبلغ ارزش گذاری شده اعتراض ها کردم اما دوستان آن موقع فارابی نپذیرفتند و مبلغ فوق را تصویب کردند و من هم به خاطر بدهکاری هایی که به عوامل فیلم و بازیگران فیلم داشتم به ناچار پذیرفتم، قصه جلو رفت تا اینکه در زمان جناب میرعلایی فیلم را آماده اکران کردیم و پروانه نمایش قانونی گرفتیم، پخش کننده فیلم و همه مواد تبلیغی فیلم را تهیه کردیم که خودش یک سال زمان برد و با حدود ۲۰ سینما که میل داشتند فیلم را اکران کنند قرار داد بستیم و با اشتیاق آماده اکران شدیم و همه کارهای قانونی را انجام دادیم، اما تغییراتی در سازمان سینمایی انجام شد، جناب شمقدری و جناب میرعلایی رفتند و جناب ایوبی و جناب جعفری جلوه آمدند!
۲ روز مانده بود که فیلم را اکران کنیم و با وجود انجام همه کارهای قانونی از پخش فارابی به من زنگ زدند که مدیر عامل فارابی دستور داده که جلوی نمایش فیلم گرفته بشود! آن روز من در سینما آزادی همراه با دوستان دیگر در حال نصب مواد تبلیغاتی فیلم بودم و با شنیدن این مطلب کمی مانده بود که قلبم بایستد اما خدا کمک کرد و زنده ماندم، به هر حال دوندگی های وحشتناک دوباره شروع شد اما هیچ کسی هیچ حرفی از علت های توقیف نمی گفت، خلاصه وضعیت به آنجا رسید که من مجبور به اعتصاب غذا در بنیاد سینمایی فارابی شدم که رسانه ها آن را منعکس کردند و سپس پای حراست کل وزارت ارشاد به میان آمد؛ جناب حبیب کاوش نازنین سخنگوی معزز اتحادیه تهیه کنندگان رسماً موضع گیری کرد و گفت که فیلم «شیرین قناری بود» را توقیف کرده اید و باید خسارت توحید پرست را بپردازید.
جناب دکتر نوروزی وکیل با شرف و انسان دوست و مشاور جناب دکتر ایوبی  حکم شد که حکم صادر کند و به شورا آمد و در حضور جناب جعفری جلوه و سایر دوستان فارابی حکم داد که جلوی اکران فیلم «شیرین قناری بود» را گرفته اید و باید خسارت بپردازید، خدا کمک کرد و داستان این فیلم اینگونه تمام شد اما فارابی به جای خسارت های سنگین فقط خسارت مواد تبلیغی فیلم را داد که جمعاً فکر می کنم ۶۵ میلیون تومان می شد که متعلق به شرکت درسا بود نه داود توحید پرست! من هم به خاطر بدهکاری و مستاجری و گرفتاری و غرق شدن در مشکلات زندگی و حتی نزدیک شدن به جدایی خانوادگی که البته به مو رسید ولی خدا رو شکر به پارگی نرسید مجبور شدم تن بدم به تقدیر و ماجرا را مثل تهیه کنندگان فیلم «سنتوری» و دیگر تهیه کنندگان از طریق قوه قضائیه پیگیری نکردم و به وضع موجود تمکین نمودم که اگر وقت و حوصله بود قطعاً با رای جناب نوروزی و جناب کاوش باید حداقل ۶۰۰ میلیون از فارابی دریافت می کردم که فقط حدود ۳۰۰ ملیون یا ۳۱۰ ملیون دریافت کردم و ۶۵ ملیون هم شرکت درسا برای پول هایی که بابت تبلیغات داده بود گرفت که حکم داده بودند فارابی باید خسارت بدهد!
ماجرای اخیر چیست؟ شما در تمام رسانه ها اعلام کرده بودید که به زودی «شیرین قناری بود» وارد نمایش خانگی می شود اما ناگهان باز شاهد درگیری شما با بنیاد سینمایی فارابی شدیم!
واقعیت این است که بند ناف مدیران سینمایی این کشور را گویی با تزویر و ریا و دروغ بریده اند! فیلم «شیرین قناری بود» فیلم بنده است، زشت و زیبا عین بچه من است و من به شدت دوستش دارم! ۷ سال است که دارم درد می کشم که فیلمم دیده بشود  ولی جهل و عناد و تزویر متاسفانه نمی گذارد! من این فیلم را در زمان جناب میرعلایی که مجوز داشتیم به ۴ جشنواره فرستادم که در جشنواره بلاک آلمان بهترین فیلم بخش کودک و نوجوان شد، در جشنواره دهلی نو تشویق شد و به بخش مسابقه جشنواره های میلان ایتالیا و زان زیبار آفریقا راه یافت؛ من فیلمساز مردم هستم و برای مردم سرزمینم فیلم می سازم هیچ ادا و هیچ قر و فری هم ندارم اما با افتخار اعلام کرده و اعلام می کنم که فیلمساز دولتی و نفتی و بیت المالی و وابسته به زر و زور و تزویر نیستم و نگاه خودم را به تصویر می کشم طبیعی است که کلی ضعف هم دارم و همیشه خودم را هنرجو می دانم و دوست دارم فیلمم را مردم ببینند و طبق عادت به همه سینماها برم و با نفس تماشاچی فیلم را ببینم تا متوجه خوبی ها و بدی های فیلم بشوم اما نمی دانم چرا مدیران عقب مانده ذهنی در قرن انفجار علم و هنر و تکنیک متوجه این حقیقت نمی شوند و اصرار دارند که نظر خودشان را به زور شمشیر به خورد خلق الله بدهند!
یک مثال عینی ذکر می کنم که خوب است بیان بشود؛ بین جناب علیرضا  سجاد پور و جناب قاسم جعفری بر سر یکی ازفیلم های کودک و نوجوان آقای جعفری اختلاف می افتد، جناب سجاد پور می گوید این فیلم خوب نیست یا مناسب کودک و نوجوان نیست، قاسم جعفری نظری کاملاً برعکس دارد؛ این قصه را خود سجاد پوردر همدان دارد تعریف می کند و ما داریم گوش می کنیم، سجاد پور با شجاعت تمام می گوید فیلم را در همدان نشان دادیم و کودکان و نوجوانان فیلم جناب جعفری را بهترین فیلم معرفی کردند و سجادپور رسماً و مردانه از جناب جعفری معذرت خواهی می کند و می گوید ما نباید قبل از اکران فیلم برای مردم و کودکان و نوجوانان درباره فیلم ایشان قضاوت می کردیم! نگاه انسانی جناب سجادپور یک نگاه است، نگاه غیر انسانی و ما قبل قرون وسطایی مدیران فعلی یک نگاه!
دوست مدیر، دوست عزیز، دوستی که به واسطه فامیلی و ژن برتر و انواع و اقسام رابطه ها مدیر سینمایی شدی ما کرم همین سینما هستیم! درس خواندیم و ۳۵ سال سابقه کار در سینما داریم به خدا سینما را با سین می نویسند نه با صاد و نه حتی با ث سه نقطه! من برای شما و برای مدیران کشور فیلم نمی سازم من برای مردم سرزمینم فیلم می سازم و معلوم است که اشتباه هم خواهم داشت! لطفاً با تفکرات ما قبل قرون وسطایی مانع اکران فیلم های دارای پروانه نمایش هنرمندان کشور نشوید و اجازه بدهید مردم فیلم های هنرمندان را ببینند و آن ها قضاوت کنند، عین جناب سجاد پور که این مطلب انسانی را فهمید ولی نمی دانم درد شما چیست که موضوع به این سادگی را نمی فهمید!
به هر حال قصه این است که ۷ سال است دارم می دوم و دچار جهل و کینه و عناد عده ای شده ام که باید چرخ سینما را برای این حضرات از نوع اختراع کنیم! من در همین جا به مدیران ارشد فارابی اعلام می کنم که در هر کجای صدا و سیما و هر مرکز فرهنگی دیگر که مایل باشند حاضر به گفتگوی رو در رو (نه پشت سر) درباره هدف غایی ساخت فیلم «شیرین قناری بود» هستم شاید خدا خواست و از خود درگیری های ذهنی و وابستگی به زر و زور و تزویر خلاص شدیم!
آیا موافق شفاف سازی بنیاد سینمایی فارابی در حمایت از فیلم ها و سینماگران کشور هستید؟

به نظر من اگر فارابی در تاریخ عمرش یک کار خوب و انسانی و درست انجام داده باشد همین اعلام حمایت ها  است چه وام دادن به فیلمسازان و چه مشارکت در فیلم ها؛   البته تاکید می کنم که مدیران فارابی هر چه زودتر به شکل رسمی از بنده به خاطر نشر اکاذیب و دروغ عذرخواهی کنند و اسم مرا از این لیست حذف کنند و در موارد دیگری هم اگر دچار اشتباه درباره همکاران من شده اند اصلاح و معذرت خواهی کنند تا این کار انسانی و خوب در تاریخ این بنیاد به یادگار بماند اما من شدیدا اعتقاد دارم که این کار خوب متاسفانه ناقص است و فقط درباره سال های ۹۰ تا ۹۶ است و پیشنهاد می کنم که برای شناختن هنرمندان مستقل و غیر دولتی و غیر رانتی و غیر بیت المالی و غیر نفتی از هنرمندان وابسته و دولتی و رانتی و بیت المالی و نفتی که گاهاً پز انقلابی بودن و مبارز بودن هم می دهند این بنیاد محترم همه حمایت هایش در طول همه سال های پس از تاسیس را رسما به اطلاع جامعه هنری برساند و اگر به هر دلیل این کار را نکرد همه هنرمندان مستقل و همه رسانه های مستقل کشور به همه مراجع قانونی  فشار بیاورند تا بنیاد سینمایی فارابی و حتی موسسه رسانه های تصویری و دیگر نهادها هم اقدام به شفاف سازی کنند من شک ندارم که اگر چنین اتفاقی بیفتد آن دسته از هنرمندانی که نقش نلسون ماندلا و فیدل کاسترو و چه گوارا را بازی می کنند و مدام دم از عدل و داد و برابری و مساوات می زنند رسوا می شوند!

آیا در فروش فیلم هایی که مالکیتش متعلق به فارابی است به افراد و شرکت ها دلالی وجود دارد؟

خدا عالم است! من نمی توانم نظر قطعی بدهم اما اینجا ایران است و فارابی هم فارابی است و نشان داده که در همه زمینه ها استعداد خاصی دارد! به نظر من فارابی باید مکانیزم درستی برای فروش فیلم هایی که از جیب مردم و از جیب بیت المال هزینه کرده و اتفاقا به دلیل عدم تخصص چندین برابر هزینه تولید یک فیلم را یا وام داده یا مشارکت کرده یا خودش تهیه کننده بوده طراحی کند تا بوی دلالی به مشام دیگران نرسد.
مثلاً برای فروش این فیلم ها به افراد و شرکت ها می توانند مزایده بگذارند و به قیمت عادلانه تری فیلم های شان را بفروشند نه اینکه فله ای و رابطه ای چوب حراج به فیلم ها بزنند و به عده ای خاص این فیلم ها را مفت بفروشند معلوم است که در چنین شرایطی بوی دلالی به مشام می رسد!

اشاره کردید به دلیل عدم تخصص مدیران فارابی چندین برابر هزینه واقعی تولید فیلم را به هنرمندان می دهند می توانید توضیح بیشتری بدهید؟

ببینید دوست عزیز. وقتی تخصص نباشد و رابطه و باند بازی و رانت خواری باشد نتیجه می شود همین حمایت هایی که خود فارابی منتشر کرده؛ شما حمایت ها را ببینید شک ندارم که حداقل ۲ برابر هزینه تولید یک فیلم را به دلیل عدم تخصص و رابطه به هنرمندان نفتی و دولتی داده اند تا فیلم شان ساخته بشود یا وام داده یا مشارکت کرده و مثلاً یک میلیارد داده اند و مالک ۲۰ یا ۳۰ یا ۴۰ یا نهایتا ۵۰ درصد فیلم مورد نظر شده اند؛ تهیه کننده نفتی و دولتی خاص هم رفته و با همین پول و حتی کمتر از این پول فیلم را ساخته و حتی دستمزدهای خود و اعوان و انصار خودش را هم برداشته و خیلی شیرین حداقل مالک ۵۰ درصد از فیلم شده!

در نهایت بنده از صاحبان هر قلم منصف و با وجدان و با شرفی خواهش می کنم کاری کنند تا همه حمایت های فارابی ریز و درشت از همه تهیه کننده ها و کارگردان ها رسماً منتشر شود. بنده اعلام می کنم که به خاطر فیلم «نامزد امریکایی من» ۴۰ میلیون تومان از فارابی وام گرفته ام و این مبلغ را به فارابی بدهکار هستم و البته در قبال این ۴۰ ملیون تومان ۴۰ درصد از مالکیت فیلم فوق را فارابی گرو برداشته است. اما من این مبلغ را به فارابی بدهکار هستم و اقرار می کنم و امیدوارم همه بدهکاران فارابی هم اقرار کنند که چقدر بدهکارند!

آخرین حرفم نیز این است که فارابی از بدو تاسیس تاکنون هر نوع بدهکاری افراد و شرکت ها را که به واسطه نامه های نهادها و افراد با نفوذ به افراد و شرکت ها در کل این سال ها بخشیده را با ذکر مبلغ اعلام کند تا همه مردم و مسئولین کشور بدانند که بر این بنیاد چه گذشته است! آروزی من این است که نامه های آدم های قلدر که به شکل محرمانه به دبیرخانه محرمانه  بنیاد سینمایی فارابی ارسال کرده اند و به زور خیلی ها را فیلمساز کرده اند یک روز رونمایی بشود و آن روز شک ندارم که یک واترگیت داخلی اتفاق خواهد افتاد به امید ریشه کن شدن ظلم و فساد و گسترش حقیقت و عدالت و انسانیت!