"پسر آدم دختر حوا" ؛ دومین فیلم پرفروش سال

"پسر آدم دختر حوا" ساخته رامبد جوان پس از شش هفته با عبور از "تسویه حساب" تهمینه میلانی به رده دوم جدول فروش سال صعود کرد.

افت 20 درصدی فروش فیلم ها با شروع ماه مبارک رمضان

افت 20 درصدی فروش فیلم ها با شروع ماه مبارک رمضان

با شروع ماه مبارک رمضان، فروش فیلمها در سینماهای تهران با افت 20 درصدی همراه بود.

شروع ناامید کننده

شروع ناامید کننده "ناسپاس" و "مقلد شیطان" / "پسر آدم دختر حوا" 500 میلیونی شد

"مقلد شیطان" ساخته افشین صادقی که همزمان با "ناسپاس" در سینماهای تهران به روی پرده رفت در چهار روز آخر هفته تنها 8 میلیون فروخت و مجموع فروشش پس از 6 روز به رقم 11.4 میلیون تومان رسید، "پسر آدم دختر حوا" ساخته رامبد جوان هم موفق شد پس از 27 روز نمایش 500 میلیون تومان بفروشد و برای سومین هفته پیاپی در صدر جدول فروش بایستد.

آرشیو
کد خبر: 6177       زمان مخابره: 30/4/1389 -- 20:12

درباره سریال فاصله ها

محمد جلیلوند

مجموعه های نودقسمتی شبانه که در ابتدا با کارهای کمدی مهران مدیری و گروهش برای مردم تلویزیون بین جا انداحته شده بود در سالیان اخیر جای خود را به ملودرام هایی با محوریت خانواده داده و تقابل نسلها را هدف قرار داده است
به عنوان نمونه می توان به نرگس ساخته سیروس مقدم و ترانه مادری و دلنوازان هردو ساخته حسین سهیلی زاده اشاره کرد .حال با سریال دیگری از همین کارگردان روبروییم با عنوان فاصله ها که درگرماگرم جام جهانی فوتبال روی آنتن رفته و به دلیل سوژه عامه پسندش مورد توجه بسیار نیز قرار گرفته است.فاصله ها همانگونه که از نامش پیداست به موضوع حساس و پیچیده تضاد و تقابل نسل ها پرداخته و سعی در ریشه یابی آن داشته است.اما این معضل امروزی با وجود تلاش فراوان نویسنده و کارگردان آنچنان که باید از کار در نیامده و در برخی موارد کاملا در سطح باقی مانده است.رابطه سعید با پدرش (محسن) از این حیث باور پذیر شده که از جنس واقعیت بوده و خامی های بچگانه سعید کاملا برای تماشاگر ملموس است.اما در نقطه مقابل نیما را داریم که به عنوان نمادی از جوان سربه زیر و محجوب ایرانی در دام کلیشه ها گرفتار شده و در نهایت به یک تیپ منتهی شده تا شخصیت!.این همان مشکل ازلی سریال های وطنی است که کفه فطب مثبت داستان سنگینی نکرده و در مقابل قطب منفی جذاب تر از کار در می آید.سهیلی زاده نسبت به دو مجموعه پیشینش پیشرفت های قابل ملاحظه ای کرده و در بعد فیلمنامه این امر به وضوح قابل مشاهده است.روند پرشتاب تر قصه و مثلث های پیش برنده آن(محسن و دو پسرش،حاج ر ضا ،همسر و دخترش،سعید و همکارش در رستوران به اضافه نامزد وی و ...)از جمله موارد مثبتی است که در این 10 12 قسمت پخش شده به چشم می خورد که امتداد آنها می تواند به کاری قابل قبول و جذاب منتهی شود که امیدواریم این اتفاق رخ دهد.اما در کنار نکات یاد شده برخی خامدستی ها کار را از یکدستی خارج کرده و رنگ و بوی کلیشه های نخ نما شده را بدان بخشیده است.مقوله عشق در یک نگاه که بیشتر در قشر نوجوان متداول بوده و تنها منحصر به منطقه جغرافیایی خاصی ،در اینجا سعید دانشجو را درگیر خود کرده و به این کاراکتر مرکزی مجموعه لطمه شدیدی وارد کرده است.در سه گانه ملودرام سهیلی زاده این اتفاق در متن داستان رخ داده و به یکی از عناصر اصلی درام تبدیل شده است.در ترانه مادری این امر کاملا در بافت قصه تنیده شده و در پیشبرد داستان نقشی کلیدی دارد.اما در فاصله ها علاقه میان این دو به ویژه از طرف سعید خیلی سریع و بدون زمینه چینی های لازم رخ داده و بیننده امروزی را مات و متحیر می کند!.اتفاقا کاراکتر دختربا بازی خوب بازیگرش بسیار خوب از آب درآمده و پیچیدگی هایی از جنس انسان عصر مدرن دارد.مرموز بودن این شخصیت می تواند برگ برنده ای برای این مجموعه در قسمت های پیش رو بوده و تماشاگر را تا انتها به دنبال خویش بکشاند.
کاراکترهای مثبت قصه مانند:محسن،حاج رضا و مرضیه در بسیاری جاها نقشی درپیشبرد داستان نداشته و بعضا با دیالوگ های شعاری خود به موعظه پرداخته و کار را از ریتم انداخته اند که البته در این میان محسن کمترین نقش و حاج رضا بیشترین نقش را داشته اند.در این بین مرضیه نیز به عنوان نمادی از یک زن سنتی ایرانی بسیار منفعل بوده و کنشمندی خاصی را از خود نشان نمی دهد.سعید نیز به عنوان کاراکتری خاکستری نوسان زیادی داشته و تشتت خاصی بر این نقش حکمفرماست .عصیان وی بر علیه محدودیت های بوجود آمده از سوی پدر ظریف و خوب از کار درآمده و برای تماشاگر به ویژه نسل جوان کاملا ملموس و باورپذیر است.
اما طرف منفی داستان به سیاق مجموعه های وطنی سنگین تر بوده و نویسنده در نگارش آنها آزادی عمل بیشتری داشته است.کاراکتر فرهاد که از قسمت هفتم وارد کار شده ویژگی های یک نقش منفی کلاسیک را داشته و تقابلش با محسن بسیار خوب از کار درآمده وآتش تنش درونی داستان را شعله ور کرده است.در واقع فرهاد با ورودش به داستان معمای را برای مخاطب طرح کرده و وی را به تماشای ادامه کار و نتیجه نهایی ترغیب می نماید. اما شخصیت ساسان اینگونه از کار درنیامده و بلای کلیشه های دمده برسر وی نیز نازل شده و در نهایت به کاریکاتوری از اصل تبدیل شده است.این جوان پیرو مد که ظاهرا مرزهای اخلاق را نیز درهم شکسته می توانست با اندکی ظرافت به کاراکتری متفاوت در عرصه سیما تبدیل شده و در قالب یک ضد قهرمان ظاهر شود که تا بدین جای کار این اتفاق رخ نداده است.
سهیلی زاده در سه مجموعه شبانه اش در سال های اخیر یه شکل فزاینده ای از بازیگران جوان بهره گرفته و از این حیث کمک فراوانی به معضل کمبود بازیگر جوان در تلویزیون و سینما نموده است.وی در فاصله ها نیز این روند را البته با شدت کمتری دنبال کرده وآنان را با بازیگران نسل قبل تر مانند:دانیال حکیمی و حسن جوهرچی ترکیب کرده و نتیجه خوبی هم گرفته است.حکیمی در آستانه میانسالی انتخاب درجه یکی برای نقش پدری نگران و خانواده دوست بوده و بخش عمده ای از بار ملودرام کار را به دوش کشیده است.اما جوهرچی در نقش فرهاد نتوانسته کینه عمیق این شخصیت را به خوبی به نمایش گذاشته و در برخی جاها به بازی غلو شده و اگزجره ای روی آورده است.
در میان بازیگران جوان سریال،شاهرخ استخری که در دلنوازان حضوری موفق داشت در اینجا نتوانسته از دام کلیشه ها فرار کرده و نقشی کاملا تکراری را با همان فیگورهای پیشین ارائه کرده است.در نقطه مقابل بهاره افشاری به عنوان پارتنر استخری عالی ظاهر شده و چند وجهی بودن کاراکترش را به خوبی به نمایش گذاشته است.
حسین سهیلی زاده در آخرین ساخته تلویزیونی اش پیشرفت های قابل ملاحظه ای در قیاس با کارهای پیشینش نشان داده و ثابت کرده که قاب کوچک تلویزیون را کاملا شناخته و رگ خواب تماشاگر عام را در دست دارد.

انتهای خبر / خبرگزاری سینمای ایران/ کد خبر 6177

کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاری سینمای ایران می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

هایپر مدیا مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش اطلاع رسانی